fa
Feedback
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی

تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی

رفتن به کانال در Telegram

درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی * صفحه‌ی من در سایت آکادمیا: http://independent.academia.edu/AdnanFallahi * لینک نخستین مطلب کانال: https://t.me/AdnanFallahi/2

نمایش بیشتر
2 815
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+137 روز
+4830 روز
آرشیو پست ها
... فزونی بدعت‌ها و منکرات در دوران ما [= قرن هفتم و هشتم قمری] و زشتی و قباحتشان تا به حدی است که گویی همگی این‌ها به شعائر دین و امور واجب بر ما تبدیل شده‌اند... منکرات و بدعت‌ها در دوران ما زیاد شده‌اند... و علما با وجود دیدن این بدعت‌ها آن‌ها را به حال خود رها کرده و ـ به سبب خو گرفتن مردم به این عادات زشت ـ غالبا در مجالس خود توجه مخاطبان را به این موضوع برنمی‌انگیزانند. و این همان چیزی است که امت‌های پیشین را هلاک کرد... ابن الحاج (737ق)، المدخل، ج1، صص70،81، القاهرة: مکتبة دار التراث. #گذشته‌ی_متخیل @AdnanFallahi

کانت نه تنها ایمان خصوصی مسیحی را تأیید می‌کند بلکه بر کلیساهای مسیحی به مثابه نیروی اخلاقی سیاسی در جهان مدرن صحه می‌نهد. یک قرن پس از هابز، کانت راهی برای بازگشت الهیات به مرکز اندیشه سیاسی پیدا کرد. مارک لیلا، خدای مُرده‌زاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن، ص۱۳۰، ترجمه زانیار ابراهیمی، تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲.

و چه شکستی بزرگ‌تر از آن چیزی است که ما در این زمان [= قرون هفتم و هشتم قمری] با آن مواجهیم. ابن الحاج (737ق)، المدخل، 4/304 القاهرة: مکتبة دار التراث. #قدیم_متخیل @AdnanFallahi

در این دوران [= قرن هفتم و هشتم قمری] خواسته‌ی زنان از شوهرانشان غالبا فقط نفقه و لباس و امور دنیوی است. اما عموما به مسائل دینی توجه و اهتمامی ندارند، بلکه این امور حتی به فکر بعضی‌شان هم نمی‌رسد... ابن الحاج (737ق)، المدخل، ج1،ص277 القاهرة: مکتبة دار التراث. #قدیم_متخیل @AdnanFallahi

America was founded as a Christian nation. It remains a Christian nation in our DNA, if we can keep it. And as public officials, we have a sacred duty 250 years on to glorify him... we derive our strength through faith and through truth and through the word of God... [Christ’s] mission was to divide truth from lies, the things of the world from the things of God, light from darkness, good from evil. And like Christ, in earthly ways our brave warriors are not called to appease the world, they must confront it. We know we fight a physical battle but ultimately grounded, as the president said, in a spiritual battlefield... The willingness to make sacrifices on behalf of one’s country is born in one thing: a deep and abiding belief in God’s love for us and his promise of eternal life... To preserve the soul of America, we must continue to wield not just the physical sword but the sword of truth. Unafraid and unabashed in this fight, we must remember every single day especially, especially in this town, that all power, honor, and all glory belongs to our Lord and Savior, Jesus Christ. Christ is king and may God bless our warriors, may God bless our great republic in these United States of America Pete Hegseth #الهیات_سیاسی #محافظه‌کاری_امریکایی https://publicwitness.wordandway.org/p/at-national-prayer-breakfast-hegseth @AdnanFallahi

