ادبیات فارسی هفتم
رفتن به کانال در Telegram
@Farsi7a کانال نهم لطفا کانالها را به دوستان و آشنایان خود معرفی فرمایید. پایه نهم @farsi9a پایه هشتم @farsi8a کانال شعر و متن ادبی @baraneadab
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
4 964
مشترکین
+224 ساعت
+87 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
4 964
*ما از ترس دزدان گوسفندان را داغ میکردیم*
💔
*در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود ثبت نام کرده بودم.*
*اولین انشا را با این مضمون دادند: دیوان حافظ بهتر است یا مولوی؟*
برداشتم نوشتم: من یک بچهٔ قشقایی از عشایر هستم.
بهتر است از بنده بپرسید: میش چند ماهه میزاید؟ اسب بیشتر بار میبرد یا خر؟ تا برای من کاملا روشن باشد ... و تقریباً شرح مفصلی از حیوانات که جزء لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلم فرسایی کردم و در پایان نوشتم:
*من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشیها دیدهام. چگونه میتوانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟!!!*
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خندهٔ بچهها گوش فلک را پر کرد؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد.
*در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقاً این جوان، نویسندهٔ بزرگی خواهد شد...*
*استاد محمد بهمنبیگی؛*
پایهگذار آموزش عشایر ایران
نویسندهٔ کتاب ایل من بخارای من
برندهٔ جوایز یونسکو.
❤️
یک تکه کوتاه از کتاب استاد:
*"در ایل ما گوسفندان را داغی روی صورت یا گوششان میگذاشتند تا اگر گم شدند یا دزدیده شدند بتوان ردی از آنها گرفت*
*نشانی از آهن داغ که پشم و پوست و گوشت را میسوزاند و ضجهٔ گوسفند بیچاره را به فلک میرساند و آن نشان تا همیشه خدا پیدا بود*
*کاش همین داغ را روی دزدها میگذاشتند تا میان آدمها گم نمیشدند!!!*
*و گرنه گوسفند بیچاره هیچ گناهی نداشت*
*ما از ترس آدمها گوسفندان را داغ میکردیم..."*
محمد بهمنبیگی
https://t.me/golestane1967
4 964
سلام
کانالهای ادبیات فارسی متوسطه اول
مهدی اکبری
ادبیات هفتم
https://t.me/farsi7a
ادبیات هشتم
https://t.me/farsi8a
ادبیات نهم
https://t.me/farsi9a
کانال شعر و متن ادبی
https://t.me/baraneadab
baraneadab.blogfa.com
4 964
انشا یک پسر ده ساله كه برنده جایزه بهترین انشا درسطح كشوری و استان آذربایجان غربی:
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الآن کجا بودیم
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در مییابیم
که گاو بودن فواید زیادی دارد
من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایدهٔ گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشا باشد
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم
ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد
مثلا در مورد همین ازدواج وقتی گاوی که پدر خانوادهاست میخواهد دخترش را شوهر دهد، نگران جهیزیهاش نیست.
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.
مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید،
برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند، یا بدتر از آن پاچهخواری کند.
هیچ گاوی نگران کرایه خانهاش نیست.
گاوها آنقدر عاقلند که میدانند
بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند
گاوها حیوانات مفیدی هستند و انگل جامعه نیستند.
شما تاکنون یک گاو معتاد دیدهاید؟
گاوی دیدهاید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟
آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند
تا حالا شما گاو بیکار دیدهاید؟
آیا دیدهاید گاوی زیرآب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟
تا حالا ديدهايد گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟
آیا تا بهحال دیدهاید گاوی زنش را کتک بزند؟
یا گاو مادهای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟
و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر. آخر تو هم گاوی؟!
هیچ گاوی غمباد نمیگیرد
هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.
هیچ گاوی اختلاس نمیکند
هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.
هیچ گاوی خیانت نمیکند.
هیچ گاوی دل گاو دیگر را نمیشکند.
هیچ گاوی دروغ نمی گوید.
هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری تا صبح خوابش نبرد
در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد
تا به گوسالهاش شیر بدهد
هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد
هیچ گاوی...
گاو خیلی فایدهها دارد
لباس ما از گاو است
غذایمان از گاو، شیر و پنیر و کره و خامه ...
ولی با همه منافع يادشده هیچ گاوی نگفت: من ... بلکه گفت: مـــــــــااااااا
اگر بخواهم هنوز هم در مورد فواید گاو بودن بگویم،
دیگر زنگ انشا میخورد و نوبت بقیه نمیشود که انشایشان را بخوانند.
اما
به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر
آدم نیست"
4 964
دربارهٔ زبان فارسى
باید بدانیم که:
زبان فارسى در ٢٩ كشور جهان صحبت میشود که در ردیف ششم بعد از زبان اسپانيايى و قبل از زبان آلمانى است.
این ردهبندی از نظر تعداد كشورهایی که در آنها فارسى صحبت میکنند، میباشد.
👀🌹❤️
زبان فارسى دومین زبان كلاسيک جهان بعد از زبان يونانى شناخته شده و همهٔ ويژگیهاى يک زبان كلاسيک را دارد.
👀🌹❤️
زبان هاى لاتين و سانسكريت در رديفهاى سوم و چهارم قرار دارند.
👀🌹❤️
زبان فارسى از نظر تنوع مَثَل (ضربالمثل) بین سه کشور اول دنیاست
👀🌹❤️
زبان فارسی از نظر دامنه و تنوع واژهها يكى از پرمايهترين و بزرگترين زبانهای دنیاست.
👀🌹❤️
در كمتر زبانى فرهنگ لغاتى مثل لغت نامهٔ ١٨ جلدی دهخدا و يا فرهنگ معين در ۶ جلدديده میشود.
