کانال فلسفه و منطق. تبریز
رفتن به کانال در Telegram
ارشد عباسی( اشراق) مدرس فلسفه و منطق جهت ارتباط📚 @A_Abbasi17
نمایش بیشتر770
مشترکین
+224 ساعت
+77 روز
+730 روز
در حال بارگذاری دادهها
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+34
در 0 کانالها
سپتامبر '260
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '260
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 0 کانالها
Get PRO
مه '260
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+8
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+50
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+54
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+97
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+38
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+30
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+13
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+25
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+17
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+19
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+18
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+37
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+52
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+45
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+48
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+36
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+14
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+13
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+24
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+21
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+32
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+43
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+56
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+42
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+17
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+15
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+18
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+22
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+34
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+50
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+87
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+15
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+44
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+16
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+15
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+18
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+65
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+27
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+359
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 16 اکتبر | 0 | |||
| 15 اکتبر | +4 | |||
| 14 اکتبر | +4 | |||
| 13 اکتبر | +1 |
پستهای کانال
#منطق دهم
#درس دوم
#مغالطه #اشتراک #لفظ:
هر گاه چند معنای متعدد به کمک یک لفظ واحد بیان شوند به آن مشترک لفظی می گویند.
اشتباه گرفتن کلماتی که ظاهری مشترک دارند، باعث بروز #مغالطهی #«اشتراک لفظ» می شود.
مثل:
پارک: گردشگاه، تفرجگاه
پارک: نگه داشتن خودرو
چرخ: چرخ اتومبیل
چرخ : چرخ خیاطی
چرخ : چرخیدن
چرخ: گردش
چرخ: چرخ گردون منظور روزگار نامناسب
سوهان: نوعی مواد خوراکی
سوهان: وسیله ای برای سائیدن
سیر: نوعی گیاه
سیر: سیر شدن
خویش: خود
خویش: فامیل و بستگان
عین: چشم
عین: چشمه
عین: جاسوس
اوزوم: در زبان ترکی، صورتم
اوزوم: در زبان ترکی انگور
اوزوم: در زبان ترکی کندن یا جدا کردن.
اوزوم: شنا کردن
https://t.me/Arshad_Abbasi
| 2 | #انواع #دلالت #لفظ بر #معنا:
#دلالت #مطابقی، دلالت #تضمنی، دلالت #التزامی.
#مغالطهی #توسل به معناي #ظاهری.
مغالطهی #نگارشی کلمات.
ارشد عباسی
کانال تلگرامی #فلسفه و #منطق
https://t.me/Arshad_Abbasi | 61 |
| 3 | #لفظ و #معنا.
اگر در #حیطهی #ذهنی، دچار #خطا شویم، در #حیطهی #لفظی و حیطهی #عینی هم خطا خواهیم کرد.
#اشتراک لفظی، و #مغالطهی اشتراک لفظی.
ارشد عباسی
کانال تلگرامی #فلسفه و #منطق
https://t.me/Arshad_Abbasi | 53 |
| 4 | فلسفه یازدهم
درس۲
《 معرفت به وجود فرع بر امکان شناخت آن است. 》
معرفت به وجود یعنی وجودشناسی، فرع یعنی وابسته به امکان و توانایی شناخت است یعنی تا امکان و قدرت شناخت در انسان نباشد، هرگز معرفتشناسی ممکن و مقدور نخواهد بود.
به بیان دیگر معرفت به وجود زمانی به انسان حاصل میشود، که توانایی شناخت در در او باشد، تا بدین طریق بتواند وجود را بشناسد.
بنابراین، هستیشناسی وابسته به معرفتشناسی، و معرفت شناسی هم به امکان معرفت وابسته است.
