Advanced 2 (ILI)
رفتن به کانال در Telegram
چنل ها 👇 @ili_channels ارتباط با ادمین / ارسال فایل 👇 @advanced_levels_bot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
6 466
مشترکین
+124 ساعت
-67 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
6 466
Last line : Community group conferencing
#transcript (summary) page 73 unit 4 ad 2
@advanced_two_documents
6 466
#vocabulary unit 3 ad 2
@advanced_two_documents
📌 Passage Vocab
#Paragraph_A
* grateful : سپاسگزار
* gratitude : قدردانی
* flowerbed : باغچه
* meticulous : خیلی دقیق
* committee : شؤرا
* breathlessly : نفسنفسزنان
* darling : فردی بسیار خوب و مهربان
* glow : احساس قوی و خوشایند
#Paragraph_B
* unfaded : پررنگ
* sun-bronzed : برونزه
* keen : تیز، باهوش
* intuitive (adj) : براساس احساسات
* vase : گلدان
* just so : درست سر جا
* shrub : بوتهی کوچک
* tend : مواظبت کردن
* constantly : دائماً
* unconscious : ناخودآگاه
* please : خشنود یا راضی کردن
* humbly : با فروتنی، با ذلت نفس
* take note of : توجه کردن به
* intrude : دخالت یا نفوذ کردن
#Paragraph_C
* come to know : آشنا شدن با
* setter : نوعی سگ شکاری
* flecked : خالخالی، دوندون
* lightly : به طور کم
* feathered : پوشیده از پر
* colonial : ساخته شده با سبک قرن هجدهم آمریکای شمالی
* colony : مستعمره
* brooding : غمناک، مرموز، تهدیدآمیز
* forlorn : تنها و ناراحت
* burst into life : ناگهان جان گرفتن
* frenzy : هیجان خیلی زیاد، دیوانگی
* joyous : شاد
* plume : پر روی کلاه
* lay : ماضی دراز کشیدن
* lie → lay → lain
* lower : پایین آوردن
* dejectedly : با ناراحتی و ناامیدی
* heed : توجه
* lonesome : ناراحت و تنها
* contemplation : تفکر عمیق و طولانی
* wary : محتاط، هشیار
* crept : ماضی یواشکی راه رفتن، خزیدن
* creep → crept → crept
#Paragraph_D
* in time : به مرور زمان
* make a point : تصمیم گرفتن
* Heavens! : برای بیان شگفتی در هنگام عصبانیت
* unwrap : کاغذ یا پلاستیک دور چیزی را باز کردن
* laid : ماضی قرار دادن
* lay → laid → laid
* briefly : به مدت کم
* watch for sb : انتظار کسی را کشیدن
* expectant : هیجانزده
* reserved : بیعلاقه به ابراز احساسات یا بیان مشکلات خود
#Paragraph_E
* set forth on : شروع کردن سفر کوتاه
* scout : گشت زدن و کشف کردن
* excursion : سفر کوتاه
* approach (n) : نزدیک شدن
* tentative : مردد، دودل
* repulsed : طرد شده، به عنوان دوست انتخاب نشده
* amber : قهوهای متمایل به زرد
* pat : نوازش، نوازش کردن
* contain : کنترل کردن احساس
* race : دیوانهوار دویدن
* mad : کنترل نشده
* coax : با مهربانی متقاعد کردن
* grimace : حالت چهره هنگام درد
* by jingo : wow!
* considerate : با ملاحظه
* cautiously : با احتیاط
* established : حاضر یا موجود به مدت طولانی
* give of oneself : زمان خود را وقف انجام کاری کردن بدون توقع
#Paragraph_F
* inevitably : ناگزیر، ناچاراً
* tug at sth : چیزی را کشیدن
* roll over : غلت زدن
* ecstasy : شادی فراوان
* porch : ورودی، ایوان
* adjoin : در مجاور چیزی قرار داشتن یا به چیزی متصل بودن
* A vacant plot of land adjoins his house.
یک قطعه زمین خالی در مجاورت خونهشه.
* mat : پادری
* content : شاد و راضی
* now and then : هر از چند گاهی
* tolerantly : صبورانه، با حالت مدارا با دیگران
* foolishly : به طور احمقانه
#Paragraph_G
* occur to sb : به فکر کسی رسیدن
* stunning : متحیر کننده
* bleak : تلخ، عاری از امید، سرد و عاری از راحتی
* void : غم عظیم
* unbearable : غیر قابل تحمل
* ceaselessly : به طور بیوقفه
* limber : انعطافپذیر
#Paragraph_H
* pound : شدید تپیدن
* trembling : لرزان و ناگهانی ناشی از هیجان
* weary : بسیار خسته
* homely : گرم و صمیمی
* ache : خیلی چیزی را خواستن
* rapturous : ابرازگر شادی یا تحسین
* tramp : ولگرد، بیخانمان، گدا
* rightful : درست، قانونی، اخلاقی
* allegiance : وفاداری
#Paragraph_I
* quail : بلدرچین
* pheasant : قرقاول
* trail : راه سنگلاخی
* romp : با سر و صدا بازی کردن
* amid : در هنگام رخ دادن اتفاقات پر سر و صدا، شلوغ و یا گیجکننده
* whine : غر زدن
* anguish : غم و اندوه فراوان
* bewildered : کاملاً گیج و شوکهشده
* gruffly : سرد و غیردوستانه
#Paragraph_J
* gaze : خیره شدن
* reach down : خم شدن
* stroke : نوازش کردن
* hesitate : مکث کردن به علت مردد بودن
* hollow : پوچ و توخالی
* authority : اقتدار
