La Cause Freudienne
رفتن به کانال در Telegram
1 156
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+57 روز
+3530 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+12
در 1 کانالها
سپتامبر '26
+79
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '26
+65
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+65
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+66
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+27
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+24
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+36
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+44
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+51
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+40
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+33
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+30
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+17
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+22
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+18
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+23
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+55
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+77
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+73
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+91
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+66
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+65
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+35
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+49
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+27
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+26
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+24
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+29
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+23
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+1
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+246
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 08 اکتبر | +1 | |||
| 07 اکتبر | +2 | |||
| 06 اکتبر | +4 | |||
| 05 اکتبر | 0 | |||
| 04 اکتبر | +1 | |||
| 03 اکتبر | +2 | |||
| 02 اکتبر | +2 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
سوژهای که لکان بر تنهاییاش تاکید میکند کیست؟
او خودِ فروید است: ((مردی تنها؛ نظریهپرداز انکارناپذیر ناخودآگاه))
انکارناپذیر؛ نه بدین معنا که هرگز مورد انکار قرار نگرفته است؛ هرگز. او هنوز و در قرن بیستویکم محل مناقشه است؛ اما نه همیشه به سود خودش.
انکارناپذیر ، بدین معنا که بایستی در انکار او احتیاط کنید! بحث بر سر این است که نکتهای مطرح شود و موضعی گرفته شود؛ موضعی که باعث شود مواضع دیگر محلی از اعراب نداشته باشند.
این مثالی گویاست؛ از مردی تنها مثل فروید؛ البته او همراهانی داشت که گاهی دنبالش میرفتند؛ لکان نیز در زمانی خودش را چنین معرفی کرده بود؛ آن زمان هنوز به چیزی باور داشت که به زیبایی آنرا مکتب مینامید:
((من به همان تنهایی که ... ))
[این جملهی لکان در آیندهی مقتضی همینجا به شکل کامل منتشر میشود]
لکان با گفتن این جمله آشکارا خودش را تنها معرفی کرد تا همراهانی داشته باشد؛ روانکاوان، یعنی فرویدینها[ و آنچه میلر در اینجا با اغماض لکانیها مینامد] بدینسان در جایگاهی قرار میگیرند که تاریخ همیشه بر آن صحه گذاشته است: جایگاه انگلها؛انگلهای تنهایی.
📃Jacques Alain-Miller;
The Second Pass
| 2 | به شمایان انذار میدهم!
تنها پس از امروز است که هرگاه و با منظری قَفانگر به پشت سرتان بنگرید _ ولو اینکه از آن آگاه نباشید_ خواهید دید که تصویرِ تیره و تارِ آنتیگون چگونه با اخلاقیات شما ممزوج شده است.
📚Seminar VII. The Ethics of Psychoanalysis, Jacques Lacan | 330 |
| 3 | پادشاه تِبای تدفین پولونیکس را به جرم خیانت ممنوع کرد. آنتیگون از این فرمان سرپیچی میکند و میگوید:
«از قلب فرمان میبرد»
《من او را به خاک خواهم سپرد. برای من نیکوتر است که در انجام این کار بمیرم. در کنار او که دوستش میداشتم، آرام خواهم گرفت — گناهی بیگناه. چراکه وفاداری من به مردگان درازتر از وفاداری به زندگان است؛》
📖Antigone; Sophocles | 740 |
| 4 | مسئلهی بعدی خودِ فروید است؛
چطور میتوانیم مدعی پشت سر گذاشتن او شویم؟
آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که فروید ما را درباب مسائلی آگاه کرده که کاملا نو هستند؛ اینها چیزهایی نبودند که پیش از فروید به این شکل مدون صورتبندی شده باشند؛ آنچه مربوط به ناخودآگاه است، محوریت سکشوآلیته و در نهایت انقیاد در برابر قواعد زبان.
🗣An Interview with Panorama : 21st November 1974 (Rome) : Jacques Lacan with Emilia Granzotto | 462 |
| 5 | تردید نزد (سوژهی) وسواسی فیالواقع تردید در عرصهی عشق است و نه هیچچیز دیگر_ آنچه که در حقیقت میبایست نزد او بیشترین اطمینانخاطر را میداشت_ و همین تردید است که به تمامی شئون زندگی او سرایت میکند؛ بهویژه [این تمایل بیمارگون] برای جابهجایی تردید به بیاهمیتترینِ امور؛
مردی که در عرصهی عشق مبتلابهء تردید
است، ممکن است یا بهتر بگویم سزاوار است که در مورد همهچیز مردد باشد.
📚Sigmund Freud; Notes Upon a Case of Obsessional Neurosis (RatMan) | 450 |
| 6 | کنگرهای دربارهی سکشوآلیتهی زنان نزدیک نیست که تهدید سرنوشت تیرسایس را برای ما در پی نداشته باشد؛
حتی اگر این ایده تحقق پیدا کند که زنان در خصوصِ ژوئیسانس زنینه سخن بگویند، ما هرگز به دانشی واقعی دربارهی این ژوئیسانس مبهم نزدیک نمیشویم؛
چنانکه تیرسیاس که تجربهی مرد و زن بودن را توامان داشت، وقتی حقیقت را بیان کرد کور شد!
📃Jacques Lacan; Propos directifs pour un congrès sur la sexualité féminine | 522 |
| 7 | از همینروست که مدتها این قطعه از اووید را که مربوط به اسطورهی تیرسیاس است برای شمایان نقل کردم؛
همچنان که بایسته است در او(تیرسیاس) نشانههایی از آن فراسو، از آن ناگفتی در خصوص ژوئیسانسِ زنینه هویدا میشود؛
تا کسی به افسانهی انحطاطی مردان درباب "مازوخیسم زنانه" ارجاع ندهد.
📃Jacques Lacan;Introduction au séminaire Les Noms-du-Père(The Inexistent Seminar) | 490 |
| 8 | تمایز من با شخص خرافاتی در آنجاست که من مثل او باور ندارم یک واقعهی بیرونی که زندگی روانی من نقشی در حدوث آن نداشته بتواند چیزی را در مورد آینده معین کند؛
حال آنکه فعالیتی روانی که سهوا از من سرزده باشد، بلادرنگ موید حقیقتی در خصوص زندگی روانی من است؛
البته که من به شانس و حدوثِ تصادفات بیرونی باور دارم؛ بیتردید چنین وقایعی اتفاق میافتند؛ اما به شانس و تصادف در حوزهی درونروانی، هرگز !
📚Sigmund Freud;
Psychopathology of Everyday Life | 514 |
| 9 | هیچ امر تصادفی، نامتعین و دلبخواهی وجود ندارد؛ اموری که چنین پنداشته میشوند وقتی از منظر روانکاوی وارسی شوند معمولا قصدمندیشان هویدا میشود.
📚Sigmund Freud;
Psychopathology of Everyday Life | 454 |
| 10 | آنان[برادران] از پدر متنفر بودند؛
همچنان که دل در گروِ پدر داشتند و تنفرشان آمیخته به ستایش و حسادت بود.
📚Sigmund Freud;Totem und Tabu: Einige Übereinstimmungen im Seelenleben der Wilden und
der Neurotiker
#history | 572 |
| 11 | اگر پدر همانگونه که نظام توتمی [توازن را برقرار میسازد] با ما رفتار کرده بود،
هرگز وسوسه نمیشدیم که او را به قتل برسانیم !
📚Sigmund Freud;Totem und Tabu: Einige Übereinstimmungen im Seelenleben der Wilden und der Neurotiker | 561 |
| 12 | زبان همان چیزی است که وقتی حیوان به سمتِ تحققِ حوائج خویش گسیل میشود، خود را در چنگال آن گرفتار مییابد؛
دنبال کردن ردپاهای دال هرآینه سوژه را به ردپاهای دیگری میرساند، تا جایی که این پیگرد صرفا ماهیتی درونماندگار در زبان پیدا میکند؛ از همینروست که تخیلات مبتلابهء سوژه است _ یعنی سوژه در نسبت با شئ_ که کار او را به سمت زنجیرهای نامتناهی از دلالت میکشاند که همان سرنوشت نام دارد؛ چنانکه انگیزهی اصلی از پیمودن این مسیر کاملا از ذهن او پاک شود.
📚Anxiety: The Seminar of Jacques Lacan Book X | 802 |
| 13 | دیگری چیزی را از سوژه میگیرد که سوژه هیچگاه آنرا نداشته است.
📚Jacques Lacan; Les formations de l'inconscient | 979 |
| 14 | نفرت چقدر بهتر از قتل است؛
و ما احمق خواهیم بود اگر وقتی بچهها فحشهای رکیک میدهند یا فریاد میزنند: "فاک"، از دست آنها ناراحت شویم.
📃D. W. Winnicott in 1969 to his colleague Richard Balbernie. | 2 215 |
| 15 | به یقین این یک کمدی روانپریشانه است؛ از همینروست که میگویند عشق قِسمی جنون است؛
با اینهمه، تمایزی آشکار میان باورداشتنِ یک سیمپتوم، و باور کردن(ایمان داشتن) به آن سیمپتوم وجود دارد؛ همان چیزی که رواننژندی را از روانپریشی متمایز میکند؛
همهچیز در همین حد است.
📚Jacques Lacan - Seminar - XXII - RSI | 984 |
| 16 | در باور کردن به زن، "او" را باور میکنیم؛
آنچه زن میگوید را باور میکنیم؛
این همان چیزی است که عشق نامیده میشود؛
عشق یعنی باور کردن زن!
📚Jacques Lacan - Seminar - XXII - RSI | 811 |
| 17 | یک زن، تنها در روانپریشی مرد را ملاقات خواهد کرد !
📺Jacques Lacan,Television: A Challenge to the Psychoanalytic Establishment | 923 |
| 18 | من در اینجا برآن نیستم که جامعهای را که در آن زندگی میکنیم به نقد بکشم؛ این جامعه نه بهتر از سایر جوامع است و نهبدتر؛
هر جامعهی انسانی، همواره یک بلاهتِعظیم بوده است؛ چیزی در اینباره تغییر نکرده است؛
باید پذیرفت که تمام افکار و ایدهها روز به روز رنگ میبازند؛ همهچیز دنبالهی چیزهای دیگر را میگیرد؛
اوضاع بدتر از این خواهد شد، کار به جایی خواهد رسید که حالِ تکتکمان بهم بخورد.
📖Jacques Lacan, My Teaching | 1 188 |
| 19 | گویی شئمحبوبه به سوژه چنین میگوید:
((من چیزی نیستم جز خلائی در انتهای چاهِ مستراح؛ کمی در آن فوت کن تا ببینی "والایش" هنوز کار میکند یا نه؟! ))
📚Seminar VII. The Ethics of Psychoanalysis, Jacques Lacan | 884 |
| 20 | استعمال زبان به طور کلی یک عمل مبهم است و در اکثر مواقع درخصوص آنچه می گوئید هیچ چیزی نمی دانید!
📚Le séminaire : livre III : Les psychoses, Jacques Lacan | 822 |
