چلیپا
رفتن به کانال در Telegram
http://t.me/chellippa کانالی متفاوت پرازشعرهای زیبا و کلیپ های پرمعنا وشاد
نمایش بیشتر422
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
422
♦️آیامیدانستید
اسپانیا تنها کشوری است که تعداد توریستهای آن از جمعیت خود کشور بیشتر است!
در یک سال 75 میلیون توریست از اسپانیا دیدن می کنند در حالی که جمعیت این کشور 46 میلیون نفر است!
@chellippa
422
🔺شکوه تخت جمشید با به حرکت درآمدن دیوار نگارههایش با استفاده از هوش مصنوعی 😍
🔸« دیوارنگاره های تخت جمشید، جلوهای بینظیر از هنر و فرهنگه ایران باستان هستند. این آثار، روایتگر تاریخ، شکوه و هنر مردمانیاند که تمدنی عظیم را بنیان نهادند. هر کتیبه و نقش، داستانی از اتحاد، صلح و قدرت امپراتوری هخامنشی را به تصویر میکشد.»
@chellippa
422
Repost from چلیپا
☀️ڕۆژ باش | ڕۆتــــا وەش
درود بر شما خوبان،آرزو میکنم در این صبح زیبا ،رویاهاتون دست یافتنی و دلتون شاد باشه،لبخند تون دائمی و دنیا همیشه به کامتون باشه🌹
✅ درودها...
صبح چهارشنبه دهم بهمن ماه تان بخیر و شادی
@chellippa
422
☀️ڕۆژ باش | ڕۆتــــا وەش
درود بر شما خوبان،آرزو میکنم در این صبح زیبا ،رویاهاتون دست یافتنی و دلتون شاد باشه،لبخند تون دائمی و دنیا همیشه به کامتون باشه🌹
✅ درودها...
صبح چهارشنبه دهم بهمن ماه تان بخیر و شادی
@chellippa
422
🌹🌷ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی
کلک تو بارک الله بر ملک و دین گشاده
صد چشمه آب حیوان از قطرهٔ سیاهی
بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم
ملک آن توست و خاتم فرمای هر چه خواهی
در حکمت سلیمان هر کس که شک نماید
بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی
باز ار چه گاه گاهی بر سر نهد کلاهی
مرغان قاف دانند آیین پادشاهی
تیغی که آسمانش از فیض خود دهد آب
تنها جهان بگیرد بی منّت سپاهی
کلک تو خوش نویسد در شأن یار و اغیار
تعویذ جانفزایی افسون عمرکاهی
ای عنصر تو مخلوق از کیمیای عزّت
و ای دولت تو ایمن از وَصمت تباهی
ساقی بیار آبی از چشمهٔ خرابات
تا خرقهها بشوییم از عُجب خانقاهی
عمریست پادشاها کز می تهیست جامم
اینک زِ بنده دعوی، وَز محتسب گواهی
گَر پرتوی زِ تیغت، بر کان و معدن افتد
یاقوت سرخرو را بخشند رنگ کاهی
دانم دلت ببخشد بر عجز شبنشینان
گر حال بنده پرسی از باد صبحگاهی
حافظ چو پادشاهت گهگاه میبرد نام
رنجش ز بخت منما بازآ به عذرخواهی
درود بر شما
پگاه چهار شنبه دهم بهمن ماه تان سرشار از عشق و محبت و مهربانی
@chellippa
422
🔥 گوشههایی ازیافتهها و بازتاب جشن سده
🔥 گسترهی #جشن_سده در روزگار کهن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین دنباله داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد. از اینرو در خوانش و نوشتههای بزرگان نیز بازتاب بسیاری داشته است.
🔥 رشیدی:
دهم روز از بهمن ماه که جشن مغان است. سَدَق معرب آن و دو وجه برای تسمیه آن گفتهاند. یکی آنکه از آن روز تا نوروز پنجاه روز میباشد، دوم آنکه در آن روز عدد فرزندان آدم بصد رسیده بود و در قدیم صد را به سین مینوشتند.