❓آیا دین از سیاست جداست؟ پرسش «آیا دین از سیاست جداست؟» در زمره‌ی آن دسته پرسش‌هایی قرار می‌گیرد که به‌رغم ظاهر ساده‌شان، نه تنها پاسخی قطعی ندارند، بلکه خودِ صورت‌بندیِ آن‌ها گمراه‌کننده و بی‌ربط است. این پرسش، ذهن را به دالانِ باریکِ «بله یا خیر» می‌کشاند، در حالی که واقعیتِ زیسته‌ی انسانی در افقی بسیار گسترده‌تر از این دوگانه‌ی مبتذل و ساده‌سازی‌شده جریان دارد. برای روشن شدن بی‌ربطی این سؤال، کافی است به پدیده‌ای ظاهراً غیرسیاسی مثل فوتبال نگاه کنیم. آیا فوتبال از سیاست جداست؟ بودجه‌ی کلان باشگاه‌ها با تصمیم‌گیری‌های سیاسی گره خورده، میزبانیِ جام‌جهانی دستاویزی برای قدرت‌نمایی ژئوپلیتیک است، شادیِ ملی پس از یک گل، به اتحادیه‌ای سیاسی بدل می‌شود و حتی کارت زرد داور می‌تواند تنش‌های دیپلماتیک ایجاد کند. اگر سیاست تا این اندازه از «یک بازیِ مهیج» تفکیک‌ناپذیر است، پس چگونه می‌توان ادعا کرد که از «دین» جداست؟ دین کهن‌ترین، فراگیرترین و بنیادی‌ترین نظامِ معنا‌بخشی به زندگی بشر است؛ دین به هویت، اخلاق، مناسک، حقوقِ مدنی و حتی مفهومِ زمان و مکان شکل داده است. به‌تعبیر دیگر، سیاست چیزی جز «مدیریتِ مناسباتِ قدرت و توزیعِ منابع در زیستِ جمعی» نیست. هر پدیده‌ای که بر رفتارِ جمعی انسان تأثیر بگذارد - از سلیقه‌ی موسیقایی تا باورهای آخرالزمانی - به‌ناچار در دایره‌ی سیاست قرار می‌گیرد. بنابراین پرسش از «جدایی» نه ضعیف که مبتذل است، زیرا پیش‌فرضِ آن، امکانِ زیستن در خلأِ معنایی و هویتی است. به جای اتلافِ وقت بر سرِ این پرسشِ دوقطبیِ بی‌حاصل، باید پرسش‌های دقیق‌تر، کاربردی‌تر و روشنگرانه‌تری مطرح کرد که به «چگونگیِ» نسبتِ دین و سیاست بپردازند، نه به «بود یا نبودِ». مثلا: 1⃣آیا نهادهای دینی باید متولیِ امرِ سیاسی باشند؟ این پرسش ناظر به نقش نهادها و موسسات دینی و متولیان دینی در حوزه‌ی سیاست و امر سیاسی است. 2⃣آیا سیاستمدار می‌تواند دیندار باشد؟ این پرسش، امکانِ هم‌زیستیِ ایمانِ قلبی با عقلانیتِ مدیریتی را بررسی می‌کند. 3⃣آیا بهره‌گیری از ادبیات و رتوریکِ دینی در سیاست جایز است؟ این سؤال به کارکردِ نمادها می‌پردازد؛ استفاده از ادبیات دینی آیا مشروعیت‌بخشِ قدرت است یا بهره‌کشیِ ابزاری از مقدسات؟ مرزِ اقناعِ دینی با تبلیغاتِ سیاسی کجاست؟ 4⃣نسبتِ بین اخلاق و سیاست چیست؟ که شاید بنیادی‌ترین پرسش باشد. آیا سیاست، عرصه‌ی تحققِ فضیلت‌های اخلاقی (عدالت، انصاف، ایثار) است، یا عرصه‌ی کشمکشِ منافع؟ نسبتِ «واقعیتِ قدرت» با «آرمانِ اخلاقی» که ریشه در باورهای دینی یا فلسفی دارد، چه نسبتی است؟ نتیجتا به‌جای پرسش از «جدایی» که پاسخی انتزاعی و تاریخ‌ناپذیر دارد، باید از «حدود»، «نقش‌ها»، «نهادها» و «روش‌های تعامل» بپرسیم. این پرسش‌هایِ دقیق هستند که جامعه‌شناسیِ سیاسی را پیش می‌برند و به ما اجازه می‌دهند تا در پیچ‌وخمِ جهانِ مدرن، به بازتعریفِ هوشمندانه‌ای از این رابطه‌ی دیرینه دست یابیم. @AdnanFallahi

