fa
Feedback
برلینِ ششم.

برلینِ ششم.

رفتن به کانال در Telegram

شبحی در روانه های مغزش مکررا خون سرفه میکرد. - آئین مینویسد.

نمایش بیشتر
752
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
امروز، فردا اگر چیز دیگری از دست رفت مقصر من و تو و ما هستیم چون پا نشدیم. جون زانوهامون رو هنوز خم نگه‌داشتیم. چون فکر میکنیم چیزی از ما از دست نمیره. چون فراموش کردیم ما همین الانشم داریم از دست میریم. چون متوجه نیستیم. چون هنوز چشمامون رو بستیم و فکر میکنیم زنگ در خونه‌ی من و تورو نمیزنن. چون هنوز فکر میکنیم اگر خودمون با دستای خودمون پرده‌ی سیاهی رو پایین نکشیم خود پرده شل میشه و میوفته پایین و دوباره همه‌جا روشن میشه. چون هنوز فکر میکنیم جز خودمون کسی رو داریم. چون دل تو به من خوشه و دل من به تو. چون هنوز خیلی کوریم.

امروز من، تو و ما تک تک اشک‌های بر صورت مادران هستیم.

امروز یک من دیگر در داخل ما کشته شد و ما فقط توانستیم تماشا کنیم و ذره‌ای بیشتر میان این همه آتش بسوزیم."

امروز یک من دیگر در داخل ما کشته شد و ما فقط توانستیم تماشا کنیم و ذره‌ای بیشتر میان این آتش بسوزیم.

امروز کمی مرده‌ام. کمی خفه هستم. انگار یکی پاشو گذاشته صاف رو گردنم و با نفرت زل زده تو چشمام. انگار زندگی هم علاقه‌ای به مدارا باهام نداره.

دیدی گاها به عقب نگاه میکنی میبینی چقدر ذهن آرومی داشتی یا چقدر آدم قابل تحمل‌تری بودی یا چقدر آدم بهتر و تحسین‌برانگیزتری بودی؟ بعدش میگی کاش میشد تا ابد تو همون لحظه گیر ‌میکردی. الان دقیقا وسط همون "گاها" موندم.

تو نقطه‌ای از زندگیمم که حتی اگر برگردم عقب هم نمیدونم دقیقا چه چیزی رو باید درست کنم تا تهش دوباره مجبور نشم تو این منجلاب زندگی کنم.

آینه را که نگاه میکنم دیگر منی نمیبینم. گویی انگار آینه هم از غم وجودم روی برگردانده است.

آدمی جوانی‌اش را رها کرد. آدمی زندگی را وداع گفت. آدمی پیشانی فرزندی را بوسید بی‌آنکه بداند آخرین بوسه را به جا گذاشت. آدمی خندید و اشک ریخت، خنده‌ش را تو دیدی گریه‌ش را یک دنیا فقط شنید. آدمی زاده شد اشک ریخت اشک ریخت.

دو نفر رو نکشتند، یک کشور به قتل رسیده.

اشک ریختم خون جوانان مملکتم را.

توان در بدنم نمانده.

🖤

با تک تک سلول‌هام از پاییز متنفرم.

روحم داره شکافته میشه.

تمام تنم درد میکنه زورم نمیرسه دردش رو خالی کنم. زورم نمیرسه جلوش رو بگیرم. زورم نمیرسه از تنم جداش کنم.

بیاد بگه ببین این بار من میکشمت پیش خودم تو نرو

کاش یه چیزی، فقط یه چیز بهم بگه بیخیال پاشو بیا یکاریش میکنیم.

-

باز هم تقصیر من و دل خوش خودمه.