👀🌹❤️
زبان فارسى توانايى ساختن ۲۲۵ ميليون واژه را داره كه در ميان زبانهاى گيتى بى همتاست.
👀🌹❤️
زبان فارسی یازدهمین زبان پرکاربرد در محتوای وب و اینترنت است.
👀🌹❤️
زبان فارسى از لحاظ قدمت، يک سده از لاتين و دوازده سده از انگليسى جلوتر است.
👀🌹❤️
از ده شاعر برتر جهان پنج نفر از آنها فارسی زبانند.
👀🌹❤️
آخرین نکته هم اینکه زبان فارسی تنها زبانی هست که میشه ۱۹ تا فعل رو کنار هم گفت و جملهٔ معنیدار داشته باشیم.
مثلا: داشتم میرفتم دیدم گرفته نشسته گفتم بذار بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام میخوام برم بگیرم بخوابم
👀🌹❤️
کسی این را بخواد ترجمه کنه رباط صلیبی مغزش پاره میشه
👀🌹❤️
قدر زبان فارسی را با درست فارسی صحبت كردن و یاد دادن درست به بچههامون و املای صحیح لغات بدونيم و آن را گرامی بداريم.
👀🌹❤️
جالب است بدانید در زبان فارسی "جدایی جنسی" وجود ندارد.
👀🌹❤️
مثلاً ضمیر سوم شخص خلاف زبانهای لاتین و عربی "او" شامل زن و مرد میشود.
👀🌹❤️
در زبان فارسی، عکس زبانهای لاتین و اروپایی اگر جایی تأکید بر جنسیت باشد، اولویت با زنان است.
👀🌹❤️
ما میگوییم:
زن و شوهر
به جای:
husband and wife
👀🌹❤️
ما میگوییم:
خواهر و برادر
به جای:
brother and sister
👀🌹❤️
ما میگوییم:
زن و مرد
به جای:
men an women
👀🌹❤️
حتی ما میگوییم:
زن و شوهر
یعنی مرد در ارتباط با همسر هویت "شوهر" پیدا میکند. ولی هویت "زن" دست نمیخورد
به جای اینکه بگوییم:
man and wife
👀🌹❤️
ما نمیگوییم: mankind،
می گوییم: بشریت
👀🌹❤️
ما هرگز در تاریخ و ادبیات مان به جنسیت اهمیت ندادهایم
👀🌹❤️
اگر جایی لازم شده، زنان را در اولویت قرار دادهایم.
👀🌹❤️
حتی در زبان فارسی، "زن" یک واژه و مفهوم مستقل هست
نه مثل wo/man (زائدهای کنار مرد)
👀🌹❤️
و اگر بدون تعصب و غرور ملی نیک بنگریم، در اکثر اقوام ایرانی، زن و مرد دوشادوش هم کار میکنند و نسبت به دیگری برتری ندارند.
👀🌹❤️
در شاهنامه حکیم فردوسی نیز در بسیاری از ابیات استاد طوس، زنان را اکرام و تمجید کرده است و شاید به همین دلیل است که ما وطن را مادر (زن) و نام دخترانمان را (ایران) میگذاریم.
👀🌹❤️
فرهنگ و تمدن و انسانیت به این میگویند.
👀🌹❤️
پاینده باد ایران
4 964
سلام
کانالهای ادبیات فارسی متوسطه اول
مهدی اکبری
ادبیات هفتم
https://t.me/farsi7a
ادبیات هشتم
https://t.me/farsi8a
ادبیات نهم
https://t.me/farsi9a
کانال شعر و متن ادبی
https://t.me/baraneadab
baraneadab.blogfa.com
4 964
به نام نامی دوست
همکاران، دوستان و دانشآموزان ارجمندم
سال ۱۴۰۰ به پایان رسید و قرن چهاردهم با همهٔ فراز و نشیبهایش تمام شد.
امیدوارم پایان قرن، پایان غمهای جهانیان و آغاز قرن جدید آغاز صلح و آرامش برای همگان باشد.
سال جدید خورشیدی را به یکایک شما از صمیم قلب تبریک میگویم و بهترینها را برایتان آرزومندم.
#مهدی اکبری
4 964
"در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود"
مهربان خواهرم!
نیم سده حضورت در کنارمان به چشم بر هم زدنی گذشت و چهل شب نبودت، چنان نابودم کرد که انگار قرنهاست بر کویر سینهٔ آتشناکم بارانی نباریده است.
آشنایان، همکاران و دانشآموزان عزیز
میستایم محبت شما عزیزانی که در این مدت با هر روش ممکن موجب تسلای خاطرم گردیدید، از خداوند توفیق جبران لطف شما را در مجالس شادیتان درخواست دارم.
#مهدی اکبری
۰۰/۱۲/۵
4 964
ادبیات فارسی هفتم:
منتظران بهار فصل شکفتن رسید
مژده به گلها برید یار به گلشن رسید
بیدل دهلوی
ای کسانی که منتظر رسیدن بهار و شکوفایی بودید، با خبر باشید که فصل رویش و شکفتن غنچهها و گلها رسیده؛ به گلها خبر خوش دهید که دوست و یارش(بلبل) به گلستان و باغ رسیده است.
درس سوم صفحهٔ ۳۲
نسل آینده ساز
نوع نثر ساده و روان
استعداد: توانایی/ قابلیت
تحلیل: بررسی کردن جزییات یک موضوع
پرشور: دارای عواطف تند
واقعیت: امر واقعی
برخی: بعضی
مطبوعات: روزنامهها و مجلات/جمع مطبوعه
رسانهها: وسایلی که خبرها و اطلاعات را به مردم میرسانند.