بیشتر زنان [دوران ما] پیراهنشان تا زانوست و هرگاه خم می‌شوند یا می‌نشینند یا می‌ایستند، عورتشان آشکار می‌شود... و بنگر که این سنت‌ها چگونه در دوران ما زایل شده است... وقتی یکی از زنان می‌خواهد از منزل خارج شود خود را می‌آراید و بهترین لباس و جواهراتش را بر تن می‌کند و مانند عروس وارد گذر می‌شود و در میان گذر راه می‌رود و خودنمایی می‌کند... ابن الحاج (737ق)، المدخل، 1/241،245، القاهرة: مکتبة دار التراث. #قدیم_متخیل @AdnanFallahi

🕌عضویت در ناتو و میراث اسلامگرایان ترکیه    عدنان مِندرس (۱۸۹۹-۱۹۶۱) نهمین نخست‌وزیر ترکیه و اولین رئیس‌دولت این کشور بود که با رأی مردم به قدرت رسید. مندرس در دوران نخست‌وزیری خود (۱۹۵۰-۱۹۶۰) گام‌های مهمی در جهت احیای هویت اسلامی ترکیه برداشت. از جمله مهم‌ترین اقدامات او، لغو ممنوعیت ۱۸ ساله اذان به زبان عربی و بازگرداندن آن به صورت اصلی‌اش بود. همچنین وی آموزش‌های مذهبی را که در دوران تک‌حزبی لغو شده بود، دوباره برقرار کرد.    اقدامات مندرس تا جایی مهم بود که بدیع‌الزمان سعید نورسیِ کُردی، از علمای بزرگ ترکیه، او را «قهرمان اسلام» خطاب و پیش‌بینی کرد که نتایج خدمات مهم وی به دین اسلام بعدا آشکار خواهد شد[۱].    اما در عرصه‌ی سیاست خارجی، مندرس نقش کلیدی‌ای در پیوستن ترکیه به پیمان نظامی ناتو ایفا کرد. در سال ۱۹۵۲ و در دوران نخست‌وزیری او، ترکیه به این اتحادیه پیوست و مندرس خود در نشست سران ناتو در پاریس (۱۹۵۷) شرکت کرد.    با این حال، دوران حکومت مندرس با کودتای نظامیان در ۲۷ می ۱۹۶۰ به پایان رسید. او در دادگاهی نظامی در جزیره یاسی‌آدا محاکمه و به اعدام محکوم شد. سرانجام در ۱۷ سپتامبر ۱۹۶۱، عدنان مندرس به همراه دو تن از وزیران کابینه‌اش به دار آویخته شد. مندرس در کنار کسانی چون تورگوت اوزال و نجم‌الدین اربکان همواره مورد احترام اسلامگرایان ترکیه بوده و او را به مثابه قربانی سلطه‌ی ارتش و نظامیان کمالیست ترکیه یاد می‌کنند؛ تا جایی که امروزه حزب حاکم و بسیاری از دیگر جریان‌های سیاسی ترکیه از وی به عنوان «شهید دموکراسی» نام می‌برند. ــــــــــــ ارجاعات: [۱]. https://sorularlarisale.com/ustad-bediuzzamanin-adnan-menderese-bakis-acisi-nasildi?amp @AdnanFallahi

از آنجا که دین اساس اخلاق است، دین و سیاست ضرورتا به هم مرتبط‌اند. ما دین را به مثابه یک راهنما نیاز داریم. ما به آن نیاز داریم چراکه ناقص هستیم و دولت ما به کلیسا نیاز دارد... ما هیچ دینی را در این کشور پایه‌گذاری نمی‌کنیم و هرگز نخواهیم کرد. ما به هیچ عبادتی دستور نمی‌دهیم. ما هیچ اعتقادی را الزامی نمی‌کنیم. اما زمانی که زیربنای الهیاتی جامعه‌مان را حذف کنیم، آن را مسموم کرده‌ایم... همه آزادند که اعتقاد داشته باشند یا نداشته باشند. همه آزادند که به مقتضای ایمان خود عمل کنند یا نکنند. اما باورمندان باید آزاد باشند که در مورد عقیده‌ی خود صحبت کنند و بر اساس آن عمل کنند و آموزه‌های اخلاقی را درباره‌ی مسائل عمومی به کار گیرند. Ronald Reagan, Remarks at an Ecumenical Prayer Breakfast in Dallas, Texas (August 23, 1984) https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/remarks-ecumenical-prayer-breakfast-dallas-texas #محافظه‌کاری_امریکایی @AdnanFallahi

