چلیپا
رفتن به کانال در Telegram
http://t.me/chellippa کانالی متفاوت پرازشعرهای زیبا و کلیپ های پرمعنا وشاد
نمایش بیشتر423
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
423
🌞🌷 به نامِ خداوندِ دریایِ نور
خدایی که دارد به هر جا حضور
صبح آدینه بیست و هشتم شهریور ماه تون بخیر
@chellippa
423
درودها...
صبح
طلوع دوباره خوشبختی
و امید دیگری است
بگشای دلت را به مهربانی
و عشق را
در قلبت مهمان کن
بی شک شکوفه های خوشبختی در زندگیت گل خواهد کرد
صبح پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ماه تان بخیر و شادی
@chellippa
423
صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
از ثور گریزیم و به برج قمر آییم
پیکار نجوییم و ز اغیار نگوییم
هنگام وصال است بدان خوش صور آییم
روی تو گلستان و لب تو شکرستان
در سایه این هر دو همه گل شکر آییم
بادرود..
.صبح پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ماه تان بخیر 🙋♀💐
قلبتان جایگاه مهربانی
دستتان روزی دار
و بخشنده
سفره تون همیشه باز
جمالتان هدیه دهنده لبخند
و دعای من بدرقه راهتون 🙏☺️🍀
@chellippa
423
درودها...
باغبان
نظر به گلستان کند تو را
بر تخت گل نشاند و سلطان کند تو را
گر صبحدم
به دامن گلشن گذر کنی
دست نسیم گل به سرافشان کند تو را
*(فروغی بسطامی)*
صبح چهارشنبه بیست و ششم شهریور ماه تان بخیر و تندرستی و شادی
@chellippa
423
برگی خواندنی از تاریخ
*اسکندر مقدونی پاسی از شب گذشته به چین رسید، دمی که برآمد دربان بدو گفت:*
فرستاده پادشاه چین بر در است و بار میخواهد، او را به درون آوردند.
بایستاد و گفت:
چیزی که برای گفتن آن آمدهام برنمیتابد که دیگری نیز بشنود.
اسکندر حاضران را مرخص کرد و شمشیر آخته برگرفت و گفت:
بگو هر چه میخواهی.
گفت: من پادشاه چین هستم، نه فرستاده او!
اسکندر گفت:
چه شد که از جان باک نداشتی و به نزد من آمدی؟
گفت: چون ما را از پیش، دشمنی نبوده و از کشتن من در اینجا بهرهای نخواهی برد...
اسکندر دانست که مردی باخِرد است.
پس گفت:
باج سه سال چین را میخواهم تا بروم.
گفت: بپذیرم.
اما مردم من، مرا بکشند که چنین ثروتی به تو دادهام.
اسکندر گفت:
اگر باج دو ساله بستانم چه شود؟
گفت: بهتر باشد و گشایش بیشتر.
اسکندر گفت:
اگر به یک سوم درآمد سالانه تو بسنده کنم چه؟
بپذیرفت و سپاس گزارد و برفت.
بامداد که شد سپاهی گران از چینیان گرداگرد اسکندر را بگرفته بود.
چنان که او و سپاهش از نابودی بترسیدند.
اسکندر، شاه چین را بخواست و گفت:
نیرنگ زدی؟
شاه چین گفت: نه!
این سپاه را آوردم تا بدانی که اگر با تو بر صلح نهادم، از ناتوانی نبود.
اسکندر را خوش آمد و گفت: چون تو مردی، هرگز خوار نشود و باج نپردازد...
از گرفتن باج درگذشتم و میروم.
شاه چین گفت:
زیان نخواهی دید.
اسکندر از چین بازگشت.
شاه چین دو برابر آنچه گفته بود برایش فرستاد.
*چین تنها سرزمینی بود که از هجوم اسکندر ویران نشد. زیرا فرمانروای چین تا دیر نشده با آن جهانگشای مغربی وارد مذاکره شد.*
این کمترین فایده مذاکره است با دشمن.
میهن و مردمانش میستایند :
آن کس را که با تدبیر نیکو، شرِّ جنگ را از سر میهن بگرداند.
آن کس که دمی آرامش به این ملت برساند...
البته مذاکره کردن به معنی تسلیم شدن نیست. بزرگان تبریز نیز با فرستادگان مغول مذاکره کردند و «به این تدبیر شهر تبریز در میان بلاد ایران از قتل عام و خرابی مغول نجات یافت»
*عباس اقبال، تاریخ مغول، ص۱۴۳*
https://t.me/chellippa
423
درودها...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺵ ، ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻮﭼﮏ
ﮔﺎﻫﯽ ﭼﺘﺮ ﺑﺎﺵ ، ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺭﺍﻥ
گاهی دریا گاهی برکه
گاهی همه چیز گاهی هیچ چیز
اما همیشه همیشه انسان باش ...
صبح سه شنبه بیست و پنجم شهریور ماه تان بخیر و شادی❤️
@chellippa
423
هنرجویان آموزشگاه موسیقی طرز دولت آباد برخوار (اصفهان) به سرپرستی محمد عابدی دولت آبادی
@chellippa
423
هنرجویان آموزشگاه موسیقی طرز دولت آباد برخوار (اصفهان) به سرپرستی محمد عابدی دولت آبادی
@chellippa
423
هنرجویان آموزشگاه موسیقی طرز دولت آباد برخوار (اصفهان) به سرپرستی محمد عابدی دولت آبادی
@chellippa
423
هنرجویان آموزشگاه موسیقی طرز دولت آباد برخوار (اصفهان) به سرپرستی محمد عابدی دولت آبادی
@chellippa
423
درودها
به اندازه تک تک گلبرگ های گلهای دنیا
شادمانی برایتان آرزومیکنم
میدانم که این شادمانی
قرین ِسلامتی ست
پس میگویم حالِ خوب
نصیبِ دلهای مهربانتان
صبح یکشنبه بیست و سوم شهریور ماه تان به سعادت
@chellippa
