fa
Feedback
𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭

𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭

رفتن به کانال در Telegram

اینجا براتون نقاشی ها و نقاش ها و داستان هاشون رو تعریف میکنم (پروفایل قسمتی از نقاشی کرونوس بال های کیوپید ها رو میبرد هست )

نمایش بیشتر
1 995
مشترکین
-224 ساعت
-137 روز
-2030 روز
آرشیو پست ها
ردیف اول: تشویق‌کننده‌ها «بزن بزن!» ولتر، ماکیاولی، کامو، اسپینوزا، ماکس اشتیرنر اینا از دعوا لذت می‌برن یا نگاه سرگرمی/قدرت/پوچی بهش دارن. - ردیف دوم: کسایی که می‌رن و معلم رو خبر می‌کنن هگل، سارتر، هاکسلی، سیمون دو بووار آدمای اداری‌طور یا اهل قانون/اخلاق و نظم. «این کار غیرعقلانیه، باید کنترل بشه.» - ردیف سوم: کسایی که خبر می‌دن «معلم داره میاد» دکارت، ویتگنشتاین، هایدگر آدمای باهوش پنهان‌کار - ردیف چهارم: کسایی که فقط کلافه‌ان چون راه بند اومده نیچه، داستایفسکی، شوپنهاور، کی‌یرکگور حوصله ندارن، خودشون هزار درگیری ذهنی دارن. - ردیف پنجم: کسایی که دارن دعوا می‌کنن آین رند، مارکس، سقراط، مارکی دو ساد اهل عمل و تغییر و انقلاب و تحریک فکری. - ردیف ششم: کسایی که می‌پرن وسط تا جدا کنن ارسطو، کانت، هیوم، لاک، افلاطون فیلسوفان «نظم، اخلاق، عقل و عدالت». ماموران صلح مدرسه - ردیف هفتم: کسایی که خودشون هم می‌پرن وسط تا دعوا کنن فوکو، دیوژن، فروید بزن که زندگی همینه

توضیح یک میم درباره‌ی فیلسوف‌ها وقتی توی سالن مدرسه دعوا می‌شه:
توضیح یک میم درباره‌ی فیلسوف‌ها وقتی توی سالن مدرسه دعوا می‌شه:

Antoine-Jean Gros (1771-1835) 1) Bonaparte at the Bridge of Arcole (1796) 2) First Consul Bonaparte (1802) 3) Napoleon on the
+9
Antoine-Jean Gros (1771-1835)
1) Bonaparte at the Bridge of Arcole (1796) 2) First Consul Bonaparte (1802) 3) Napoleon on the Battlefield of Eylau (1807) 4) Madame Pasteur (c. 1800) 5) Portrait of Count Jean-Antoine Chaptal (1824) 6) Equestrian Portrait of Prince Boris Yusupov (1809) 7) The Battle of the Pyramids (1810) 8) Napoleon Accepts the Surrender of Madrid, 4 December 1808 (1810) 9) Hercules and Diomedes (1835) 10) Madame Récamier (1825)
گرو یک هنرمند فرانسوی بود که در زمینهٔ صحنه‌های تاریخی و معاصر تخصص داشت. در سال ۱۷۹۶، در ۲۵ سالگی، مورد توجه ناپلئون قرار گرفت و او را حامی خود یافت. این فرصت به او اجازه داد تا چند سالی همراه با ارتش فرانسه سفر کند و از آن تجربه‌ها برای خلق نقاشی‌های تاریخی بزرگ استفاده کند. او شاگرد مشهورترین هنرمند آن زمان، ژاک-لویی داوید، بود و از آن‌جا که هر دو بخشی از آثارشان را برای ناپلئون می‌کشیدند، می‌توان بسیاری از صحنه‌های تاریخی گرو را به‌عنوان نوعی «تبلیغات سیاسی» برای امپراتوری تفسیر کرد.