اعلامیه‌ی استقلال [امریکا] به «خدای طبیعت» و «خالق» و «قاضی برتر جهان» متوسل شده است....    جیمز مدیسون در مقالات فدرالیست تایید کرد که وی دست خداوند متعال را در ایجاد جمهوری‌مان حس کرده است. جان جی. اولین قاضی دیوان عالی، هشدار داد که ما هرگز نباید خدایی که برکات ما از او جاری شده است را فراموش کنیم.    جورج واشینگتن در سخنرانی خداحافظی خود در سال 1796 مستقیما به جایگاه عمیق و بی‌بدیل دین در قلب ملت ما اشاره کرد. هفت سال پیش از آن، فرانسه حکومتی را ایجاد کرده بود که قرار بود کاملاً سکولار باشد. این حکومت جدید به جای قانون خدا بر اساس عقل استوار می‌شد. اما تا سال 1796، انقلاب فرانسه دوره‌ی حکومت وحشت را شناخته بود. و جورج واشینگتن در مورد این ایده که بدون یک پایه‌ی اخلاقی و مذهبی محکم، بتوان یک سیاست عاقلانه داشت، ابراز تردید کرد. او گفت:
در میان همه منش‌ها و عاداتی که به شکوفایی سیاسی منجر می‌شوند، دین و اخلاق پشتوانه‌های ضروری‌اند. چه بیهوده است کسی که (خود را یک میهن‌پرست می‌خواند) بکوشد که این... بهترین [محکم‌ترین] ستون‌های وظایف انسان‌ها و شهروندان را ویران کند. یک سیاستمدار محض... و یک مرد پرهیزگار باید دین و اخلاق را احترام کند و عزیز بشمارد"
   واشینگتن می‌افزاید:
بیایید درباره‌ی این فرضیه که اخلاق بدون دین می‌تواند دوام پیدا کند، محتاط باشیم".
   من معتقدم که جورج واشینگتن می‌دانست که شهر انسان نمی‌تواند بدون شهر خدا دوام بیاورد، اینکه شهر مرئی در غیاب شهر نامرئی از بین خواهد رفت. Ronald Reagan, Remarks at an Ecumenical Prayer Breakfast in Dallas, Texas (August 23, 1984) https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/remarks-ecumenical-prayer-breakfast-dallas-texas #محافظه‌کاری_امریکایی @AdnanFallahi

من معتقدم که ایمان و مذهب نقش مهمی ـ و همیشه هم نقش داشته است ـ در زندگی سیاسی ملت ما ایفا می کند و کلیسا ـ و مرادم همه‌ی کلیساها و همه‌ی فرقه‌ها[ی مسیحی] است ـ تأثیر سترگی بر دولت داشته است. و این جریان، به سود ما ـ به مثابه یک ملت ـ عمل کرده است. کسانی که کشور ما را ایجاد کردند ـ پدران و مادران بنیانگذار [امریکا] ـ فهمیدند که یک نظم الهی در کار است که از نظم انسانی فراتر می‌رود. آنها دولت را در واقع نوعی نظم اخلاقی می‌دانستند و احساس می‌کردند که شالوده‌ی نظم اخلاقی‌، دین است. Ronald Reagan, Remarks at an Ecumenical Prayer Breakfast in Dallas, Texas (August 23, 1984) https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/remarks-ecumenical-prayer-breakfast-dallas-texas #محافظه‌کاری_امریکایی @AdnanFallahi

در هیچ دین دیگری [جز مسیحیت] مبارزه بین کلیسا و دولت نمی‌توانست ایجاد شود. مارک لیلا، خدای مُرده‌زاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن، ص۴۰، ترجمه زانیار ابراهیمی، تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲. @AdnanFallahi

فردریک داگلاس (1895م) کنشگر سیاهپوست و از پیشگامان جنبش ضدبرده‌داری در امریکا بود. او از بردگی گریخت و به نیویورک آمد. لیبرال
فردریک داگلاس (1895م) کنشگر سیاهپوست و از پیشگامان جنبش ضدبرده‌داری در امریکا بود. او از بردگی گریخت و به نیویورک آمد. لیبرالیسمِ کلاسیک دوران داگلاس هنوز امکان لغو برده‌داری را فراهم نکرده بود و از این حیث، وی یکی از نواندیشانِ سنت لیبرالیسم محسوب می‌شود.    سخنرانی او به مناسبت سالگرد استقلال امریکا در 5جولای 1852 در شهر روچسترِ ایالت نیویورک مشهور است. این سخنرانی با عنوان "چهارم جولای برای بردگان چه معنایی دارد؟" بعدا منتشر شد. داگلاس در این سخنرانی به شدت به امریکا تاخت و گفت که سیاهپوستان و بردگان سهمی در شادمانی روز استقلال ندارند:
برای یک برده‌ی آمریکایی چهارم جولایِ شما چه معنایی دارد؟ جوابش را می‌گویم. روزی که بیش از هر روز دیگری در سال بی‌عدالتی و ظلمی را که او قربانی‌اش است آشکار می‌کند. در نظر او جشن شما تظاهر و دروغ است... همه‌ی خشونت‌ها و بدرفتاری‌ها را بجویید و وقتی آخرینشان را پیدا کردید، یافته‌ها‌یتان را کنار اَعمال روزمره‌ی این ملت بگذارید و خواهید دید که در قساوتِ انزجارآور و دوروییِ بی‌شرمانه، آمریکا بی‌رقیبْ حکمرانی می‌کند" (به نقل از ترجمه‌‌ی فارسی آموزشکده‌ی توانا).
@AdnanFallahi

عقب نشینی به رَهبانیت، حکومت بر شهر زمینی با دو شمشمیر کلیسا و دولت، ساختن اورشلیمِ جدیدِ موعودباورانه، کدام یک مدل راستینِ سیاستِ مسیحی‌اند؟ خود مسیحیان بیش از هزار سال نمی توانستند در این باره تصمیم بگیرند و این تنش سرچشمه نزاع و مبارزه ای کم وبیش بی امان بوده است، مبارزه ای عمدتاً آموزه ای که مؤمنان را بر سر معنای اصیل وحی مسیحی به جان مؤمنان انداخته است. شمار تضادهایی که می توان در زندگی و اندیشه سیاسی قرون وسطایی پیدا کرد بی‌نهایت گیج کننده اند. شهر انسان در برابر شهر خدا صف آرایی کرد، شهروندی سیاسی در برابر عزلت گزینی رهبانی، حق الهی پادشاهان در برابر حق مقاومت، اقتدار کلیسا در برابر شریعت‌ستیزی رادیکال، قانون شریعت در برابر بصیرت عرفانی، مفتش در برابر شهید، شمشیر سکولار در برابر کلاه اسقفی، شهریار در برابر امپراتور، امپراتور در برابر پاپ، پاپ در برابر شوراهای کلیسا. مارک لیلا، خدای مُرده‌زاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن، ص۳۶، ترجمه زانیار ابراهیمی، تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲. @AdnanFallahi

آیا صاحبان مذاهبِ [فقهیِ] ما هرگز مدعی خاتمیتِ استدلالات و تفاسیر خود شده‌اند؟ هرگز! به نظرم، خواست نسل معاصرِ لیبرال‌های مسلمان برای بازتفسیر اصول اساسی فقهی در پرتو تجربه‌ی خویش و شرایط متفاوت زندگی مدرن، کاملا موجه است. محمد اقبال لاهوری، The Reconstruction of Religious Thought in Islam, p. 134, Stanford University Press&Iqbal Academy Pakistan, 2012. @AdnanFallahi

فرض ما این بود که از این پس چنان چیزی ناممکن است، که انسان‌ها آموخته اند مسائل دینی را از مسائل سیاسی جدا کنند، که تعصب مُرده است. ما اشتباه می‌کردیم. مارک لیلا، خدای مُرده‌زاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن، ص بیست و سه، ترجمه زانیار ابراهیمی، تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲. @AdnanFallahi

