Success
رفتن به کانال در Telegram
کنکور... و بیشتر از اون🌱 تحت نظر Dr.Sara Sandooghdaran فارغ التحصیل دندانپزشکی شهید بهشتی تهران آیدی ارتباطی: @Sima_modiri
نمایش بیشتر725
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
725
امروز باید تنهایی خیلی دور از خونه و خانواده ام میرفتم آزمایشگاه؛ تو مسیر منتهی بهش با خودم فکر میکردم، چه خوبه که بالاخره فهمیدم چطوری میتونم از حس و حال بد در بیام و به خودم کمک کنم و کیفیت زندگیمو ارتقا بدم.
می دونین منظورم چیه بچه ها؟
مثلا شاگردا میان میگن از دیروز بی انرژی بودم اصلا درس نخوندم.
میگم خب باشه ولی چیکارا کردی که انرژیت برگرده؟
یا میگه بی انگیزه بودم و هیچ امیدی نداشتم فقط فضای مجازی رو بالا پایین میکردم میپرسم خب چیکار کردی که یه کوچولو حالت بهتر بشه؟
تو باید خودت رو بشناسی و بدونی غم و استرست خود به خود و بدون هیچ تلاشی تبدیل به شادی و آرامش میشه.
هربار تو زندگی که از غم رها شدی و تونستی یه جوری خودتو جمع و جور کنی، یه چیزی باعث این مسئله شده که تو شاید حتی حواست نبوده و اصلا برات مهم نبوده.
مثلا من وقتی آشپزی میکنم حالم خیلی بهتر میشه و دغدغه های ذهنیمو رها میکنم.
شما چی؟
اینجا بنویس چطوری میتونی به خودت کمک کنی ؟
این جوری یادت میمونه مثلاً یه روزی که خیلی بی حوصله و کم انرژی بودی وقتی یه آهنگ شاد گذاشتی،با شنیدنش مودت تغییر کرد یا نه؟
شاید باید قلق خودتو یاد بگیری.
مطمئن باش همه ی ما یه راه هایی برای بهتر شدن حالمون بلدیم فقط گاهی یادمون میره و نیاز به یادآوری داریم.
-نجمه خواجوی-
725
مطمئنم برای هممون پیش اومده؛ سوالی که هرچقدر بالا پایینش میکنیم، هرچقدر باهش کلنجار میریم و هرچقدر سعی میکنیم به جواب برسیم، حل نمیشه که نمیشه؛ اون یک دونه سوالی که سر جلسه ی آزمون مشغولمون میکنه، اون تیپ تستی که بهش مسلط نمیشیم،...
این داستان دو سه روز اخیر من بود؛ به مشکلی برخورده بودم که هرچقدر باهش کلنجار میرفتم درست نمیشد. روز اول وقتی دیدم حل نمیشه یکم کلافه شدم و رها کردم.
روز دوم خیلی باهش درگیر شدم، خیلی فکر کردم، خیلی بالا پایین کردم؛ اما نشد. روز سوم سرچ کردم، سعی کردم خلاقانه تر به موضوع نگاه کنم، باز هم مسئله حل نشد.
روز بعد هم این روند ادامه پیدا کرد تا امروز. که حین انجام دادن یک سری کار دیگه، دو تا ایده به ذهنم رسید که شاید اگه فلان کار و فلان کار رو تست کنم، مشکلم حل بشه؟
راه اول رو امتحان کردم، نشد.
حقیقتش واقعا کلافه شده بودم و راستش رو بخواید، میخواستم لپتاپم رو خاموش کنم و زودتر از موعد هم خروج بزنم و برم.
ولی لحظه ی آخر، گفتم فقط پنج دقیقه ی دیگه. فقط پنج دقیقه ی دیگه فرصت بده و ایده ی دومت رو هم تست کن.
و جواب داد.
الگوش همینه. تلاش میکنی و حل نمیشه، بعد زمان میدی، ذهنت ناخودآگاه روی موضوع تمرکز میکنه و وقتی مجدد برمیگردی، راحت تر با مسئله رو به رو میشی.
بعضی وقتا هم دقیقا همین موضوع سخته! همینکه هی برگردی و ببینی نمیشه، وقتی ادامه میدی ولی نتیجه هنوز مادی و ملموس نشده، همین ادامه دادن قسمت سخت ماجراست.
