خون و نقره.
رفتن به کانال در Telegram
ایوانْدِر هستم و مینویسم. «اغتشاشی بر تنهی خیال» منتشر شد! خرید: https://t.me/silverandblood/6542
نمایش بیشتر675
مشترکین
-224 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1630 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+6
در 3 کانالها
اوت '26
+39
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+14
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+24
در 2 کانالها
Get PRO
مه '26
+7
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+3
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+12
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+11
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+12
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+11
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '25
+8
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+20
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+10
در 3 کانالها
Get PRO
مه '25
+19
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+13
در 5 کانالها
Get PRO
مارس '25
+20
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+24
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+31
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+32
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+27
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+19
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+20
در 17 کانالها
Get PRO
اوت '24
+48
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+17
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+21
در 5 کانالها
Get PRO
مه '24
+10
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+36
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '24
+20
در 4 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+31
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+20
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+28
در 4 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+19
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+18
در 6 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+20
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+21
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+13
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+37
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+46
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+26
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+25
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+129
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '210
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانالها
Get PRO
مه '210
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '210
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+468
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 سپتامبر | +1 | |||
| 03 سپتامبر | +2 | |||
| 02 سپتامبر | +2 | |||
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
| 2 | :)) | 32 |
| 3 | خمیر تنم پیر و تازه، انعکاس هر تناقص است. | 32 |
| 4 | خیلی تغییر کردم. خیلی. | 35 |
| 5 | حامل زخم عریض این دَوَران دوران خشک، شکوفه خواهد شود، بیعادت به باد و خواب، خامُش. طی کردن طلوع یک بیداری، چرخیدن، افتادن، توهمی گفتاری. تو دیدی که والد آن دو الوهیت گرفتار وجود، مریب شد تا دوگانه گردد خلوص. تو شناختی که گیاه بیرون زده از این خاک خشک، از تشنگی تو سیر شده، قطره به قطره و از این صبر، ترش. تو پرسیدی از باد، وزش را، و از فردا ارزش طلب کردی در قبال امیدهای خام ننوشیده. تو فهمیدی آن حماسه زیر پوستین انسان، خمتر از سپر، تیزتر از سنان. تو رقصیدی بر چرخ زمان که روی ستون فقراتت نواخته میشد، وز آن شکستن بود که حال بیشکل، بیرو، بزرگتر، و خالص وجود داری. به دست به غلظت میزنی، هرگه که لمس میکنی، گوهر هر رنگینچهره ی زندگیات را.
—چیزی برعکس مفهوم وصیتنامه. | 35 |
| 6 | خم شدن برای درک مدور بودن زمان. خم شدن، برای نشکستن در طوفان اجبار. | 88 |
| 7 | سلام. این بچه گربه رو به تازگی عمل کردیم. یکی از پاهاش رو شکونده بودن. هزینه عملش برامون خیلی سنگین بود و کمک زیادی هم نتونستیم از بقیه بگیریم. الان تقریبا یه هفته از عملش گذشته و یکی از بخیههای بالای رونش که میله از توش رد کردن باز شده و همش خون میاد. دکترش گفته تا سه هفته دیگه فقط باید داروهای مختلف بهش بدیم بخوره (که واقعا گرونن) تا عفونت نکنه و پمادهای مختلف براش بزنیم.
هزینه کل عمل و درمانش خیلی برام سنگین شده و چون خودم سه تا گربهی دیگه هم دارم و کیسهای حمایتی رو زیاد امداد میکنم تو این شرایط گرونی واقعا دارم پول کم میارم.
لطفا اگه میتونید و در توانتون هست حتی ذرهای هم که شده برای خرج درمان این پیشی کوچولو کمکم کنید ممنون میشم.
6280231306120162
رهجو | 92 |
| 8 | Amirchik - КЫРГЫЗСТАН.mp3 | 115 |
| 9 | و تورا فقط سه چیز نجات خواهند بود؛ حماسه، افسانه، و ساز زمان. | 152 |
| 10 | 1|3 - Funeral - Phoebe Bridgers (320).mp3 | 101 |
| 11 | you become, and you get destroyed, and wonder if you had a part in any of it. are you borne into your new self once you’re born? or is “self” just a sad sad plea to fool yourself that you in any shape or way, possess any control? | 149 |
| 12 | به سان تیغه دشنهای میمانم که آهنگر پتکش را چندین بار بر او کوبیده است
برای صلاح خودش است ،درست
برای سلاح بودن خودش است ، درست
اما همچنان کوفته میشود خنجر
به سان دشنهای میمانم که آهنگر بعد از کوره و چکشهای فراوان برای بار آخر
آن را درون آبی به سردی فلزات تماشاچی فرو میبرد
دشنه آتش دید، با پولادی سنگینتر کوبیده شد، سرما چشید،
اکنون آماده است.
آماده برای ریختن خون به اراده مالکاش.
اما دشنهی وجود من اربابی ندارد . تمام این سختیها را کشید تا گوشهای افتد و بستر غبار زمان شود. | 118 |
| 13 | چکش آهنگر بر حرارت کمرم، خم میشوم، اما خرد نه، چرا که روزی کودک بودم و خم شدن گندم و شکست چنار را دیدم.
چکش آهنگر بر حرارت کمرم، خم میشوم، بیشتر حتی. دیر به یاد آوردم که سلاحم، کند شدهام. راحت سر نمیبُرّم.
چکش آهنگر بر حرارت کمرم، خم میشوم، این آتش روزی مرا از من پالایید. آنچه از من مانده، فرزند اوست.
چکش آهنگر بر حرارت کمرم. شکل میگیرم. یک ضربه. و دیگری. و دیگری. نفس آب را از اون بیرون میکشم. قبضه به دست هرکس اوفتاد، دشمناش بر زمین اندازم، و در ازای تیزیام، باور از قلبش خواهم گرفت، هزینهای برای هرآنچه از خط زمان پاک خواهم کرد.
حرارت که ترکم میکند، گرسنهام. یک ابد گرسنه برای پایان، اما نه برای رسیدن به آن. برای شکل دادنش، خوردنش، کشتنش، روزی زمین کشاندنش. گرسنهام، برای چیزی که به من پیمان داده شده. نقره از من. خون کجاست؟ | 153 |
| 14 | مقبرهای از کبودی و نرسیدنها. | 124 |
| 15 | خن باید ریخته شود. | 117 |
| 16 | ورقالخیال میخوام. | 125 |
| 17 | https://youtu.be/9gtALaDZYJs?si=raQLMYb2n5nBg8FS | 27 |
| 18 | چیزی از توی گلوم شروع به روییدن کرده و توی سرم، پشت و کمی بالاتر از دو چشمم ریشه کرده و قصد ایجاد ارتعاش برای پیدا کردن همنوعانش رو داره و من درست شبیه یک برج مخابرات این بدنم رو تحت جریان قویش، سهباره باختم و بیشتر به زمین افتادم. | 149 |
| 19 | İnsan hiç değişmez mi?
Derdi gücü hep yalan
Gözü doyar toprakla
Yok bana bu cihanda bir dost
Bana bu cihanda bir dost
Bana bu cihanda yoktur, aman | 48 |
| 20 | چیزی بگوی و سعی کن مرا قانع کنی که این لحظه ی ناگذشتنی خواهد گذشت و تیغی همیشگی در گوشت من باقی نخواهد ماند. | 152 |
