Hosein
اینجا اگاهی ،آرامش را به اشتراک میگذاریم امید که چراغ زندگی تک تک مان روشن باشد
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام Hosein
کانال Hosein (@hoseinmind) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 282 582 مشترک است و جایگاه 47 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 790 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 282 582 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 28 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -16 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -186 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 33.62% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.78% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 95 007 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 30 458 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیتیشن, چیز, حضور, خودداری, سکونت تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“اینجا اگاهی ،آرامش را به اشتراک میگذاریم
امید که چراغ زندگی تک تک مان روشن باشد”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 29 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 29 سپتامبر | +11 | |||
| 28 سپتامبر | +10 | |||
| 27 سپتامبر | +26 | |||
| 26 سپتامبر | +18 | |||
| 25 سپتامبر | +23 | |||
| 24 سپتامبر | +11 | |||
| 23 سپتامبر | +33 | |||
| 22 سپتامبر | +78 | |||
| 21 سپتامبر | +29 | |||
| 20 سپتامبر | +12 | |||
| 19 سپتامبر | +26 | |||
| 18 سپتامبر | +37 | |||
| 17 سپتامبر | +18 | |||
| 16 سپتامبر | +51 | |||
| 15 سپتامبر | +33 | |||
| 14 سپتامبر | +30 | |||
| 13 سپتامبر | +13 | |||
| 12 سپتامبر | +42 | |||
| 11 سپتامبر | +667 | |||
| 10 سپتامبر | +353 | |||
| 09 سپتامبر | +3 | |||
| 08 سپتامبر | +5 | |||
| 07 سپتامبر | +18 | |||
| 06 سپتامبر | +39 | |||
| 05 سپتامبر | +27 | |||
| 04 سپتامبر | +10 | |||
| 03 سپتامبر | +7 | |||
| 02 سپتامبر | +18 | |||
| 01 سپتامبر | +9 |
| 2 | "بخشی از پریشانی تو ناشی از یک خشم مدفون شده است؛چیزی در تو هست، نوعی ترس و کمرویی که اجازهی ابراز خشمت را نمیدهد.
به جای آن، به فروتنیات مینازی.
نوعی «پاکدامنی اجباری» برای خود پدید آوردهای!احساسات را در عمق مدفون میکنی و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی، تصور میکنی یک قدیسی!فرو خوردن خشم، انسان را بیمار میکند."
#اروین_دی_یالوم
@hoseinmind | 80 775 |
| 3 | موسیقی درمانی
@hoseinmind | 86 871 |
| 4 | بدون متن... | 103 932 |
| 5 | برای ارتباط و دنبالکردن ما از راههای زیر میتوانید همراه ما باشید:
📸 صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/hosein_aura
✈️ کانال تلگرام:
https://t.me/hoseinmind
🌐 وبسایت «این نقطه» — دسترسی از داخل ایران بدون فیلترشکن:
https://innoghte.ir
🌍 وبسایت «این نقطه» — دسترسی از همهجای دنیا:
https://innoghte.com
▶️ کانال یوتیوب:
https://youtube.com/@hoseinaura1 | 108 353 |
| 6 | بدون متن... | 110 955 |
| 7 | 💫
به نظر عجيب ميرسه ولي احساسات هم واسه خودشون احساسات دارن!چون بخشي از ما هستن ميفهمن كه خواستني نيستن. ترس ميره قايم ميشه، عصبانيت وانمود ميكنه وجود نداره! اينجوري نميشه به سايه غلبه كرد
ديپاك چوپرا
@hoseinmind | 140 261 |
| 8 | بدون متن... | 117 433 |
| 9 | کیمیاگری در تاریکی (چگونه از دلِ این رنج، معنا بیرون بکشیم؟)
حالا با این بدنهای خسته و روانهای زخمی چه باید کرد؟ آیا باید تسلیمِ این سیاهی شد؟ اینجا همان نقطهای است که یونگ، مانند پیرِ خردمندی در تاریکی، چراغی روشن میکند. یونگ به ما میگوید که رنجِ بیمعنا، انسان را نابود میکند. اما اگر بتوانیم برای رنجمان معنایی خلق کنیم، آن رنج تبدیل به سوختِ بیداری ما میشود.
