fa
Feedback
تفحص خویش

تفحص خویش

رفتن به کانال در Telegram

ابتدای کانال: | https://t.me/selfinquiry/5

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام تفحص خویش

کانال تفحص خویش (@selfinquiry) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 21 175 مشترک است و جایگاه 3 722 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 15 834 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 21 175 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 08 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 62 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 3 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 24.64% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 8.32% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 5 217 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 762 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 144 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند thoughts, چیز, فکر, کس, تفحص تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
ابتدای کانال: | https://t.me/selfinquiry/5

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 09 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کرده‌اند.

21 175
مشترکین
+324 ساعت
+167 روز
+6230 روز
آرشیو پست ها
در بیان تمثیل مسیر شناخت شامل دو مرحله است:   بازدم و دم   بازدمی عمیق برای خالی شدن از آنچه پیش‌ازاین گمان می‌کردی بودی و دمی عمیق که ناشی از همان خالی شدن است و پیامد همان است   معمولاً مرحله بازدم سخت است چون لذت‌بخش نیست و حوصله سر بر است. ذهن شرطی شده (ایگو) در این مرحله رفته‌رفته متوجه می‌شود که این کارها این تمرینات این مطالعات و این تأملات در پی متزلزل کردن ساختار خودش هستند، درنتیجه مقاومت کرده و بهانه‌هایی میاورد و اغلب هم در میرود. این مرحله معمولاً هیچ دوپامینی با خودش به همراه ندارد. همتی عظیم می‌طلبد. معمولاً افرادی که در مرکز رنجی شدید هستند برای رهایی از رنجشان هم که شده در این مرحله جدیت بیشتری دارند.   مرحله دم اما سرشار از سرخوشی و خوشحالی‌ای از نوعی جدید و نو است، سبکی و ادراک عمیق به همراه دارد. گویا برای اولین بار در زندگی تازه متولد شده است، متوجه چیزهایی می‌شود که بااینکه معمولی به نظر می‌رسیدند اما تاکنون متوجهشان نبود، گویا موجود دیگری شده. ارتباط جدیدی با جهان هستی برقرار می‌کند و غرق در میان هزاران حیرت و بهت می‌شود.   در اینجا هم به جهت آموزش، مطالب به‌صورت دوره‌ای در چرخشی بین این بازدم و دم در جریان‌اند هنگامی‌که در تمرین نه این و نه آن (نتی نتی) هستیم همان ماجراهای مربوط به «بازدم» رخ داده و هنگامی هم که درنهایت نوبت به «هم این و هم آن» یا همان «دم» می‌رسد ماجرا همان است.   مرحله بازدم ودم یک‌بار برای همیشه نیست و تکرار می‌شود تا درنهایت شاید از حال به مقام مستقر شود.   #تفحص_خویش

photo content

تمام آنچه نیاز است این است که تمرکزِ توجه‌مان را از محتوایِ تجربه آزاد کنیم و آنگاه وجودمان خودبه‌خود خواهد درخشید. #روپرت_اس
تمام آنچه نیاز است این است که تمرکزِ توجه‌مان را از محتوایِ تجربه آزاد کنیم و آنگاه وجودمان خودبه‌خود خواهد درخشید. #روپرت_اسپایرا

«به‌جای اینکه افکار و احساساتتان باشید، آن آگاهی پشت آن‌ها باشید.» #اکهارت تُله *دقت کن که چیزی درونت از این افکار و احساسات و عواطف آگاه است. چه چیزی از غمگین بودنت آگاه است؟ چه چیزی از شاد بودنت آگاه است؟ تو «آن» هستی و نه خودِ غم یا خودِ شادی. با «آن» بمان. آن چیزی که از احساسات و عواطفت آگاه است همان است که هم‌اکنون خود به خودی نفس می‌کشد، همان است که خود به خودی تقسیم سلولی انجام می‌دهد و خود به خودی در قلب می‌تپد. همان است که می‌بیند و همان است که می‌شنود. هم بدن است و هم از این بدن آگاه است و همان است که بدن را به حرکت وامی‌دارد. تو همانی. برای اینکه بهتر متوجه بشوی رؤیای شبانه را در نظر بگیر. وقتی به خواب میروی و در عالم خواب به عنوان کاراکتر درون آن عالم ظاهر میشوی. بدنی که آنجا داری، تمام تحرکات آن بدن، ماجراهای درون عالم همه و همه چیزی جز ذهنِ فردِ خواب‌بیننده که در بسترش به خواب رفته نیست. همان است که هم بدن است و هم از بدن آگاه است. همان است که هم بدن است و هم در بدن در حرکت است و همان است که در نهایت مقدم بر بدن است و قبل و بعد این بدن همچنان حضور دارد. این همان چیزی است که از وجود افکار و احساسات و ادراکات آگاه هست، همان است که از تجربه‌ها آگاه است. تو همانی. خودت را با محتوای تجربه‌ات اشتباه نگیر. شخص بودن یا خود را شخص پنداشتن صرفاً چسبیدن عامل توجه به محتوای تجربه است. تو خیلی بزرگ‌تر از این شخص و ماجراهایش هستی. #تفحص_خویش

photo content

«درست همین حالا پیش از اینکه اولین فکر یا اولین احساس درونت پدیدار شود، تو کیستی؟» روی این جمله تعمق کنید و با آن بمانید.

«درست همین حالا پیش از اینکه اولین فکر یا اولین احساس درونت پدیدار شود، تو کیستی؟» روی این جمله تعمق کنید و با آن بمانید.

«هشدار» دوستان عزیز اصل کار شما تازه بعد از خواندن این مطالب باید شروع شود. باید با خودتان خلوت کنید و اشاراتی که گفته می‌شود
«هشدار» دوستان عزیز اصل کار شما تازه بعد از خواندن این مطالب باید شروع شود. باید با خودتان خلوت کنید و اشاراتی که گفته می‌شود، تعالیمی که داده می‌شود را درون تجربه خودتان بررسی کنید. در غیر اینصورت این مطالب صرفاً تبدیل به مفاهیمی ذهنی شده و در ذهن شما انباشته می‌شوند؛ و رفته‌رفته شما تبدیل به یک ضبط‌صوت معنوی می‌شوید. مثل‌اینکه آدرس‌هایی به شما داده می‌شود و شما به‌جای اینکه قدم در راه بگذارید صرفاً آن آدرس‌ها را حفظ می‌کنید.

*همچنان در ارتباط و مشاهده گری   شناخت ماهیت حقیقی از طریق تفحص خویش - #روپرت_اسپایرا   این ویدیوی بسیار مهم  را با دقت و ظرافت ببینید. در مشاهده‌گری، عامل توجه از عینیات گوناگون (افکار، احساسات، حواس و حسهای بدن) متوجه آنی که از این عینیت‌ها آگاه است می‌شود و این همچون شرایطی است که فردی مشغول دیدن یک فیلم در سینماست و توجه‌اش را از تصاویر به سمت پرده نمایش می‌برد. رویکرد آشنای دیگری نیز وجود دارد که آن هم توجه را به جهت یکسانی هدایت می‌کند و از دقیقه ۴:۳۰ به بعد این ویدئو به آن اشاره می‌شود. رویکرد خالی شدن از عینیت‌ها. و این هم همچون زمانی است که فرد در حال دیدن فیلم است و ناگهان فیلم متوقف می‌شود. هنگامی‌که فیلم متوقف شود آنچه باقی می‌ماند صفحه‌نمایش است. با توجه به تعالیمی که تاکنون آموختیم به این نکته ظریف دقت کنید و روی آن تعمق کنید که: شخص چیزی نیست جز هم‌هویت‌شدگیِ شدیدِ عاملِ توجه یا آگاهی با بخشی از چیزهایی که از آنها آگاه است.

*دوستان عزیز این مطالب را صرفاً به این دلیل که ذهن شما از مطالعه متون معنوی لذت می‌برد دنبال نکنید. ایگو به جهت حفظ بقای خودش به طرق مختلف راه‌های پنهان شدن و مقاومت کردن را پیدا می‌کند و کاری می‌کند که نسبت به این مطالب گنگ شوید و این‌ها صرفاً تبدیل به سرگرمی برای شما بشود. این در حالی است که جوینده حقیقی باید با اشتیاق و همتی جانانه آنچه گفته می‌شود را به‌طور مستمر درون تجربه خودش بررسی کرده و با آن بماند و رهایش نکند. از این پست به پایین مطالب در خصوص مشاهده‌گری است.

ویدئوی دوم در ارتباط با چالشی در مشاهده‌گری- سانی شارما

«افکار می‌آیند و می‌روند. احساسات می‌آیند و می‌روند. ببین آن چیست که باقی می‌ماند.» #رامانا ماهارشی
«افکار می‌آیند و می‌روند. احساسات می‌آیند و می‌روند. ببین آن چیست که باقی می‌ماند.» #رامانا ماهارشی

ویدئوی اول در ارتباط با چالشی در مشاهده‌گری - سانی شارما

چالشی در مشاهده‌گری تا اینجای کار، تفکیکِ «مشاهده‌گر» از «مشاهده‌شده» در لایه‌های بیرونی ساده به نظر می‌رسد. ما به راحتی می‌ت
چالشی در مشاهده‌گری   تا اینجای کار، تفکیکِ «مشاهده‌گر» از «مشاهده‌شده» در لایه‌های بیرونی ساده به نظر می‌رسد. ما به راحتی می‌توانیم خود را از دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، مزه‌ها و حتی حس‌های ملموس بدنی—مثل حسِ تماس کف پا با زمین حین راه رفتن و ...—متمایز کنیم.   اما چالش بزرگ و عملی زمانی رخ می‌دهد که با افکار و احساسات سنگین روبه‌رو می‌شویم. در خصوص افکار روزمره معمولی مثل "امروز ناهار چی باید بخورم؟" یا "ساعت پنج باید برم خرید" ماجرا ساده است اما هنگامی‌که با افکاری که با آنها هم‌هویت‌شده‌ایم درگیر هستیم موضوع فرق می‌کند.   در آن لحظات، مشاهده‌گری بسیار سخت می‌شود؛ چرا که برخلاف اشیاء بیرونی یا حواس پنج‌گانه، افکار و عواطف آن‌قدر به ما نزدیک و با ما تنیده‌اند که گویی هیچ فاصله‌ای بین «مشاهده‌کننده» و «مشاهده‌شده» وجود ندارد. ذهن داستانی می‌بافد، احساسی سنگین ایجاد می‌کند و ما فوراً با آن یکی می‌شویم و موج، ما را با خود می‌برد.   در همین رابطه با ویدئوهای بعد همراه باشید.

برترین مراقبه: «آگاه بودن از آگاه بودن» - #روپرت_اسپایرا در چند مطلب قبل آموختیم که ما «شاهد» و آگاهیِ پس‌زمینه هستیم؛ شاهدی که در پس تمام آنچه مشاهده می‌کند حضور دارد و از آنها آگاه است. افکار و احساسات و حس‌ها می‌آیند، توسط آن شناسایی می‌شوند و می‌روند اما آن همچنان حی و حاضر باقی می‌ماند. حالا این سؤال پیش می‌آید: چگونه می‌توان در این آگاهیِ پس‌زمینه استقرار یافت؟ روپرت اسپایرا در این مراقبه راهکار عمیق و مستقیمی به ما می‌دهد: «آگاه بودن از آگاهی» او می‌گوید توجه ما همیشه به سمت یک «عینیت» یا «موضوع» بیرونی یا ذهنی می‌رود (مثل یک فکر، یک صدا، یا یک حس بدنی). اما برای شناخت خودِ حقیقی‌مان، نیازی به هدایت کردن توجه نیست؛ بلکه برعکس، باید اجازه دهید تا توجه در منشأش آرام بگیرد. *این ویدئو مراقبه بسیار مهمی است که برای ادراک هرچه عمیق‌تر آن باید بارها و بارها به آن رجوع کرد و در آن مهارت پیدا کرد. پیشنهاد می‌کنم در جای آرامی بنشینید و این ویدئو را تا انتها ببینید.

تصور کنید در یک خیابان، پارک یا حتی مسیر محل کار خود در حال قدم زدن هستید. این پیاده‌روی معمولی قرار است به یک سفر درونی تبدیل شود. تمرین را به سه مرحله خیلی ساده تقسیم می‌کنیم:   ۱: مشاهده جهان بیرون (حواس پنج‌گانه) و مشاهده حسهای بدن   همین‌طور که راه می‌روید، فقط تماشا کنید.   درخت‌ها، آدم‌ها، ماشین‌ها و مغازه‌ها را ببینید.   صدای پرنده‌ها یا هیاهوی خیابان را بشنوید. صدای پای خودتان را بشنوید.   از حسی که در کف پایتان دارید آگاه باشید. وزن بدنتان که در حال حرکت است. دستهایی که در دو طرف بدن تکان تکان میخورند را حس کنید.   نسیمی که به صورتتان می‌خورد یا گرمای آفتاب را حس کنید.   بی هیچ قضاوتی صرفا تمام اینها را مشاهده کنید.   ۲: مشاهده جهان درون (افکار و احساسات) حالا کمی توجه خود را به درون بیاورید. در حین راه رفتن، چه چیزهایی در ذهن شما می‌گذرد؟   شاید فکری درباره کارهای فردا بیاید.   یا فکری درباره همین تمرینی که انجام میدهید.   شاید یک خاطره را مرور میکنید.   شاید احساس خستگی، عجله، یا برعکس، آرامش و شادی داشته باشید.   نسبت به تمام این احساسات و افکار آگاه باشید.   همچون ابری که در آسمان می‌آید و می‌رود، بگذارید افکار و احساسات هم بیایند و بروند. با آن‌ها درگیر نشوید، دنبالشان نروید و سعی نکنید تغییرشان دهید. فقط بگویید: « این یک فکر است که دارد عبور می‌کند.»   ۳: (بازگشت به مشاهده کننده) این مهم‌ترین بخش تمرین است. حالا از خودتان یک سؤال ساده بپرسید:   «چه کسی از این صداها، منظره ها و این افکار و احساسات و حسهای بدنی آگاه است؟»     توجه خود را از چیزهایی که «مشاهده می‌شوند» (محیط، افکار، احساسات و حسهای بدن)، به سمت «آنی که از اینها آگاه است» برگردانید.   دقیقاً این ۴ مرحله را درون خود ردیابی کنید:   ۱-اول شما هستید: یک حضورِ ساکن، یک آگاهیِ پس‌زمینه که قبل از هر چیزی حاضر است.   ۲-سپس پدیدارها می‌آیند: ناگهان یک فکر روزمره (مثلاً نگرانی برای آینده، دغدغه‌های معیشت یا کارهای فردا) یا یک حس بدنی (مثل احساس خستگی مفرط، کلافگی یا سنگینی روی دل) در این فضا ظاهر می‌شود.   ۳-توسط شما شناسایی می‌شوند: آن فکر یا غصه، خودش از خودش باخبر نیست؛ این شما (آن آگاهیِ پس‌زمینه) هستید که دارید آن را شناسایی می‌کنید و می‌بینید.   ۴-پدیدارها می‌روند، اما شما می‌مانید: آن فکرِ نگران یا آن حسِ سنگینی، پس از چند لحظه عبور می‌کند و محو می‌شود. اما آیا شما هم با محو شدن آن فکر، محو می‌شوید؟ آن فکر رفت، اما شما به عنوان همان آگاهیِ پس‌زمینه همچنان پابرجا و ثابت هستید، آماده برای اینکه از فکر یا حسِ بعدی آگاه شوید.   متوجهِ این «آگاهی» یا «حضور» که قبل از آمدن افکار وجود داشته، در حین آمدن آن‌ها هست، و بعد از رفتنشان هم باقی می‌ماند، باشید. شما آن فکرِ نگران یا آن تصویرِ بیرونی نیستید؛ شما آن فضا و آگاهیِ زنده و ساکتی هستید که تمام این‌ها دارند درونش اتفاق می‌افتند.     این تمرین را می‌توان در هر موقعیت دیگری (مثل شستن ظرف‌ها، نوشیدن چای یا منتظر ماندن در ترافیک) نیز انجام داد.   در خصوص قسمت سوم یا (بازگشت به مشاهده کننده) با مراقبه بسیار مهم بعد همراه باشید.   #تفحص_خویش

photo content

«من آن هستم» - سوامی #سارواپریاناندا سوامی سارواپریاناندا این سخنرانی را مهم‌ترین تعلیم خود می‌داند. همچنان تاکید بر موضوع مشاهده‌کننده و مشاهده‌شده است. تو همانی که پیش از پدیدار شدنِ هر فکر، احساس یا حس بدنی حضور داری؛ تمام اینها را تو شناسایی میکنی آنها پدیدار و ناپدید میشوند، اما تو به عنوان آگاهیِ پس‌زمینه همچنان حضور داری و هستی. خودت را به یاد بیاور.

مشاهده‌کننده و مشاهده‌شده - سوامی #سارواپریاناندا *فهمیدنِ ذهنیِ این مطالب گام نخست است و نه پایان کار. شاید با دیدن این ویدئو، ذهن شما «شاهد ساکت» را کاملاً تایید کند و بگوید: «بله، فهمیدم! من ذهن و افکارم نیستم و آنی هستم که از اینها آگاه است.» اما این فقط قدم اول است. موضوع اصلی این نیست که این حقیقت را به شکل یک تئوری قشنگ در سر داشته باشیم؛ موضوع این است که چقدر در دل طوفان‌های روزمره، به این پناهگاه درونی سر میزنیم. اگر این جرقه در وجود شما زده شده و موضوع را متوجه شده‌اید، کار تازه شروع شده است: مدام آن را مزه مزه کنید: در طول روز، وسط کار، ترافیک یا آشپزی، چند ثانیه مچ ذهن را بگیرید و متوجه این حضور ساکن باشید و با آن بمانید. توجه را درونش غرق کنید: به جای چسبیدن به ابرهای گوناگون ذهن، با اشتیاق فراوان غرق در این «آسمانِ آگاهی» شده و خودتان را همان شناسایی کنید.

دوستان عزیز همان‌طور که آگاه هستید مدتی است بر موضوع مشاهده‌گری که یکی از مهم‌ترین روش‌های خودشناسی است در این کانال تأکید می‌شود. پیشنهاد می‌شود با عشق، اشتیاق و همت فراوان مطالب را دنبال کنید تا در این تکنیک مهارت لازم را بدست آورید. در همین رابطه با ویدئوی آموزشی بسیار مهم بعد همراه باشید. مهم است تا هر آنچه می‌آموزید را درون تجربه خودتان با استمرار و اشتیاق بررسی کنید و با آن بمانید. عامل توجه خودتان را متمرکز کنید. مهارت پیدا کردن در این تمرین در هر شرایطی راهگشای شما خواهد بود.