نقاشی «درویدها در حال بریدن دارواش در ششمین روز ماه» (حدود سال ۱۹۰۰) اثر پُل آنری موت (Paul Henri Motte)، نقاش تاریخ‌نگار فرانسوی (۱۸۴۶–۱۹۲۲) است. این اثر، یک آیین سلتی را به تصویر می‌کشد که در حوالی انقلاب زمستانی (کوتاه‌ترین روز سال) برگزار می‌شده است. این زمان که به آن مین گِمورید (Mean Geimhridh) نیز گفته می‌شد، نمادی از آغاز روزهای بلندتر و پیروزی روشنایی بر تاریکی بود. در میان قوم سلتی، درویدها جایگاه بسیار والایی داشتند؛ آنان طبقه‌ای از فرزانگان و روحانیان بودند که در جامعه‌ی خود احترام زیادی داشتند. نقاشی، یکی از آیین‌های آنان را نشان می‌دهد که در ششمین روز ماه قمری – یعنی نخستین روز از ماه سلتیک – برگزار می‌شد. این آیین به نام مراسم "یول" یا "شفای همه" (Yule All-Heal) شناخته می‌شود. در سمت چپ بالای تابلو، کاهن دروید دیده می‌شود که با داس زرین، شاخه‌ی دارواش را می‌بُرد. این گیاه همیشه‌سبز و مرموز برای درویدها مقدس بود و معمولاً روی درختان بلوط، سیب یا سپیدار می‌رویید. چون دارواش اغلب میان زمین و آسمان معلق بود، در باورهای کهن دروازه‌ای نمادین به جهانی دیگر تلقی می‌شد. پس از بریدن آن، شاخه‌ای از دارواش به هر خانواده داده می‌شد تا در خانه‌شان بیاویزند؛ اعتقاد بر این بود که این کار دعاها و افسون‌ها را نیرومندتر می‌کند، از ساکنان خانه محافظت می‌نماید و خواب‌های زیبا می‌آورد. زیر آن نیز، آیینی برگزار می‌شد که در آن بوسه‌ی صلح میان افراد رد و بدل می‌گردید — سنتی که ردپای آن هنوز هم در آداب کریسمس امروزی دیده می‌شود.(او زمان رو بوسی بوده الان دیگه یجور دیگه بوس میکنن)

Karl Wilhelm Diefenbach (1851-1913) 1) Thou Shalt not Kill (1903) 2) Martyr and Crucified, Son Helios (1895) 3) The Fairy Dan
+9
Karl Wilhelm Diefenbach (1851-1913)
1) Thou Shalt not Kill (1903) 2) Martyr and Crucified, Son Helios (1895) 3) The Fairy Dance (1895) 4) Asking the Stars (1901) 5) Sphinx (date unknown) 6) Isle of the Dead (c. 1905) 7) Thou Shalt Not Kill (1903) 8) The Apparition (c. 1890) 9) Self Portrait as Christ (1892) 10) Solitude (date unknown)
دیفنباخ یک نقاش نمادگرا بود؛ یعنی در آثارش به‌دنبال بیان مستقیم معنا نبود، بلکه می‌خواست بیننده برداشت شخصی خود را از اثر داشته باشد. در اواخر نوجوانی در آکادمی هنرهای زیبای مونیخ تحصیل کرد، اما بدشانسی به سراغش آمد و دست راستش فلج شد؛ بااین‌حال، با پشتکار فراوان آموخت تا با دست چپ نقاشی کند. او فقط هنرمند نبود، بلکه مصلح اجتماعی هم بود و زندگی‌ای بسیار متفاوت با هنجارهای زمان خود داشت. به گفته‌ی خودش، تجربه‌های مکاشفه‌گونه داشت که با مردم در میان می‌گذاشت، قواعد اجتماعی را نادیده می‌گرفت و از وگان بودن، برهنگی طبیعی (ناتوریسم) و صلح‌طلبی دفاع می‌کرد. با وجود این سبک زندگی خاص، تا پایان عمر به نقاشی ادامه داد، هرچند در زمان حیاتش چندان موفق نبود.