مانند رادیو وتلویزیون و روزنامه
انحراف: دورشدن ازحقیقت چیزی
جبران: با انجام کاری اثر اشتباه را ازبین بردن
پاکدامنی: از گناه دوری کردن/ پرهیزکار بودن
پارسایی: پرهیزکاری
صداقت: درستکاری/ دوستی
شعور: درک و فهم
متخصّصان: کسانی که درامری تخصّص و کارشناسی دارند
اعتراف: اشتباه و خطا خود را به زبان آوردن و آن را پذیرفتن
پشتوانه: پشتیبان
همّت: پشتکار قوی/ اراده/ انگیزه
غیرت: مردانگی
اوایل: جمع اول / آغاز هرچیزی
هیئت: گروه/ دسته/ جمع
استحکامات: سنگرها/ خاکریزها و مانند آنها
برخوردار: بهرهمند
بحمداللّه: خدا را شکر
مایه: سبب(مایه افتخار)
ببالد: افتخارکند
خودارزیابی درس ۳ صفحهٔ ۳۴
۲. امتيازات يک نوجوان و جوان خوب را از ديدگاه رهبر معظم انقلاب بيان کنيد؟
جوان و نوجوان خوب بايد اهل فکر کردن دريافتن و تحليل کردن باشد.
۲. منظور از عبارت(آينده با حرف ساخته نمیشود) چيست؟
با حرف زدن نمیتوان پيشرفت کرد. برای پيشرفت کردن و ساختن آينده بايد کار کرد و با عمل و کار و کوشش آينده را ساخت.
۳. شما ویژگیهای برجستهٔ جوان امروز ایرانی را چه چیزهایی میدانید؟
تلاش، ذکاوت، پشتکار، اعتماد به نفس و ايمان قلبی.
دانشهای زبانی وادبی
نکته ۱
فعل: کلمهای است که بر انجام دادن کاری یا روی دادن حالتی در یکی از زمانهای گذشته، حال یا آینده دلالت میکند. فعل، مهمترین بخش جمله است که اغلب در پایان آن میآید.
نکته۲
هرگاه بخواهیم مقصود خود را بیان کنیم از «زبان»استفاده میکنیم اما وقتی بخواهیم همان مقصود و منظور را زیباتر و تأثیر گذارتر بگوییم، از ادبیات بهره میگیریم.
جوان و نو جوان ما با استعداد است.
خورشید طلوع کرد. -> زبان
جوان و نوجوان چشمه جوشان نیرو و استعداد است.
خورشید پاورچین پاورچین از پشت کوهها نمایان شد. -> ادبیات
در نوشتن املا به نحوهٔ تلفّظ و مطابقت آن با شکل نوشتاری دقت شود.
پس از پایان املا، متن را یک بار دیگر مرور کنید.
کار گروهی: صفحهٔ ۳۵
۱. شکفتن گل و دورهٔ جوانی را مقایسه کنید.
دوره کوتاه نوجوانی، زمانی طلایی است که نباید آن را هدر داد. استعدادهای نوجوان که شکوفا میشود، باعث پیشرفت علمی فکری انسان میشود و این انسان توانمند میتواند آینده را به بهترین وجه بسازد، پس باید ارزش این دوران را دانست.
۲. شعری در بارهی نوجوانی و جوانی بیابید و در کلاس بخوانید.
به عهدهٔ دانش آموز
نوشتن صفحهٔ ۳۵
۱. در بند چهارم درس فعلها را مشخص کنید و بنویسید. بازپس گرفته بود، بود، آمد، گفت، تفاوت کرده است، میگفت، باور نمیکرد، بتواند، درست کرده بودند، پس بگیرند.
۲. با توجه به معنی و مفهوم جمله، گزینهٔ صحیح را انتخاب کنید.
الف) اینها چرا ......... و پاکدامنی و پارسایی جوانان را نمیبینند؟(سلاح، صلاح*)
ب) بحمدالله برخورداری از میلیونها جوان دختر و پسر.......... افتخار برای ملت ماست.(مایع، مایه*)
۳. برای هریک از واژههای زیر یک همخانواده بنویسید.
مقتدر -> اقتدار، قادر، مقدور
متعال -> تعالی، اعلا، عالی
نظام -> نظم، منظومه، ناظم
متخصص -> تخصص، اختصاص
4 964
تمرین:
نوع جملههای زیر را از لحاظ پیام و محتوا مشخص کنید.
۱. بر ورق سبز برگ، خط خدا را بخوان
۲. آفرین جان آفرین پاک را!
۳. مردم بالا دست چه صفایی دارند!
۴. با بهاری که میرسد از راه
سبز شو تازه شو بهاری شو
با خودش زیر لب چنین میگفت:
۵. آرزوهایتان چه رنگین است
۶. شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی
۷. چه فرهادها مرده در کوهها
چه حلاجها رفت بر دارها
۱/ امری ۲و۳و۵و۷/ عاطفی ۴/امری ۶/خبری
نکته دوم:
کلمات هم خانواده:
واژههایِ همریشه که با هم ارتباطِ معنایی دارند را هم خانواده گویند.
در هم خانوادهٔ لغات عربی سه حرفِ اصلی کلمه باید به ترتیب در کلماتِ دیگر تکرار شوند تا بتوانند با یکدیگر همخانواده باشد.
ظالِم: ظُلم، مَظالِم، مَظلوم، ظُلُمات، ظُلمَت
مسائل: مسأله، سؤال، سائِل و..
شاهد: شهید ،شُهدا ، مشهد و
ظاهِر: تظاهُر، مُتَظاهر، مَظاهر، ظَواهِر، مَظهَر،ئظُهورو..
