353
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
353
دیدگان تو در قاب اندوه
سرد و خاموش
خفته بودند
زودتر از تو ناگفتهها را
با زبان نگه گفته بودند
از من و هرچه در من نهان بود
میرمیدی
میرهیدی
یادم آمد که روزی در این راه
ناشکیبا مرا در پی خویش
میکشیدی
میکشیدی
"فروغ فرخزاد"
353
وقتی دیگر بحث نمی کنم
وقتی توضیحی نمیخواهم
وقتی دلم برای درک شدن تنگ نمیشود،
یعنی در دلم چیزی مُرده است که روزی برایش میجنگیدم....