🔥 غیاث:
جشنی از جشنهای مغان که روز دهم بهمن ماه باشد.
🔥 تاریخ بیهقی:
امیر مسعود غزنوی فرمود تا سراپرده بر راه مرو بزدند بر سه فرسنگی لشگرگاه و سده نزدیک بود. اشتران سلطانی را، و از آن همه لشکر به صحرا بردند و گز کشیدن گرفتند تا سده کرده آید و پس از آن حرکت کرده آید و گز میآوردند و در صحرایی که جوی آب بزرگ بود، پر از برف میافکندند تا به بالای فلعتی برآمد و چارطاقها بساختند از چوب، سخت بلند و آن را به گز بیاکندند و گز دیگر جمع کردند که سخت بسیار بود و بالای کوهی بر آمده و اَله[عقاب] بسیار و کبوتر. و سده فراز آمد.
🔥 نوروزنامه:
و افریدون همان روز که ضحاک را بگرفت و ملک بر وی راست گشت جشن سده بنهاد.
🔥 خلف تبریزی:
گویند واضع این جشن کیومرث بوده و باعث بر این است که کیومرث را صد فرزند از اناث وذکور بود، چون بحد رشد و تمیز رسیدند در شب این روزجشنی ساخت و همه را کدخدا کرد. و فرمود که آتش بسیارافروختند بدان سبب آن را سده میگویند و بعضی مخترع این جشن هوشنگ بن سیامک را میدانند و سبب آن در جشن سده مذکور است. و جمعی بر آنند که چون در این روز عدد فرزندان آدم به صد رسید جشن عظیمی کرد بدین نام موسم شد. و بعضی دیگر گویند چون از این روز تا نوروز پنجاه روز و پنجاه شب است که مجموع آن صد باشد بنابراین سده میگویند و صد به صاد معرب سد به سین است چه در کلام فرس قدیم صاد نیامد…
🔥 آنندراج:
دهم روز از بهمن ماه که روز جشنی و عیدی بزرگ از پارسیان بوده. صَدَق معرب آن است و صد که دو پنجاه است پارسی است و مانند شصت که دو سی است به سین آمده. گویند از آن عید تا عید نوروز پنجاه شب و پنجاه روز بود. وجه دیگر آنکه چون عدد اولاد آدم به صد رسیده بود آن را سده نام نهادند و در آن شب آتشبازی کردند و کوههای آتش از هیمه و چوب برافروختند و بعضی این جشن را بفریدون نسبت دادهاند.
🔥 همچنین حمدالله مستوفی نوشته است که جمشید جشن سده را بنیاد نهاد.
گردیزی در زینالاخبار همچون بیرونی، پیدایش این جشن را با چیرگی فریدون بر آژیدهاک در پیوند میداند.
نویری نوشته است سده جشنی بود که ایرانیان پس از بیرون کردن افراسیاب از ایران در زمان زَو، پسر تهماسپ برگزار کردند.
🔥 برگرفته از واژهنامهی دهخدا
https://t.me/chellippa
422
🔥 سده، امید دمیدن سپیده و پایان سرمای اهریمنی
شادی مردم، دشمن اهریمن است.
فرهنگ توانای ایران همچون نگینی درخشان، روشنیبخش و راهگشای او در گذر زمان بوده است.
بر پایهی پژوهشها و با نگاه به افسانهها، جشنهای ایرانی یا در پیوند با دگرگونیهای زمین و زیستبوم بودند یا پای یک یا چند پیروزی میهنی بزرگ در میان است.
مهرداد بهار و غیاثآبادی میگویند که #جشن_سده پیوندی با ست ۱۰۰ ندارد و «سَدَه» یا «سَذَه» در پارسی اوستایی به چم سپیدهدم است و جشن سده امیدی برای کاهش یافتن سرما است. بر این پایه، سَدَه، سَدَک یا سَذَک کنایه از آتش هستند.
ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند.
نویری نیز نوشته که سده جشنی بود که ایرانیان پس از بیرون کردن افراسیاب از ایران در زمان زَو پسر تهماسپ برگزار کردند.
@chellippa
422
گلولهی برفی بخر، خصوصاً در زمستان!
روز یکشنبه 13 فوریه زمستان 1983،
دیوید هامونز یک پارچه وسط دستفروشهای میدان کوپر پهن کرد
و بعد گلولههای برفی در سایزهای مختلف را روی آن چید و به مردم نیویورک فروخت.
مردمی که داشتند در خیابانی برفی قدم میزدند این گلولهها را که از بزرگ به کوچک مرتب شده بودند به قیمت یک دلار خریدند.
آیا برداشتن کمی برف از روی زمین و گلوله کردنش خدمتی قابل خرید و فروش بود؟
یا مردم نیویورک عقلشان را از دست داده بودند؟
یا برخی افراد از این پرفرمنس هنری تحت تاثیر قرار گرفته بودند؟
شاید
اما عاطفهی جاری در این حرکت هنری که انسانها را به سوی خود میکشاند چیست؟
مردی که گلولهی برفی میفروشد به وضوح اعلام میکند
که دیگر چیزی برای فروش ندارد،
جز آنچه که از آسمان میبارد.
دیگر راهی برای زندگی نمیشناسد جز امیدی
که به مهربانی مردم این شهر بسته است
و جز انگشتان یخ بستهای که به سرمای روزگار چنگ میاندازند برای دوام آوردن.
مردی که گلولهی برفی میفروشد سهمش از بودن ذره ذره در حال آب شدن است.
سهمش از زندگی دارد ذوب میشود مگر آنکه کسی دست دراز کند
برای درآغوش کشیدنش.
422
ظریف
صحبتهای ظریف را گوش کردم. او با فرید ذکریا، خبرنگار نیویورک تایمز که مسلمان و هندیالاصل است، مصاحبه کرد. فرید فردی با سواد و از دانشآموختگان «مکتب جنگ تمدنها» است. ظریف مسیری باریک در سیاست ایران را طی کرده است؛ او با صدام حسین مذاکره کرد، به اوباما دست داد و با جان کری قدم زد. حتی با رکس تیلرسون، نخستین وزیر امور خارجه آمریکا در دولت اول ترامپ، دور یک میز نشست. جمله معروف تیلرسون پس از این مذاکره که گفت: «برای هم لنگه کفش پرتاپ نکردیم»، در دنیا بازتاب زیادی داشت. این ظریف بود که به وزیر امور خارجه روسیه گفت: «به تو ربطی ندارد...»
وقتی در مقابل دوربینهای بینالمللی به نماینده و وزیر آمریکایی اعلام کرد: «هرگز ایرانی را تهدید نکن»، ایران کمر راست کرد. او در رأس یک گروه نخبه و محدود توانست توافقنامهای را با شش کشور شامل آمریکا، انگلیس، روسیه، چین، فرانسه، آلمان و نماینده اتحادیه اروپا به امضا برساند؛ توافقی که سالها ایران منتظر آن بود. ظریف میتوانست با یک توئیت ورق را برگرداند. او بود که پومپئو را دروغگو خواند و تبلیغات گمراهکننده نتانیاهو را بیاثر کرد. مجالس نمایندگان دنیا برای شنیدن سخنان ظریف گوش به زنگ میشدند. ژاپنیها میخواستند بدانند ظریف کیست؟ کیسینجر در کتابی که ظریف درباره امور بینالملل نوشته، از «دشمن دانا» سخن میگوید.
دولت روحانی و ظریف نماینده فصلی از تاریخ معاصر شدند. او تمام رشتههایی که احمدینژاد و جلیلی علیه ایران بافتند را پنبه کرد و ایران را از بند هفتم شورای امنیت ملی خارج ساخت.