مُتَعال: تَعالی، مُتَعالی، عالی، اعلا، علیا و...
جماعت: جُمعه،جامِع ،اجتماع، جمیع، مجتمع، جوامع و...
نکته:
در فعلها، بن فعل، چه بن ماضی و چه بن مضارع میتواند به عنوان همخانواده به کار رود. مانند:
روان: رفتار، روش، رفته، رونده و
دیدار: بینا، بینش، دیده، دیدهبان، بیننده و...
املا در دوره متوسطه، شامل دو بخش است:
متن املا به صورت تقریری
فعالیتهای که هدف تقویت املا و درست نویسی دارند.
نوشتن صفحهٔ ۲۲
۱. کلمهها و ترکیبهای مهمّ املایی درس را بنویسید. غرق فهمیدن، چشمههای معرفت، اعجاز، زلال، کشتههای سیراب، سبزههای معصوم، ساقه، غرور، مذاب، لطیف
۲. برای هر کلمه، یک هم خانواده بنویسید.
اعجاز -> معجزه
غرق -> غریق
نقطه -> نقاط
معصوم -> معصومه
۳. در متن زیر چند غلط املایی وجود دارد؛ آنها را پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.
کودکان پرنشاط گلبوتهها و نوجوانان امیدوار زرّتها در گوش نسیم عامین میگفتند و من با قرور و مهربانی و خشنودی، باغ و سحرا را تماشا می کردم.
۴غلط: ذرّت،آمین، غرور، صحرا
روانخوانی صفحهٔ ۲۳ کژال
لُپ: گونه
قنداقه: پارچهای که نوزاد را در آن میپیچند
روله: فرزند به زبان کردی
گالش: نوعی کفش قدیمی، (کفش لاستیکی)
خیش: وسیلهای برای شخم زدن/ گاو آهن
پارهی تن: فرزند عزیز (کنایه)
مویه: گریه کردن
مویه کنان: گریه کنان
زار زدن: گریه کردن
دایه: مادر
هراسان: ترسان
خُرناسه: صدایی که در حالت خواب از گلو بیرون میآید.
معطل: منتظر/ بیکار / بلاتکلیف
مجال: فرصت/ وقت لازم
زُل زدن: خیره شدن
پا برهنه: بدون کفش
تقلا: کوشش/ تلاش
هق هق: صدای بریده بریدهی گریه طولانی
خشکش زد: مات و مبهوت شد
دھکده تازه از خواب بیدار شده بود: آرایهی تشخیص
دھکده: منظور مردم دھکده
پوست بر تن کژال خراشید: کنایه از ترسیدن است
روناک را تنگ به خود فشرد: سفت در بغلش گرفت
تپه قد کشیده بود: آرایهی تشخیص منظور بزرگ به نظر آمدن تپه است
میجهید: میپرید
زمین را خیش میکشید: به خاکھای روی زمین چنگ میانداخت
صورت خراشید: منظور کندن صورت با ناخن از شدت ترس و اضطراب و ناراحتی
گام انداخت: حرکت کرد/ دوید
دندان بر دندان میسایید کنایه از عصبانی شدن و حرص خوردن
سنگھای سخت: ترکیب وصفی سخت: سفت و محکم
چشمھای خون گرفته: کنایه از عصبانیت زیاد و قصد کشتن کسی را داشتن
اندوه: غم و ناراحتی
خاکت بر سر: جملهی دعایی منفی، یعنی انشاالله بمیری
طفل: بچه
درک و دریافت: صفحهٔ ۲۹
۱. به نظر شما کدام یک از شخصیتهای داستان، اهمیت بیشتری دارد، چرا؟ کژال، زیرا شخصیت اصلی داستان است، و نحوه رفتار و برخورد او برای خواننده مهم است.
۲. اگر شما به جای نویسنده بودید، داستان را چگونه تمام میکردید؟
به عهدهٔ دانش آموز...
4 964
ادبیات فارسی هفتم:
واژههای حکایت درس اندرز پدر صفحهٔ ۱۷
ایام: روزها
طفولیت: خردسالی
متعبد: عبادت کننده
دیده: چشم
گویی: انگار
مصحف: کتاب آسمانی/قرآن
طایفه: گروه
رحمة الله علیه: خداوند او را رحمت کند
دوگانه: نماز صبح
به: بهتر
بگزارد: به جای آورد
در پوستین خلق افتادن کنایه از غیبت کردن است
سربر نمیدارد: کنایه از بیدار نمیشود
گلستان سعدی، نثر آمیخته به نظم
نوع نثر مسجع، دارای هشت باب
درس اندرز پدر
پند و نصحیت پدر
صفحهٔ ۱۷
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبّد و شب خیز بودم
یاد هست که در دوران کودکی عبادت کننده و شب بیدار(شب زنده دار) بودم
همه شب دیده برهم نبسته
تمام شب بیدار بودم
مُصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفهاى گرد ما خفته.
قرآن کریم کنارم بود و گروهی اطراف ما خواب بودند.
پدر را گفتم:
به پدر گفتم:
از اینان یکى سر برنمیدارد که دوگانهاى بگزارد.
از اینها یکی بلند نمیشود که دو رکعت نماز بخواند.
چنان خواب غفلت بردهاند که گویی نخفتهاند که مردهاند.
آنچنان در خواب بیخبری رفتهاند که انگار نخوابیدهاند بلکه از دنیا رفتهاند.
گفت: تو نیز اگر بخفتى، به از آن که در پوستین خلق افتى.
پدر گفت: تو هم اگر خواب بودی، بهتر از اینکه غیبت کنی.
