fa
Feedback
اِغما

اِغما

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
1 556
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-1230 روز
آرشیو پست ها
کانال دوم: https://t.me/+40-zBPizdVFhNTY8 گروهِ کانال: https://t.me/+LXQ-_nVdYRFmZWFk

"و سحر که بیدار شدی در بسترت عطرِ گل‌های باغ شیراز خواهد پیچید، می‌دانم.."

"من طاقتش را ندارم—آخر چقدر زیبایی تو! شب که می‌شود گیسوی تو می‌درخشد، شکوه‌مند و غم‌انگیز، همچون پژواک خون بر سپری جنگی. چشمان تو هوا را به تپش می‌اندازد، خانه را نورافشان می‌کند، کشوها خود به خود گشوده می‌شوند و فرش‌ها همچو رود از پله‌ها سرازیر. دندان‌های ستاره‌گونت بند دلم را صاعقه‌وار پاره می‌کنند. من طاقتش را ندارم—آخر چقدر زیادی تو! دم تو گرم اما با آن پیشانی کوتاهت، که می‌گذارد هر چه بیشتر بپردازم به لب‌های زیبایت به دندان‌های فریبایت.." نینا کاسیان ترجمه: محمدرضا فرزاد

"دست‌هاش بی‌نظیر بود؛ روشن، نرم و مهربان، به همان مهربانیِ صورتش.."

"کدام پرنده؛ با بوی تنِ تو پرواز می کند؟!"

"باز هم او. با گیسوان پرپشتِ روشنش، نشسته بر نرده‌ای چوبی. مزرعه‌ی شخم‌خورده‌ای پشت سرش پیداست. بهار است. پالتوی کوتاه و دامن چهارخانه‌ی بلندی به تن دارد. دارد سیگار می‌کشد. در عکس، در آستانه‌ی فرودادن دود یک پک است و صورت‌اش هیچ چیز بیشتری نشان نمی‌دهد و بدین ترتیب حالتی واقعی و خیالی به خود گرفته، همچون زمان، همچون لحظه‌ای که توأمان گذشته و حال است. بالا سرش، آسمان سفید عصر را می‌بینیم. او آرام و دلربا است.." با عکس تو زندگی می‌کنم تارکوفسکی

"چيزى بگو كه مثلِ در آغوش كشيدنت باشد.."
"چيزى بگو كه مثلِ در آغوش كشيدنت باشد.."

اِغما برا من خیلی خیلی فراتر از یه کاناله شاید اوایل من بودم که اینجارو پیش میبردم ولی از یه زمانی به بعد نقشا برعکس شد، اینجاست که منو نگه داشته، اینجاست که پناهِ منه، اینجاست که موندگارترینه برام و هیچ پایانی نداره..

"بوی تنت، همهمه‌ی بندرگاه.."

"لم بده؛ دهانت را به من بسپار. وقار تو به زیباییِ خواب است.. می‌رقصی در برم چون موجی که می‌جنبد در خواب و در خیالم می‌گسترد تنِ تو چون پرنده‌ای که سرشار می‌کند تابستان را.. پلک‌هایم در عمقِ خواب فرو می‌روند در تابستان گیسوی از هم گشوده‌ات و تن‌ات در درگاهِ خواب می‌جنبد میانِ آغوشم؛ چندان که گویی در آغوش گرفته‌ام پرنده‌ای را که سرشار می‌کند آسمانِ شبِ تابستان را.." کنِت رِکسرات ترجمه محمدرضا فرزاد

"نزدیک بیا! نزدیک‌تر کمکم کن ببوسمت.‌."
"نزدیک بیا! نزدیک‌تر کمکم کن ببوسمت.‌."

"تو؛ زنی که حسِ عشق و شرم را توام باهم دارد.."

"چشمانی مشکی و بزرگ؛ آنقدر که می‌شود همه چیز را از چشم‌هایش خواند. سرم را می‌چرخانم و به نقاشی‌ها نگاه می‌کنم. به سمتِ نزدیکترین نقاشی می‌روم، عجب هنری، نفسم بند می‌آید. هم غمناک و هم زیباست، تصویرِ زنی که حس عشق و شرم را توام باهم دارد.." کالین هوور .

photo content

photo content

photo content

"چشمانِ تو سکوتِ خود را دارند.."

"چشمانِ تو سکوتِ خود را دارند.. در ظریف‌ترین حالتِ تو چیزهایی است که اسیرم می‌کند، چیزهایی چنان نزدیک که نمی‌توان بدان دست یافت.. کوتاهترین نگاهت به آسانی اسیرم می‌کند و حتی اگر همچون انگشتان، خود را بسته باشم برگ به برگ مرا می‌توانی بگشایی به همان‌سان که بهار نخستین گلِ سرخش را به لمسی رازآلود و سبک‌دست می‌گشاید.. یا اگر بخواهی مرا بربندی، من و زندگی‌ام هر دو به ناگاه و به زیبایی بسته می‌شویم به همان‌سان که وقتی دلِ گل به او می گوید: همه جا دارد دانه‌دانه برف می‌بارد.. هیچ‌چیزِ این جهان که پیشِ روی ماست به ظرافتِ شگفتِ تو نمی‌رسد.." احمدرضا احمدی

"و حتی باران هم چنین دستانِ کوچکی ندارد.."
"و حتی باران هم چنین دستانِ کوچکی ندارد.."

سلام بهتون. من یکی دوماه فرصت نمیکنم زیاد آنلاین باشم. اما بعدش اِغما حتماا پرعشق‌تر و گرم‌تر فعالیت خودشو از سر میگیره.🤍