ظریف فردی با سواد و عملگراست. او میداند که مذاکره کاری سخت و نفسگیر است. راه دشوار مذاکره را از امیرکبیر با عثمانیها و مصدق با انگلیسیها تکرار کرد. مذاکره امیرکبیر با عثمانیها چهار سال طول کشید و مصدق در سازمان ملل انگلیس حیلهگر و غدار را مات کرد. ظریف کار سختتری در پیش داشت، زیرا ساختار جدید دنیا چندوجهی شده است.
روش ظریف تمام خصوصیات یک مکتب نظری در امور بینالملل را داراست. او باید تکرار شود، چنانکه به تکرار قوامالدوله با استالین و فروغی با سران دول پیروز اشاره کردیم. در تهران این فروغی بود که امضایی از آمریکا، روسیه و انگلیس گرفت که موجودیت ایران روی کاغذ تضمین شده بود. پس از خاتمه جنگ دوم جهانی، این دستخط استالین و دار و دستهاش را از ایران اخراج کرد.
دشمنان ظریف، دشمنان ایران هستند.
مجتبی قشقاوی - تهران
۱۴۰۳.۱۱.۷
https://t.me/chellippa
422
جالبه بدونید تنها پول دنیا که در آن از خداوند یادشده است دلار آمریکا است !
روی دلار آنها نوشته :
( توکل ما بخداست )
ما به خدا اعتقاد داریم
در وسط دلار عبارت IN GOD WE TRUST
@chellippa
422
🌹🌷زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی
خط بر صحیفهٔ گل و گلزار میکشی
اشک حرمنشین نهانخانهٔ مرا
زان سوی هفتپرده به بازار میکشی
کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف
هر دم به قید سلسله در کار میکشی
هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست
از خلوتم به خانهٔ خمار میکشی
گفتی سر تو بستهٔ فتراک ما شود
سهل است اگر تو زحمت این بار میکشی
با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم؟
وه زین کمان که بر من بیمار میکشی
بازآ که چشم بد ز رخت دفع میکند
ای تازه گل که دامن از این خار میکشی
حافظ دگر چه میطلبی از نعیم دهر
می میخوری و طرهٔ دلدار میکشی
درود بر شما
پگاه سه شنبه نهم بهمن ماه تان سرشار از عشق و محبت و مهربانی
@chellippa
422
ما متاسفانه، توی دنیایی زندگی میکنیم
که ادمای سالم باید برن پیش روانشناس، تا بتونن با دیوانگان اطرافشون کنار بیان
نظر مخاطب 😉
https://t.me/chellippa
422
🔥 آتش سده، نماد روشنی و گرمای زمین
🔥 «جشن سده» یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای پرشمار ایران و جهان، یکی از جشنهای آتش در ستایش اهورامزدا و در پاسداشت آتش، این نخستین زادهی زمین و یکی از چهار آخشیج پاک برگزار میشد. در اوستا آتش فرزند زمین خوانده شده و نشانهای اهورایی است و فروزش آن نماد فروغ جاودان است. به باور ایرانیان، نخست آتش پدید آمد و سه آخشیج (عنصر) آب، خاک و باد از آتش پدید آمدند. ایرانیان آتش را پیشکش اهورامزدا (خدا) به زمین و مایهی دلگرمی و روشنایی میدانستند.
🔥 ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند. جشن سده در روز دهم بهمن که چهل روز از آغاز زمستان میگذشت، برگزار میشد. برگزاری جشن سده کاری گروهی بود. در این جشن هیزم میافروختند و همه دست به دست گرد یک آتش بزرگ نیایش و پایکوبی میکردند و آواز میخواندند. ایرانیان باستان شادی را بخشش اهورا و اندوه را پدیدهای اهریمنی میدانستند.