درس دوم چشمهی معرفت
صفحهٔ ۱۸
معنی لغات:
کنجکاوی: جستجو برای یافتن چیزی
هیجان: برانگیختگی و التهاب درونی
معرفت: شناخت
گورا: خوشایند لذت بخش
یقین: اطمینان کامل/قطعی
عظمت: بزرگی شکوه
جاذبه: به سوی خود کشنده/ جذب کننده
اعجاز: کاری شگفت و عجیب انجام دادن
مذاب: ذوب شده /گداخته
سیراب: آنچه به اندازه آب خورده است
دیرینه: قدیمی
آداب دان: آگاه به راه و رسم معاشرت زندگی
وداع: خداحافظی
معصوم: بی گناه و پاک
زمزمه: خواندن آرام و زیر لب
غرور: احساس سربلندی به سبب موفقیت
برگ در ختان سبز در نظر هوشیار
هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
از نظر انسانهای باهوش، هر برگ سبز درخت، همانند کتابی است که انسان را به شناخت خداوند میرساند.
در این بیت سعدی این نکته را بیان کرده است که انسان اگر به یک برگ درخت با دقّت نگاه کند به وجود خداوند پی خواهد برد. همانگونه که وقتی انسان به یک خانه یا یک وسیلهٔ دیگری نگاه میکند و بدون این که سازندهٔ آن را ببیند به وجود آن سازنده پی میبرد.
از کتاب کویر نوشته دکتر علی شریعتی
دیگر آثار: فاطمه فاطمه است،
اسلام شناسی
خودارزیابی صفحهٔ ۲۱
۱. در کلاس درس طبيعت چه زیباییهایی را میتوان درک کرد؟
عظمت، جلال و جاذبهٔ خالق را میتوان درک کرد.
۲. اين دوبيت (مولوی) با کدام بخش از درس ارتباط دارد؟
اين درختانند هم چون خاکيان
دستها برکردهاند از خاکدان
با زبان سبز و با دست دراز
از ضمير خاک میگويند راز
بر روی سبزهها و کشتههای سيراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را ديديم که شاخهٔ دستهای خويش را به آسمان برافراشته بودند و دعا میکردند.
۳. نمونههای دیگری زیباییهای آفرينش را بيان کنيد.
گلزارها، ستارگان، رنگينکمان، بيابانها،
۴. يک تشبيه و يک تشخيص در درس پيدا کنيد و بنويسيد.
تشبيه: نسيم مانند مادری مهربان و آدابدان به کودکان خويش، حقشناسی و ادب میآموزد.
تشخيص: آب با گامهای استوار و اميدوار، شتابان میرفت.
دانشهای زبانی وادبی
درس دوم صفحهٔ ۲۱
نکته اول:
انواع جمله
جمله: کلمه یا مجموعهای از کلمات است که پیامی را از یک شخص به شخص دیگر میرساند.
جمله از نظر پیام و مفهوم یا شیوهٔ بیان:
۱ ـ خبری: خبری را به ما میرساند. (علامت پایان این نوع جمله (.) می باشد.)
سال تحصیلی با مهر آغاز میشود.
۲ ـ امری: انجام کاری را درخواست میکند. (علامت پایان این نوع جمله (.) می باشد.)
فعل امر دو ساخت دارد
۱)دوم شخص مفرد بدون شناسه مانند
برو/ بخوان/ بنشین گاهی نشانه "ب"از اول فعل امر حذف میشود.
مانند رو که در خانهٔ خود بستهایم.
برو فعل امر
دوم شخص جمع مانند: بروید/ بخوانید/ بنشینید
۳ـ پرسشی: سؤالی را مطرح میکند. (علامت این نوع جمله (؟) میباشد.) جمله پرسشی به دوگونه میآید همراه با نشانههای پرسشی آیا؟ چگونه؟ چرا؟ مگر؟ کدام کدامین؟ و هیچ؟ مانند آیا درس خواندهای؟
بدون نشانههای پرسشی-مانند: درس خواندهای؟
در این جملهها از طریق تغییر لحن و آهنگ متوجه میشویم که جمله پرسشی است.
۴ـ عاطفی: یکی از عواطف انسان مانند: تعجّب، تأسف، آرزو، دعا، نفرین و...را بیان میکند.(علامت این نوع جمله ( ! ) می باشد.)
* جملههایی که به وسیلۀ آنها برای کسی دعا میکنیم، «جملهی دعایی» نامیده میشوند. فعل این نوع جملات معمولاً «باد ـ مباد ـ مبادا ـ بادا» میباشد و این جملهها «جملات عاطفی» هستند.
4 964
ارکان تشبیه:
۱-مشبه یاطرف(رکن)اول تشبیه
۲- مشبهٌ به(طرف دوم)
۳-وجه شبه(طرف سوم)
۴- ادات تشبیه
توجّه: کلماتی مانند: «مثل،گویی، چون، همچون گویا، مانند و ...»
ادات تشبیه هستند.
نکته: مشبهٌبه معمولا بعد از ادات تشبیه میآید.
خود ارزیابی
درس ۱ صفحه ۱۴
۱. چه کسانی در کلاس جنگل سبز آرزوهای خود را مطرح کردند؟ شبنم، دانه، غنچه، جوجه گنجشک، جوجه پرستو، جوجههای کبوتران و معلم.
۲. منظورشبنم از جملۀ(میخواهم آفتاب شوم) چيست؟
منظورش اين است که میخواهم با گرمای خورشيد بخار شوم و به آسمان بروم و با خورشيد یکی شوم.
۳- اگر شما در جنگل سبز بوديد چه آرزويی میکردید؟
آرزوی اینکه جنگل سبز همیشه سبز و شاداب باقی بماند.
۳. معلم برای بچهها چه آرزویی کرد؟
آرزو کرد همۀ بچهها به آرزوهايشان برسند.
دانشهای زبانی و ادبی صفحهٔ ۱۶
جمله: کلمه یا مجموعهای از کلمات است که پیامی را از یک شخص به دیگران میرساند.
۲/ جمله شماری:
تعداد جمله از فرمول زیر به دست میآید.
تعداد فعلهای ذکر شده + تعداد فعلهای حذف شده + شبه جمله
مثال: ای مردم! بدانید ملتی که تلاش کند و پشتکار داشته باشد هم به برخورداری میرسد و هم به موفقیت.
ای مردم + بدانید + تلاش کند + داشته باشد + میرسد + میرسد (که حذف شده)
شبه جمله + فعل + فعل + فعل + فعل +(فعل حذف شده)
گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل میآید که هرگز فعل نیست.
مانند مصدرها، بنابر این، این گروه هرگز در شمارش، جمله محسوب نمیشوند.
مثال: هنگام رفت و آمد از خیابان احتیاط کن. (یک جمله)
(رفت و آمد) در اینجا به معنی رفتن و آمدن(تردّد) است.
کار کردن وتلاش کردن رمز موفقیت است. (یک جمله)
نکته: گاهی فعلها به صورت مخفف میآیند.
در شمارش، جمله، محسوب میشوند.
مثال: من آن نیام که تو را رها کنم. (من آن کسی نیستم که تورا رها کنم)
دو جمله
*تشخیص شکل صحیح حروف و درست نویسی از اهداف املاست.
*در هنگام نوشتن املا از به کار بردن واژههای "هم آوا" به جای یکدیگر پرهیز شود.
کلمات هم آوا (مُتَشابه): به کلماتی میگویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده میشوند اما املا و معنای آ ن با هم فرق دارد.
مانند:
خار: تیغ گُل
خوار: ذِلَّت، پَستی ذلیل
صَفَر: نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری
سَفَر: از جایی به جایِ دیگر رفتن
اساس: بنیاد، پایه
اَثاث: لوازمِ خانه
حَیات: زندگی
حَیاط: مُحَوَّطۀ خانه
خاست: بلند شد
خواست: طَلَب کردن، خواستن
خان: مرد بزرگ، سرا
خوان: سُفره
خُرد: کوچکی
خورد: میل کردن
خویش: خود، فامیل
خیش: گاو آهن
رازی: اهلِ ری
راضی: خشنود
اَمَل: آرزو
عَمَل: کار
ثواب: پاداش، اَجر
صَواب: صَحیح، دُرُست
صَبا: نامِ بادی که از شرق می وَزَد.
سَبا: نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرت سُلیمان (ع)
پرتقال: یک نوع میوه
پرتغال: نامِ کشوری در اروپا
اَرز: پولِ خارجی
اَرض: زمین
عَرض: پهنا
نوشتن صفحهٔ ۱۶
۱- واژۀ صحیح را با توجه به معنی جمله در جای خالی قرار دهید.
الف)مسلمانان دو ماه محرم و ... را گرامی می دارند. سفر- صفر*
ب)هیچ کس او را نمیشناسد: او در اینجا ... است. قریب- غریب*
۲- با حروف زیر چهار کلمه بنویسید که ارزش املایی داشته باشد.
م-ح-ر-ز-ت-ی
۱- تیز، تمیز
۲- حرمت، حریم
۳- ترحیم
۴- زحمت
4 964
زنگ آفرینش
درس اول
صفحهٔ ۱۲
قالب شعر: چهارپاره
شاعر: قیصر امین پور
واژهنامه
گرم: مشغول، سرگرم
غوغا: آشوب و فریاد، همهمه
انگار: گویی
موضوع: مطلب
ذره ذره: کم کم
غلتید: از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید.
انشای کوچک: انشای کوتاه
اَبَد: زمانی که آن را نهایت نباشد، جاودان، همیشگی متضاد ازل
دلتنگ: ناراحت، غمگین
فارغ: آسوده، راحت
افق: کرانۀ آسمان
پیغمبر: پیامآور
گلدسته: مناره
گنبد: سقف بزرگ که به شکل نیمکره است، مثل سقف مسجد
زائر: دیدار کننده، زیارت کننده
حرم: مکان زیارتی و مقدس
زنجره: نوعی حشره که از خود صدا
تولید میکند، سیرسیرک، جیرجیرک
کام: آرزو، میل، خواسته
معنی:
صبح یک روز نوبهاری بود
روزی از روزهای اول سال
صبح یک روز زیبای سال نو(اول بهار)
بود.
بچهها در کلاس جنگل سبز
جمع بودند دور هم خوشحال
بچههای جنگل سبز، با خوشحالی، در
کلاس دور هم جمع بودند.
بچهها گرم گفت و گو بودند
باز هم در کلاس غوغا بود
بچهها مشغول صحبت بودند و دوباره
کلاس شلوغ بود.
هریکی برگ کوچکی در دست
باز انگار زنگ انشا بود
هرکدام برگ کوچکی در دست داشت.
انگار دوباره ساعت انشا بود
تا معلم ز گرد راه رسید
گفت با چهرهای پر از خنده:
همین که معلم وارد شد با لبخند گفت:
باز موضوع تازهای داریم
آرزوی شما در آینده
دوباره موضوع تازهای داریم
موضو ع آرزوی شما در آینده است.
شبنم از روی برگ گل برخاست
گفت: میخواهم آفتاب شوم
شبنم(قطرۀ صبحگاهی)از روی برگ
گل بلند شد، گفت: من دوست دارم
مانند آفتاب شوم.
ذره ذره به آسمان بروم
ابر باشم دوباره آب شوم
کم کم به آسمان بروم و مانند ابری
شوم و دوباره به باران تبدیل گردم.
