Datoverse
رفتن به کانال در Telegram
4 472
مشترکین
-224 ساعت
+97 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
4 472
یکی از زیباترین ایدههای فصل دوم این است که دیوانور آگاهانه اجازه میدهد دیگران او را جاهطلب و قدرتطلب ببینند.
چرا؟
چون ترجیح میدهد دیگران تصور کنند هدفش تاج و تخت است تا اینکه بفهمند انگیزه واقعی او چیز دیگری است.
او میخواهد دیگران «دیوانور جاهطلب» را ببینند، نه موجودی که در درونش اسیر میلی است که نمیتواند به آن دست پیدا کند
4 472
دیوانور در مقابل، طبقهبندی موجودات به «سفید، سیاه و خاکستری» را زیر سؤال میبرد و آن را بیشتر نظر شخصی لومینیل میداند.
این بحث، یکی از تمهای اصلی کتاب را شکل میدهد:
آیا موجودات ذاتاً خیر یا شر هستند؟
یا اینکه این دستهبندیها ساخته ذهن و جامعهاند
4 472
لومینیل، مباشر اول لیونیس، در مقابل دیدگاه دیوانور میایستد.
دیوانور معتقد است شاید بتوان با آلدمیر و دمورینها به شکلی سیاسی برخورد کرد.
اما لومینیل بهشدت بدبین است.
او معتقد است دمورینها ذاتاً ویرانگرند و دیر یا زود به پارادیون حمله خواهند کرد
4 472
در واقع مشکل فقط این نیست که پایروت قدرتمند شده.
مشکل بزرگتر این است که پایروت متفاوت از چیزی است که پارادیون درباره آن باور داشته است.
4 472
وقتی گزارش آرکور در بارگاه مطرح میشود، واکنشها متفاوت است:
برخی میترسند.
برخی حیرت میکنند.
بعضی از مباشران خشمگین میشوند.
برخی نمیخواهند تصویر قبلیشان از دمورینها را کنار بگذارند
4 472
این موضوع یکی از مهمترین نقاط داستان است.
چون نشان میدهد تصویر رسمی پارادیون از «دیگری» ممکن است ناقص یا حتی تحریفشده باشد.
4 472
سپس آرکور درباره مأموریتش به پایروت گزارش میدهد.
گزارش او شوکهکننده است.
پایروت دیگر سرزمین تاریک، خاکستری و کریهی نیست که همه در پارادیون تصور میکردند.
آرکور توضیح میدهد که بعد از عبور از دروازه اخگر، با سرزمینی زیبا و باشکوه مواجه شده؛ حتی در حدی که میتواند با خود پارادیون مقایسه شود.
دمورینها نیز دیگر آن موجودات زشت و خاکستری توصیفشده در افکار عمومی نیستند؛ آنها موجوداتی زیبا و باشکوهاند
4 472
در اینجا مفهوم مهمی مطرح میشود:
دیوانور اسیر میل خودش است.
او برخلاف تصویری که دیگران از او دارند، شاید بیش از آنکه جاهطلب باشد، شخصیتی باشد که با میل سرکوبناپذیر خودش درگیر است.
4 472
راز اصلی دیوانور
در ادامه مشخص میشود که مسئله دیوانور واقعاً تاج و تخت نیست.
او به شدت درگیر یک میل شخصی است؛ میلی که خودش نیز میداند تقریباً دستنیافتنی است.
او به مایرلیس میگوید که از زمانی که به وجود خودش آگاه شده، این میل در وجودش بوده و حتی یکی از دلایلی که پیشنهاد بازگشت به بارگاه را پذیرفته، همین میل بوده است.
مشکل اینجاست که آنچه میخواهد، به نظر خودش غیرممکن است.
مایرلیس تلاش میکند او را آرام کند و به او یادآوری میکند که نباید اجازه دهد وجود وارث جدید، هویت یا جایگاهش را تغییر دهد.
4 472
دیوانور ابتدا میگوید برایش مهم نیست دیگران چه فکری میکنند.
اما مایرلیس جواب میدهد که اگر واقعاً مهم نبود، دیوانور این همه سال برای پنهان کردن چهره واقعی خودش «نقاب» نمیزد.
این گفتوگو نکته بسیار مهمی را روشن میکند:
دیوانور سالهاست چیزی را پنهان میکند.
او عمداً تصویری مشخص از خودش ساخته تا دیگران نتوانند به انگیزه واقعی او پی ببرند
4 472
یکی از مهمترین شخصیتهای فصل دوم مایرلیس است؛ مباشر مخصوص دیوانور.
او دیوانور را بسیار خوب میشناسد و برخلاف بسیاری از افراد، میتواند پشت رفتار ظاهری او را ببیند.
دیوانور پس از اتفاقات اخیر خود را در عمارتش حبس کرده است.
