3 165
مشترکین
+324 ساعت
-207 روز
-9530 روز
آرشیو پست ها
3 165
روزای عجیبیه واقعا
چقد چیزای عجیبی دیدم این مدت
یسری ادمارو دیدم
از دوست و فامیل نزدیک تا ادمایی که حتی یک کلمه هم حرف نزده بودم باهاشون
که خودشونو کشتن تا جای ممکن بهم اسیب بزنن تو شرایط سخت
چه دروغا و تهمتایی
واقعا غیرقابل باور بود برام
یسری ادمارو هم دیدم که چقد خالصانه و بی چشم داشت بهم عشق دادن و همه جوره حواسشون بهم بود
عجیبه انسان
چقد میتونه تاریک و ترسناک باشه
چقدم میتونه سرشار از نور و عشق باشه
جهان ، جهان تضاده
هر چیزی با تضادش معنی پیدا میکنه
تا ادم بد نباشه، ادم خوب معنی پیدا نمیکنه
تا سیاهی نباشه، نور معنی نداره
و در نهایت همش یه چیزه و به یک منبع برمیگرده
3 165
تو روزایی که هر کی توش قرار داشت احتمال خودکشی کردنش خیلی زیاد بود
مدیتیشن
پادکست
پیاده روی
و موزیک
نجاتم دادن
واقعا فک نمیکردم زنده بیرون بیام ازین روزا
3 165
حالا خلاصه که در فروپاشیده ترین خالت ممکن هر روز از خدا میخواستم تا روز تولدم بهم یه هدیه بده
و واقعا داد😭✨
یه بینش خیلی عمیق و یه اگاهیه عجیب
ازون روز واقعا حالم بهتره
انگار عمقِ از دست رفته ی وجودیمو بهم برگردوند
مثه تجربه ی ماشرومه
انگار از بالاتر به مسائل زندگی نگاه میکنی و مشکلات خیلی کوچیکتر میشن
3 165
حالا انی وی
واقعا life is crazy
ینی اینقد زندگی غیرقابل پیش بینیه که اصن ادم از یه ثانیه بعدشم خبر نداره
قشنگ مثل بازی قماره
یهو یه کارت میاد همه چیو عوض میکنه
عجیبه واقعا این بازی.
3 165
و به اگزیستانسیال ترین حالت زیستم این ماه اخیرو
اینجوری که فقط همون لحظه رو در نظر میگرفتم نه بیشتر
همیشه دوس داشتم اینقد خفن باشم که اینجوری زندگی کنما
ولی دوس نداشتم زندگی تو شرایطی قرارم بده که مجبور بشم اینجوری زندگی کنم :))
3 165
بعد اینجوری بودم که خب
یه هفته ی دیگه میذارم پلن مُردنو
توی این یه هفته سعی میکنم از روزای اخر زندگیم لذت ببرم :))
3 165
بخوام از فشار روانی این یک ماه اخیر بهتون بگم
جوری بود که هر روز داشتم فک میکردم چه راهی برای مردن کم دردتر و قطعی تره
اینجوری که اکه نمردم و ناقص شدم چی! دنبال یه راه قطعی بودم که به ناقص شدن نینجامد :))
