آرشیو (کانال گفتمان اندیشه ها )
رفتن به کانال در Telegram
این کانال ارشیو کانال گفتمان اندیشه هاست.. حتما کانال بر بیصدا بذارید چون محل فروارده نشست های مجازی اساتید است🌹 کانال اصلی ⬇️⬇️ @nabardb ادمین : @
نمایش بیشتر2 032
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
مه '26
مه '26
+12
در 0 کانالها
آوریل '26
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+7
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+30
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+24
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+72
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+35
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+51
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+50
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+28
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+24
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+52
در 4 کانالها
Get PRO
مه '25
+39
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+59
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '25
+67
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+20
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+35
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+67
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+186
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+71
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+48
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+36
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+49
در 3 کانالها
Get PRO
مه '24
+52
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+66
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+75
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+87
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+26
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+60
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+47
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+56
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+34
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+23
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+39
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+32
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+37
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+60
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+34
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+67
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+46
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+15
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+45
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+34
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+35
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+37
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+40
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+37
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+51
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+27
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+40
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+35
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+24
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+33
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+50
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+26
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+17
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+21
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+34
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+35
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+43
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 258
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 21 مه | 0 | |||
| 20 مه | +1 | |||
| 19 مه | 0 | |||
| 18 مه | +1 | |||
| 17 مه | +1 | |||
| 16 مه | +1 | |||
| 15 مه | 0 | |||
| 14 مه | +1 | |||
| 13 مه | 0 | |||
| 12 مه | 0 | |||
| 11 مه | +1 | |||
| 10 مه | +1 | |||
| 09 مه | +1 | |||
| 08 مه | 0 | |||
| 07 مه | 0 | |||
| 06 مه | 0 | |||
| 05 مه | +1 | |||
| 04 مه | 0 | |||
| 03 مه | +1 | |||
| 02 مه | +1 | |||
| 01 مه | +1 |
پستهای کانال
Repost from تابش آگاهی | تأمّلات عقلانی پیرامون دین
📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت چهاردهم و آخر)
🔸 در سیزده قسمت پیش بیان کردیم که اولاً برای تشکیل حکومت در عصر غیبت به منظور اجرای احکام اسلام دلیل عقلی وجود دارد که حاکم بر تمام ادله نقلی خواهد بود. ثانیاً بیان شد که اطلاقات و عمومات آیات قرآن دال بر جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با ظالمان و حکام جور مختص زمان حضور معصوم نیست و خطاب آن به همه مومنین میباشد. ثالثاً بیان شد که مستندات قائلین به تعطیل حکومت در عصر غیبت یا مبتلا به ضعف سند میباشد یا هیچ دلالتی بر حرمت قیام علیه ظالمان ندارد و قضایای خارجیه میباشند که ناظر به زمان خاص یا مخاطب خاص بوده است و استفاده اطلاق از این روایات ممکن نیست و یقیناً امام، سخنی خلاف عقل و خلاف قرآن نمیگوید و روشن است که رضایت به ظلم و بقای حکومت ظالمان و دینستیزی از سوی حاکمان جور، امری خلاف عقل و خلاف قرآن است که لازمه منطقی این عدم رضایت، تلاش برای مبارزه با آنهاست. از این رو یا این روایات جعلی است یا در مقام تقیه صادر شده است (و مدعیان باید ثابت کنند که تقیهای نبوده است و چنین چیزی تا امروز ثابت نشده است) یا باید گفت قضیة فی واقعة بوده است و جزء احکام ناظر به زمان و مکان خاصی است. از سوی دیگر روایات فراوانی که درباره جهاد و امر به معروف و نهی از منکر صادر شده است نشان میدهد اهلبیت به این دو واجب شرعی چقدر اهتمام داشتند و اینکه گفته شود همه این چندصد روایت و همه آیات قرآن با چند روایت انگشتشمار در نهی از قیام در عصر غیبت تخصیص خورده است سخنی به دور از خرد و منطق و در غایت سستی و اشکال است. زیرا هیچ عاقلی نمیپذیرد که پیشوایان دین صدها حدیث درباره جهاد و نهی از منکر و تبری و بیزاری از ظالمان و نهی از کمک به حاکمان جور(حتی در حد تراشیدن قلم آنان) بیان کنند آنگاه از شیعیان خود بخواهند تا زمان ظهور حضرت مهدی (که معلوم نیست چندهزار سال به طول بینجامد) فقط نظارهگر همه فسادها و جنایتها و ظلمها دینستیزیها و اسلامستیزیها و تخریب مساجد و تحریف دین باشند و فقط دعا کنند و منتظر باشند تا امام دوازدهم از غیبت بیرون آید و همه کارها را خودش درست کند!! آیا چنین تصویر مضحکی از دین یا مذهب تشیع موجب آبروریزی و تمسخر عاقلان نخواهد بود؟ کدام خردمندی، چنین دین و مذهبی را میپذیرد و آن را برترین دین و مذهب تلقی میکند؟ این مذهب، آیا مذهب منفعل و ظلمپذیری نیست؟ آیا فطرت هیچ انسان آزادهای میپذیرد که در برابر ظلم و بیعدالتی و دینستیزی و تحریف دین، ساکت باشد؟ آیا چنین مذهب سازشکاری، قابل دفاع است؟
💡 نتیجه آنکه تشکیل حکومت دینی در عصر غیبت با وجود شرایط آن امری ضروری و معقول و مورد رضایت اهلبیت میباشد و این امر از موضوعاتی است که تصور درست و صحیح آن موجب تصدیق میشود اما از آنجا که نواخباریان معاصر، در درایت حدیث راجل هستند و صرفاً به نقل و گزارش احادیث همت کردهاند لذا چنین بدیهیاتی از دسترس فهم و آنان خارج است و نیازمند تنبه و تذکر میباشد.
والحمدلله رب العالمین
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi
| 2 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت سیزدهم)
🔸 پیشتر، به برخی اشکالات سندی و دلالی روایات نهی از قیام پرداختیم و در قسمت دهم بیان داشتیم روایات مورد استناد قائلان به تعطیل حکومت در عصر غیبت، مخالف قرآن و باطل است. آیات فراوانی از قرآن میتواند تعارض این روایات با قرآن را نشان بدهد. به عنوان نمونه آیات وجوب جهاد و ترغیب به جهاد یا آیات وجوب امر به معروف و نهی از منکر یا آیات مبارزه انبیا با قدرتهای جائر زمان خود و آیات بسیار دیگری که میتواند مستند بیاعتباری روایات نهی از قیام در عصر غیبت باشد. بگذریم از اینکه روایات فراوانی(بیش از سیصد حدیث) در بحث جهاد وجود دارد که شیخ حر عاملی آنها را در وسائلالشیعه جمع کرده است. با این همه آیات و روایات فراوان و بیشمار که دلالت بر وجوب جهاد و مبارزه با ظلم و ظالمان و نهی از منکر دارد چرا باز عدهای اصرار دارند که به چند روایت ضعیفالسند که هیچ دلالتی بر حرمت قیام در عصر غیبت ندارد تمسک کنند؟ آیا برای این ادعای خود و بیاعتنایی به این همه آیات و روایات و ادله عقلی دلیلی هم دارند؟! با جستجو در کلمات این عده متوجه شدیم چون از پذیرش آن همه آیات و روایات و ادله عقلی راه فراری برای خود ندیدند لذا تنها مستمسک آنها آن است که ادعا کنند این همه آیات و روایات تخصیص خورده است!!
🔸️آنان مدعی هستند:
نمیتوان تنها با تکیه بر آیات قرآن کریم، احکام فقهی و یا حتی اعتقادی را استخراج نمود. بلکه باید دید که در روایات اهل بیت(علیهم السلام) پیرامون آن موضوع چه توضیحات و قیود و تخصیصهایی بیان شده است. در خصوص آیات جهاد نیز، روایاتی وارد شده است که از قیام و جهاد علیه حاکم جائر نهی کردهاند. همچنین در روایات متعدد از هرگونه جهاد ابتدایی بدون اذن و حضور امام معصوم(علیه السلام) نهی شدهایم
پاسخ:
اولاً اینکه هر عام یا مطلقی ممکن است مخصص یا مقید داشته باشد مورد قبول همه است اما سخن در آن است که بتوان ثابت کرد چنین متخصص یا مقیدی وجود دارد.
ثانیاً اینکه ادعا شده است در روایات، از جهاد علیه حاکم جائر نهی شده است دروغی است که هیچ بهرهای از حقیقت ندارد.
ثالثاً بر فرض که بپذیریم جهاد ابتدایی بدون اذن و حضور معصوم جایز نیست ربطی به نهی از منکر و مبارزه با ظلم و حاکمان جور ندارد.
🔸️همچنین ادعا شده:
اینکه گفته شود، روایات نهی از قیام با آیات جهاد در تعارض است، سخن نادرستی است. زیرا در اینجا هیچ گونه تعارضی مطرح نیست. چون آن آیات یا روایات که به وجوب جهاد اشاره دارد، عام و مطلق است. و میدانیم عام و مطلق قرآن میتواند با خبر واحدِ صحیحِ صریح الدلالة، قید و تخصیص بخورد
پاسخ:
تخصیص قرآن به خبر واحد امری مردود است و فقهای بزرگ شیعه از قدیم، این مطلب را رد کردهاند مانند شیخ مفید و سید مرتضی و کراجکی و شیخ طوسی و ابنبراج و طبرسی و ابنزهره و محقق حلی و به قول ابنادریس، خبر واحد ویرانکننده اسلام است. جالب است که نواخباریان معاصر که مدعیاند برای هر چیز باید حدیث و روایت آورد برای ما نشان بدهند در کدام حدیث و روایتی ائمه معصومین گفتهاند که عمومات قرآن را میتوان با روایت ظنی تخصیص زد!
🔸️باز ادعا شده:
عمل به یکی از متعارضَین زمانی است که امکان جمع بین دو دلیل متعارضنما وجود نداشته باشد. بنابراین آیات یا احادیث وجوب جهاد در احادیث مقید شده است به حضور امام معصوم(علیه السلام) و اذن ایشان. و لذا بین آیات و احادیث در این زمینه هیچ گونه تعارضی نیست.
پاسخ:
اولاً همین که اقرار کردند این روایات، معارض دارد عالی است. فقط میماند حل تعارض.
ثانیاً ما نیز معتقدیم این روایات با آیات و روایات دیگر قابل جمع است چون موضوع روایات نهی از قیام (اگر تقیه نباشد که تقیهنبودنش قابل اثبات نیست) مربوط به کسانیاست که به عنوان حرکت مهدویت دست به مبارزه میزدند.
💡جالب است که منتقد نواخباری ما برای تایید عقیده خودش در تخصیص عمومات قرآن کریم به وسیله احادیث، به عبارات آخوند خراسانی و آقای خویی استناد کرده که از اصولیانی هستند که به عقیده این حضراتِ مخالف اجتهاد و تقلید، گمراه و در خلاف مسیر اهلبیت بودند! گویا هر کجا برای اثبات ادعایشان حدیث و روایتی نباشد دست در کیسه مجتهدین و اصولیان میکنند!
این هم از فکاهیات عصر ماست...
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 171 |
| 3 | 📌پاسخ به آقای منتقد
🔸پس از نشر مطلب دیشب، برخی دوستان نواخباری نکاتی در نقد فرسته ما نوشتند که هم اکنون عیار آن را بررسی میکنیم:
۱. ادعا شده:
مورد سه و چهار در واقع یکی است
🔸در حالی که یقیناً مورد سوم و چهارم دو علت متمایز است و ارتداد مسلمانان با تفرقه میان مسلمانان دو مطلب کاملاً متفاوت است. زیرا ممکن است همه مسلمان مرتد شوند بدون آنکه میان آنان هیچ تفرقهای ایجاد شود. همچنین میتوان تصور کرد هیچ یک از مسلمانان مرتد نشوند اما تفرقه و اختلاف و دودستگی میان آنها به وجود بیاید. پس این دو مطلب کاملاً جدا و متفاوت از یکدیگر هستند.
۲. ادعا شده است:
حضرت علی چون اعوان و انصار کافی نداشت لذا به حکم تشریع قتال نکرد
🔸سوال ما این است که کدام تشریع؟! کدام آیه یا روایت، حضرت علی را مامور و موظف کرده است که فقط با لشکر فراوان و سپاه بسیار به جنگ غاصبین و دشمنان خود برود؟! اتفاقاً آیات قرآن تصریح دارد که اگر لشکر اسلام ایمان و صبر داشته باشد بر دشمنان خود پیروز است(انفال: ۶۵) و سپاه قلیل، به اذن خدا بر سپاه کثیر پیروز است(بقره: ۲۴۹) آیا حضرت علی(ع) این مطالب را نمیدانسته است و منتظر یک لشکر آدم بوده تا مجاز باشد به جنگ غاصبان برود؟! ضمن اینکه شما مدعی هستید پیروزی جنگ بدر مدیون یک نفر است و آن هم امام علی است. حالا چطور ایشان محتاج اعوان و انصار است؟!
۳. ادعا شده است:
اگر حضرت با تعداد کم میجنگید، تازه مسلمانان وقتی میدیدند که برادر و داماد رسول خدا و بنی هاشم سر قدرت آغازگر جنگ و خونریزی شدهاند، در نبوت پیامبر و الهی بودن اسلام دچار شک و تردید شده و از دین برمیگشتند.
🔸سوال ما این است که این تحلیل از کجا آمده؟! آیا روایتی از ائمه وجود دارد که چنین میشد یا حدس و خیالات و توهمات آقای منتقد است؟ ایشان از کجا متوجه شده است که اگر حضرت علی به جنگ غاصبین میرفت مسلمانها چنان فکر و خیالاتی در سرشان میآمد و شک میکردند؟!
۴. ادعا شده است:
اگر حضرت علی به جنگ غاصبین میرفت و خانواده حضرت و بنی هاشم قتل عام میشدند همین کشته شدن نزدیکترین افراد و خانواده پیامبر بهانه محکمی برای ارتداد مردم تازه مسلمان بود(لذا باز حضرت به حکم تشریع قتال نکرد)
🔸باز هم آقای منتقد با کمک حدس و خیالات خود تاریخسازی کرده است بدون اینکه حتی یک روایت از معصوم ارائه بدهد! (طبق مبنای خودش که معتقد است باید همه چیز نص شرعی داشته باشد) ضمن اینکه چه ربطی میان جنگ حضرت با غاصبان و ارتداد مسلمانان وجود دارد؟! ایشان اینجا هم هیچ توضیحی ندادند!
۵. ادعا شده است:
حضرت علی از کمکهای غیبی استفاده نکرد به خاطر ودائع الهی یعنی مومنانی که در صلب دشمنان خدا بودند و هنوز خارج نشده بودند. و امام از مقدّرات تکوینی مطّلع بود(به حکم تکوین قتال نکرد)
🔸ما عرض میکنیم مگر کمکهای غیبی حتماً باید غاصبین را به درک واصل میکردند که نگران مومنان در صلب غاصبان هستید؟! بلکه میشود به نحوی بر کودتاچیان پیروز شد که فقط از قدرت کنار بروند و لزومی ندارد آنها کشته شوند. ضمن اینکه ناقد محترم مدعی است حضرت از مقدرات تکوینی مطلع بود. در حالی که تصریح خود ایشان است که من اصلاً تصور نمیکردم و به قلبم هم خطور نمیکرد که پس از پیامبر مردم، امر خلافت را از اهل بیت پیامبر بگیرند(بحارالانوار ج ۳۳ ص ۵۶۸) حالا باید از منتقد محترم پرسید تحلیل خیالی شما را بپذیریم یا صریح فرمایش مولا علی را ؟!
۶. ادعا شده است:
این استبعادی ندارد که چون خداوند میدانست اعوان و انصار فراهم نمیشود(و تکلیف شرعی از امام ساقط خواهد بود)، مومنان را در صلب مرتدانِ امّت و غاصبان خلافت قرار داد.
🔸اگر خدا میدانست اعوان و انصار فراهم نمیشود و طبق اقرار آقای منتقد، این را به حضرت علی هم گفته بود دیگر چه لزومی داشت ایشان آن همه مقاومت کند و همسرش و فرزندش در این راه کشته شوند. آیا بهتر نبود همان ابتدا بیعت میکرد تا حضرت زهرا و فرزندش هم شهید نشوند؟!
۷. ادعا شده است:
اما اگر مستشکل بگوید: «خب خداوند مومنان را در صلب دشمنانش قرار نمیداد و حضرت را هم با معجزات و ملائکه و قدرت الهی پیروز میگرداند». جواب آن است که «اگر این قبیل استدلالها را در هر امری جاری کنیم، کل نظام ابتلاء و امتحان بهم ریخته و در نتیجه ثواب و عقاب نیز بیمعنا میشود»
🔸ما هم عرض میکنیم اگر نمیتوانید به استدلالها پاسخ بدهید صراحتاً و صادقانه اقرار کنید و و بفرمایید که نمیتوانید از مبانی دینی و اعتقادی خود دفاع کنید.
و الحمدلله رب العالمین
#تدین_عقلانی
@tabeshe_agahi | 98 |
| 4 | 📌فلسفه عدم قیام
🔸یکی از سوالاتی که بسیار پرسیده میشود آن است که چرا امام علی(ع) برای احقاق حق خود در مسئله خلافت از قوه قاهره و شمشیر استفاده نکرد و به تعبیر دیگر علت سکوت و عقبنشینی ایشان از مسئله استیفاء حق خلافت خود چیست؟
این سوال متاسفانه یک پاسخ منسجم و واحد ندارد و در این مسئله حداقل چهار قول وجود دارد و چهار دسته روایات در این باره وارد شده است:
۱. دسته اول روایاتی که بیان کرده است حضرت به دلیل نبود انصار و اعوان برای جنگ با غاصبین ناچار به همراهی با حکومت شده است(کافی ج ۸ ص ۱۸۹ و عیون اخبارالرضا ج ۲ ص ۸۱ و عللالشرایع ۱ ص ۱۴۸ و نهجالبلاغه خطبه ۲۶ و موارد بسیار دیگر)
۲. دسته دوم روایات بیانگر آن است که حضرت به دلیل وجود افراد مومن در صلب غاصبین با آنان قتال نکرده است تا آن مومنین در آینده به دنیا بیایند و نابود نشوند. (عللالشرایع ج ۱ ص ۱۴۷ و تفسیر قمی ج ۲ ص ۳۱۷ و رسالتان فی النص علی عليّ از شیخمفید ج ۲ ص ۲۵ و کمالالدین صدوق ج ۲ ص ۶۴۱)
۳. دسته سوم روایات گویای آن است که ترک قتال با غاصبین به خاطر خوف از مرتدشدن مسلمانان بوده است.(کافی ج ۸ ص ۲۹۶ و عللالشرایع ج ۱ ص ۱۴۹ و امالی مفید: ص ۱۵۵)
۴. دسته آخر روایات دال بر آن است که حضرت به خاطر خوف از فتنه و تفرقه میان مسلمانان با غاصبین نجنگیده است(امالی مفید: ص ۱۵۴ و اربعین محمدطاهر قمی: ص ۱۶۶ و الفتوح ابناعثم ج ۲ ص ۵۵۸)
🔹تحلیل:
تعارض میان این روایات به قدری روشن است که نیاز به توضیح ندارد. به عنوان مثال اگر حضرت، اعوان و انصاری داشت و با غاصبین میجنگید و آنها را میکشت چگونه حفظ و بقای مومنین در صلب کفار را به عنوان علت ذکر کردند؟ یا اگر ایشان اعوان و انصاری داشت و با غاصبین میجنگید دیگر تفرقه رخ نمیداد یا مردم مرتد نمیشدند؟!
💡به نظر میرسد اگر بر اساس ظاهر بخواهیم قضاوت کنیم و ائمه نیز بر اساس ظاهر تصمیم گرفته باشند و حوادث سیاسی روز را تحلیل کنند(که شواهد فراوانی دارد) علت دوم نمیتواند موجه باشد چون محتاج علم غیب است که خود علمای شیعه و حتی خود روایات شیعی مدعی هستند امام مامور به عمل بر اساس علم غیب نیست. علت اول (توجیه بر اساس نبود اعوان و انصار) نیز پذیرفتنی نیست. زیرا حضرت تصریح کردند اگر حمزه و جعفر(یعنی دو نفر) بودند اتفاقات سقیفه رخ نمیداد در حالی که بیش از دو نفر در کنار حضرت بودند(عمار و مقداد و سلمان و...) و نمیتوان گفت که حمزه و جعفر، خصوصیت خاصی داشتند و مثلاً در شمشیرزنی یا اطاعتپذیری، از سلمان و مقداد و عمار بهتر بودند! پس تنها علت قابل دفاع و معقول، علت سوم و چهارم یعنی خوف از وقوع در فتنه و تفرقه و به دنبال آن ارتداد بسیاری از مسلمانان و تضعیف اسلام است. لذا انگیزه حضرت صرفاً برای حفظ انسجام و وحدت و یکپارچگی جامعه اسلامی بوده است و استناد امام علی(ع) به سخن هارون (اعراف: ۱۵۰ ) و اینکه هارون الگوی ایشان است( کتاب سلیم بن قیس ج ۲ ص ۶۶۵) و همکاری ایشان با خلفای غاصب، شاهد همین تحلیل است.
#تدین_عقلانی
@tabeshe_agahi | 73 |
| 5 | 🔸پاسخ:
این هم پاسخی ناشی از بیاطلاعی از علوم حوزوی است. ایشان فراموش کرد که همین چند سطر پیش مدعی بود استدلال ما ظنی و قیاسی است و نصّ شرعی بر آن وجود ندارد!! حالا خودش به یک گزاره ظنی و حدسی چنگ زده! ما هم تحدی میکنیم و از ایشان میخواهیم یک نص شرعی به ما نشان بدهد که ائمه گفته باشند فقهای عصر غیبت چون اصول فقه میخوانند پس مصداق راوی حدیث نیستند.
۷. ادعا شده است:
زمامداری دین و اقامه و اجرای شئونات آن تنها بر عهده امامان معصوم است و ایشان اختیارات امامت و رهبری را در هیچ حدیثی به دیگری تفویض نکردهاند
🔸پاسخ:
این هم ادعایی است که شوربختانه هیچ دلیل عقلی یا نقلی آنرا یاری نمیکند و از جنس همان حدس و ظنی است که در ابتدای بحث گفتند زیرا معنای این عبارت، همان تعطیلی احکام اجتماعی است یا پذیرش حکومت طاغوت است که گفتیم هر دو، خلاف عقل و قرآن و سنت است مگر اینکه اسلامی که نواخباریان باور دارند با اسلام محمد و علی(ع) فرق داشته باشد.
💡تا اینجا ثابت شد که هیچ یک از روایات و مستندات قائلین به تعطیل حکومت یا سند قابل اعتمادی ندارند یا دلالتی بر حرمت و نهی ائمه از تشکیل حکومت در عصر غیبت ندارد. همچنین دلیل عقلی بر حق فقها برای تصدی اجرای احکام در عصر غیبت تام است و همچنین ثابت شد که نقدهای وارده خودش مبتلا به اشکالات فراوانیست که اگر نواخباریان بخواهند به آن ملتزم باشند تالی فاسدهای آن دامنگیر ینیادیترین عقاید آنها خواهد شد.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 86 |
| 6 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت دوازدهم)
🔸از آنجا که نواخباریان معاصر، مطالب کانال را میخوانند، نقدهایی به مطالب ما مطرح کردند که برای آگاهی بیداردلان و بصیرت روشندلان، پاسخ میدهیم.
۱. ادعا شده است این ادعا که:
در اسلام احکامی وجود دارد که خداوند راضی به تعطیلی آنها نیست و این قوانین که خود به خود اجرا نمیشوند و نیازمند مجری هستند و در صورت عدم حضور معصوم، شایستهترین افراد به انجام آنها مجتهدین شیعه هستند
مبتنی بر ظن و قیاس است و نصّ شرعی بر آن وجود ندارد.
🔸پاسخ:
کجای این استدلال، ظنی است؟ اینکه شش هزار آیه قرآن و هزاران روایت معصوم، به ما رسیده است برای چیزی غیر از عملکردن است؟ اگر قضیه «خدا راضی به تعطیل این احکام نیست» باطل است پس نقیضش صادق است یعنی «خدا راضی به تعطیل این احکام است»! پس چرا نواخباریان معاصر، نماز میخوانند و روزه میگیرند و حج میروند و سفر کربلا و پیادهروی اربعین میروند؟ چرا اجازه نمیدهند تا حج تعطیل و کمرونق شود یا زیارت کربلا همانند عصر متوکل، تعطیل شود؟ اگر بگویند میان نماز و روزه و حکومت، فرق است تحدی میکنیم فرقش را بیان کنند.
اینکه قوانین، نیاز به مجری دارد ظنی است؟ این گزاره هم بدیهی است و قانون، بدون مجری قانون، محقق نمیشود و حتی فردیترین قوانین مانند نماز هم مجری(نمازگزار) لازم دارد لذا به همه مومنین خطاب شده است که نماز بخوانند.
اما اینکه در فقدان معصوم، فقیه باید حکومت و اجرای احکام اسلام را دست بگیرد هم بدیهی است زیرا همانگونه که در پستهای پیشین گفتیم در غیر اینصورت یا باید قائل به نفی مطلق حکومت شوند که مساوی هرج و مرج و خلاف عقل و نقل است. یا باید حکومت طاغوت را مشروع بدانند که خلاف نص قرآن است.
حالا کدامیک از گزاره های استدلال بالا ظنی بود؟ الله اعلم.
۲. ادعا شده است:
اعتقاد به عدم حضور امام معصوم مردود است؛ زیرا طبق عقیده شیعه، امام هماکنون نیز حاضر است و صرفاً از انظار پنهان میباشد؛ بنابراین متولّی شئونات او شدن وجهی ندارد
🔸پاسخ: خدا هم همیشه حاضر است پس چرا مدعی هستید: «زمامداری دین و اقامه و اجرای شئونات آن تنها بر عهده امامان معصوم است»! اگر حد وسط نفی حق حکومت فقیه، حضور حضرت مهدی است با همین استدلال، معصوم هم حق حکومت ندارد زیرا خدا خودش حاضر است و طبق نص قرآن هم حق حکومت فقط متعلق به خداست!
۳. ادعا شده است:
احکامی که قائلان به حکومت دینی به آنها استناد میکنند جنبه اجتماعی دارند و لزوماً جنبه حکومتی ندارند که حتما نیاز به قوه قاهره و حکومت باشد
🔸پاسخ:
این دوستان تصور درستی از احکام اجتماعی ندارند و الا مسائل اجتماعی(مثل قوانین رانندگی و امنیت جامعه و اجرای قوانین و نظارت بر بازار و ...) بر عهده حکومت است نه افراد. لذا تفکیک احکام اجتماعی از حکومتی، مانند تفکیک نبوت و امامت از عصمت است.
۴. ادعا شده است:
حتی اگر اقامه حدود را از اختیارات فقیه بدانیم، تلازمی با اقدام آنها برای در اختیار گرفتن قدرت سیاسی ندارد
🔸پاسخ:
اگر اجرای حدود به فقهاء تفویض شده باشد و وظیفه آنان باشد آیا مجازند برای تحقق این وظیفه، اقدامی نکنند؟! تحصیل قدرت، مقدمه واجب(اجرای حدود) است و معنا ندارد بگوییم عمل به ذیالمقدمه واجب است ولی عمل به مقدمه واجب نیست بلکه حرام است! کدام عاقلی چنین سخن میگوید و چنین حرفی را میپذیرد؟!
۵. ادعا شده است:
اگر اقامه احکام ادعایی ضرورت دارد، شایسته بود که ائمه طاهرین شیعیان خود را برای ورود به خلافت بنی عباس تشویق میکردند تا به آنها در اجرای احکام ادعایی کمک کرده یا امور را در حد وسع اصلاح کنند
🔸پاسخ:
این هم نقد فنی نیست و مثل آنست که اهلسنت بگویند اگر ازدواج موقت مشروع است چرا ائمه شما متعه نکردند؟! اگر ساختن گنبد و بارگاه برای ائمه مشروع است چرا خودشان چنین دستوری ندادند؟! اگر عزاداری برای ائمه(غیر از سیدالشهداء) مشروع است چرا از هیچ امامی نصی برای عزاداری سالانه برای معصومین نداریم؟! هر جوابی بدهند جواب ما هم هست. مضافاً که کسانی چون علی بن یقطین به اجازه و دستور امام کاظم(ع) وارد حکومت عباسی شد تا به نفع شیعیان کار کند و بسیاری از شیعیان خاص امیرالمومنین هم در حکومت خلفای جور و غاصب، مسئولیت سیاسی داشتند.
۶. ادعا شده است:
اینکه مجتهدین مصداق «رواة حدیثنا» و «فقهای ممدوح» در احادیث باشند نیز محل تردید است. زیرا اشتغال عمده مجتهدین و حوزه روی آرای یکدیگر و اصول فقه اختراعی و دروس نامرتبط با اهلبیت است نه احادیث و نقل و شرح آنها برای مردم
. | 81 |
| 7 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت یازدهم)
🔸پس از بیان دلیل عقلی بر ولایت فقیه در عصر غیبت، پرسش این است که آیا دیگر فقهای شیعه نیز معتقد به ولایت فقیه بودند یا این مساله، امری نوظهور و متعلق به فقهای معاصر است؟ با مراجعهای هر چند اجمالی به کتب فقهای شیعه از قرن چهارم به بعد مشخص میشود مساله ولایت فقیه و نیابت فقهاء از معصومین جزء مسلمات فقه شیعه بوده است و قدمتی به اندازه قدمت فقه شیعه داشته است. صرفاً برای نمونه و بعنوان مشتی از خروار، چند عبارت از بزرگان امامیه را ذکر میکنیم:
۱. شیخ مفید(م ۴۱۳ ق) : «فاما اقامه الحدود فهو الی سلطان الاسلام المنصوب من قبل الله تعالی و هم ائمه الهدی من آل محمد(ص) و من نصبوه لذلک من الامراء والحکام، و قد فوضوا النظر فیه الی فقهاء شیعتهم مع الامکان»
🔸️اما مساله اجرای حدود الهی، مربوط به سلطان و زمامدار اسلام است که از جانب خداوند نصب شده است که همان امامان آل محمد(ص) و کسانی از امرا و حکام هستند که از طرف امامان(ع) برای این امور نصب شدهاند، امامان، نیز این امر را به فقهای شیعه تفویض کردهاند تا در صورت امکان مسئولیت اجرایی آن را بر عهده بگیرند. (المقنعة ص ۸۱۰)
۲. سلار دیلمی(قرن ۵ ق): «فقد فوضوا الی الفقهاء اقامه الحدود والاحکام بین الناس بعد ان لایتعدوا واجبا، و لایتجاوزوا حدا، امروا عامه الشیعه بمعاونه الفقهاء علی ذلک»
🔸️امامان معصوم(ع) اجرای حدود و احکام انتظامی بین مردم را به طور دقیق به فقهای شیعه واگذار کردند، و به عموم شیعیان دستور دادند که فقها را در این راستا کمک کنند. (المراسم العلوية في النبوية ص ۲۶۳ و ۲۶۴)
۳. محقق حلی( م ۶۷۶ ق): «یجب ان یتولی صرف حصة الامام علیه السلام الی الاصناف الموجودین من الیه الحکم بحق النیابه کما یتولی اداء ما یجب علی الغائب»
🔸️واجب است مصرف سهم امام(ع) در راه مستحقین را کسی بر عهده بگیرد که از امام معصوم(ع) نیابت دارد، همان گونه که او عهده دار واجبات افراد غایب است (شرایع الاسلام ج ١ ص ١٦٧)
۴. علامه حلی (م ۷۲۶ق): «و اما اقامه الحدود فانها الی الامام خاصه، او من یاذن له، و لفقهاء الشیعه فی حال الغیبه ذلک .... و للفقهاء الحکم بین الناس مع الامن من الظالمین، و قسمه الزکوات والاخماس»
🔸️اما اجرای حدود(احکام جزایی) در عصر حضور، مخصوص امام معصوم(ع) یا کسی است که امام معصوم(ع) به او اذن داده باشد، و در عصر غیبت بافقهای شیعه است، و بر عهده فقها است که در صورت ایمنی از ظالمان، بین مردم حکم و قضاوت کنند، و زکات و خمس را بگیرند و به مصرف برسانند. ( قواعد الاحکام ج ۱ ص ۵۲۶)
۵. شهید اول(م ۷۸۶ ق): «والحدود والتعزیرات الی الامام و نائبه ولو عموما، فیجوز فی حال الغیبه للفقیه... اقامتها مع المکنة و یجب علی العامه تقویته، و منع المتغلب علیه مع الامکان»
🔸️اجرای حدود و تعزیرات بر امام و نایب او گرچه نایب عام او وظیفه واجب است، و درعصر غیبت، فقیه مجاز است که در صورت امکان، به اجرای آن بپردازد. و بر مردم واجب است تا از فقیه جامع الشرایط حمایت کنند، و در صورت امکان از آنان که شایستگی برای اجرای احکام ندارند، جلوگیری نمایند. (الدروس الشرعية في فقه الإمامية ج ۲ ص ۴۷ و ۴۸)
۶. محقق کرکی(م ۹۴۰ ق): اتفق أصحابنا على أن الفقيه العدل الإمامي الجامع لشرائط الفتوى، المعبر عنه بالمجتهد في الأحكام الشرعية نائب من قبل أئمة الهدى في حال الغيبة في جميع ما للنيابة فيه مدخل»
🔸️فقیهان شیعه اتفاق نظر دارند که فقیه جامع الشرایط که از آن به «مجتهد» تعبیر می شود، از سوی امامان معصوم(ع) در همه اموری که نیابت در آن دخالت دارد، نایب است. (رسائل المحقق الكركي ج ۱ ص ۱۴۲)
💡 اینها صرفاً چند نمونه از تصریحات فقهای شیعه بر نیابت فقها از معصومین و ولایت آنها بر اجرای حدود و احکام اسلام است. فقهای دیگر نیز شبیه چنین عباراتی را در کتابهای خود دارند که ذکر همه آنها به طول میانجامد. نتیجه آنکه ولایت فقیه، امری است که مورد اجماع همه فقهای امامیه میباشد( همانگونه که محقق کرکی تصریح کرد) و اگر اختلافی هم باشد در حدود و ثغور آن است.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 84 |
| 8 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت دهم)
🔸تا اینجا ثابت شد هیچ دلیلی بر نفی و نهی قیام علیه حکومتهای باطل در عصر غیبت و تشکیل حکومت توسط مومنین وجود ندارد که اگر حتی روایاتی هم ظاهرشان دال بر چنین مطلبی میبود به دلیل معارضه با قرآن اعتبار نداشت و یا مجعول یا از روی تقیه میباشند. اما آیا برای تشکیل حکومت در عصر غیبت، دلیل اثباتی هم وجود دارد؟ بسیاری از بزرگان امامیه، ولایت فقیه را امری عقلایی و دلیل آنرا نیز استدلالی عقلی میدانند که نیازی به هیچ روایتی هم نداریم. فقط یک نمونه و آن هم استدلال آقای بهجت را ذکر میکنم که از سوی برخی نواخباریان معاصر، متهم به مخالفت با قیام و تشکیل حکومت در عصر غیبت شده است. ایشان معتقد است:
«میدانیم که دین اسلام آخرین دین، و احکام و قوانین اسلام آخرین مقرراتی است که از ذات مقدس پروردگار وضع شده است، و پیغمبری بعد از خاتم انبیا صلیالله علیه و آله نخواهد آمد و کتابی آسمانی بعد از قرآن کریم فرستاده نخواهد شد و باید این کتاب تا قیام قیامت، کتاب قانون بوده و عترت اهلبیت پیامبر اکرم علیهمالسلام، مبیّن آن باشند و نیز روشن است که امت محمدی صلیالله علیه وآله در زمان حضرت حجت و معصوم حق، هر چند در زندان یا در حال تبعید باشند، میتوانند وظیفه خود را ولو با مشقت بسیار و تحمل مشکلات فراوان به دست آورند. ولی سخن درباره زمان غیبت کبرای حجت حق است که در این موقعیت نمیتوان برای مسئله بیش از سه صورت فرض کرد:
۱. کتاب خدا و احکام و قوانین دین تعطیل شود؛
۲. خود به خود بماند، یعنی خودش وسیله ابقای خود باشد؛
۳. نیاز به سرپرست و حاکم و مبیّن دارد که همان ولی امر و مجتهد جامعالشرایط است.
فرض اول عقلاً و نقلاً باطل است، زیرا دین مبین اسلام، آیین خاتم است و تا ختم نسل بشر باید راهنما و آیین امت باشد.
و فرض دوم نیز باطل است، زیرا قانون خود به خود اجرا نمیشود و نیاز به شخص و یا اشخاص دارد تا آن را حفظ و به اجرا در آورند.
ناچار باید به فرض سوم قائل باشیم و بگوییم: جامعه مسلمین را باید ولی امر به همه شئونات و ابعاد آن اداره کند. از سوی دیگر نیز روشن است که جامعه نیاز به تشکیلات فراوان از جمله: ارتش، آموزش و پرورش، دادگستری و ... دارد، لذا باید دست ولی فقیه، در همه شئونات مادی و معنوی، مبیّن، شارح، راهنما و حلال مشکلات باشد. در نتیجه، ولی فقیه باید تمام شئونات امام معصوم (ع) به استثنای امامت و آنچه را که مخصوص امام معصوم است داشته باشد تا بتواند اسلام را در جامعه پیاده کند وگرنه در صورت عدم وجود تشکیلات حکومتی، دشمنان نخواهند گذاشت که حکومت و آئین اسلامی عملی شود. دلیل دیگر اینکه با استدلال خلف میتوان گفت: هیچ جامعه و کشوری با هرج و مرج پایدار نمیماند از این رو باید قانون و حاکم و حکومتی در آن حکمفرما باشد و اگر حکومت طاغوت حاکم باشد دین مبین اسلامی باقی نمیماند و این خلاف فرض است چون گفتیم به دلیل عقلی و نقلی باید دین مبین اسلام تا قیام قیامت باقی بماند» (پرسشهای شما و پاسخهای آیت الله العظمی بهجت (قم: طوبی محبت، چاپ ۱۳۸۵ ص ۷۲ و ۷۳)
💡دلیل آقای بهجت، هم ولایت فقیه و تشکیل حکومت فقیه را اثبات کرده است هم اطلاق ولایت و گستره آنرا که برابر یا اختیارات معصوم است. با وجود دلیل عقلی بر ضرورت حکومت فقیه در عصر غیبت، نیازی به هیچ روایتی نداریم و مطلبی که عقلی است مستغنی از استناد به نقل است.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 73 |
| 9 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت نهم)
🔸پس از پایان بررسی ادله قائلین به تعطیل حکومت در عصر غیبت به چند شبهه و اشکال میپردازیم:
۱. نسبت به روایت من رفع راية ضلالة فصاحبها طاغوت ادعا شده است قید ضلالت، توضیحی است نه احترازی. پاسخ آن است که اصل در قید، احترازیبودن است و توضیحیبودن، خلاف اصل است و دلیل میخواهد. لذا نمیتوان گفت که مقصود امام آن است که هر قیامی در عصر غیبت باطل است بلکه مقصود حضرت آن است که فقط قیامهای ضلالت و گمراهی و خلاف معارف اهلبیت، مورد تایید ایشان نیست.
۲. ادعا شده است بحث قیام و انقلاب با حکومت دینی دوتاست و نباید آنها را با هم خلط کرد. این اشکال هم وارد نیست زیرا کسی که علیه حکومت ظالم و غاصب و نامشروع قیام میکند طبعاً در نظر دارد چیزی جایگزین آن کند و آن چیزی نیست جز زعامت و ولایت یک فقیه جامعالشرایط. پس اگر سخن از حکومت دینی گفتیم به معنای جواز قیام و انقلاب علیه حکومتهای باطل است و اگر سخن از جواز قیام میگوییم با تشکیل حکومت دینی ملازمه دارد و دو روی یک سکه هستند.
۳. گفته شده هیچ حدیثی در امر به قیام و انقلاب نداریم. پاسخ آن است که مگر برای عزاداری ائمه (غیر از سیدالشهدا) روایتی دارید؟ یا مگر برای عزاداری ایام فاطمیه روایت دارید؟ یا مگر برای زنجیرزنی و دسته عزا راه انداختن و برداشتن عَلَم در هیات روایت دارید؟ یا مگر برای حلیم و شلهزرد پختن در محرم حدیثی دارید؟ درباره پیادهروی اربعین چه حدیثی هست؟! و صدها مورد دیگر که هیچ نصی از معصوم وجود ندارد. ممکن است بگویند که همه این افعال و کارها تحت عمومات ادله و مصداق برخی احکام کلی (مانند تعظیم شعائر) هستند. ما هم عرض میکنیم قیام و انقلاب علیه ظلم و حکومتهای باطل، مصداق همان صدها عمومات قرآنی و روایی است که به ما دستور دادهاند در مقابل ظالم بایستیم و با ظلم مبارزه کنیم و یاور مظلوم باشیم.
۴. گفته شده است منع ائمه از قیام، مقطعی نیست چون پایان آن را ظهور سفیانی معرفی کردند. پاسخ آن است که اتفاقاً همین قرینه است که مقصود از قیام در بیان ائمه، قیام به عنوان حکومت عدل مهدوی یا زمینه ساز حکومت جهانی ایشان است .لذا امام، قیامهایی را که با این عنوان و قبل از ظهور سفیانی باشد باطل معرفی کردهاند و این هیچ ربطی به قیامهایی که علیه حکومتهای باطل و غاصب صورت میگیرد ندارد و اگر مقصود امام این نبود و مطلق قیام علیه حکام ظلم و جور را حرام میدانستند دیگر تقیید به ظهور سفیانی لغو بود و همینکه میفرمودند کل رایة ترفع فی عصر الغیبة فصاحبها طاغوت کافی بود.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 70 |
| 10 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت هشتم)
🔸آخرین دلیلی که قائلان به تعطیل حکومت به آن استدلال میکنند آن است که حتی اگر بپذیریم اسلام، خواهان تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت است و حتی اگر ولایت فقیه هم امری مسلم باشد باز هم برای جلوگیری از اهانت به اسلام و دشمنی مردم با دین و روحانیت باید از تشکیل حکومت اسلامی خودداری کرد. در واقع این افراد با ظاهری دلسوزانه برای اسلام و روحانیت مدعی هستند که تشکیل حکومت اسلامی و ایجاد نظام مبتنی بر ولایت فقیه، ممکن است موجب دوری مردم از دین و روحانیت شود و مشکلات موجود در حکومت اسلامی(مانند فسادها و اختلاسها و فقر و...) را به نام دین و به پای اسلام و فقها و روحانیون خواهند گذاشت. در پاسخ این استدلالنما چند نکته عرض میشود:
۱. لازمه پذیرش این نظر، تعطیلی کل دین و نفی اسلام و همه ادیان الهی است. زیرا این اشکال بعینه به همه انبیا وارد است زیرا آنان با ابلاغ پیام خدا موجب شدند که بخش زیادی از جامعه به آنان اهانت کرده یا با دستورات دینی دشمنی بورزند (حجر: ۱۱، یس ۳۰، زخرف ۷) لذا نمیتوان بخلاف چنین دلسوزیهای ناآگاهانهای دستورات دین و احکام الهی را معطل گذاشت برای اینکه برخی با دین یا روحانیت دشمن میشوند.
۲. آیا در حکومت حضرت رسول یا حکومت امیرالمومنین هیچ یک از کارگزاران آنها مرتکب فساد یا گناه یا جنایتی نشد؟ روشن است که پاسخ مثبت است. به عنوان مثال خالد بن ولید از سوی پیامبر برای تبلیغ اسلام به سمت قبیله بین جذیمه اعزام شد ولی مرتکب جنایاتی شد و اموال آنها را غارت کرد به طوری که وقتی خبر به پیامبر رسید از کار خالد اعلام برائت کرد. حال باید این جنایت شخص منصوب پیامبر را به پای اسلام یا شخص نبی اکرم نوشت؟ همچنین حاکم زمان امیرالمومنین مصقلة بن هبيرة به بیت المال خیانت کرد (نهج البلاغه خطبه ۴۴) آیا چنین فسادها و اختلاسهایی را باید به نام امیرالمومنین یا حکومت اسلامی حضرت علی نوشت؟ هر پاسخی به این اشکالات بدهند پاسخ ما به اشکال خودشان نیز هست.
٣. ممکن است گفته شود این اشکال در حکومت معصومین به دلیل وجود عصمت در آنها منتفی است و این ایراد به آنها وارد نیست. در حالی که برعکس ما معتقدیم اشکال درباره آنها بسیار عمیقتر و جدیتر است زیرا شیعیان مدعیاند امام علم غیب و علم مطلق به همه هستی دارد اما میبینیم که حضرات معصومین کسانی را به کارهای بزرگ میگماردند که عاقبت آنها جنایت یا فساد و اختلاس بود(مانند اختلاس اموال امام توسط وکلای امام کاظم و تشکیل فرقه واقفیه یا اعتراف حضرت علی به فریب خوردن از ظاهرالصلاحبودن منذر بن جارود و...)
💡نتیجه آنکه اگر بخواهیم اینگونه کودکانه و سادهلوحانه قضاوت کنیم میتوانیم هر چیزی را به پای هر کسی بنویسیم و اساساً میتوان همه فسادها و جنایتهای عالم را به پای خدا و انبیا نوشت زیر آنها عامل دو قطبی جامعه و منشا جنگهای میان دینداران با بیدینان بودهاند.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 62 |
| 11 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت هفتم)
🔸سومین دسته از ادله قائلین به تعطیل حکومت در اثر غیبت، استناد به اقوال برخی فقها درباره تعطیلی اجرای حدود در عصر غیبت است. چنین ادعا شده است که فقهای گذشته قائل به ولایت فقیه نبودهاند و اقامه احکام و حدود الهی را فقط در عصر حضور امام معصوم جایز میدانند. پس فقهای بزرگ شیعه که در گذشته اقدام به تشکیل حکومت نکرده و به قیام علیه حکومتهای جور دست نزدهاند به دلیل بیاعتقادی به جواز و مشروعیت تشکیل حکومت بوده است. زیرا هدف اصلی از تشکیل حکومت، اجرای احکام الهی است و فرض آنان این است که در عصر غیبت، اجرای احکام اجتماعی و حدود اسلامی ممنوع شده است و تا زمان ظهور حضرت حجت، چه فقیه و چه غیر فقیه، اجازه تشکیل حکومت اسلامی را ندارد و هر کس چنین کاری بکند در واقع جایگاه امام معصوم را غصب کرده است.
💡 در پاسخ به این استدلال چند نکته عرض میشود
۱. هیچ فقیهی در تاریخ تشیع قائل به حرمت تشکیل حکومت اسلامی توسط فقها نبوده است و حتی یک فتوا در این باره وجود ندارد. مسئله اقامه حدود یا عدم اقامه حدود در عصر غیبت نیز ملازمهای با تشکیل حکومت ندارد.
۲. ما از فقهایی که قائل به عدم اجرای حدود در عصر غیبت هستند و دنبالهروهای معاصر آنها میپرسیم اگر کسی مرتکب زنا یا لواط یا سرقت شد باید با او چه کرد؟ آیا حد الهی که در قرآن و روایات به آن تصریح شده اجرا نشود و مجرم را رها کنیم؟ کدام عقل و منطقی چنین چیزی را باور دارد و میپذیرد؟ مگر اسلام فقط برای حضور معصوم است؟ اگر چنین است چرا فقط حدود الهی مختص زمان حضور معصوم باشد؟!
۳. اگر به اشتباه قضات و مجریان قانون توسط غیر معصومین (فقها) تمسک کنند عرض میکنیم مگر در زمان حضور معصوم، شخص ایشان مستقیماً و مباشراً همه احکام و حدود را اجرا میکرده است؟! خیر. بلکه کارگزاران و والیان معصومین در سرزمینهای اسلامی، متکفل و متصدی اجرای احکام و حدود الهی بودند. تصور کودکانه نواخباریان معاصر آن است که اگر در مصر یا ایران یا یمن، شخصی مرتکب جرمی میشد خود حضرت امیر(ع) به آنجا سفر میکرده و حد الهی را جاری میکرده است و به پایتخت بازمیگشته است!
۴. نکته آخر آنکه همان فقهایی که قائل به عدم اجرای حدود در عصر غیبت هستند، بالاجماع، قضاوت را از مناصب فقیه میدانند. حال باید پرسید چگونه میتوان قضاوت را توسط فردی غیرمعصوم، مشروع بدانید اما اجرای حدود را مشروع ندانید؟! این تناقض بزرگ پیش روی آن دسته از فقهایی است که اجرای حدود را فقط حق معصوم میدانند.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 67 |
| 12 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت ششم)
🔸پس از فراغت از بررسی دلیل اول قائلین به تعطیل حکومت در عصر غیبت به دلیل دوم آنها میپردازیم. دومین دسته از احادیث مورد استناد این جماعت، روایتی هستند با مضمون نهی مومن از تبعیت غیر معصوم. مانند روایت زیر:
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي قَوْلِ اللَّهِ اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا صَلَّوْا لَهُمْ وَ لَا صَامُوا وَ لَكِنَّهُمْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرَّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا فَاتَّبَعُوهُم(محاسن برقی: ص ۲۴۶)
به خدا سوگند آنها (يهود و نصارى) براى پيشوايان خود نماز و روزه بجا نياوردند، ولى پيشوايانشان حرامى را براى آنها حلال، و حلالى را حرام كردند، و آنها پذيرفتند و پيروى نمودند.
یا این روایت:
إِيَّاكَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِي كُلِّ مَا قَال (کافی ج ۲ ص ۲۹۸)
یعنی بپرهیز از اینکه غیر از حجت خدا (امام معصوم) را به جایگاهی بگماری (مقتدای خودسازی) و او را درتمامی آنچه میگوید ، تصدیق کنی.
🔹از نظر قائلان به تعطیل حکومت در عصر غیبت، چنین روایاتی از تشکیل حکومت، نهی کرده است. زیرا تبعیت از غیر معصوم، امکان گرفتار شدن به معصیت را دارد و فقط معصوم است که احتمال خطا ندارد و احتمال ظلم و گناه در حکومت او وجود ندارد و هر کس غیر از معصوم ممکن است منحرف شود یا حتی از سر خیرخواهی دستوراتی بدهد که در واقع، خلاف حکم خدا و معصیت باشد.
💡اما اگر کسی به چنین نتیجهگیری سادهلوحانهای معتقد باشد باید به چند اشکال پاسخ بدهد. اول آنکه همه میدانیم در دوران حکومت پیامبر و امیرالمومنین، آن دو بزرگوار به افراد زیادی مسئولیتهای متعدد (مانند فرمانداری لشکر و امارت و ولایت شهرهای مختلف) میدادند در حالی که هیچ کدام از آنها معصوم نبودند. از سوی دیگر مطابق توصیه خود آن بزرگواران و طبق مقتضای عقل، تبعیت از این افراد که منصوب معصومین بودند بر زیرمجموعه آنها واجب بوده است. زیرا اگر واجب نباشد فلسفه نصب آنان زیر سوال است. مثلاً وقتی پیامبر در اواخر عمر شریفشان اسامه را به فرماندهی لشکر منصوب کردند فرمودند خدا لعنت کند هر کس را که در سپاه اسامه نباشد با آنکه اسامه معصوم نبود. پس روشن میشود که تبعیت از حاکمان، مشروط به عصمت نیست. اینجا ممکن است خصم بگوید تنها تبعیت از افرادی که مستقیم توسط معصوم نصب شدهاند واجب است بخلاف ولیفقیه که منصوب مستقیم معصوم نیست. اما پاسخ این اشکال روشن است. اینان با این ادعا، نقد قبلی خود را ویران و باطل کردند زیرا مدعی بودند که تبعیت از غیرمعصوم حرام و باطل است و الان مدعی هستند تبعیت از غیر معصوم اگر منصوب مستقیم معصوم باشد جایز است! و این چیزی جز تناقضگویی نیست. پس منکرین تشکیل حکومت یا باید بپذیرند عصمت، شرط اطاعت و تبعیت از حاکمان جامعه اسلامی نیست یا اگر عصمت را شرط میدانند اطاعت از تمام منصوبان پیامبر و امیرالمومنین در دوران حکومت آن دو بزرگوار را نپذیرند و این یعنی انکار حکم معصوم و تمرد علیه حجت خدا. مضافاً که آیه ۱۵ لقمان اطاعت از والدین را جز در مساله شرک، واجب کرده است و هیچ قید دیگری نزده است با اینکه والدین، عصمت ندارند و امکان خطا و اشتباه هم دارند اما قرآن کریم، فقط در مساله شرک به خدا، نفی اطاعت کرده است و مفهومش آنست که در غیر این مساله، اطاعت مطلقه دارند.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 62 |
| 13 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت پنجم)
🔸️حدیث پنجم
🔹عمر بن حنظله گوید: از امام صادق شنیدم که فرمود: پنج علامت قبل از قیام قائم هست: صیحه آسمانی و (خروج) سفیانی و فرورفتگی زمین (در بیداء) و کشته شدن نفس زکیه و (خروج) یمانی. عرض کردم: فدایت شوم اگر یکی از اهل بیت شما قبل از این نشانهها قیام نمود آیا با او قیام کنیم؟حضرت فرمود: خیر (کافی، ج۸ ص۳۱۰)
🔹️سند این روایت خوب است ولی دلالتی بر نهی و حرمت قیام علیه ظلم ندارد و واضح است امام در مقام تبیین علامات قیام حضرت مهدی و شروط وجوب همراهی با مدعی واقعی مهدویت است.
🔸️حدیث ششم
🔹معلی بن خنیس گويد: در موقع ظاهر شدن پرچمهای سیاه و پيش از قيام بنى عباس، عبدالسلام بن نعيم و سدير صیرفی و ديگران نامههایی براى امام صادق نوشتند كه: ما قدرت داريم شما را به خلافت برسانيم، نظر حضرتت چيست؟ امام نامهها را به زمين زدند و فرمودند: اف! اف! من امام اينها نيستم. آيا آنها نمیدانند تا سفيانى كشته نشود خلافت به ما نمیرسد؟! (کافی، ج۸ ص۳۳۱)
🔹️حدیث بلحاظ سندی ضعیف است ولی هیچ دلالتی بر حرمت قیام هم ندارد و حضرت بیان داشتند که خلافت و حکومتی که برای اهلبیت مستقر باشد فقط در زمان ظهور امام دوازدهم و بعد از قتل سفیانی محقق می شود. مجلسی هم تصریح کرده است که این روایت در مقام بیان علامت ظهور دولت آخرالزمان است(مرآة العقول ج ۲۶ ص ۴۸۲)
🔸️حدیث هفتم
🔹ابو المُرهِف گوید امام صادق فرمود: «محاضیر(اسبهای تندرو) هلاک شدند» عرض کردم: «محاضیر چیست؟!» فرمود: «آنها که عجله میکنند. و مقرّبان نجات مییابند، و قلعه بر چارچوب خود ثابت میماند. شما همچون گلیم خانههای خود باشید که غبار فتنه به ضرر عاملین آن تمام میشود. هرگاه آنها قصد آزار شما را کنند، خداوند آنها را به کاری مشغول میسازد تا از آن فکر درگذرند؛ مگر کسی که خود متعرّض آنها شود» (الغیبة نعمانی، ص۲۰۳)
🔹️روایت بلحاظ سندی ضعیف است. کلینی نیز آنرا به سند دیگری نقل کرده(کافی ج ۸ ص ۲۹۴) که سند آن هم ضعیف است و هیچ ربطی نیز به حرمت قیام ندارد و مقصود، کسانی است که برای تشکیل دولت آخرالزمانی حضرت مهدی عجله میکنند. این معنا را مجلسی نیز تصریح کرده و گفته مقصود از عجله کنندگان یعنی المستعجلون للفرج قبل أوانه (مرآة العقول ج ۲۶ ص ۳۲۳)
🔸️حدیث هشتم
🔹امام صادق فرمود: هیچ یک از ما اهل بیت براى دفع ظلمى یا برپاداشتن حقى قبل از قیام قائم ما، قیام نكرده و نمىكند، مگر اینکه به بلاها و مصیبتها دچار میشود و قیامش باعث زیاد شدن ناخوشی و رنج ما و شیعیان ما مىشود.(مقدمه صحیفه سجادیه)
🔹️اگر از اشکال در سند صحیفه بگذریم باز این روایت دلالتی بر حرمت قیام ندارد و صرفاً یک خبر است و نه نهی. مضافاً که ابهام در کلمه منّا اهلالبیت نیز باقی است و محتمل است مقصود خود معصومین باشد نه همه سادات و ذریه پیامبر. روشن است که اگر کسی مدعی است لفظ اهلالبیت در این روایت شامل همه سادات میشود چون بیش از قدر متیقن را ادعا کرده باید دلیلی اقامه کند.
💡این هشت روایت را بعنوان نمونه بررسی کردیم. باقی روایات نیز به همین مشکلات مبتلاست. یا ضعف سندی دارند و یا علاوه بر ضعف سند یا اعتبار سندی، دلالتی بر حرمت و نهی از قیام ندارند و قائلین به تعطیل حکومت در عصر غیبت، باورهای خود را به روایات تحمیل کردند. لذا حتی یک روایت وجود ندارد که دلالتی روشن و واضح بر نهی از قیام در عصر غیبت داشته باشد و شبعیان را از مبارزه با ظلم و حکام جور نهی کنند. در ادامه، به بخش دیگری از اشکالات دلالی این روایات خواهیم پرداخت.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 74 |
| 14 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت چهارم)
🔸حدیث دوم
عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: وَ اللَّهِ لَا يَخْرُجُ وَاحِدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ إِلَّا كَانَ مَثَلُهُ مَثَلَ فَرْخٍ طَارَ مِنْ وَكْرِهِ قَبْلَ أَنْ يَسْتَويَ جَنَاحَاهُ فَأَخَذَهُ الصِّبْيَانُ فَعَبِثُوا بِه (کافی ج ۸ ص ۲۶۴)
امام سجاد(علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند. هیچ یک از ما پیش از قیام قائم(علیه السلام) خروج نمیکند؛ مگر این که مَثَل او، مانند جوجهای است که پیش از محکم شدن بالهایش از آشیانه پرواز کرده باشد. در نتیجه، کودکان او را گرفته و با او به بازی مشغول میشوند.
این روایت بلحاظ سند ضعیف است و دلالتی هم بر نهی از قیام علیه ظلم و حکام باطل ندارد. ضمن اینکه مقصود از «مِنَّا» و مصداق آن ممکن است خود اهلبیت عصمت و طهارت باشد که با علم الهی میدانستند براندازی حکومتهای غاصب زمانشان ممکن نیست و شرایط آن وجود ندارد.
🔸حدیث سوم
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «يَا سَدِيرُ، الْزَمْ بَيْتَكَ، وَ كُنْ حِلْساً مِنْ أَحْلَاسِهِ، وَ اسْكُنْ مَا سَكَنَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ، فَإِذَا بَلَغَكَ أَنَّ السُّفْيَانِيَّ قَدْ خَرَجَ، فَارْحَلْ إِلَيْنَا وَ لَوْ عَلى رِجْلِك (کافی ج ۸ ص ۲۶۴)
امام صادق(علیهالسلام) فرمود: ای سَدیر! در خانه بنشین و گلیمی از گلیمهای خانهات باش و آرام باش تا آن هنگام که شب و روز آرام هستند؛ اما هنگامی که به تو خبر رسید سفیانی خروج کرده به سوی ما بیا، اگرچه با پای پیاده.
حدیث بلحاظ سندی خوب است ولی دلالتی بر نهی و حرمت قیام ندارد و اساساً درباره بیان وجوب همراهی با حضرت مهدی است. حتی اگر دلالتی هم بر نهی داشت متعلق نهی، خود سدیر است و تعدی از سدیر به دیگران و تعمیم این نهی به همه مکلفین تا قیامت، محتاج دلیل است که چنین دلیلی وجود ندارد. قرینه این مطلب آنست که سدیر فردی پرشور و پرحرارات بود که با هر قیامی همراهی میکرد لذا بخشی از عمرش را در زندان بود. لذا حضرت درباره او فرمود سدير عصيدة بكل لون(رجال کشی: ص ۲۱۰) و طریحی در توضیح عصیدة آورده چیزی است که با کمترین تلنگری از جای خود منقلب می شود و با همه کس و هر گروهی معاشرت دارد(مجمع البحرین ج ۳ ص ۱۰۲) این نشان میدهد نهی حضرت کاملاً شخصی بوده است.
🔸حدیث چهارم
فضل گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که نامه ابومسلم رسید. امام به حامل نامه فرمود: نامهات جواب ندارد، بیرون برو. در این هنگام ما شروع کردیم با هم درگوشی سخن گفتن. حضرت فرمود: ای فضل! درباره چه با هم سخن میگویید؟! همانا خداوند به دلیل عجله بندگانش، عجله نمیکند. به درستی که کندن کوه از جایش آسانتر از ساقط کردن حکومتی است که هنوز مدتش به پایان نرسیده است. سپس حضرت فرمود: فلان بن فلان به حکومت میرسد و همین طور نام برد تا فرزند هفتم فلانی. فضل گوید: عرض کردم: قربانت شوم، پس علامت بین ما و شما چیست؟ حضرت فرمود: از زمین حرکت نکن تا هنگامی که سفیانی خروج کند. وقتی خروج کرد به سوی ما بیائید. و این مطلب را سه مرتبه تکرار کرد. خروج سفیانی از علائم حتمی است. (کافی ج۸ ص۲۷۴)
حدیث بلحاظ سندی خوب است ولی هیچ دلالتی بر نهی و حرمت ندارد و به قرینه سفیانی مشخص است که مراد حضرت بیان زمان قیام حضرت مهدی و شروط وجوب همراهی با قیام جهانی حضرت است و اشاره حضرت به ساقط کردن حکومت ظلم قبل از مدت آن نشان از علم غیبی به بینتیجه بودن قیامهای شیعیان برای اسقاط حکومت بنی امیه و بنی عباس دارد.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 79 |
| 15 | 💡نتیجه آنکه: روایات ناهی از قیام در عصر غیبت، ناظر به قضایای زمان امام بوده و نه حکم ابدی شارع درباره قیام و مبارزه با ظلم. ضمن اینکه از آنجا که تقیه در مذهب شیعه، یکی از اصول اساسی اعتقادی آنهاست، و ائمه اهلبیت همواره در معرض اتهام براندازی و شورش علیه حکام بودند لذا قائلین به تعطیل حکومت، باید ثابت کنند این روایات از روی تقیه و برای دفع اتهام مطالبه حکومت از سوی ائمه صادر نشده است. همانگونه که گاهی برای حفظ جان شیعیانشان، آنها را مذمت و یا حتی لعن میکردند مانند آنچه در لعن زراره وارد شده است. این احتمالی بسیار بالاست و بدون نفی آن، تمسک به هیچکدام از این روایات ممکن نیست.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 97 |
| 16 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت سوم)
🔸️ حدیث اول
كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل(کافی ج ۸ ص ۲۹۵)
این روایت که از جمله اصلیترین روایات مورد استناد قائلان به تعطیل حکومت در عصر غیبت است در کافی نقل شده است. سند آن به لحاظ دستهبندیهای چهارگانه معروف، صحیح تلقی میشود. قریب به این روایت در دیگر کتب مانند غیبت نعمانی نیز ذکر شده است(الغیبة: ص ۱۱۴) قائلان به تعطیل حکومت بر اساس ظاهر این روایات معتقدند هر پرچمی که قبل از ظهور حضرت مهدی برافراشته شود به طاغوت دعوت میکند و صاحبان آن ظالم و نامشروع هستند. لذا قیام علیه ظالمان و حکومتهای جور و طاغوت، حرام است. از این رو هر حکومت طاغوتی که در عصر غیبت بر سر کار است و بر مردم ظلم و ستم میکند باید تحمل شود و از قیام و شورش علیه آن خودداری گردد.
تحلیل و بررسی:
اولاً مرحوم کلینی در کنار روایت مورد اشاره روایت دیگری مشابه آن نقل کرده که طاغوت بودن پرچم برافراشته شده قبل از ظهور، مقید به قید ضلالت شده است(کافی ج ۸ ص ۲۹۷) از این رو لازم است مطلق، حمل بر مقید شود. نتیجه آنکه روایات مورد استناد منکران جواز قیام در زمان غیبت بر این دلالت میکند که اگر قیام در زمان غیبت دعوت به ضلالت و گمراهی باشد مذموم است و اگر قیام به حق و دعوت به هدایت و بندگی خدا و احیای معالم و معارف اسلام باشد مانعی ندارد.
اشکال میشود که روایت ابوبصیر از امام صادق با لفظ کل بیان شده است و امام هیچ قیدی نیاوردهاند. بنابراین اطلاق منعقد است و تقید آن روایت، جایز نیست. به تعبیر دیگر ظاهر فرمایش امام همه قیامها را در بر میگیرد چه دعوت به حق شده باشد یا دعوت به باطل کرده باشند.
پاسخ این اشکال آن است که در زمان امام باقر و امام صادق(ع) قیامهای متعددی صورت میگرفت که نتیجهای نداشت و شکست میخورد. این قیامها با اینکه به اسم ائمه بود ولی منجر به هدر رفتن خون شیعیان میشد. بنابراین محتمل است که امامین باقر و صادق، روایات مورد بحث را در مقام رد قیامهایی که در آن زمان اتفاق میافتاد بیان کرده باشند و به عبارت دیگر تمام این روایات، قضیه خارجیه است. اینکه امام بیمقدمه و برای بیان یک حکم کلی، این روایت را فرموده باشد بسیار بعید است. اساساً اغلب روایات تاریخی، ناظر به حوادث زمان خود و مصداق قضایای خارجیه و شخصیه هستند و نه حکم کلی مطلق شارع. شاهدش آنست که از امام کاظم به بعد هیچ روایتی در مذمت قیام قبل از ظهور حضرت مهدی نداریم. این قرینه مهم نشان میدهد این مذمتها ناظر به قیامهایی است که به نوعی دعوی مهدویت داشتند.
پاسخ دومی که به این قبیل روایات میتوان داد آن است که عالمان شیعه در طول تاریخ در عین اینکه قائل به ولایت فقیه و حق تشکیل حکومت برای فقها و قیام برای انجام امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با ظالمان بودند این روایات را در تعارض با آن عقیده و اندیشه نمیدیدند و هرگز در بحث از ولایت فقیه، متعرض این روایات نشدند در حالی که این روایات در کتب معتبر شیعه وارد شده و در دسترس علما بوده. لذا هیچ فقیهی، این روایات را متضمن حرمت قیام برای تشکیل حکومت و مبارزه با ظلم ندیده است.
پاسخ سوم آن است که محدثان شیعه نیز این روایات را در بابهای حدیثی خاصی دستهبندی کردهاند که گواه آن است که آنها نیز از این روایات نهی از پیوستن به کسانی را برداشت کردهاند که ادعای امامت داشته باشند به عنوان مثال نعمانی این روایات را در بابی با عنوان ما روي فيمن ادعى الإمامة و من زعم أنه إمام و ليس بإمام و أن كل راية ترفع قبل قيام القائم فصاحبها طاغوت دستهبندی کرده است و مجلسی نیز عنوان باب این احادیث را چنین انتخاب کرده: عقاب من ادعى الإمامة بغير حق أو رفع راية جور أو أطاع إماما جائرا (بحارالانوار ج ۲۵ ص ۱۱۰) این دو نمونه به وضوح نشان از آن دارد که عالمان و حدیثشناسان، مدلول این روایات را درباره مدعیان امامت دانستهاند و نه کسانی که برای مبارزه با ظلم و جور قیام کنند. لذا واضح است که در تشکیل حکومت اسلامی بر مبنای ولایت فقیه هیچکس ادعای امامت یا عصمت یا نص بر فقها را ندارد و فقها، ولایت خویش را در طول امام معصوم میدانند. | 110 |
| 17 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت دوم)
🔸در قسمت قبل به اینجا رسیدیم که اصل وجود حکومت، برای جوامع انسانی امری لازم و ضروری است و همچنین جوامع دینی، خواهان تشکیل یک حکومت بر اساس دین و مذهب هستند تا احکام و فرامین کتاب مقدس خود را به مرحله اجرا درآورند. در این میان، برخی بر این باورند که در عصر غیبت کبری هیچ حکومتی مشروعیت ندارد حتی اگر به قصد تحقق احکام اسلام ایجاد شده باشد. لذا در زمان غیبت امام معصوم نباید هیچ حکومتی تشکیل شود و هر حکومتی در زمان غیبت، به نام اسلام، باطل و طاغوت است و تنها راه ایجاد حکومت اسلامی و تنها مصداق حکومت اسلامی شرعی حکومت خود امام زمان است. به عبارت دیگر، اینان بر این باورند که رها کردن کامل حکومت از سوی مومنان در عصر غیبت واگذاری آنها به طاغوتهاست. اما این عقیده (که در میان فقهای شیعه مطلقاً هیچ قائلی ندارد) چه ادلهای بر مدعای خویش دارند؟ اولین و مهمترین دلیل این افراد، مجموعهای از احادیث است دال بر اینکه هر پرچمی که در دوران غیبت برافراشته شود طاغوت است. محتوای کلی این احادیث این است که هر کس در دوران غیبت کبری قصد قیام کند طاغوت است. استدلال دوم این افراد مجموعه احادیثی است که بیان شده است مومن نباید از غیر معصوم تبعیت کند و استدلال سوم آنها پرداختن به اقوال برخی فقهاست که اعلام داشتهاند در دوران غیبت باید حدود الهی تعطیل شود و معتقدند به تبع تعطیلی حدود، باید حکومت اسلامی نیز تعطیل شود و کسی حق ندارد برای اجرای حدود الهی و احکام اسلام حکومت تشکیل بدهد. دلیل دیگری که گاه از سوی برخی بیان میشود دلسوزی و نگرانی برای دین و حرمت آن است که مدعیاند تشکیل حکومت موجب اهانت به دین و از بین رفتن حرمت و احترام اسلام میشود زیرا تمام اشتباهات کاستیها و آفاتی که در حکومت اسلامی وجود میآید به پای دین نوشته میشود و مخالفان بهانه پیدا میکنند که به دین اهانت کنند یا از دین متنفر شوند. اینها تمام ادلهای است که برخی برای حرمت قیام و حکومت در عصر غیبت به آن استناد میکنند که به تدریج آنها را بررسی خواهیم کرد. ذکر این نکته لازم است که مبنای ما در ارائه هندسه معرفت دینی، به ترتیب بر اساس عقل، قرآن و روایات است به شرطی که آن روایات، موافق عقل و قرآن باشند. لذا روایتی که در تضاد با ادله عقلی و آیات قرآن باشد مردود است حتی اگر هزار روایت صحیحالسند باشد. از سوی دیگر روایات ضعیف اگر مورد تایید عقل یا قرآن باشند مقبول است حتی اگر یکی باشد. لذا در بررسی روایات، به هر دو جنبه سندی و دلالی میپردازیم تا بر اساس مبنای وثوقالسندی و وثوقالصدوری، نقدها کامل باشند.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 124 |
| 18 | 📌 بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت (قسمت اول)
🔸 آیا وجود حکومت برای بشر یک ضرورت است؟ آیا در شرایطی میتوان از وجود حکومت بینیاز بود؟ تاریخ از وجود نوعی حکومت در تمامی جوامع بشری حکایت میکند حکومتهایی همچون قبیلگی، پادشاهی و حکومتهای امروزی در شکلهای مختلف آن. این ضرورت تاریخی به مفهوم ضرورت وجود حکومت در زندگی بشر است به گونهای که بدون وجود حکومت، زندگی اجتماعی انسان امکانپذیر نیست. بی تردید انسان نیازمند زندگی گروهی و حیات اجتماعی است و اجتماعیبودن، لازمه حیات بشر است. ابن خلدون نیز فطری بودن زندگی اجتماعی برای انسان را دلیل بر ضرورت تشکیل حکومت پیروی از یک مرکزیت سیاسی میداند. اسلام نیز به عنوان یک دین و مکتب و ایدئولوژی، مورد قبول بسیاری از انسانهاست. اصل حکومت در اسلام نیز یک ضرورت عقلی است و درباره این موضوع، هیچ یک از فرق اسلامی(جز خوارج) تردیدی به خود راه ندادهاند و آن را انکار نکردهاند و هیچ شاهد قرآنی یا روایی یا تاریخی از سیره پیامبر یا پیشوایان دینی وجود ندارد که دال بر نفی ضرورت حکومت برای جامعه انسانی باشد. از این رو حضرت امیر فرمودند لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر (نهج البلاغه خطبه ۴۰) تا اینجا روشن شد که ضرورت حکومت یک امر عقلی و لازمه اجتماع انسانی است که انکار آن مستلزم هرج و مرج و قانون جنگل است. به نظر میرسد که ضرورت وجود حکومت دینی که متکفل اجرای احکام اسلام باشد نیز برای دینباوران و مسلمانان، امری واضح و بینیاز از بحث و استدلال باشد. زیرا در غیر این صورت، مستلزم آن است که یکی از مبانی زیر را انکار کنیم از جمله: جاودانگی اسلام و احکام آن، ضرورت اجرای احکام اسلام، ضرورت وجود حاکم عالم و عادل در جامعه اسلامی. اما اگر کسی به این سه مبنا و اساس علمی باورمند باشد ناچار است که ضرورت حکومت دینی را بپذیرد. اکنون پرسش مهم آن است که این حاکم اسلامی و حکومتی که متصدی اجرای احکام اسلام است تنها در انحصار معصومین است یا خیر؟ برخی بر این باورند که تشکیل حکومت اسلامی و دینی به غرض اجرای احکام اسلام تنها حق معصوم میباشد و دیگران هیچ مشروعیتی و اجازهای برای تشکیل حکومت ندارند و هر حکومتی غیر از حکومت معصوم، نامشروع است. در بخشهای بعدی این ادعا را بررسی خواهیم کرد.
#روایات_نهی_از_قیام
@tabeshe_agahi | 184 |
| 19 | بررسی روایات نهی از قیام مبحث ولایت فقیه دکتر محسن موسی وند | 194 |
| 20 | بررسی کتاب منشا خوشبختی ۷.m4a | 260 |