مایرلیس به سراغش میرود و به او هشدار میدهد که با رفتاری که مقابل لیونیس و لویانا داشته، توجه زیادی جلب کرده است. اکنون دیگران گمان میکنند دیوانور برای بهدست آوردن تاج و تخت نقشه میکشد
4 472
فصل دوم بیشتر وارد ذهن و انگیزههای واقعی شخصیتها میشود.
در این فصل مشخص میشود چیزی که در ظاهر یک بحث سیاسی درباره پایروت است، در زیر سطح خود روابط شخصی و احساسی پیچیدهای دارد
4 472
اما همین اطمینان لیونیس، از دید خواننده تبدیل به یک نشانه خطرناک میشود.
چون کتاب قبلاً نشان داده که دیوانور تغییر کرده است.
4 472
ترس لویانا از جانشینی
دیوانور در حال حاضر وارث لیونیس است، چون لیونیس هنوز فرزندی ندارد.
اما حالا لویانا باردار است.
پس اگر فرزند او متولد شود، مسئله جانشینی تغییر میکند.
لویانا میترسد دیوانور نتواند کنار گذاشته شدن از جایگاه وارث را بپذیرد.
لیونیس این نگرانی را رد میکند و میگوید دیوانور را میشناسد و به او اعتماد دارد.
از نظر لیونیس، دیوانور هرگز واقعاً دنبال تاج و تخت نبوده و جایگاه فعلیاش صرفاً نتیجه نداشتن فرزند برای لیونیس بوده است
4 472
ورود به بخش شخصی داستان
بعد از مسئله سیاسی، داستان به رابطه لیونیس و لویانا میپردازد.
لویانا همسر و ملکه پارادیون است.
لیونیس در خلوت نزد او میرود و فضای داستان برای مدتی از سیاست فاصله میگیرد.
اما مشخص میشود لویانا نگرانی بسیار مهمی دارد:
او باردار است.
او در حال پرورش فرزند و وارث لیونیس است و از این میترسد که وقوع جنگ یا تنش، این بارداری را به خطر بیندازد
اما نگرانی او فقط مربوط به جنگ نیست.
او درباره دیوانور هم نگران است.
4 472
دیوانور تلاش میکند لیونیس را قانع کند که این مجازات، با وجود سنگینی، برای جلوگیری از مرگ تعداد بسیار بیشتری از موجودات لازم است.
لیونیس در نهایت تصمیم میگیرد فعلاً تنها بخش ابتدایی نقشه را اجرا کند:
بازرسی رسمی از پایروت.
او دستور میدهد آرکور همراه با گروهی از آنجلیثها برای بررسی وضعیت پایروت اعزام شوند. سپس بر اساس گزارش آنها تصمیم نهایی گرفته خواهد شد
4 472
این نقشه برای لیونیس جذاب است چون ظاهراً راهی برای حل بحران بدون جنگ ارائه میدهد.
اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: تبعید به سرای فرودین.
لیونیس با این مجازات مخالف است، چون سرای فرودین جایی است که موجودات خودآگاه نمیتوانند در آن به شکل طبیعی به حیات خود ادامه دهند؛ بنابراین تبعید به آنجا عملاً به معنای محکوم کردن فرد به نیستی است
4 472
دیوانور در نهایت پیشنهاد میکند که به جای حمله مستقیم، ابتدا گروهی از آنجلیثها برای بازرسی رسمی به پایروت فرستاده شوند.
هدف ظاهری، جمعآوری اطلاعات است.
اما هدف واقعی دیوانور فراتر از این است:
آنجلیثها به پایروت بروند.
تخلفات و فعالیتهای مشکوک دمورینها را ثبت کنند.
گزارش رسمی تهیه شود.
آلدمیر به پارادیون احضار شود.
سپس آلدمیر زندانی یا حتی به سرای فرودین تبعید شود.
با حذف آلدمیر، ارتش دمورینها از هم بپاشد و بدون جنگ، تهدید برطرف شود
4 472
نکته مهمتر این است که لیونیس متوجه میشود حرفهایی که دیوانور میزند، با شخصیت و عقاید همیشگی او سازگار نیست.
دیوانور قبلاً کسی نبوده که بهشدت خواهان مجازات موجودات دیگر باشد؛ اما حالا با جدیت از خطر دمورینها صحبت میکند.
لیونیس حتی مستقیماً از او میپرسد که آیا این حرفها واقعاً عقاید خودش است یا نه.
این موضوع یک علامت هشدار مهم برای خواننده است: چه چیزی باعث شده دیوانور اینقدر تغییر کند؟
4 472
دیوانور در مقابل معتقد است بیعملی نیز خطرناک است.
از دید او اگر پارادیون منتظر بماند، دمورینها فرصت بیشتری برای تقویت خود پیدا میکنند.
اینجا نخستین تضاد جدی داستان شکل میگیرد:
لیونیس = حفظ صلح و پرهیز از اقدام پیشگیرانه
در برابر:
دیوانور = اقدام قبل از اینکه تهدید به بحران تبدیل شود
