fa
Feedback
𝐌𝐎𝐎𝐍𝐒𝐇𝐄𝐋𝐋

𝐌𝐎𝐎𝐍𝐒𝐇𝐄𝐋𝐋

رفتن به کانال در Telegram
647
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
مبتدی بودم قائدتا ولی بدک نبود حس سبک شدن بهم داد و انگار خون راحتتر در گردش بود

یکی دوبار مدیتیت رو امتحان کردم چون احساس کردم واقعا گاهی از کوره خارج میشم

برای ما فقط آب دماغه

پاییز خوشگله ولی برای شمالیا ✨

وقتی ناخوشی انباشته بشه هرچیزی تو دلت هست رو خالی میکنی رو کسی که سبب تهوع شده،تلنگر و یادآوری باعث میشه کمتر منفور بود عزیزم

وقتی ناخوشی انباشته بشه هرچیزی تو دلت هست رو خالی میکنی رو کسی که سبب تهوع شده،تلنگر و یادآوری باعث میشه کمتر منفور بود عزیزم

ممکنه ظالمانه باشه اما گاهی باید هرچی تو دلته رو خالی کنی رو کسی که باعث تهوع شده اینطور یاداوری میکنی که از بیرون چجور بنظر میاد و باید یه تکونی به خودش بده

But there is no need to talk when there is a gun

Who needs guns to kill when you have words?

مامانم تعریف میکرد، وقتی بدنیا اومدی اون اولین کسی بود که حمامت داد، وقتی روزای آخرش بود تو آخرین کسی بودی که حمامش کردی، یادمه از اعماق وجودش بهم گفت خیر ببینی، یه ده تومنی و چندتا شکلات تلخ بهم داد و من در حالی که کمکش میکردم تو ویلچر بشینه آروم هدایتش کردم به بیرون،سوار ماشین که شد یه نگاه غمگین عجیبی به خونه کرد و گفت این آخرین باریه که اینجارو میبینم، دلم هوری ریخت پایین، ترسیدم و با دو برگشتم خونه. این آخرین و غمگین ترین سکانس زندگیم با آدم موردعلاقم بود، مامانبزرگم،که شباهت عمیقی بهش داشتم.

بخش وحشتناکش برای من همین بود که من همه چیز را می‌فهمیدم

تو متمایز بودن از باقی دخترا با خدا جرزنی کردی

موسیقی باید موسیخی باشه

زندگی کم دره نداشت تو دستمو گرفتی و گفتی نترس اولویت زندگی صاحب عشق مرموز من مسخره‌ی دوست داشتنی مشغله هر روز من دوتا ذهن شیدای وحشی دوتا بریده که وصل هم شدیم وسواس و حساس رو هم دوتا دیوونه با «ای‌دی‌اچ‌دی» بودن من رنج تو بود بودن تو گنج من بودن تو گنج من

لُخت مثل آب لَخت مثل ابر شوخ مثل باد مثل کوهی ستبر امن مثل غار تو تنهایی من
نور مثل ماه یه پیرهن رو بدن

در واقع