Daniel in the Lion's Den Briton Riviere (1840–1920) جامونده بود این ازش😃
Daniel in the Lion's Den Briton Riviere (1840–1920) جامونده بود این ازش😃

«اتاق هتل»، حدود سال ۱۹۳۰ تصویرسازی از آنتون ماچک (Anton Machek) در این ترکیب‌بندی سوررئالیستی و ناآرام، ماچک فضای درونی یک ا
«اتاق هتل»، حدود سال ۱۹۳۰ تصویرسازی از آنتون ماچک (Anton Machek) در این ترکیب‌بندی سوررئالیستی و ناآرام، ماچک فضای درونی یک اتاق معمولی را به منظره‌ای ذهنی و روانی بدل می‌کند. زنی در اتاقی خلوت از هتلی ایستاده است؛ وقار ظاهری‌اش با مجموعه‌ای از جزئیات آزاردهنده در تضاد است: گوشی عظیم بر دیوار نصب شده، حشره‌ای غول‌آسا بر تخت افتاده، و دستی از کمد بیرون آمده است. در آستانه‌ی در، چشمی بی‌جسد و بی‌صدا ناظر صحنه است و احساس تجاوز و پارانویا را تشدید می‌کند. با اشاره‌هایی به دگردیسی کافکا و مضامینی چون چشم‌چرانی، بیگانگی، و پوچی وجودی، صحنه‌ی ماچک به تأملی تصویری بر ناآرامی روانی انسان بدل می‌شود. هندسه‌ی خشک فضا و رنگ‌های خاموش و خنثی حس جدایی و سردی را تقویت می‌کنند و اتاقی پیش‌پاافتاده را به صحنه‌ای از تئاتر اضطراب و تهی‌بودگی وجودی مبدل می‌سازند.

اعدام بی‌درنگ در دوران پادشاهان موریِ گرانادا (۱۸۷۰) اثر: آنری رنو (Henri Regnault) ‏(۱۸۴۳–۱۸۷۱) رنگ‌روغن روی بوم، ۳۰۱ در ۱۴۳
+9
اعدام بی‌درنگ در دوران پادشاهان موریِ گرانادا (۱۸۷۰) اثر: آنری رنو (Henri Regnault) ‏(۱۸۴۳–۱۸۷۱) رنگ‌روغن روی بوم، ۳۰۱ در ۱۴۳ سانتی‌متر موضوع این اثر، صحنه‌ای از گردن‌زنی است که در فضایی معماری‌شده بر اساس الحمرا روی می‌دهد و سراسر آن در درخشش غروب خورشید غوطه‌ور است. درخشندگی رنگ‌ها در تضاد با دافعه‌ی موضوع قرار دارد. زاویه‌ی پایینِ دید که صحنه از آن به تصویر کشیده شده، بیننده را عملاً در جایگاه جلاد قرار می‌دهد و اندازه‌ی طبیعی او، حضورِ پرهیبت و سنگینی به تصویر می‌بخشد. بی‌احساسی و آرامش حرکات جلاد با هولناکی پیش‌زمینه در تضاد است؛ جایی که خون از پله‌ها، از بدن بی‌جانِ افتاده در پای جلاد، تا سرِ تازه‌جداشده‌اش پایین می‌چکد. شور و شیفتگی نسبت به مجازات‌های خودسرانه در محیط‌هایی باشکوه و دور از اروپا، از مضامین رایج در نقاشی‌های شرق‌گرایانه (اورینتالیستی) بود. قدرت این آثار از تضاد میان آنچه به تصویر کشیده شده و ایده‌های اروپایی آن دوران درباره‌ی کاهش دامنه و خشونت اعدام‌های قضایی سرچشمه می‌گرفت؛ و همین امر سبب می‌شد نمایش چنین صحنه‌ای هم هیجان‌انگیز و هم هراس‌آور باشد. 🎨