دانه آرام بر زمین غلتید
رفت و انشای کوچکش را خواند
دانه آهسته روی زمین غلت خورد،
رفت وانشای کوچک خودرا خواند،
گفت باغی بزرگ خواهم شد
تا ابد سبز سبز خواهم ماند
گفت: من به باغی بزرگ تبدیل میشوم و برای همیشه شاداب میمانم.
غنچه هم گفت گرچه دلتنگم
مثل لبخند باز خواهم شد
غنچه گفت: اگرچه غمگینم، دوباره
مثل لبخند، شکوفا میشوم.
با نسیم بهار و بلبل باغ
گرم راز و نیاز خواهم شد
با نسیم بهاری و بلبل باغ، مشغول
گفت وگو میشوم.
جوجه گنجشک گفت: میخواهم
فارغ از سنگ بچهها باشم
جوجه گنجشک گفت: من میخواهم
از دست آزار بچهها در امان و آسوده باشم.
روی هر شاخه جیک جیک کنم
در دل آسمان رها باشم
روی شاخههای درخت مشغول جیک جیک کردن (آواز خواندن)باشم و در دل آسمان آزاد و آسوده پرواز کنم.
جوجۀ کوچک پرستو گفت:
کاش با باد رهسپار شوم
جوجۀ کوچک پرستو گفت: ای کاش
من هم با باد همراه و همگام شوم.
تا افقهای دور کوچ کنم
باز پیغمبر بهار شوم
تا کرانههای آسمان پرواز کنم و
دوباره پیام آور فصل بهار شوم.
جوجههای کبوتران گفتند:
کاش میشد کنار هم باشیم
جوجه کبوترها گفتند: کاش ما هم در
کنار همدیگر جمع میشدیم.
توی گلدستههای یک گنبد
روز و شب زائر حرم باشیم
روز و شب در داخل گلدستههای
یک مکان مقدس، مشغول
راز و نیاز (زیارت کردن) باشیم.
زنگ تفریح را که زنجره زد
باز هم در کلاس غوغا شد
همین که جیرجیرک زنگ استراحت را زد، دوباره کلاس پر از سر و صدا شد.
هریک از بچهها به سویی رفت
و معلم، دوباره تنها شد
بچهها، هریک به سویی رفتند و دوباره معلم در کلاس تنها ماند.
با خودش زیر لب چنین میگفت
آرزوهایتان چه رنگین است!
معلم با خودش زیر لب، زمزمه میکرد: چه قدر آرزوهای شما زیبا است!
کاش روزی به کام خود برسید
بچهها آرزوی من این است
بچهها، تنها آرزوی من این است که شما در آینده به آرزویتان برسید.
پیام شعر:
تصویر یک کلاس خیالی است که در آن دانشآموزان به کمک معلم دربارۀ آرزوهایشان حرف میزنند. آرزوهایی که پاک و به دور از هرگونه ظاهرسازی مادی است. هرکدام از بچهها میخواهند که در خیال خود و به دور از دردسرهای مادی به آرزوهای خود برسند.
تمام این اتفاقات در یک جنگل خیالی پیش آمده است.
دکتر قیصر امینپور در دوم اردیبهشت ۱۳۳۸ در گُتوند خوزستان به دنیا آمد. وی را به عنوان یک شاعر انقلابی میشناسند، در آبان ماه ۸۶ در تهران درگذشت.
آثارش: به قول پرستوها، تنفس صبح، در کوچههای آفتاب، آینههای ناگهان و مثل چشمه مثل رود.
شعر زنگ آفرینش پر از آرایۀ تشخیص است
تشخیص: دادن ویژگیهای انسان به غیر انسان را، تشخیص میگویند.
در بیت «غنچه هم گفت گرچه دلتنگم
مثل لبخند باز خواهم شد»
آرایۀ تشبیه و تشخیص دارد.
حرف زدن غنچه: آرایۀ تشخیص
باز شدن غنچه مثل لبخند: تشبیه
غنچه: مشبه
لبخند: مشبهُُ به
بازشدن: وجه شبه
مثل: ادات تشبیه
تشبیه: مانند کردن کلمهای به کلمهای دیگر به دلیل شباهت است.
4 964
صفحهٔ ۱۱
جهان جمله فروغ روی حق دان
حق اندر وی زپیدایی است پنهان
گلشن راز: شیخ محمود شبستری
تمام جهان، جلوه و فروغی از روی خداوند هست، از بس نور خداوند در جهان آشکار است دیده نمیشود.
توضیح:
جهان چیزی جز خدا نیست، پس خدا کاملاً پیداست اما اگر کسی جهان و خدا را دو وجود مستقل و جدا از هم فرض کند و در این جهان که خودش جلوه خداست، دنبال خدا بگردد، طبیعی است که خدا از چشم او پنهان خواهد بود. درست مانند ماهی که در آب باشد اما به این مسأله آگاه نباشد و دنبال آب بگردد.
جمله: تمام، همه، کُل
فروغ: نور، جلوه
حق: خداوند
اندر وی: در آن
دان: فعل امر، بدان
بین پیدا و پنهان، آرایهٔ تضاد
هرگاه دو کلمه که از نظر معنایی مخالف هم باشند را در بیت یا جملهای به کار ببریم، به آن آرایهٔ تضاد یا طباق میگویند.
4 964
درس ستایش، صفحهٔ ۹
یاد تو
۱- ای نام تو، بهترین سرآغاز
ای خدا نام تو بهترین نام برای آغاز هر کاری است.
بی نام تو، نامه کی کنم باز؟
بدون ذکر نام تو هیچگاه کتابم را باز نمیکنم.
۲- ای یاد تو، مونس روانم
ای خداوند، نام و یاد تو همدم روح و جان من است.
