645
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
645
فراموش می شوم
راحت تر از ردپایی بر برف
که زیر برفی تازه دفن می شود
راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا
که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود
و راحت تر از آنکه فکر کنی
فراموش می شوم
و چقدر دروغ گفتن در پاییز راحت است!
وقتی یادت نمی آید
کدام یکشنبه عاشق ترین زن دنیا بودم
و کدام یکشنبه پیراهنت آنقدر آبی بود
یادت نمی آید
و سال هاست کنار همین شعر ایستاده ام
و هی به ساعتی نگاه می کنم که عقربه هایش
درست روی شش از کار افتاده اند
(یادم نبود
پاییز فصلی است
که تمام درختان خواب آن را دیده اند)
645
آيدين گفت: مگر احساسي هم به من داريد؟
سورمه گفت: چقدر تكان مي خوريد؟ بله كه دارم.
آيدين با آرامش خاصي گفت: عشق شما در من كهنه شده. خانم.
سورمه گفت: لابد مثل شراب..!
#عباس_معروفی