سخته، ولی وقتی زمان کافی صرف میشه و همه ی چرخدنده ها تو پشت صحنه در حال کار کردنن، بعد از دووم آوردن اون "پنج دقیقه" های آخر، ناگهان اون یک دونه مسئله حل میشه، ناگهان به اون تیپ تست مسلط میشیم، ناگهان به جواب میرسیم و البته، ما که خوب میدونیم اتفاقا این "ناگهان" ها، ناگهانی و اتفاقی نیستن :)
✒️Zahra
#day_by_day
#day17
725
بچه ها من اگر خودم میخواستم راجع به این عکس بنویسم یا ویس بگیرم خیلی محدودتر صحبت میکردم ولی واقعا پیاماتون ذهنم رو بازتر کرد و ایدههای خیلی جالبی بهم داد؛ که تو این ویس باهم راجع بهش گپ میزنیم☘️
مرسی از همکاریتون❤️
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
725
احساس میکنم وقتی روندی رو در پیش میگیریم که بازه زمانی طولانی ای درگیرش هستیم و بالا پایین های مسیر ملموس تره، قدر روزهایی که پتانسیل و ظرفیت خوبی برای تلاش کردن در اختیارمون قرار میدن رو بهتر میدونیم.
امروز هم از همون روزها بود؛ ساده و با کیفیت☘
✒️Zahra
#day_by_day
#day16
725
امروز روز کلاس ها، کارها و اتفاقات ناگهانی بود. از اون روزهایی که خود به خود پر میشن و باید اولویت برنامه ریزی روزانه ات رو تغییر بدی که به کارهای مهمتر برسی.
برخلاف باقی روزهای هفته، تا الان شنبه ها روز سبک من توی هفته بود؛ روزی که سرکار نمیرفتم، از صبح تا ظهر دانشگاه بودم و عصرم کاملا خالی بود و میتونستم برای انجام کارهایی که وقت و تمرکز بیشتری نیاز داشتن روی شنبه هام حساب کنم.
منتهی از امروز برنامه های تقریبا اجباری ای برای شنبه هام چیده شد که باعث شد وقت کارهایی که برای انجامشون برنامه ریزی کرده بودم رو صرف انجام اونها کنم و دیگه از این به بعد داستان شنبه ها هم به این روال خواهد گذشت.
خلاصه اینکه امروز مستقیم کار مرتبط با کامپیوتر و برنامه نویسی انجام ندادم و اون یکی دو ساعتی که بعد رسیدن به خونه فرصت داشتم رو، صرف مطالعه ی درسی کردم که از سرفصل های تدریس شده عقب افتاده بودم و اولویت مهمتری بود.
الان هم تا جاییکه بشه، خوندنش رو ادامه میدم و تلاش میکنم نپذیرم که کم کم وارد روز بعد میشیم :)
چون من شنبه هارو خیلی دوست دارم☘
✒️Zahra
#day_by_day
#day15
725
امروز روز چهاردهم و پایان دومین هفته ی مسیر بود.
#day_by_day
#day14
پ.ن: به همگی داوطلبین کنکور ۴۰۳ خسته نباشید میگم. کنکور سخت و پر چالشی بود و امیدوارم هر مسیری که براتون مقدر شده، پر از خیر و آرامش باشه❤️☘
725
روز سیزدهم یکم کند تر از همیشه گذشت. چندتا پروژه ای که هیچکدوم به یه نقطه ی مشخص نمیرسیدن، مشکل اینترنت و مشکلات سخت افزاری.
کلافگی این روزها یکم اذیت کننده است ولی مسیر که هیچوقت یه خط صاف نبوده؛ بوده؟
✒️Zahra
#day_by_day
#day13
725
چراغ دوازدهمین روز هم سبز شد؛ ساده است اما، قدر دوازده قدم پیشرفت کردیم و جلوتر اومدیم.☘
#day_by_day
#day12
725
دیروز رو به عنوان روز استراحت در نظر گرفتم و امروز به عنوان روز یازدهم، روز نسبتا خوبی بود :)
#day_by_day
#day11
725
دهمین روز هم به پایان رسید و حقیقتش، یادم رفته بود که اینجا اعلام کنم :")
اما به هر نحوی، تیک امروز هم خورد و روز درحالی تموم شد که به قواعد بازی پایبند بودم: قدم امروز، به فردا نمونه!
پ.ن: اگر دوست داشتید برای خودتون یا اینجا، بنویسید که این ده روز برای شما چطور گذشت و چکیده اش چی بوده☘
#day_by_day
#day10
725
#پیوست ویس gap tor 17, در پاسخ به سوال آوای عزیز ☘️
(از خود ویس بهتر شد😂)
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