یعنی تا انسان نداند توانایی چه شناختی را دارد و با چه ابزاری میتواند بشناسد، مباحث معرفتشناسی و هستیشناختی بی ثمر است
https://t.me/Arshad_Abbasi. | 66 |
| 5 | فلسفه ۱۱
درس۲
اصل یا ریشهٔ فلسفه: مابعدالطبیعه یا فلسفه اُولی.
فرع یا شاخههای فلسفه: فلسفه مضاف، مثل فلسفه علم، فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ.
بخش اصلی فلسفه، به اصل هستی و وجود میپردازد.
مانند: اصل علیت. یا وحدت و کثرت...
بخش فرعی فلسفه، به ویژگی های یک وجودِ خاص میپردازد.
مانند: گرمی و سردی، زبری و صافی در فیزیک.
https://t.me/Arshad_Abbasi | 55 |
| 6 | فلسفه یازدهم
درس۲
ریشه ها و شاخه های فلسفه
🔸فلسفه اولی ریشه و اصل و فلسفه مضاف شاخه و فرع است.
🔸شاخه از «ریشه» تغذیه میکند
یعنی:
نگاه و تامل فیلسوف به اصل هستی دارای پیام خاصی برای هر علم است که، فلسفه ی آن علم را پدید می آورد.
مثال:
به دلیل اینکه «فلسفه» تنها از هستی و قواعد آن بحث «نمیکند»بلکه در هر موضوعی می تواند وارد شود و «بنیادی ترین» مسائل آن را تبیین کند، با تمام علوم مرتبط است در عین حال هیچ یک از آن دانش ها نیست.
https://t.me/Arshad_Abbasi | 48 |
| 7 | #فلسفه یازدهم
درس دوم
#فلسفه هاي مضاف
منظور از این عبارت کتاب چیست؟.
«شاخه های فلسفه ، قوانین بنیادی وجودشناسی و معرفت شناسی رابه محدوده های خاص منتقل می کنند»
در بخش اصلی فلسفه مباحث اصلی هستی شناسی و معرفت شناسی بحث می شود که عام وکلی است و به علم ویا موجود خاصی مربوط نمی شود.. اما همین مباحث به شکل خاص تر ومحدودتر به فلسفه های مضاف کشیده می شود.
مثلا در بخش اصلی فلسفه درمورد این که جهان هستی واقعیت دارد و وجود شامل مادی وغیر مادی می شود بحث می شود ویا سؤالات معرفت شناسی از قبیل اینکه آیا شناخت واقعیت، امکان دارد یانه؟ اگر شناخت امکان دارد، محدوده شناخت تا چه اندازه است؟ ابزار شناخت چیست؟
این اصول کلی که در بخش اصلی فلسفه مطرح و بررسی می شود، در انسان شناسی مورد توجه قرارگرفته و درارتباط با انسان هم مورد بررسی قرار می گیرد ویا با اثبات در بخش اصلی فلسفه، در مباحث مربوط به انسان در انسان شناسی مورد استفاده و استناد قرارمی گیرد.
وقتی در بخش اصلی فلسفه، اثبات شد وجود (به معنای کلی) به مادی وغیر مادی تقسیم می شود، در انسان شناسی فلسفی (فلسفه مضاف) نیز می توان نتیجه گرفت، پس انسان هم دارای دو بعد مادی وغیر مادی است. یا اگر در بخش اصلی اثبات شده که واقعیت وهستی قابل شناخت است، در انسان شناسی می شود درمورد انسان هم همین نتیجه گیری را انجام داد وگفت انسان جزئی از جهان هستی است، پس قابل شناخت است و می توان چیستی انسان را شناخت.
بنابراین قوانینی که در بخش اصلی بررسی می شوند عام وکلی اند، اما در فلسفه های مضاف همین اصول وقوانین در مورد موضوعات خاص تری که موضوع آن فلسفه مضاف است مورد استفاده واستناد قرار می گیرند.
https://t.me/Arshad_Abbasi | 48 |
| 8 | بدون متن... | 52 |
| 9 | #موضوع #فلسفه، #"وجود یا #هستی" است.
#روش #فلسفه، #" استدلال و #برهان #عقلی" است.
اگر انسان قدرت و #ابزار #شناخت نداشته باشد، هرگز نمیتواند چیزی را بشناسد.
#فلسفه #مضاف، چگونه فلسفه ای است؟
ارشد عباسی
کانال تلگرامی #فلسفه و #منطق
https://t.me/Arshad_Abbasi | 53 |
| 10 | #ریشه و #شاخههای #فلسفه.
#فلسفه #اولی یا #مابعدالطبیعه ریشه فلسفه است.
فلسفههای #مضاف، مثل #فلسفه #علم، فلسفه #تاریخ، فلسفه اخلاق شاخههای فلسفه هستند.
#موضوع #فلسفه #اولی #" وجود یا #هستی " است.
فلسفه اولی، تمامی موجودات را از آن #جهت که #وجود و #هستی دارند، مورد بررسی قرار میدهد.
ارشد عباسی
کانال تلگرامی #فلسفه و #منطق
https://t.me/Arshad_Abbasi | 57 |
| 11 | بدون متن... | 62 |
| 12 | بدون متن... | 63 |
| 13 | فلسفه دوازدهم
درس۲
یک ماهیت ممکن الوجود، توسط یک علت خارجی به مرحله وجوب می رسد و سپس به وجود می آید. به عبارت دیگر، ابتدا تمام شرایط به وجود آمدن یک ماهیت، فراهم می شود ( ضرورت وجود ( وجوب) و سپس آن ماهیت پا به عرصه وجود می گذارد. ابتدا وجوب و سپس وجود پیدا می کند. | 90 |
| 14 | فلسفه دوازدهم
درس۲
روابط انواع موجودات بر اساس نسبت های چهارگانه در منطق:
واجبالوجود بالذات، واجبالوجود بالخیر: تباین
واجب الوجود بالذات علت نمی خواهد اما واجب الوجود بالغیر علت می خواهد.
ممکن الوجودبالذات، واجبالوجود بالغیر: عموم و خصوص مطلق
هر واجب بالغیر ممکن بالذات است اما هر ممکن بالذات واجب بالغیر نیست.
واجب بالذات، ممکن بالذات: تباین.
واجب بالذات نمی توان. ممکن بالذات باشد.
ممتنع بالذات، ممتنع بالغیر: ممتنع بالذات ذاتا نیست. ولی ممتنع بالغیر با بودن علتش، می تواند باشد.
ممکن بالذات، ممتنع بالغیر: عموم و خصوص مطلق. هر ممتنع بالغیر ممکن بالذات است ولی هر ممکن بالذات ممتنع بالغیر نیست.
ممتنع بالذات، ممکن بالذات: ممتنع بالذات نمی تواند ممکن بالذات باشد.
https://t.me/Arshad_Abbasi | 91 |
| 15 | 🔹مثلث سهضلعی است👈 رابطه وجوبی
(سه ضلعی بودن برای مثلث ضروری است و هرگز ازآن جدا نمیشود .نه عقلا و نه در واقعیت)
🔹مثلث متساوی الساقین است 👈امکانی
(مثلث میان متساویالساقین و متساویالاضلاع و مختلفالاضلاع بودن لااقتضاست.یعنی اقتضای هیچ کدام رو ندارد.همه این حالتها برای مثلث،امکانی هستند.ممکنه باشند یا نباشند)
🔹مثلث چهارضلعی است 👈امتناعی
(چهارضلعی بودن برای مثلث محال عقلی است)
https://t.me/Arshad_Abbasi | 76 |
| 16 | فلسفه ۱۲
درس۲
مواد ثلاث:
اگر قضیه ای محمولش، وجود یا هستی باشد به سه حالت میتوان، آن قضیه را تصور کرد:
۱. رابطه بین موضوع و محمول وجوبی است و موضوع ضرورتا" وجود دارد، و آن موجود واجبالوجود است.
مانند: خداوند وجود دارد.
۲.رابطه ی بین موضوع و محمول امکانی است و موضوع هم می تواند وجود داشته باشد و هم نباشد، آن موجود ممکن الوجود است.
مانند: کوه سبلان وجود دارد.
۳. رابطه ی بین موضوع و محمول امتناعی است و وجود موضوع محال است، که وجود داشته باشد.
مانند: شریک خدا وجود دارد. شریک خدا، متنع الوجود است، یعنی هرگز نمیتواند، وجود داشته باشد.
https://t.me/Arshad_Abbasi | 64 |
| 17 | فلسفه ۱۲
درس۲
هستی و عالم، یا عالم هستی، مراتب و طبقات چهارگانه دارد که عبارت است از:
۱. عالم #الوهیت یا #لاهوت: مشتق شده از الله به معنای عالم #غیب و عالم الهی است، همان عالم احدیت، یعنی عالم خداوندی است که همه عوالم وجود را احاطه کرده، و بر آنها سلطه دارد.
۲ عالم #عقول یا #جبروت یا عالم عقل: عالم عقول، عالم فرشتگان هستند. انها موجوداتی هستد، مجرد از ماده، که قبل از تمامی موجودات، هستی یافته اند. و فرشتگان واسطهی فيض هستند.
۳. عالم #مثال یا #ملکوت: عالم مثال، عالمی است، که دارای صورت و بُعد است، اما تغییر و تحولّی ندارند. حلقه واسطه بین عالم #جبروت و عالم #ناسوت است.
۴. عالم #ناسوت یا عالم #طبیعت: در نظر فلاسفه همان عالم ماده است که داری صورت و بُعد و تغیر و تحوّل است.
به هر چهار تای این عوالم، عالم هستی گویند، و به مجموع موارد دوم و سوم و چهارم عالم ممکنات گویند.
https://t.me/Arshad_Abbasi | 55 |
| 18 | #فلسفه_دوازدهم
درس۲
#واجب #ممکن #ممتنع
🔸حکما در باب واقعیت اشیا (قضایایی که مفهوم چیزی را موضوع قرار می دهیم و وجود و هستی را بر آن حمل می کنیم) مثل صنوبر هست ، ستاره هست، سه قسم رابطه را بین موضوع و محمول در نظر می گیرند.
🔸به عبارت دیگر، برای وجود و هستی اشیا یکی از احوال سه گانه «وجوب، امکان، و امتناع» را سازگار می دانند.
🔺واجب الوجود:
«موضوع» ضرورتا و وجوبا وجود دارد.
مثلا:در مباحث «فلسفی»اثبات می شود که در قضیه «خدا هست»، وجود و هستی برای خداوند واجب است و لذا خداوند را «واجب الوجود» می خوانند.
🔺ممکن الوجود:
رابطه ی وجود با موضوع، رابطه ی امکانی است و موضوع ذاتی است که «نه» از وجود ابا دارد و «نه» از عدم
🔸همه واقعیت های عالم مانند انسان، حیوان، درخت، آب، خاک و....ممکن الوجودند یعنی نسبت آن ها با وجود و عدم متساوی است.
🔸در ممکن الوجود رابطه «لا اقتضا »است
🔺ممتنع الوجود:
محمول وجود هرگز نمی تواند بر موضوع عارض شود
🔸حکما اثبات می کنند که شریک الباری ممتنع الوجود است.
⭕️ بیشتر بدانیم
«واجب»در لغت به معنای ضروری و حتمی است و در اصطلاح فلسفه «واجب الوجود بالذات»موجودی است که در «ذات»خود با قطع نظر از هر چیز دیگر «وجود» برایش ضروری است؛ در مقابل «ممکن الوجود» که وجود برای آن ضروری نیست و می تواند «معدوم» باشد.
انحصار وجود در این دو قسم«واجب الوجود بالذات و ممکن الوجود» «عقلی»می باشد و بیشتر از این دو قسم قابل تصور نیست زیرا از نظر عقلی یا وجود برای یک موجود «ضرورت» دارد یا نه؛ قسم اول را «واجب الوجود»نامند و اگر وجود ضرورت نداشته باشد، یا «عدم»برای آن ضروری است که این قسم از دایره موجودات بیرون بوده و نمی توان آن را از اقسام وجود به حساب آورد؛
ویا عدم نیز مانند وجود ضرورت ندارد، چنین موجودی را که نه وجود برایش ضروری است نه عدم، «ممکن الوجود» نامند.
تقسیمی که گفته شد با نظر به «وجود» و قطع نظر از هر چیز دیگر می باشد.
اما از سوی دیگر هر ممکن الوجود تا به مرحله «ضرورت» نرسد و تمام راه های عدم بر او بسته نشود، وجود نخواهد یافت «ممتنع الوجود بالغیر» و چنین ضرورتی برای موجود از ناحیه «علتش»داده می شود ؛ بنابراین هر موجود ممکن که به سبب «علتش» ضرورت پیدا کند، «واجب الوجود بالغیر»نامیده می شود.
🔸ممکن الوجود بالغیر نداریم.
https://t.me/Arshad_Abbasi | 55 |
| 19 | فلسفه ۱۲
درس۲
مفاهیم در ارتباط با چگونگی وجودشان در جهان خارج به "واجبالوجود"، "ممکنالوجود" و "ممتنعالوجود" تقسیم میشوند.
اگر وجود مفهومی در جهان خارج ضروری باشد و این ضرورت از ناحیه ذاتش باشد آن مفهوم، واجبالوجود بالذات است: مثل خداوند.
اگر وجود و یا عدم مفهومی در جهان خارج ضروری نباشد، ممکنالوجود بالذات است: مثل انسان، غول، دریای جیوه و ...
اگر عدم مفهومی در جهان خارج ضروری باشد و این ضرورت از ناحیه ذاتش باشد، ممتنعالوجود بالذات است: مثل دایرهمربع، شریکالبارئ، سفیدِ سیاه و ...
نکته اول: منظور از جهان خارج، جهانهای فرضی است. جهان خارجی که ما در آن به سر میبریم، سهبعدی یا چهاربعدی است، موجوداتش وزن و حجم دارند.
اگر مصداقِ مفهومی، امکان وجود را در هر جهان فرضی یافت، ممکنالوجود بالذات است.
نکته دوم: ممکنالوجود، اگر در جهان فعلیِ خارجی، موجود باشد، واجبالوجود بالغیر است و اگر در این جهان فعلی خارجی، موجود نباشد، ممتنعالوجود بالغیر است.
پس ممکنالوجود یا واجبالوجود بالغیر است و یا ممتنعالوجود بالغیر.
نکته سوم: راه تشخیص واجبالوجود بالذات از واجبالوجود بالغیر این است که وجود واجبالوجود بالذات در همه جهانهای فرضی، واجب است اما واجبالوجود بالغیر، وجودش در هیچ جهان فرضی، واجب و ضروری نیست.
نکته چهارم: راه تشخیص ممتنعالوجود بالذات از ممتنعالوجود بالغیر این است که فرض وجود ممتنعالوجود بالذات در هر جهانی، منجر به تناقض میشود یعنی باعث میشود شی، خودش خودش نباشد. مثلا اگر دایرهمربع بخواهد در یک جهان فرضی موجود شود، لازمهاش آن است که دایره در عین حالی که دایره است، دایره نباشد و مربع باشد!
فرض وجود ممتنعالوجود بالغیر در هر جهان فرضی، منجر به تناقض نمیشود.
https://t.me/Arshad_Abbasi | 56 |
| 20 | بدون متن... | 58 |