Friedrich von Amerling (1803-1887) 1) Girl in Profile with a Black Mantilla (date unknown) 2) Mother and Child (date unknown)
+9
Friedrich von Amerling (1803-1887)
1) Girl in Profile with a Black Mantilla (date unknown) 2) Mother and Child (date unknown) 3) Countess Julie von Woyna (1832) 4) Reading Woman (1835) 5) Likeness of a Girl (1837) 6) Neapolitan Fisherman (date unknown) 7) Emperor Francis I of Austria (1768-1835) Wearing the Austrian Imperial Robes (1832) 8) Apostle Paul (1833) 9) Italian Woman with Distaff (1846) 10) Portrait of Mrs. Plach (1850)
فون آمرلینگ نقاش پرتره‌ای بسیار محترم و مشهور بود که به مدت ۴۵ سال به‌عنوان نقاش دربار امپراتوری اتریش-مجارستان خدمت کرد. او علاقه‌مند بود پرتره‌هایی رنگارنگ و رمانتیک خلق کند و استعداد خاصی در به تصویر کشیدن وقار و ظرافت سوژه‌هایش داشت. در طول زندگی‌اش، فون آمرلینگ سفرهای زیادی در سراسر اروپا و حتی شمال آفریقا انجام داد. هرچند او بیشتر به‌خاطر صدها پرتره‌اش شناخته می‌شود، اما چند نقاشی تاریخی و ژانری نیز خلق کرده است. امروزه، بسیاری از آثار او در موزه‌های مختلف اتریش به نمایش درآمده‌اند.

نقاشی آبرنگی «مقبره در سرداب قلعه آراندل» اثری است از هنرمند بریتانیایی ساموئل اِی. رینر (Samuel A. Rayner) ‏(۱۸۰۶–۱۸۷۹). قلع
نقاشی آبرنگی «مقبره در سرداب قلعه آراندل» اثری است از هنرمند بریتانیایی ساموئل اِی. رینر (Samuel A. Rayner) ‏(۱۸۰۶–۱۸۷۹). قلعهٔ آراندل (Arundel Castle) در جنوب انگلستان واقع شده و ساخت آن در قرن یازدهم، در دوران پادشاهی ادوارد اعتراف‌گر (Edward the Confessor) آغاز شد. این قلعه توسط راجر دِ مونتگومری (Roger de Montgomery) — که در سال ۱۰۹۴ درگذشت — به پایان رسید. او نخستین کنت آراندل بود و این قلعه را از پادشاه وقت انگلستان دریافت کرده بود. با این حال، رینر در این نقاشی تمرکزش را نه بر خود قلعهٔ عظیم، بلکه بر یادمانی در یکی از سرداب‌ها گذاشته است. او ادای احترام زیبایی به یکی از مدافعان قلعه را به تصویر می‌کشد. هرچند مشخص نیست این آرامگاه متعلق به چه کسی است — یا شاید هم یادبودی کلی برای سربازان جان‌باخته باشد — اما می‌دانیم که این مقبره و مکان هنوز وجود دارند.

Marianne Stokes (1855-1927) 1) Madonna and Child (1908) 2) Slovak Girl in Sunday Attire (1909) 3) Garlic Seller (1909) 4) Mad
+9
Marianne Stokes (1855-1927)
1) Madonna and Child (1908) 2) Slovak Girl in Sunday Attire (1909) 3) Garlic Seller (1909) 4) Madonna and Child with Symbols from a Litany (c. 1905) 5) The Milk Pot (c. 1884) 6) Candlemas Day (c. 1901) 7) St. Elizabeth of Hungary Spinning for the Poor (1895) 8) An Angel (date unknown) 9) In Prayer (1875) 10) Aucassin and Nicolette (date unknown)
ماریان استوکس با نام اصلی ماریان پرایندلسبرگر در اتریش به دنیا آمد و پس از ازدواج با نقاش منظره‌پرداز بریتانیایی آدریان اسکات استوکس (۱۸۵۴–۱۹۳۵) به انگلستان مهاجرت کرد. او با مواد و تکنیک‌های گوناگون کار می‌کرد، از جمله تمپرا (رنگی بر پایهٔ زردهٔ تخم‌مرغ که در گذشته توسط هنرمندانی چون بوتیچلی هم استفاده می‌شد). مزیت تمپرا این است که رنگ‌هایش در طول زمان کمتر تغییر می‌کنند. موضوعات نقاشی‌هایش غالباً از زندگی و فرهنگ مردم اتریش و اروپای شرقی الهام گرفته شده‌اند، اما از نظر سبک و تکنیک تحت تأثیر نقاشان پیشارافائلی بود. همین ترکیبِ الهام فرهنگی و سبک هنری، آثار او را منحصربه‌فرد و شاعرانه کرده است.

