وار
کانال بسته
مایرم تکیه ای وار جنونی ست به کلمه.. انگار که کلمه را راه ببرد دیوانه را تلو تلو می دهد و در نوعی تکرار کوچیدن عشایر است از جایی به جای دیگر از واری به واری رفتن
نمایش بیشتر562
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-97 روز
-1330 روز
آرشیو پست ها
562
هر ثانیه را
مسافت دو ظهر بود
که شکافت زمان
و چاقوی کند بر تراشه
تیز شد
ملکان ناسور/دمندگان صور
ارواح نارام
تن گرفتند
با نفیری که پیش از زخم می آمد
این کدام نقطه است
همه ی تاریخ در ساعتیش
و هنگامه ی جنیان
بر آیات منقطع
آیا شود
شیهه به غروب نرسیده
انجماد گیرد
و تنها سلام بر تو باشد
و رگ های آبی
#مایرم_تکیه_ای
سلام علی شیب الخضیب
#اعظم_الله_اجورنا_و_اجورکم
562
آنگاه که ارده ی رفتن به میدان نبرد نمود پرده نشینان حرم آل الله به او پناه بردند که یاعلی اکبر به تنهایی و غربت ما رحم نما..
562
یک داستان خطی و ممتد توی قطار.
آدم هایی که سال هاست عزیزانشان را ندیده اند و در جبر حاکم بر زمان نقشه هایی می کشند برای پیدا کردن همدیگر.
زندگی کش دار و صفیرکشان بر چرخ می دود. روح تهی و تهی تر می شود و سرآخر وقتی آدم هایی که در حسرت دیدار همند یک جا جمع شده اند
هیچ کدام دیگری را نمی شناسند..
استیصال آدم هایی کنده شده از وطن
در #بازگشت_چورب
داستان تصادف
#ولادیمیرناباکوف
#آبتین_گلکار
562
فرض کن توی قطاری و پنج سال است همسرت را گم کره ای . هر روز نقشه میکشی برای پیدا کردنش چه کار کنی.
زندگی کش دار و صفیرکشان بر چرخ می دود. روح تهی و تهی تر می شود
در داستانی خطی که بر همین ریل می گذرد مرد در فضایی سراسر ناامید نقشه ی جست و جو را به نقشه ی مرگ تغییر می دهد در کوپه ای که همسرش همانجاست و دقایقی پیش از مرگ او را می بیند و نمی شناسد.
حلقه ی ازدواجشان که از دست زن افتاده را بر میدارد.نام و تاریخ را می خواند و خاطره یا فکری
562
یک داستان خطی و ممتد توی قطار.
آدم هایی که سال هاست عزیزانشان را ندیده اند و در جبر حاکم بر زمان نقشه هایی می کشند برای پیدا کردن همدیگر.
زندگی کش دار و صفیرکشان بر چرخ می دود. روح تهی و تهی تر می شود و سرآخر وقتی آدم هایی که در حسرت دیدار همند یک جا جمع شده اند
هیچ کدام دیگری را نمی شناسند..
استیصال آدم هایی کنده شده از وطن در #بازگشت_چورب_ناباکوف
562
ته صدا چکه های آب است.
قصه ی ستاره نشت میکند توی جانم که وقتی آب چکه میکند حتما مرغ عشقی تشنه مانده است..
