,دنیایسوفی؛
رفتن به کانال در Telegram
فعلا باشیم تا ببینیم چی میشه؛ ناشناس: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-552085-Uue8dBN @Melinadaily_bot
نمایش بیشتر189
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
189
چیزی که بیشتر از همه راجب زندگی آزارم میده، "تموم شدنِ".
جدا شدن از آدما و چیزهایی که بهشون اهمیت میدی، اهمیت دادن رو عذاب آور میکنه.
چرا باید چیزی رو شروع کنیم که قراره تموم شه؟! ادمهایی رو دوست داشته باشیم که قراره برن.
میل به جاودانگی ندارم، چون دیگه حوصله تحمل و ادامه دادن زندگیمو ندارم، ولی رو این ریلهای نصفه نیمه هم دوست ندارم برونم، دوست ندارم حرکت کنم تا یهو پرتابم کنن ته دره..
اگه دست من بود هیچوقت چیزی رو شروع نمیکردم، اما خب درست مثل تولدم، هرچیزی که الان تو زندگیم اهمیت داره از قبل شروع شده.
احساس میکنم نشستم روی یه زمین سرد و سیمانی که اطرافم پره از ساعتهای شنی بزرگ.
تنها کاری که میکنم اینه، منتظر بمونم آخرین دونهی شنِ هر ساعت بیوفته پایین و دوباره ناراحت بودنی که تموم نشده رو شروع کنم.
همینقدر تکراری و خسته کننده..
189
Repost from ,دنیایسوفی؛
یعنی واقعا تا حالا نشده دلتنگم بشی و با خودت بگی گور بابای هر چی که پیش اومده، بذار برم بهش بگم دلم تنگ شده؟ نشده احساس خفگی کنی و با خودت بگی بیخیال مگه چقدر زندهام که باهاش حرف نزنم؟ نشده بگی تو این دنیای مسخره، چرا بخاطر غرورم دلتنگ بمونم و حرف نزنم؟ نشده حتی بخوای به دروغ بهم بگی دلت واسم تنگ شده؟!
خب نشده لابد!
189
Repost from ,دنیایسوفی؛
ما دل گرفتهها؛
اولِ اولش مهربون بودیم،
مهربونایی که به واسطهی مهربون بودنشون
خیلیا به خودشون این اجازهرو میدادن
که اذیتمون کنن و بشکننمون،
ماها ادمای خوبی بودیم، خوشحال و شاد
همه رو دوست داشتیم و
از همهی چیزهایی که داشتیم واسشون خرج میکردیم،
بیاحساس نبودیم
ارامشِ کسی رو ازش نمیگرفتیم
پر از امید بودیم، امیدوار به اومدن روزای خوب
اما، اما این لعنتیا نزاشتن
اینا، همونایی بودن که دلمونو شکستن،
فرستادنمون کنج اتاق تا بشینیم و غصه بخوریم
بغضهامونو تو گلومون حبس کنیم،
بغضهای حبس شدمون به مرور زمان شدن غمباد
غمباد شد کینه،
کینهها شدن خودخوری، انتقام
اما تو خودت خوب میدونی
ما دل گرفتهها ادمای خوبی بودیم،
مگه نه؟!
درسته کسی هیچوقت غممو نخورد،
ولی تو اینو بدون
من خودم یه تنه واسه دلِ گرفتت هستم
نمیزارم کسی بیشتر بگیرتش ازت.
من قدر خودمو ندونستم،
اما تو قدر خودتو بدون..
189
یه مدت بیخیالم شین، باشه؟!
نه تلگرامم خوب وصله که حرف بزنم باهاتون
نه حالم خوبه بخوام حرف بزنم
نه اصلا خونهام که گوشیم دستم باشه
همتون از دستم ناراحتین، ولی از دلتون در میارم حالم بهتر شه..
189
گفت چرا انقدر سعی داری خودتو قوی نشون بدی، وقتی هیچی ازت نمونده؛ لبخندش تو خوابم همون دلیلی بود که نمیدونست..
189
چه دلم خوش بود، گفتم اگه اف شم
حالم بهتر میشه،
خوشبختانه یا بدبختانه همهچی بدتر از قبل اینا شده..