جز نام تو، نیست بر زبانم
تنها نام تو همیشه بر زبانم جاری است.
۳- ای کارگشای هرچه هستند
ای خداوندی که حلّال و بر طرف کنندهٔ تمام مشکلات هستی
نام تو، کلید هرچه بستند
نام تو مانند کلیدی است که درهای بسته را باز میکند.
۴- ای هست کُنِ اساس هستی
ای خداوندی که پایه و اساس جهان را به وجود آوردهای،
کوته ز درت، دراز دستی
دست ستمگران و متجاوزان به درگاهت نمیرسد.
۵- هم قصّهٔ نانموده، دانی
خدایا تو از داستانها و سرنوشتهایی که آشکار نشده است با خبر هستی.
هم نامهٔ نانوشته، خوانی
و کتابها و نامههایی که نوشته نشده است را میخوانی.
۶- هم تو، به عنایت الهی
ای خداوند با لطف و توجه خداوندیات،
آنجا، قَدَمَم رسان که خواهی
من را به جایی که خودت سزاوار و شایسته میدانی برسان.
۷- از ظلمتِ خود، رهاییام ده
مرا از تاریکی خواهشهای نفسانیام رها کن.
با نورِ خود آشناییام ده
و با نور معرفت خودت آشنایم کن.
نظامی گنجهای
بزرگترین شاعر داستانسرای قرن ششم آثارش: مخزن الاسرار، لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، هفت پیکر و اسکندرنامه
برای حفظ کردن حرف اول هر کتاب را کنار هم قرار میهیم.
ملخها
الهی، دلی ده که در کار تو جان بازیم؛ جانی ده که کار آن جهان سازیم، دانایی ده که از راه نیفتیم، بینایی ده تا، در چاه نیفتیم، دست گیر که دست آویز نداریم، توفیق ده تا، در، دین استوار شویم، نگاه دار تا، پریشان نشویم.
معنی: خداوندا، شهامتی و شجاعتی به ما ببخش که در انجام دستورات تو فداکاری کنیم. روح و جانی عطا کن که برای آخرت خود عمل خیری انجام دهیم. دانش و آگاهی به ما بده که گمراه نشویم. بینش و شناختی به ما ببخش که در چاه جهل و گمراهی نیفتیم. ما را یاری کن زیرا هیچ یاوری جز تو نداریم. کمک کن تا در راه دین پایدار شویم .حافظ ما باش تا آشفته و سرگردان نشویم.
الهی نامه: خواجه عبداللّه انصاری
# ابواسماعیل عبدالله بن ابیمنصور محمد (زادهٔ ۲ شعبان ۳۹۶ ه. ق/ ۳۸۵ ه.ش / ۱۰۰۶ م. در شهر هرات درگذشتهٔ ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه. ق/ ۴۶۷ ه.ش / ۱۰۸۸ م) در هرات معروف به «پیر هرات» و «پیر انصار» و «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک هراتی بود. او به عنوان یکی از نوابغ ادبی و چهرههای شاخص هرات افغانستان و خراسان قدیم در قرن ۱۱ میلادی/ ۵ ه.ق شناخته میشود که به عنوان مفسر قرآن، محدث، اهل فن جدل و استاد اخلاق، دستی بر آتش داشته است. عمدهٔ شهرت وی به خاطر فن سخنوری، اشعار و متون نغز و بی مانندش، به خصوص در مدح و ثنای خداوند به زبانهای عربی و فارسی بودهاست.
خواجه عبدالله انصاری شعر میسرود ولیکن بیشتر شهرت وی به جهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کردهاست و از آن جملهاست ترجمهٔ املاء طبقاتالصوفیهٔ سلمی به لهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشفالاسرار قرار گرفتهاست.
از رسائل منثور او که به نثر مسجع نوشته مناجاتنامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبتنامه، هفتحصار، رسالهٔ دل و جان، رسالهٔ واردات و الهینامه را میتوان نام برد.#
لغات مهم درس ستایش و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری
سر آغاز: اول هر چیزی / شروع
نامه: دراینجا به معنی کتاب است
دانایی: خردمندی آگاهی
کوته: مخفف کوتاه
بینایی: توانایی درک حقیقت بصیرت
مونس: همدم یار
دست آویز: آنچه از آن کمک میگیرند
دراز دستی: ستمگری زورگویی
استوار: محکم و پا بر جا
روان: جان روح
نانوشته: نوشته نشده
پریشان: آشفته و نگران
کارگشا: برطرف کننده مشکل، حلّال
عنایت: بخشایش لطف توجه احسان
هست کن: به وجود آورنده
ظلمت: تاریکی
اساس: پایه و بنیان
متن بین دو علامت#...# جهت مطالعه بیشتر است.
4 964
سلام
کانالهای ادبیات فارسی متوسطه اول
مهدی اکبری
ادبیات هفتم
https://t.me/farsi7a
ادبیات هشتم
https://t.me/farsi8a
ادبیات نهم
https://t.me/farsi9a
کانال شعر و متن ادبی
https://t.me/baraneadab
baraneadab.blogfa.com
4 964
سلام
سال جدید تحصیلی را به همکاران، اولیا و فرزندان عزیز و با محبت خودم تبریک میگویم امیدوارم توانسته باشم گامی هرچند کوچک در پیشرفت ادبیات و فرهنگ با ریشهٔ فارسی برداشته باشم.
خوشحال میشوم که با معرفی کانالهای درسی و ادبی اینجانب، شما نیز برای پیشبرد این هدف که بدون هیچ چشمداشتی بوده همکاری لازم را داشته باشید.
مهدی اکبری دبیر ادبیات، شیراز
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
