D E L T A
رفتن به کانال در Telegram
969
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-2930 روز
آرشیو پست ها
969
حالا تو هِی به رویِ خودِت نیار
منم هِی به رویِ خودم نیارم
اما
یک روز
یک جایی
برای این همه نداشتنت میمیرم
969
دوست دارم. لباسم بوی تو رو گرفته. دستم بوی عطر تو رو گرفته، دستمو هی بو می کنم. هرچقد باهات حرف می زنم سیر نمی شم. کسی که به مامانت چیزی نگفته؟ اون آشناهه که مارو باهم دید، چقدر خنده دار سعی کردیم قایم شیم. دوست دارم. رسمی بیشتر بهت میاد. اون نیمکته مال ماست. من فقط تو رو دارم. میشه بهم بگی کجا بودی تاحالا؟ من قبل تو خیلی تنها بودم. گریه می کنی قشنگ تر میشی. مرسی اومدی زندگیمو عوض کردی. حالت خوبه؟ هنوزم دلت گرفته؟ من رفتم دوستات چی گفتن؟ کاش پیشت بودم. کاش الان می تونستم اونجا پیشت باشم. به خاطر من سیگار نکش. دوست دارم. من سه تا بچه میخوام. فکر می کنی خانوادت منو قبول کنن؟ وقتی نیستی انگار یه چیزی کمه. بهت قول میدم همه چیز درست میشه. اگه گفتی امروز چه روزیه؟ باورت میشه ساعت ده شبه؟ چقد باهمیم زمان زود میگذره. این آهنگ ماست. به خیر گذشت. بیخود نگرانی. دوست دارم. رسیدی بهم زنگ بزن. نگرانتم. تو کلاسم حواسم پیش توئه. خوبی؟ می دونستی وقتی اخم میکنی خیلی جذاب میشی؟ مراقبم باش. اصلا نفهمیدم عصر جمعه ست. دوست دارم. بهت قول میدم. دوست دارم. قول.
دور ریختم هرچی اسکرین شات از گذشته ست. دیگه حفظ شدم این دیالوگ هارو. وقتی می خونم دیگه اسکرین شات نمی گیرم. این اسکرین شات ها برای من خطرناک میشه. من این حرفا رو قبلا زیاد شنیدم. تو نگو ولی نرو. یا بگو اما بمون. کلا اگر چیزی میگی، پای حرفت بمون...
969
سخت نیست آرزو داشتن…
سخت اینه که هر روز ببینی فاصلهت باهاش بیشتر میشه.
نه چون راهو اشتباه رفتی، چون تو جغرافیایی به دنیا اومدی که اجازه نمیده به آرزو و رویاهات برسی حتی اگر براش با جون و دل زحمت کشیده باشی.
من آرزوهامو نکشتم…
فقط یاد گرفتم آروم خاکشون کنم که کمتر رنج بکشم.
#دردودل
969
رها کن.
بپذیر یسری آدمها، اتفاقات و خاطرات تجربه بودن و اثرشونو رو زندگیت گذاشتن و تو لازم نیست اونهارو همیشه با خودت حمل بکنی.
نه بهخاطر بیاهمیت بودنشون! بهخاطر ارزشی که به تو دادن و رفتن.
بهت قول میدم اینجوری زندگی خیلی برات قشنگ تره.
969
راستش مدتیه که حس میکنم تحملم نسبت به آدمها و مسائل دور و برم خیلی پایین اومده.
زود دلخور میشم، زود میرنجم، و انگار دیگه اون انرژیِ قبل رو برای چشمپوشی یا توضیح دادن ندارم.
توی این مسیر به جایی رسیدم که با خودم گفتم:
هر کسی که حتی ذرهای دلمو لرزوند یا حالمو بد کرد، بیمعطلی حذفش کنم.
و این موضوع داره اذیتم میکنه.
969
کاش یه نفر تو زندگی همهمون بیاد که شبایی رو که آرزو داریم زودتر صبح بشه رو تبدیل کنه، به شبایی که آرزو کنیم هیچوقت صبح نشه.
969
Repost from D E L T A
بعده این همه مدت دوست داشتین حرفی بهم بزنید من در خدمتم
ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-6bcdd4500f
id:@miladghubadi
969
گاهی آدم فقط خستهست… نه از دنیا، نه از آدمها، نه حتی از خودش؛ خستهست از تظاهر، از وانمود کردن به قوی بودن، از اینکه باید لبخند بزنه وقتی دلش از درد فریاد میکشه، از اینکه هر روز صبح با چشمهای خسته از کابوس بیدار شه و به خودش بگه “بازم باید دوام بیارم”، در حالی که ته دلش فقط میخواد یکی بیاد، دستشو بگیره، بگه “دیگه بسه، میفهممت، کنارتم.”
خستهست از جمع بودن و تنها موندن، از اینکه هزار بار دلشو ریخته وسط و هر بار بیصدا تیکههاشو جمع کرده، از اینکه هیچکس نفهمیده پشت سکوتهاش، پشت خندههاش، چه جنگی داره توی وجودش درمیگیره. یه جوری از درون خالی شده که دیگه حتی اشکاشم نمیریزن… فقط سنگینی درد روی سینهش مونده و شبایی که بیپایان به نظر میان.
مدتیه که فقط با زور، با ناخن کشیدن به دیوارِ تحمل، روزا رو رد میکنم… نه امیدی مونده، نه آرزویی، فقط یه نفَسِ خسته، که هنوز ادامه میده چون نمیدونه اگه وایسته، دیگه چی ازش میمونه.
969
از اونایی نیستم که بگم دورامو زدم الان دنبال آرامشم از اولشم دوری نزدم، حوصله دور زدن و هر شب با یکی بودن و کات کردن و این چیزا هم ندارم.
همیشه آدم موندن بودم، آدم تلاش کردن برای بهتر شدن شرایط اما نمیدونم چرا گاهی وقتا حس میکنم این زندگی پشتش به منه، حس میکنم دنیا واسه منی که همیشه ساده ترین بودم واسه آدما، زیادی نامرده.
الان مودم اینجوریه که یکی باشه دورم نزنه، یکی که وقتی دورش شلوغه یاد من هم بیوفته، یکی باشه براش مهم باشه ناراحتم، یکی باشه بفهمه منو، نتونه ازم بگذره
اما شاید اینا فقط به رویاس برای من هیچوقت واقعیت ندارن.