🔥 در روزگار کهن گسترهی این جشن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین دنباله داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد. بزرگترین جشن سدهی پس از اسلام به دستور مردآویز زیاری در اسپادانا (اصفهان) برگزار شد ولی پس از جشن پادورزان (مخالفان) او با یک برنامهریزی او را کشتند. پس از آن کرمان سردمدار برگزاری شکوهمند جشن سده است.
🔥 سده پس از نوروز و مهرگان از جشنهای بزرگ و فراگیر ایران باستان بود. اردشیر پاپکان ساسانی در آیینمند کردن و فراگیری دوبارهی آن بسیار کوشید. دربارهی برگزاری جشن سده پس از اسلام کسانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی، مسکویه و دیگران از شیوهی جشن در زمان غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آلزیار و هتا (حتی) مغولان بسیار نوشتهاند و داستان مرگ مردآویز را گفتهاند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #جشن_سده
🔥 برگرفته از:
- «جشن سده» گروهی از نویسندگان، به کوشش و گردآوری «محمدرضا توسلی»
- جشنهای مهرگان و سده «رضا مرادی غیاثآبادی»
- آفرینش خدایان «امید عطایی»
🔥 @AdabSar
422
🔥 آتش سده، نماد روشنی و گرمای زمین
🔥 «جشن سده» یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای پرشمار ایران و جهان، یکی از جشنهای آتش در ستایش اهورامزدا و در پاسداشت آتش، این نخستین زادهی زمین و یکی از چهار آخشیج پاک برگزار میشد. در اوستا آتش فرزند زمین خوانده شده و نشانهای اهورایی است و فروزش آن نماد فروغ جاودان است. به باور ایرانیان، نخست آتش پدید آمد و سه آخشیج (عنصر) آب، خاک و باد از آتش پدید آمدند. ایرانیان آتش را پیشکش اهورامزدا (خدا) به زمین و مایهی دلگرمی و روشنایی میدانستند.
🔥 ایرانیان ماههای دی و بهمن را که هوا بسیار سرد بود، زمان نیرومند شدن اهریمن میدانستند و برای پایان یافتن روزگار اهریمنی نیایش میکردند. جشن سده در روز دهم بهمن که چهل روز از آغاز زمستان میگذشت، برگزار میشد. برگزاری جشن سده کاری گروهی بود. در این جشن هیزم میافروختند و همه دست به دست گرد یک آتش بزرگ نیایش و پایکوبی میکردند و آواز میخواندند. ایرانیان باستان شادی را بخشش اهورا و اندوه را پدیدهای اهریمنی میدانستند.
🔥 در روزگار کهن گسترهی این جشن از آناتولی تا استان کنونی سینکیانگ چین دنباله داشت و در هر شهر به نامی خوانده میشد. بزرگترین جشن سدهی پس از اسلام به دستور مردآویز زیاری در اسپادانا (اصفهان) برگزار شد ولی پس از جشن پادورزان (مخالفان) او با یک برنامهریزی او را کشتند. پس از آن کرمان سردمدار برگزاری شکوهمند جشن سده است.
🔥 سده پس از نوروز و مهرگان از جشنهای بزرگ و فراگیر ایران باستان بود. اردشیر پاپکان ساسانی در آیینمند کردن و فراگیری دوبارهی آن بسیار کوشید. دربارهی برگزاری جشن سده پس از اسلام کسانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی، مسکویه و دیگران از شیوهی جشن در زمان غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آلزیار و هتا (حتی) مغولان بسیار نوشتهاند و داستان مرگ مردآویز را گفتهاند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #جشن_سده
🔥 برگرفته از:
- «جشن سده» گروهی از نویسندگان، به کوشش و گردآوری «محمدرضا توسلی»
- جشنهای مهرگان و سده «رضا مرادی غیاثآبادی»
- آفرینش خدایان «امید عطایی»
@chellippa