به طرز عجیبی یکی امشب ازم در مورد اسم کانال پرسید ،که یعنی چی ؟ اسم کانال رو خودم انتخاب نکرده بودم ولی برام معنی جالبی داشت
به طرز عجیبی یکی امشب ازم در مورد اسم کانال پرسید ،که یعنی چی ؟ اسم کانال رو خودم انتخاب نکرده بودم ولی برام معنی جالبی داشت اگه فیلم «wings of desire » دیده باشین متوجه میشین ترجمه فارسیش (غیر تحت الفظلیش)میشه آرزوی فرشتگان جایی که فرشته ها ارزو دارن مثل آدما عاشق بشن و خواسته داشته باشن «Wings of heart » هم برام مثل این کیوپید بود . فرشته ای که دوست داشت عاشق باشه ،ولی هربار بال هاشو زمان حرص میکرد . اینجا رو گذاشتم چون با اینکه زمونه نذاشت نقاشی بخونم اما دوست داشتم یه گالری داشته باشم تو گوشیم از تمام نقاشی ها و نقاش های معروف. امیدوارم حتی زمان هم از پس حرص کردن بال هاتون بر نیاد

تابلوی «شایعه‌پراکن‌ها» (The Gossips) در سال ۱۹۴۸ توسط هنرمند آمریکایی نورمن راکول (Norman Rockwell) (۱۸۹۴–۱۹۷۸) نقاشی شده اس
تابلوی «شایعه‌پراکن‌ها» (The Gossips) در سال ۱۹۴۸ توسط هنرمند آمریکایی نورمن راکول (Norman Rockwell) (۱۸۹۴–۱۹۷۸) نقاشی شده است. این اثر ۱۵ شخصیت را نشان می‌دهد که هرکدام دوبار در تابلو ظاهر شده‌اند و زنجیره‌ای از دریافت و انتقال یک شایعه را شکل می‌دهند. هر فرد شخصیتی منحصربه‌فرد در زمینهٔ شایعه‌پراکنی دارد و راکول با دقت فراوان، حالات چهرهٔ هرکدام را به‌زیبایی ثبت کرده است. شخص اول (در بالا سمت چپ) آغازگر شایعه است، و در نهایت، شایعه به مردی می‌رسد که موضوع شایعه دربارهٔ اوست (او را می‌توان در دو تصویر آخر در پایین سمت راست دید)؛ سپس او با فردی که شایعه را شروع کرده روبه‌رو می‌شود. راکول تصویرگر محبوب مجلهٔ Saturday Evening Post بود و استعداد واقعی‌اش در این بود که بتواند یک مسئلهٔ پیچیدهٔ اجتماعی را تنها در یک تصویر خلاصه کند. او برای رسیدن به ایده‌های چنین آثاری، زمان زیادی صرف می‌کرد — در مورد این اثر، حدود ۲۰ تا ۳۰ سال طول کشید تا طرح نهایی به ذهنش برسد. با این حال، اثر به‌سرعت به محبوبیتی چشمگیر رسید و در سال ۲۰۱۳ به قیمت ۸.۵ میلیون دلار فروخته شد.