سرانجام تُرکها به نواحی ساحلی شمال آفریقا پیشروی کردند. در سال ۱۵۱۷م مصر به زیر سلطه عثمانی درآمد و شمال آفریقا تا دوردستها همچون غرب الجزائر نیز تحت قلمرو عثمانی قرار گرفت... آنچه سبب تزلزل پیشرفت عثمانیها به طرف غرب شد کمابیش این بود که در شرق ترکیه در سرزمین آناطولی عثمانیها به طور ناگهانی با تهدید مستقیم صفویان مواجه شدند. لئونارد پاتریک هاروی، مسلمانان در اسپانیا (سال‌های ۱۵۰۰-۱۶۱۴م)، صص۴۲۸،۴۲۹، ترجمه د. عبدالله ناصری طاهری ودیگران، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چ۳، ۱۳۹۸

باید توجه داشت که حتی وجود یک کشور کانونی قدرتمند هم تضمینی برای حل تمام منازعات به سود تمدن متبوع آن کشور نیست. مثال خیلی برجسته و البته فراموش‌شده‌ی این قضیه مواضع امپراتوری عثمانی در برابر اخراج مسلمین اسپانیا در قرن شانزدهم میلادی بود. ماجرای اخراج مسلمین اسپانیا (موریسک‌ها) چیزی شبیه مصائبی است که بر سر عرب‌های فلسطینی در یک قرن گذشته آمده است. این ماجرا مصادف با اوج اقتدار دولت عثمانی در شرق اروپا بود. البته دولت عثمانی از هرگونه حمایت و اقدام اصطلاحا دیپلماتیک از مسلمانان اسپانیا دریغ نکرد اما محدودیت‌های ژئوپولیتیک و نیز اولویت‌های این دولت درباره‌ی نزاع با صفویان در آسیا و تثبیت قدرت در شمال آفریقا مانع گسترش یک جنگ تمام‌عیار بین عثمانی و پادشاهی‌های کاتولیک در اسپانیای کنونی شد. بلکه نهایتا سلطان مراد سوم و فلیپه دوم در ۱۵۸۱ قرارداد آتش‌بسی را امضا کردند که از قضا تداوم هم یافت. فلیپه دوم همان پادشاه متعصب مسیحی‌ای بود که مسلمانان اسپانیا را به شدت تحت فشار گذاشت و پس از سرکوبی قیام آنها در ۱۵۷۱ در گرانادا، آنها از اسپانیا اخراج کرد. با وجود تمام اینها عثمانی‌ها قدرت این پادشاهی مسیحی در اسپانیا و پرتغال را به رسمیت شناخته و لاجرم تن به صلح دادند و عملا هیچ دفاعی از هم‌کیشان تحت فشار خود در اسپانیا به عمل نیاوردند. @AdnanFallahi

اصطلاح سکولاریسم به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده است اما نمی‌توان این مفهوم را جز با به كار بستن توان تفسيری‌اش در بافتارهای مختلف معنا کرد... لیبرالیسم بر آزادی‌ها ـ از جمله آزادی فردی دینی ـ تأکید می‌کند و دشواره‌ی آن در این است که هرچند که جامعه در ساحت نظریه صرفا از افراد تشکیل شده است اما عملا چنین نیست و ربطه‌ای بین دین و جماعت انسانی در کار است. ما سکولاریسم‌ها و سکولاریزاسیون‌ها داریم... سکولاریسم یک فلسفه‌ی علمیِ قائم به ذات نیست، بلکه رویکردی ناظر به رابطه‌ی دین با اجتماع و دولت، و دیدگاهی در این مورد است. سکولاریزاسیون نیز نظریه‌ای درباره‌ی پیدایش این رابطه است که از نظر معرفتی ـ مثل هر نظریه‌ی دیگری ـ توان تفسیر و مجال چند و چون و رد و ایراد دارد. عزمي بشارة، الدين والعلمانية في سیاق تاریخي (الجزء الثاني)، 1/39، قطر: المرکز العربي للابحاث ودراسة السیاسات، طـ1، 2015. @AdnanFallahi

... ولی هم اکنون در کشورهای اسلامی گوئی این صناعت [پزشکی] رو به نقصان میرود زیرا درین کشورها پیشرفت عمران متوقف شده و بلکه انحطاط یافته است و پزشکی از صنایعی است که جز در مهد حضارت و تجمل‌خواهی [تَرَف] پیشرفت نمیکند و ما در فصول بعد این نکته را آشکار خواهیم کرد. ابن خلدون، مقدِّمه، 2/1041، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi