644
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
644
Repost from کتابخونه
به جاى كوشش براى نمردن بايد زنده ماندن را آموخت. زندگى كردن فقط نفس كشيدن نيست، زندگى يعنى فعاليت. آن كس كه بيشتر عمر كرده است آن نيست كه سال زيادترى داشته باشد، بلكه كسى است كه طعم زندگى را بهتر چشيده است.
فلانى در صدسالگى زير خاک رفته است ولى از روز تولد مرده بوده است!
📚 اميل:
ژان ژاک روسو
644
و من در آینه تنها میماندم
تو با چراغهایت میآمدی...
تو دستهایت را میبخشیدی
تو چشمهایت را میبخشیدی
تو مهربانیت را میبخشیدی
وقتی که من گرسنه بودم
تو زندگانیت را میبخشیدی
تو مثل نور سخی بودی
تو لالهها را میچیدی
و گیسوانم را میپوشاندی
وقتی که گیسوان من از عریانی میلرزیدند
تو لاله ها را میچیدی
تو گونههایت را میچسباندی
به اضطراب پستانهایم
وقتی که من دیگر
چیزی نداشتم که بگویم
تو گونههایت را میچسباندی
به اضطراب پستانهایم
و گوش میدادی
به خون من که نالهکنان میرفت
و عشق من که گریهکنان میمرد
تو گوش میدادی
اما مرا نمیدیدی
644
دریچه ای که تپید و، جهان کوچک ما را
به نور خوان گرفتست، بیا و زنده شو ای ماه
که مثلِ فاتحه هر شب، بر این دریچه بتابی
