1 529
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
1 529
چشمهای تو
ستارههای نجات من بودند
در شبی که کشتی شکست
دستهای تو
آویزگاه نجات من بودند
در میانهی سقوط از صخره
و صدای تو پچ پچی
که صاحب اسب در گوشش کرد
و اسب تا ابد دوید
1 529
Repost from گنگ خوابدیده
همهچیز برام غمانگیزه. رفتن غمانگیزه، موندن غمانگیزتر. تغییر غمانگیزه، درجا زدن غمانگیزتر. فقط دور خودم میچرخم و نمیدونم.