برتون هنرمند فرانسوی بود که در خلق پوسترها و لیتوگرافی‌های سبک آرت نوو (Art Nouveau) تخصص داشت و هم‌دوره‌ی همکار مشهورترش آلف
+9
برتون هنرمند فرانسوی بود که در خلق پوسترها و لیتوگرافی‌های سبک آرت نوو (Art Nouveau) تخصص داشت و هم‌دوره‌ی همکار مشهورترش آلفونس موشا (Alphonse Mucha، ۱۸۶۰–۱۹۳۹) فعالیت می‌کرد. همان‌طور که در این مجموعه دیده می‌شود، او هم پوسترهای تبلیغاتی و هم پوسترهای مستقل هنری طراحی می‌کرد. بسیاری از آثارش را با رنگ‌پاستل خلق می‌کرد که به آن‌ها جلوه‌ای مات و لطیف می‌داد، بر خلاف ظاهر براق بسیاری از پوسترهای هم‌دوره‌اش. دوران شکوفایی پوسترهای آرت نوو حدود میان سال‌های ۱۸۹۵ تا ۱۹۰۵ بود و اطلاعات چندانی از فعالیت‌های هنری برتون پس از آن دوران در دست نیست.

اینکه عاشق کسی میشم که قرار نیست داشته باشمش ریشه در کودکیم نداره به سطح IQم متاسفانه ربط داره🥲

بورمایستر نقاشی آلمانی بود که در آثارش به موضوعات گوناگون می‌پرداخت و بیشتر آن‌ها حال‌و‌هوای جدی نداشتند. او از خلق تصویرسازی
+9
بورمایستر نقاشی آلمانی بود که در آثارش به موضوعات گوناگون می‌پرداخت و بیشتر آن‌ها حال‌و‌هوای جدی نداشتند. او از خلق تصویرسازی برای افسانه‌ها و کتاب‌های کودکانه لذت می‌برد و بسیاری از آثارش به صورت کارت‌پستال چاپ و منتشر می‌شدند. در سال‌های پایانی عمرش، از سوی حزب نازی مأمور شد تا پوسترهایی برای گردهمایی‌هایشان طراحی کند — کاری که انجام داد. همین همکاری، احتمالاً یکی از دلایلی است که امروز اطلاعات چندانی درباره‌ی او در دست نیست.

تابلوی «پرنده آبی» (The Blue Bird) در سال ۱۹۱۸ توسط نقاش بریتانیایی فرانک کادوگان کوپر (Frank Cadogan Cowper, 1877–1958) کشید
تابلوی «پرنده آبی» (The Blue Bird) در سال ۱۹۱۸ توسط نقاش بریتانیایی فرانک کادوگان کوپر (Frank Cadogan Cowper, 1877–1958) کشیده شده است. کوپر این اثر را در پایان جنگ جهانی اول در آکادمی سلطنتی هنر بریتانیا به نمایش گذاشت. طبیعی است که بیشتر آثار ارائه‌شده در آن زمان، ارتباطی با پیامدهای جنگ داشتند، اما نقاشی کوپر در میان آن‌ها اثری غیرمعمول و متفاوت به شمار می‌رفت. این نقاشی لحظه‌ای از داستان افسانه‌ای «پرنده آبی» نوشته‌ی مادام دُلنوا (Madame d’Aulnoy) را به تصویر می‌کشد که نخستین‌بار در سال ۱۶۹۷ منتشر شد. در این افسانه، شاهزاده‌خانمی زیبا به نام فلورین (Florine) عاشق شاهزاده‌ای می‌شود، اما نامادری‌اش می‌خواهد دختر خودش با آن شاهزاده ازدواج کند. در نهایت، شاهزاده به پرنده‌ای آبی تبدیل می‌شود و هر شب به برج محل اقامت فلورین پرواز می‌کند و برای ابراز عشق خود، هدایا و جواهراتی برای او می‌آورد