اِشْبَکُفْسْکیِ اصل
رفتن به کانال در Telegram
🎭✏ علاقهمند به تضادها و تعارضات آدمها. نویسندهای برای پاسخگویی به متلکهای روزگار. یک وجودِ پرتابشده، مثل همهمان. یکی از هزاران.
نمایش بیشتر220
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئن '24
ژوئن '24
+1
در 0 کانالها
مه '24
+1
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+7
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+6
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+4
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+2
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+11
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+19
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+18
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '220
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '220
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '220
در 0 کانالها
Get PRO
مه '220
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '220
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+2
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+1
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+22
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+189
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 15 ژوئن | 0 | |||
| 14 ژوئن | 0 | |||
| 13 ژوئن | 0 | |||
| 12 ژوئن | 0 | |||
| 11 ژوئن | 0 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | 0 | |||
| 08 ژوئن | 0 | |||
| 07 ژوئن | 0 | |||
| 06 ژوئن | 0 | |||
| 05 ژوئن | 0 | |||
| 04 ژوئن | 0 | |||
| 03 ژوئن | 0 | |||
| 02 ژوئن | 0 | |||
| 01 ژوئن | +1 |
پستهای کانال
| 2 | Franck Pourcel - Dying for Love.mp3 | 68 |
| 3 | صدای زوزهی باد
در ظهری روشن
بر صدای حرکت تند اتومبیلهای مدرن
خط میاندازد
@Eshbakovski | 94 |
| 4 | بدون متن... | 83 |
| 5 | این متن را ۱۷ خرداد پارسال اینجا نوشته بودم. خیلیها و من آن موقع یا حتی زودتر به یک جمعبندیهایی در مورد عبدالحمید و مسئلهی زاهدان رسیده بودیم که میان سیل اخبار ناراحتکنندهی ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ گم شده بود. حالا با دیدن این خبر، میتوان مطمئنتر بود👇 | 75 |
| 6 | اظهار یک واقعیت بدون تعارف و رودربایستی:
جمعههای اعتراضی مردم زاهدان که امروز چهلمینش را شاهد بودیم؛ عمدتاً (و نه کاملاً) ربطی به خیزش زن، زندگی، آزادی ندارد. حتماً صداییست که باید شنیده و بازتاب داده شود اما از نفس زن، زندگی، آزادی و مطالباتش عقبتر و در جمعبندی نهایی باز هم جایی در امر سنت میایستد.
@Eshbakovski | 67 |
| 7 | وقتی بدن تبدیل به امر سیاسی بشود، نتیجه همان چیزی است که امروز در توییتر و دیگر سوشالمدیاها میبینیم: انتشار نود برای شادی مرگ یک کاراکتر سیاسی.
این جنس از حکومتداری مدل از پیش بازندهای است. این که کوچکترین امور جزئی مردم را تبدیل به امری سیاسی کنی. چیزی که مختص این حکومت و این دوره از تاریخ هم نیست. به محض این که موضوعاتی که کنترل کاملی روی آن نداری را تبدیل به امری سیاسی کنی، عملا گور خود را کندهای. نه فورا اما حتما!
الان بیشتر از هر زمان دیگری بدنهای ما تبدیل به اوبژههایی سیاسی شدهاند؛ در حدی که نمایش بدن حقیقی یکی از اصلیترین شیوههای مخالفت سیاسی-مدنی است. اگر در معابر عمومی برقصی، نوعی کنش سیاسی انجام دادهای. همین که موها شاید فقط در یک سری جاها پوشیده میشوند، همین که شلوارک پوشیدن طبیعیتر شده، همین که واکنش به اتفاق امروز، انتشار نود است؛ همه و همه مصداقهایی هستند که بر اینکه امر سیاسی را نمیتوان به شخصیترین اجزای زندگی روزمره و شخصی انسانها حقنه کرد. بالاخره یک جایی دم خروس بیرون میزند.
مسیر طولانی و ناهمواری سپری شده. دههی شصت و هفتاد اگر عکس سه در چهار زنی در دست مرد «نامحرم» میبود، خودش بیآبرویی بود. اگر کسی عکسهای «لختی» و لحظات سکسی را روی CD منتشر میکرد، اعتبار اجتماعی او خدشه دار میشد. اکنون اما انگار پردهای کنار رفته؛ خیلی چیزها بعد از زن زندگی آزادی متفاوت شده و دیگر هم قرار نیست به حالت قبلی برگردد. یکی از آنها همین مبارزات از جنس نافرمانی مدنی است که در هر گوشه و کناری میتوانی مصداقهایش را ببینی. عکس «بیحجاب» در پروفایل شبکههای مجازی دیگر «قباحت» ندارد؛ در شرکتها عمدتا پوششها اختیاری و رسمی است؛ و حتی همین انتشار نودها هم نماد بیآبرویی نیست.
البته که هنوز میانهی مسیر هم نیستیم و راه طولانیای تا رسیدن به جامعهی آزاد داریم؛ اما همین نقطه هم به نظرم غنیمت است و میتواند نوید روندهای جالبتری در ادامهی مسیر باشد.
@Hosalblog | 52 |
| 8 | Helicopter Helicopter.mp3 | 72 |
| 9 | 🎧 آهنگیفای: جستجوی موزیک | 86 |
| 10 | جوان دههی هشتادی نه مثل دهه شصتیها به دنبال اصلاحاتست و سیستم را جدی میگیرد و نه گرفتار امید واهی و شر مبتذلیست که ما دهه هفتادیها تا حدی گرفتارش بودیم.
اساساً کل ماجرای ج.ا وقتی برایش بولد میشود که بخواهد برایش دردسری درست شود، وگرنه خودش را گرفتار بازیهای تحلیلی نمیکند. همانطور که این دختر جوان در این ویدئو خطاب به سگهای گشت گفت؛ او حوصلهی کصشرات ج.ا را ندارد. به همین راحتی.
@Eshbakovski | 113 |
| 11 | شجاعت یعنی این برخورد تراز با یک گلهی مزاحمِ زندگیِ روزمرهی مردم در #گشت_ارشاد
@mamlekate | 89 |
| 12 | خوشبختیِ بزرگی است وقتی مطمئن باشی خوشبختی وجود ندارد.
کریم لکزاده، اینجا دربارهی نمایش دروغین رنج هستی در فیلمهای جریان اصلی حرف میزند. این که خواست موفقیت توسط ما، یعنی کنار گذاشتن جستجوی آماتوری، و در نتیجه آدم نبودن. از انگیزهای که افسردگی میدهد میگوید. میگوید سلیقه همان دانش است. باید دانشی را دنبال کرد که برایت لذتبخش است و به این ترتیب صاحب سلیقه شد.
https://castbox.fm/vb/381144468
https://podcasts.google.com/feed/aHR0cDovL3Jzcy5jYXN0Ym94LmZtL2V2ZXJlc3QvYzk2NDRjYzQ5MTM1NDFkOGFjZTA1OWE1MTc1ZTJjMzgueG1s/episode/YWxidW0tYzk2NDRjYzQ5MTM1NDFkOGFjZTA1OWE1MTc1ZTJjMzgtZjNmYzI4YjM2NDRhNGY1YmIwMjJhZGY0NzI0ZDEwMTg?ep=14 | 99 |
| 13 | Kaveh Abedin - Becoming Me.mp3 | 97 |
| 14 | مثل فصل که عوض میشود...
دوستی داشتم که همیشه بدهکار و به نوعی گرفتار یک چرخه بود. از اولی میگرفت میداد به دومی که از قبل به او بدهکار بود. از سومی میگرفت میداد به اولی و دوباره سر ماه از دومی میگرفت میداد به سومی، الی آخر. هیچوقت این پول در گردش را خودش جور نمیکرد و این اولی و دومی و سومی هم نمیدانستند که در یک بازیاند. آنها عادت داشتند که پولی را قرض بدهند و ظاهراً پسش بگیرند ولی در واقع همیشه داشتند آن پولشان را از دست میدادند و خودشان فکر میکردند که آن دوست من بالأخره سر موعد پسشان میداده است.
توسعهی جمهوری اسلامی هیچگاه پایدار نبوده و نیست. همیشه فوقش به ظاهر چشم را درست و بعدش ابرو و چشم را میزند ناکار میکند. برای همین همواره به مرور سرمایههای اجتماعیاش را از دست داده و هرگز نتوانسته گروهها و اقشار پرریشهای را در میام مردم با خودش در طول این چند دهه همراه کند.
این روزها که به میانههای فصل بهار نزدیک میشویم به این فکر میکنم که وقتی فصل عوض میشود، بهار دیگر چیزی از زمستان به یادش نمیماند.
چند شب پیش خواب دیدم روزنامهی اطلاعات علیه خامنهای مطلبی را منتشر کرده است. این روزها را هم میبینیم. در بیداری. روزهای عجیب و دوری نیست. سالها و دههها طول میکشد که همهی این سالهایی که گذشته و در حال گذرند، فراموش شود و به برگی از تاریخ در کتابهای درسی دانشآموزان بدل گردد؛ اما رخ میدهد. نه چون این جهان بر مدار عدالت و کارما پیش میرود؛ بلکه ماجرا بر سر این قاعدهی کلیست که همه چیز فراموش میشود. دورهها، خوب و بد، ارزش و ضدارزش میگذرند و زیر بارش روزها و سالهای آینده دفن میشوند. تاریخ، قبرستان خاطرات تلخ و شیرین گذشته است.
@Eshbakovski | 103 |
| 15 | + تو این مملکت، کار نوشتن برای خلقالله، حکم نامهنویسی از زندانه برای خانوادهی زندانی.
- تو بنویس واسهی تاریخ. تاریخ چیزها مهمه. تاریخ مصرفشونو نمیگما. تکرار تاریخ رو میگم.
از نمایشنامهای خاکخورده در فایلهای لپتاپ «تهران در میان باد»
نوشتهی خودم
@Eshbakovski | 77 |
| 16 | پس در راه که میرفت میخرامید، دستاندازان و عیّاروار میرفت با سیزده بند گران. گفتند: این خرامیدن چیست؟ گفت: «زیرا به قربانگاه میروم.» چون به زیر دارش بردند بوسهای بر دار زد و پا بر نردبان نهاد. گفتند: این چیست؟ گفت: «معراج مردان سر دار است.»
ذکر دارزدن منصور حلاج
تذکرةالأولیاء عطار
@Eshbakovski | 606 |
| 17 | 4_5979070070645591101.mp3 | 89 |
| 18 | دختر "سعید مدنی"، جامعهشناس مولف و زندانی سیاسی که صبح دیروز از زندان اوین به زندان دماوند تبعید شد، رشتهتوییتی نوشته دربارهی شیوهی زندگی پدرش و شکل گذران سالهای کودکیشون. سوای همهی حرفها و اشکهایی که باید به حال مملکتی ریخت که سعید مدنیهاش پشت میلههای زندان حبس میکشن، اینرشتهتوییت و روایت چنان به چشم من تحسین/حسرت برانگیز بود که مجبور شدم دوبار بخونمش تا بتونم بار سیاسیاجتماعی ماجرا رو هم در کنار بار احساسیاش پردازش کنم. به همینخاطر هم احتمالا جسارت نکردم توی توییتر دربارهاش بنویسم که اگر یکروزی مجاب بشم که در این سرزمین ازدواجکردن از ازدواجنکردن تصمیم درستتریه، اونروز مطمئنا جمعیت مردانی که چنین منش و مشخصاتی دارن، چندین برابر امروزه. درواقع هم هیچ اندیشمند و ایدهپردازی محترمتر و موثقتر از انسانی نیست که تجلی پویشهای فکریاش رو میشه در زندگی روزمرهاش با چشم عامی ردیابی کرد.
و خوشبختانه از این پنجرهی محدود هم میشه دید که چه جام سرپری از درخشش و درستی در وجود جناب مدنی هست؛ بیاحتساب همهی تالیفها و ترجمهها و فعالیتهایی که از چشم من کمسواد هنوز دور و ناخواناست.
لینک رو میذارم اینجا که شما هم سرظهری نگاهی بندازید به اینروایت کوتاه و شاید مثل من گوشهی قلبتون افتخار کنید که با چنین مردمانی هموطناید.
https://twitter.com/SabaMadani/status/1775560094148591713?t=DHRzjOtISS9XX4dmEwB7rQ&s=19 | 115 |
| 19 | سالگرد تولد برای متولد از یک بابتهایی شبیه به مراسم ختم کسیست برای عزیزانش. میتوان کارکرد هر دو را هم به نوعی یکی در نظر گرفت. در مراسم ختم آدمها میآیند دور و بر صاحبعزاها تا آنها آن چند روز اول سخت سوگ را با بار کمتری سپری کنند. در تولد هم، دوستان، دور و بر متولد جمع میشوند تا او آن روز سخت و یک سال پیرترشدنش را فراموش کند و به این فکر نکند که ای وای! یک سال دیگر هم گذشت و من چه قدر همچنان زندگی نکرده به خودم بدهکارم. قرارست حواسش پرت شود و لحظه را دریابد. یک جورهایی خود سال گذشتهاش را با فوتکردن شمع آن سال خاک میکند و البته خوبیاش هم اینجاست که فرصت تازهای را برای دوباره زیستن مییابد. نقطهی اوج شباهت این دو مراسم هم لحظهی تمامشدنشان است. آنگاه که هم سوگواران و هم فرد متولد در خلوتشان کمی بیکار که میشوند، دیگر نمیتوانند جلوی هجوم افکارشان را بگیرند. پس یا زیر بار زیستن خم میشوند یا به خودشان این فرصت دوباره را میدهند که ادامه بدهند تا دوباره عزیزانی دیگر را هم از دست بدهند و از طرفی دیگر دوباره کولهباری از زندگی نکرده و فرصتهای ازدسترفته را در جشن تولد سال بعد به دوش بکشند.
@Eshbakovski | 102 |
| 20 | Hofre.mp3 | 82 |
