archive of my 20s (rest)
کانال بسته
here lives a lit tannies girlie, writing the shit inside away, so she can breathe࿐
نمایش بیشتر178
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
شرح واقعه و مصیبت خارج از حد و حصره، بااینحال زندهام هنوز، و دلم میخواد که زندگی کنم.
دلم نمیخواد بمیرم اما دیدن رفتن بقیه خیلی سختتر از سختترین تصوراتمه و من خودخواهم
خیلی آروم بود، خیلیییی. هیچکس صدای بلندش رو نشنید هیچوقت. وقتی بود اینقدر بیصدا بود اصلا متوجه نمیشدی اونجاست، اما حالا انگار صد نفر ازمون کم شده. نبودنش همه جا معلومه
روزای آخر همش تشنهاش بود ولی درست نمیتونست آب بخوره. بچه شیعه که مثلا یاد ایل و تبار کربلاییون میفته موقع آب خوردن، هیچوقت نمیتونه بفهمه من چه حسی دارم وقتی دست میبرم لیوان بردارم و یاد بابابزرگم میفتم
از اون اتاق آیسییویی که بابابزرگم قبل عمل توش بستری بود فقط یک نفر زنده مونده الان
همش یادم میفته چقدر راحت قربونی شد. اون و هزاران نفر مثل اون. دست خودم نیست. هی یادم میفته و جیگرم آتیش میگیره
نمیدونم چطور بگم که این آلبوم خیلی bts-ishـه، اما فقط بتس میتونست یه همچین آلبومی بسازه، فقط خودشون.
گوش دادم. همشونو. نه یه بار، نه دو بار، نه صد بار. خدا میدونه چند دفعه هر ترک رو گوش دادم و باز خدا میدونه چقدر هر دفعهاش رو با جون و دل زندگی کردم
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