تابآوری از جنس یونگی، به معنای مثبتاندیشیِ سمی و گفتنِ «همه چیز درست میشود» نیست. تابآوری یعنی ایستادن در دلِ تاریکی و نگاه کردن به چشمهای هیولا. اما چطور در زندگی روزمره این معنا را خلق کنیم؟
• آیینهای کوچکِ حضور (Rituals of Presence): وقتی همهچیز در دنیای بیرون از کنترل ما خارج است، روان ما احساس فلج بودن و استیصال میکند. راهکار عملی این است که با «آیینهای کوچک» عاملیت و کنترل را به روانمان برگردانیم. این آیین میتواند ده دقیقه آب دادن به گلدانها با تمامِ حواس باشد، میتواند دم کردنِ قهوه، نوشتن، یا حتی مرتب کردن یک میز با تمرکزِ مطلق باشد. در آن چند دقیقه، ما به جهان بیرون میگوییم: «شاید بیرون طوفان باشد، اما در این لحظه و در این نقطه، من مسلطم و من خلق میکنم.»
• مواجهه با سایه و ثبتِ درون: به جای فرار از احساسات تاریک، آنها را به رسمیت بشناسید. یونگ ابزاری دارد به نام «تخیل فعال»؛ اما در سادهترین شکلش برای روزمرهی ما، یعنی نوشتنِ بدون سانسور. وقتی احساس خفگی میکنید، بنویسید: «من امروز پر از خشمم، پر از نفرتم، پر از ترسم.» کلمات وقتی روی کاغذ میآیند یا به زبان آورده میشوند، از بدن خارج میشوند و دیگر به شکل بیماری به تنِ شما چنگ نمیاندازند. شما نقش یک ناظرِ مهربان را برای درد خودتان بازی میکنید.
• اتصال به زخمهای مشترک: وقتی دردهای ما از سطح فردی فراتر میرود و جمعی میشود، شفا نیز باید جمعی باشد. خواندنِ داستانها، اسطورهها و یا شنیدن موسیقیهایی که روایتگر دردهای مشابه در طول تاریخ بودهاند، به ما یادآوری میکند که ما در این رنج تنها نیستیم. روان ما با اتصال به این زنجیرهی انسانی، احساس التیام میکند. ما میفهمیم که این زخم، با تمام تلخیاش، بخشی از فرآیندِ بیداری و بلوغ ماست.
ما در حالِ پوستاندازیِ دردناکی هستیم. نشانههای روی بدنمان و خستگیهای روحمان، بهای همین مسیر است. مراقبِ تنهای خستهی همدیگر باشیم و به روانهای هم، حقِ سوگواری و بهبودی بدهیم.
@spirit_and_life | 140 966 |
| 10 | شورش خاموش بدن (وقتی تن، درد را فریاد میزند)
گابور ماته تعبیر تکاندهندهای دارد. او معتقد است وقتی ما در یک محیط پر از تنش، ناامنی و ترومای مستمر زندگی میکنیم، برای بقا مجبور میشویم احساساتمان را سرکوب کنیم. خشم، غم و ترس را قورت میدهیم تا بتوانیم فردا صبح دوباره از خواب بیدار شویم و به زندگی ادامه دهیم. اما بدنِ ما، هیچچیزی را فراموش نمیکند.
بیماریهای روانتنی (Psychosomatic) دقیقاً همینجا متولد میشوند. اینها توهم نیستند، دردهای کاملاً واقعی هستند که ریشه در روان زخمی ما دارند. بیایید با چند مثال ملموس که این روزها زیاد در خودمان و اطرافیانمان میبینیم به آن نگاه کنیم:
• دندانقروچههای شبانه و دردهای فک:
چقدر این روزها میشنوید که آدمها صبح با درد فک و گردن بیدار میشوند؟ این همان خشمی است که در طول روز نتوانستهایم ابراز کنیم. خشمی که در بیداری سرکوب شده، شبها در خواب، فکهای ما را به هم میفشارد تا شاید راهی برای خروج پیدا کند.
• گوارش؛ مغز دوم و انبار اضطراب: معدهدردهای عصبی، نفخهای دائمی و سندرم رودهی تحریکپذیر (IBS). روده و معدهی ما اولین جایی هستند که ناامنیهای محیط بیرون را جذب میکنند. وقتی هر روز با اخبار ملتهب بمباران میشویم و نمیدانیم فردا چه میشود، سیستم گوارش ما در حالت «جنگ و گریز» قفل میشود و توانایی هضمِ نه فقط غذا، که هضمِ اتفاقات را از دست میدهد.
• خستگی مزمن و بیحسی: خوابیدنهایی که خستگی را در نمیکنند. این خستگی فیزیکی نیست؛ این خستگیِ روانی است که سیستم عصبیِ سمپاتیک را فرسوده کرده است. روان شما آنقدر انرژی صرفِ «نگه داشتن و پنهان کردن» دردها کرده که دیگر توانی برای زندگی کردن باقی نمانده است. ریزش موهای ناگهانی و دردهای مفصلیِ بیدلیل، زبانِ بدن برای گفتن یک جمله است: «من دیگر نمیتوانم این حجم از فشار را تحمل کنم.»
این مطلب از صفحه
Spirit_and_life
نقل شده است و ادامه دارد… | 113 632 |
| 11 | کیمیاگری در تاریکی (چگونه از دلِ این رنج، معنا بیرون بکشیم؟)
حالا با این بدنهای خسته و روانهای زخمی چه باید کرد؟ آیا باید تسلیمِ این سیاهی شد؟ اینجا همان نقطهای است که یونگ، مانند پیرِ خردمندی در تاریکی، چراغی روشن میکند. یونگ به ما میگوید که رنجِ بیمعنا، انسان را نابود میکند. اما اگر بتوانیم برای رنجمان معنایی خلق کنیم، آن رنج تبدیل به سوختِ بیداری ما میشود.
تابآوری از جنس یونگی، به معنای مثبتاندیشیِ سمی و گفتنِ «همه چیز درست میشود» نیست. تابآوری یعنی ایستادن در دلِ تاریکی و نگاه کردن به چشمهای هیولا. اما چطور در زندگی روزمره این معنا را خلق کنیم؟
• آیینهای کوچکِ حضور (Rituals of Presence): وقتی همهچیز در دنیای بیرون از کنترل ما خارج است، روان ما احساس فلج بودن و استیصال میکند. راهکار عملی این است که با «آیینهای کوچک» عاملیت و کنترل را به روانمان برگردانیم. این آیین میتواند ده دقیقه آب دادن به گلدانها با تمامِ حواس باشد، میتواند دم کردنِ قهوه، نوشتن، یا حتی مرتب کردن یک میز با تمرکزِ مطلق باشد. در آن چند دقیقه، ما به جهان بیرون میگوییم: «شاید بیرون طوفان باشد، اما در این لحظه و در این نقطه، من مسلطم و من خلق میکنم.»
• مواجهه با سایه و ثبتِ درون: به جای فرار از احساسات تاریک، آنها را به رسمیت بشناسید. یونگ ابزاری دارد به نام «تخیل فعال»؛ اما در سادهترین شکلش برای روزمرهی ما، یعنی نوشتنِ بدون سانسور. وقتی احساس خفگی میکنید، بنویسید: «من امروز پر از خشمم، پر از نفرتم، پر از ترسم.» کلمات وقتی روی کاغذ میآیند یا به زبان آورده میشوند، از بدن خارج میشوند و دیگر به شکل بیماری به تنِ شما چنگ نمیاندازند. شما نقش یک ناظرِ مهربان را برای درد خودتان بازی میکنید.
• اتصال به زخمهای مشترک: وقتی دردهای ما از سطح فردی فراتر میرود و جمعی میشود، شفا نیز باید جمعی باشد. خواندنِ داستانها، اسطورهها و یا شنیدن موسیقیهایی که روایتگر دردهای مشابه در طول تاریخ بودهاند، به ما یادآوری میکند که ما در این رنج تنها نیستیم. روان ما با اتصال به این زنجیرهی انسانی، احساس التیام میکند. ما میفهمیم که این زخم، با تمام تلخیاش، بخشی از فرآیندِ بیداری و بلوغ ماست.
ما در حالِ پوستاندازیِ دردناکی هستیم. نشانههای روی بدنمان و خستگیهای روحمان، بهای همین مسیر است. مراقبِ تنهای خستهی همدیگر باشیم و به روانهای هم، حقِ سوگواری و بهبودی بدهیم. | 1 |
| 12 | بدون متن... | 105 168 |
| 13 | پیش از آنکه بگویید «من این هستم»، «من آن هستم»، یا خودتان را با نقشها، گذشته و افکارتان تعریف کنید، لحظهای مکث کنید.
اگر بتوانید فقط حضور خود را احساس کنید و «من هستم» را بدون هیچ برچسبی تجربه کنید، با عمیقترین جوهره وجودتان تماس پیدا کردهاید.
از مفهوم «بودن» تا تجربه واقعی «بودن»، تنها یک قدم فاصله است؛ قدمی که از ذهن به حضور برداشته میشود.
#اکهارت_توله | 137 598 |
| 14 | https://feverup.com/m/691649 | 117 324 |
| 15 | بدون متن... | 111 117 |
| 16 | بدون متن... | 140 938 |
| 17 | بدون متن... | 133 365 |
| 18 | بخشی از کتاب هنر زندگی کردن 1.mp4 | 1 |
| 19 | بدون متن... | 108 351 |
| 20 | بدون متن... | 1 |
