204
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
204
1. محمد علی جمالزاده
2. صادق هدایت
3. بزرگ علوی
4. صادق چوبک
5. سیمین دانشور
6.ابراهیم گلستان
7. غلامحسین ساعدی
8. محمود دولت آبادی
9. بهرام صادقی
10. احمد محمود
11. اسماعیل فصیح
12. جلال آل احمد
13. علی اشرف درویشیان
14. هوشنگ گلشیری
15. صمد بهرنگی
16. ایرج پزشکزاد
17. نادر ابراهیمی
18. رضا براهنی
19. مسعود بهنود
20. غزاله علیزاده
21. گلی ترقی
22. محمد علی افغان
لیست تعدادی از نویسندگان ایران
(ترتیب لیست دلیل خاصی ندارد و فقط برای معرفیست. )
@KAPTA
204
پژواک:
وقتی اومدیم اینجا فکر می کرد این هوای پاک میتونه همه چیزو عوض کنه. مادر مُرد و هیچی تغییر نکرد. خورشید عین همیشه غروب کرد. دمای هوا مثل همیشه بود. تیرک های کلبه... ما موجودات مفلوکی هستیم توی دستای زندگی که بی رحمانه واقعیه. خب که چی؟ تو الآن تنهایی. تنهای تنها. همون سرطانی رو داری که مادر گرفت .همین الآن می میری و چهار میلیون سال ازش می گذره
(... سکوت...)
اگه سالم بودی به چیا فکر می کردی؟ این برگه ها رو بار می زدی میاوردی تو این جنگل؟ به کی می خوای دروغ بگی؟
(... سکوت... به گریه می افتد ولی به سرعت جلوی خودش را می گیرد.)
من خیلی جوونم
برشی از نمایشنامه ی تک پرده ایِ
#سلاخ_خانه
نوشته ی
#کامران_حمزه_لو
@KAPTA
204
آن شعری که نسرودمش
در لایروبی کیهان
خواهد خروشید
و
از بندی خواهد گفت
که
دستهای تو را
و
آزادی را
و
لب هایش را
دوخته بود
از سیم نازک بد قواره ای می گوید
که
گردنها شان را می فشرد
از رویایی که نزیستمش
و
آن ابر که از خورشید در افق گفت
از آن موج
که فرو نشست
و
دندانی که درید
خواهم گفت
و
خواهم سرود
مرگی را که در سکوت می پژمرد
تو
هربار که دست دراز کردی
جریانش
رود را لایروبی کرد
و
همان گاه
ضجه ای خرامید
در دستان فصل
این
عطر توست
که در بهار لانه می سازد
دوست من
آن هنگام که دیگر نیستم
سرودم را بردار
و
برای کودکت
از دست هایمان
بگو
طرح و شعر
#کامران_حمزه_لو
@KAPTA
204
وقتی می میری
دیگر
همخانه ی سنگی
همخانه ی کوه
جریان خروشان رود
و
آنجاست
که
رستگاری
گیسوانت را می آراید
و
بهار
در تو
لانه می کند
جسم مرگ اندیش من
بادی می وزد
سرانگشتانت را مخفی مکن
لبانت را...
بادی می وزد
ابری می شکفد
درختی بیتاب می شود
و
خورشید که...
بادی می وزد
قلبی جوانه می زند
سینه ای بار می گیرد
بهار لانه می سازد
این گنجشک هزار سال است
همینگونه می خواند
همینگونه می خرامد
بادی می وزد...
هرگز مهربانی، بزرگمنشی و لطفت فراموشم نمیشه.
شنیدن خبر رفتنت ناگهانی و آزار دهنده بود.
دوست و همکار
#الهام_عسگری_شکیب
@KAPTA
204
انقلاب سیبی نیست که پس از رسیدن از درخت بیفتد. باید وادارش کنی.
#ارنستو_چه_گوارا
#Ernesto_Che_Guevara
مبارز
و
آزادی خواه آرژانتینی
۱۴ ژوئن ۱۹۲۸
۹ اکتبر ۱۹۶۷
بولیوی
فقط ۳۹ سال
در آن اتاقک، تران ۹ بار به ارنستو شلیک کرد، پنج بار به پاها، سپس به شانه، بازوی راست، سینه و گلو. اما هرگز ناله ای از او نشنید.
تصاویر دستگیری و اندکی پس از اعدام #چ
حتی از جسد او هم وحشت داشتند.
@KAPTA
204
(( بخشی از دیالوگ فرنگیس
فرنگیس:
خب مگه دروغ می گم؟ تمام این ها بخش زیادیش، مقصر تویی. یکبار برای من وقت گذاشتی؟ تو کل زندگیم آرزو داشتم منو بغل کنی و تو بغلت فشار، بدی ولی همیشه لباست مهم تر بود که کثیف نشه. چروک نشه. تا همکار هات بگن منظم ترین، با شخصیت ترین. به چه قیمتی؟ خوب می دونی که دارم چی می گم. خوب می دونی دارم از روز هایی حرف میزنم که فقط به محبت تو نیاز داشتم. روز هایی که فکر می کردم برات مهمم.
ولی تو کجا بودی؟ ذهنت کجا بود؟ روزهایی که تمام وقتتو برا نظر دیگران صرف می کردی. روزهایی که هنوز نفهمیده بودم چقدر تنهام.
برشی از نمایشنامه ی
#استکهلم_پراگ_سیدنی
نوشته ی
#کامران_حمزه_لو
@KAPTA
204
پيشانی صاف نشان بي دردیست.
آنکه
آهسته در خيابان گام بر مي دارد
خبر هولناک را
نشنيده است هنوز.
راستی که
به دورانی سخت تيره
روزگار مي گذرانم
من
برتولت برشت
از جنگلهای سياه
می آيم …
اویگن برتولت فریدریش برشت
Eugen Berthold Friedrich Brecht
۱۰ فوریه ۱۸۹۸
۱۴ اوت ۱۹۵۶
شاعر، نویسنده، کارگردان، نظریه پرداز و مبارز، آزادیخواه و اندیشمند آلمانی
نویسنده ی سبک اجراییِ اپیک و متجلی کننده ی آن
برخی آثار مشهور در ایران
استثنا و قاعده
مادر
کله گردها و کله تیزا
گفتگوی فراریان
زندگی گالیله
دایره ی گچی قفقازی
ننه دلاور
اپرای سه پولی (سه پنی)
ترس و نکبت رایش سوم
مجموعه اشعار
و....
@KAPTA
