fa
Feedback
Ouch

Ouch

رفتن به کانال در Telegram

If they can't digest you, let them choke چانال موسیقی: @i_dont_have_spotify ناشناس: https://t.me/harfmanbot?start=1120968365 نیمه ناشناس: https://t.me/RedChtBot?start=1120968365 #not_art #متن‌بلند

نمایش بیشتر
197
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
+1130 روز
آرشیو پست ها
Ouch
197
چون یهو میرن رو فاز سخنرانی که میدونستی من زندگی دارم و اون ساعتی که تو میخوای بنده باید برم خونه

Ouch
197
امروز مردی به من میگه تو باید زودتر صندوقتو بشمری بعد گفتم من وقتی سرکار نبودم چطوری بشمرمش؟ گفت خب سه شنبه مثلا باید میشمردی گفتم تو خودت سه شنبه اینجا بودی و من بهت گفتم که باید بشمرم و خودت به من گفتی که میتونی شنبه بشمریش 😛 دیگه تقصیر من نیست

Ouch
197
عاشق وقتاییم که همکارای المانیم میخوان بگن تو کارت رو درست انجام نمیدی و بعد من کلاکشون میکنم و میگم تو کارت رو درست انجام ندادی

Ouch
197
ایراد نداره اونوقت دیگه جدی خودمو ﷼ میکنم

Ouch
197
جدی با وضعی که دنیا داره پیش میره گاهی میگم اینجا هم خیلی سفت نچسبم یهو دیدی بیرونمون کردن مثل ترامپ

Ouch
197
ایکاش یکم بیشتر جدی گرفته میشدم

Ouch
197
یک سریال جالب تو مایه های شیملس اینا میشناسید بشینم ببینم

Ouch
197
Repost from N/a
یک چیز ندارم برای این ٢٣ سال نشون بدم بگم ببین من این گه رو خوردم این تاثیر رو گذاشتم این کارو انجام دادم

Ouch
197
Repost from N/a
حالم داره بهم می‌خوره واقعا جدی ٢٣ ساله دارم هیچ گهی نمی‌خورم بچه ١٢ ساله از من بیشتر بلده

Ouch
197
الان میبینیم دو هفته دیگه دوباره پریود میشم 🤣🤣

Ouch
197
اصلا به پریودش نرسم تو همون پی ام اسم بترکم

Ouch
197
امیدوارم سر پریود بعدیم ﷼ بشم چون واقعا این چیه دیگه

Ouch
197
چشکلی به کیرم بخدا بلد نیستم

Ouch
197
So satisfying

Ouch
197
یک روز رفتم باشگاه دوازده و نیم خوابیدم هفت صبح پاشدم. جل الخالق

Ouch
197
همین الان فهمیدم تولدش بود دو روز پیش‌

Ouch
197
یادمه بیسکوییت باهم درست میکردیم. بعدا هرچی بیسکوییت درست کردم مدلی بود که از رو دستش یاد گرفته بودم. هیچوقت یک دونه رسپی هم برای درست کردن بیسکوییت کره ای سرچ نکردم و همیشه خوشمزه در میومد. چون خب اشپزیش خوب بود. فقط یادمه اون وقتی بیسکوییت کره‌ای درست میکرد یکم توش رنگ خوراکی نارنجی میریخت. دخترش یه سال از من بزرگ تره. هم بازی هم بودیم. میبردتم ماهیگیری با خودش. یبار که رفته بودیم ماهی گیری و من همونجا یاد گرفته بودم چطوری سنگ پرت کنم تو اب که همینطوری روی اب بپره. انقدر اون روز سنگ پرت کردم که روز بعد کتفم درد گرفت. وقتی با مامانم بحثمون میشد گاهی می‌رفتیم بیرون و باهام صحبت میکرد که بعدا دوباره دوست بشیم. نمیدونم چرا ولی یادمه چون اون دوران همون سالهای برجام بود به من میگفت انجلا مرکل. برام یدونه یک دلاری از کیف پول دراورده بود میگفت:«این مثلثه رو میبینی داخلش چشم داره؟ این برا ایلومیناتیه» وقتی منتظر این بودیم که بابام بره مرغ سوخاریمون رو تحویل بگیره. کلی اینساید جوک داشتیم. من که نمیدونستم چخبره. هنوزم نمیدونم چخبر بود. خانوادم خیلی تلاش کردن. مطمئنم خودشم تلاش کرد. ولی خیلیاش نشد یا نمیتونست بشه یا نخواست که بشه. ببخشید که کار بیشتری نکردم یا نتونستم بکنم و ببخشید که انقدر تنها رفتی. خیلی حیف بودی.

Ouch
197
بیست بیست و شیش سال کیر خری که هستی

Ouch
197
گاهی حس میکنم همون بچه‌ی ۱۳ ساله‌ام

Ouch
197
برم خارج از دست این کصکشا خلاص شم کصکشا:
برم خارج از دست این کصکشا خلاص شم کصکشا: