179
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
179
Repost from N/a
#بهشتشو_اپیلاسیون_میکنه💦🔞
#موهای_بهشتشو_میکنه_تا_تمیزش_کنه♨️🔥
لای #پاهامو باز کرد و #موم داغ روی #بهشتم ریخت که #جیغ بلندی کشیدم. پد کوچیکی روش گذاشت و آروم روشو #مالید.
بدنم از ترس میلرزید و با گریه دستشو گرفتم که چوچولمو با انگشتاش گرفت و آروم مالش داد. انگشتشو وارد سوراخ کلوچم کرد که آه بلندی کشیدم.👄♨️
داخل #سوراخم با انگشتاش #تلمبه میزد و #چوچولمو میمالید. با چند تکون محکم، آبم از سوراخم بیرون پاچید که با لبخند #انگشتاشو از داخلم بیرون کشید.🚫🍑
: هیشششش آروم کوچولوی حشری. میخوام بهشت تپلتو تمیز و سفید ببینم.
دیلدوی بزرگی از داخل کشو برداشت و لای پره های بهشتمو باز کرد.👅📛
کل دیلدو رو واردم کرد و دستشو گوشه پد گذاشت.
: هر چی خیس تر باشی دردت کمتره. پس شل بگیر تا ارضا شی😈❌💧
پد رو محکم کشید که...
https://t.me/joinchat/iWkAy9ZnjFBjYmFk
https://t.me/joinchat/iWkAy9ZnjFBjYmFk
179
Repost from N/a
س.ک.س داغ تو اتوبوس😍🚌🔥💦
#داغ💥 #سکسی👅
#عاشقانه❤️🩹 #هیجانی🧻
https://t.me/joinchat/TRUYhDNoEAEHbK5k
دختره میشینه تو اتوبوسی که خالیه و راننده میبرش یجا خفتش میکنه و س.ک.س میکنه💦🌚
با برخورد دست #داغش به #ک.صم #آهی کشیدم.
پرده ها رو کشید و کف اتوبوس انداختم.
ک.یرشو از تو شلوارش درآورد و ضربه ای به ک
صم زد و بهش مالیدش.
آهی کشیدم که انگشت #فاکشو داخلم کرد و تو #سوراخم تکون داد.
یکی یکی به انگشتاش اضافه میکرد و بیشتر آه میکشیدم و خودمو #منقبض کردم و رو دستش #ار.ضا شدم.
جونی گفت و ک.یرشو با ی ضرب واردم کرد و...
https://t.me/joinchat/TRUYhDNoEAEHbK5k
179
Repost from N/a
س.ک.س وسط پارک توی زمستون💦🍌🔞
اومد تو سرسره و #خمار نگاهم کرد و #لباشو رو لبام گذاشت .
هیچکی هم این موقعه نبود، بله دیگه آخه
کی خره که هفت صب زمستون بیاد پارک اونم برای س.ک.س!😈
اومد روم و دستامو بالای سرم نگه داشت و#لیسی از #گردنم تا زیر گوشم زد که #آهی کشیدم.
مشغول #لب بازی شدیم و اون ی دستش به #م.مه هام و با دست دیگشم ک.صمو میمالید.
دستشو از تو شلوارم رد کرد و انگشت #فاکشو تو سوراخم چرخوند که #آه #دردناکی کشیدم و یهو برم گردوند و داگ استایلم کرد و ک.یرشو از توی شلوار درآورد و لباسای منم دراورد.🔥
تو زمستون کو.نم داشت یخ میزد که یهو ،
ک. یرشو خشک و تا ته کرد توم و با جیغی که کشیدم گرم شدم...💦
https://t.me/joinchat/iWkAy9ZnjFBjYmFk
179
Repost from N/a
تحلیل گر بازارهای مالی مدت #۸_سال_سابقه در زمینه بازار کریپتو کارنسی و ارزهای دیجیتال دارم #مدیریت_دو_کانال_vipوگروه_عمومی_رو
_به_عهده_دارم ک برآیند هرروزه کانال vip جهت اطلاع شما دوستان در کانال قرار داده میشود.
#خدمات_ارائه_شده :
🚀_ ارائه بهترین سیگنال های روزانه فیوچرز و اسپات
👩💻_ تحلیل مارکت
👩🏫_ تحلیل ارزهای درخواستی
_ آموزش
💥_ چیدن سبد هولد کوتاه و بلند مدت
🌟_ معرفی شت کوین
💫_ معرفی ایردراپ معتبر
https://t.me/+5aaXOCeHajgyNTM8
179
Repost from N/a
منبع رمان های تصویری سک.سی رو آوردم براتون 🤤🔞
https://t.me/+x9mx7O67KlUzOGE0
پی دی اف جدیدترین و بهترین رمان های ممنوعه و صحنه دار 😻♨️
اوففف سک.س خاله و خواهر زاده💦💢
https://t.me/+x9mx7O67KlUzOGE0
اینم مدرک✨🔞
شفق💋🔥
حرمسرای ارباب♨️💦
هوس💢👙
و کلی رمان تصویری و صحنه دار دیگه 😍🔥
تا لینک باطل نشده عضو بشید 🔞❌
https://t.me/+x9mx7O67KlUzOGE0
179
Repost from N/a
هـــ💦ـــات تـــــریـــ🔞ـــن چـــنـــ🔞ـــل تـــــلــ💦ـــگـــــرام
وانشات تصویری سیندرلا رو دیدی؟! 😱🔞
دنبال رمان های ممنوعه و صحنه دار می گردی؟!🤔🔥
دوست داری رمان های تصویری صحنه دار و بزرگسال رو بخونی؟!🥺💋
بیا که منبع رمان های تصویری و صحنه دار و بزرگسال رو براتون اوردم😻✨
جدید ترین، بروزترین، بهترین و صحنه دار ترین رمان های دنیا کامل و پی دی اف شده فقط در چنل زیر🔞♨️
https://t.me/+x9mx7O67KlUzOGE0
179
Repost from N/a
⚠️خدمتکار هات🔥خونشون ارباب جنسیش میشه 😋😍🔞
- صبح خیلی بهم #سخت گرفتی بخاطر امرو نهی جنابعالی #اربابت خیلی خسته شده❗️باید از دلم در #بیاری💦
پاهام رو باز #کردم چشمهاش برق زد سریع شلواررو از پاهاش کند قبل از اینکه #کلفت #سسکیشو داخلم کنه مانعش شدم.
- نچ نچ یادت رفته #تنبیه شدی❗️هیچ
#ارضــ💦ـای در کار نیست، #بخورش👅 اووم خیلی خوب میخوری #بردهی ڪیــ🍆ــر کلفتم
⚠️قاتل خطرناکی که تنها اسمش باعث لرز میشه ولی قبول میکنه تا بردهی، خدمتکار عمارتش شه🔞⛔️
https://t.me/+iBeIA1hzKMNkN2I0
https://t.me/+iBeIA1hzKMNkN2I0
https://t.me/+iBeIA1hzKMNkN2I0
پیشنهاد ویژهی ادمین کاپوچینو😁💦
این چنل مخصوص بکنهاست💦🔞
179
Repost from N/a
⚠️دونفر زنشو جر میدن💦📛
#تریسام🍑💦👅
- #قمبل کن برام ســ.ـاک💦بزن، میخوام #سوراخت راحت تو دسترس #داداشم باشه.
- به توام میگن آدم من زنتم، ازم میخوای برای داداشت #قمبل🍑 کنم؟ #آیی
با چکی که به صورتم زد خشکم زد از موهام گرفتو #سالارشو تو دهنم👅 جا کرد🔞
اجازه نمیداد #سالارشو🌶 از دهنم در بیارم تو کلنجار رفتن با #کــیـ...ـر ساواش بودم که داداشش #ناغافل از پشت #کلفتشو🍆 تو بهشتم کوبید💦
- به این میگن یه #ســ..ـکس عالی. زنمو اوردم #فورسام میریم دوتا جــ.ـندههامونو #پاره میکنیم🔥⛔️
https://t.me/+eIc4_gQ27ScyZmRk
https://t.me/+eIc4_gQ27ScyZmRk
https://t.me/+eIc4_gQ27ScyZmRk
179
Repost from N/a
با حس گرمی و #خیسی عجیبی روی #لالهی گوشم متعجب به عقب برگشتم که با چشم های #خمار مهرداد رو به رو شدم❌⛔️💦
لبخند #دلبرانه ای زدم که لبم هام رو با عطش #بوسید.با #ناز خندیدم و تو بغلش خزیدم👅👙
همونطور که #لبهام رو میبوسید مشغول مالیدن #سینههای گرد و سفیدم شد😈🍒
ناله ای کردم که جوونی زمزمه کرد و من رو از آب بیرون کشید💦
روم #خیمه زد و همونطور لبهام رو میخورد دستش رو روی #تپلم گذاشت و #نیشگون ریزی ازش گرفت که آه عمیقی کشیدم🤤🍆🚫
مهرداد_جوونم،جوجه حشری من دلش سالارم و میخواد هومم؟
#حشری آره ای زمزمه کردم که بی هوا #سالارش رو توی #تپلم فرو کرد که ...🤫🍑🍷
دختره رو توی استخر جر میده تا اینکه مامان و بابای دختره این صحنه رو میبینن و ...🤤😂🔞
https://t.me/joinchat/TRUYhDNoEAEHbK5k
179
Repost from N/a
🔞🔞🔞🔞🔞
🔞🔞🔞🔞
🔞🔞🔞
🔞🔞
🔞
#part28
زبونم و همه جای # ک*ص*ش میکشیدم و رون های پاشو #گاز میگرفتم و #میک میزدم به طوری که چند جاش کبود شد.
مونا به کاناپه تکیه داده بود و سرش به سمت بالا بود و #آه و #ناله میکرد و موهای من و توی دستش گرفته بود و سرم و به ک*ص*ش میفشرد.
دستام م بالا بردم و #سینه هاشو گرفتم و محکم فشار دادم که گفت:
آخخخ کثافت #تند تر.
تند زبونم و روی #سوراخش میکشیدم و #نوک #سینه هاش گرفته بودم و انقدر #ماساژ دادم که سیخ شده بود
مونا نفسش بریده بود و بی طاقت شده بود.
از جام بلند شدم و روی کاناپه دراز کشیدم و مونا هم به صورت برعکس روم دراز کشید و #پوزیشن 69 گرفتیم.
دوباره مشغول #خوردن ک*ص*ش شدم و یه انگشتم و با آب ک*ص*ش خیس کردم و وارد #سوراخ #کونش کردم که آهی کشید و منم انگشت دومی و #واردش کردم و بعد مشغول بالا و پایین کردنش شدم.
یکم که جا باز کرد انگشت سومی رو هم توی #سوراخ #تنگش جا دادم و همین طور که با انگشتام تند تند تلمبه میزدم ک*ص*ش*م #میخوردم که یهو تنش لرزید و با #جیغی #ارضا شد و آبش روی دهنم پاشید که منم یه #ک*ص #لیسی حسابی کردم واسش.
مونا که روی من و کاناپه وا رفته بود توان حرکت کردن نداشت.
وقتی کارم تموم شد از زیر بیرون اومدم و کنار سرش روی زمین نشستم و لباش و بوسیدم که #گازی از لبام گرفت که با درد گفتم:
- #کبود میشه دیوونه.
مونا بی حال گفت:
خیلی خوب بود، مرسی #عشقم.
لباش و #بوسیدم و گفتم:
- قابل تو رو نداشت.
از جاش بلند شد و نشست و دستش و باز کرد که منم رفتم توی #بغلش نشستم.
پیشانیم و بوسید و با خنده گفت:
- خوب راه افتادی.
تو گلو خندیدم و گفتم:
این خوبه یا نه؟
جوابم و نداد و در عوض گفت:
- شدی مثل یه #ج*ن*د*ه واقعی. اما فقط واسه من.
خندیدم و چیزی نگفتم و اونم دستش و توی موهام تکون میداد.
- بریم #حموم؟
- اوووم اگه بریم اونجا هم باید یه دست #ب*گا*مت هااا، من تحمل ندارم با این وضعیت ببینمت و هیچ کار #نکنمت.
نگاهی بهش انداختم و در عوض جواب دادن زیر بازوش و گرفتم تا کمکش کنم به #حموم بریم.
💋🔞💦
#پارت_واقعی
#نبود_لفت_بده❌
#صحنه_دار🔞
#هات♨️🔥
https://t.me/joinchat/AAAAAEbhkGnpl-xYr7aVnw
179
Repost from N/a
#رمانیسراسرهیجانسکسی😍🙈
#معشوقههات🙊
#لزبینوسکسی♨️😪
🔞🔞🔞🔞🔞
🔞🔞🔞🔞
🔞🔞🔞
🔞🔞
🔞
#part39
جلوی آینه ایستادم و مشغول گرفتن آب #موهام شدم و بعد از این که #تنم توسط #حوله خشک شد حوله ی #تن پوشم و در آوردم و گوشه ای انداختم.
دستام و روی لبه ی میز گذاشتم و خم شدم و به خودم و بدن لختم از داخل آینه نگاه کردم.
بدنم سفید بود و برق میزد موهای خیسم ریخته بود توی صورتم و تصویر توی آینه رو سک*سی تر کرده بود.
با وسواس و حرارت کشوی لباس زیرام و باز کردم و مشغول پیدا کردن یه ست خوشگل از بینشون شدم.
تصمیم داشتم یه رنگ خوب و مدل قشنگ بپوشم.
یه لباس زیر ست مشکی انتخاب کردم.
مدلش هم فوق العاده بود.
شورتش و که دو وجب بیشتر نمیشد و پام کردم و سوتینم و هم تنم کردم و به خودم توی آینه خیره شدم.
سشوار و توی برق زدم و مشغول خشک کردن موهام شدم.
جوری موهام و خشک کردم که هنوز یکم نم داشته باشه و چهرم و دلنشین کنه.
بعد از خشک کردن# موهام رفتم سر کمد لباسم تا یع لباس خوب انتخاب کنم.
دو دل بودم که لباس تنم کنم یا نه اما میترسیدم مامانم یهو سر برسه و اینجوری ببینه منو واسه همین یکی از تاب و شلوارک های# لختیم و که رنگش سفید بود و انتخاب کردم و پوشیدم.
جلوی آینه ایستادم و به صورتم خیره شدم.
نمیخاستم آرایش #غلیظ و زیادی بکنم برای همین فقط یه #رژ# قرمز# آتیشی یه لبام زدم.
به خودم داخل آینه نگاه کردم خیلی #هوس انگیز شده بودم و خودم داشتم #شل میشدم.
ادکلن 212 و برداشتم و خودم و باهاش دوش گرفتم و گوشیم و برداشتم و شماره ی مونا رو گرفتم.
بعد از چند بوق گفت:
الو جانم؟
- سلام کجایی مونا؟
- سر کوچتون عشقم.
- تنهایی؟
- آره عزیزم بیا در و باز کن که رسیدم.
- باشه فعلا.
گوشیم و روی میز گذاشتم و از اتاق خارج شدم.
مامان و دیدم که توی آشپزخونه مشغول ناهار درست کردن بود.
همین طور که سمت آیفون میرفتم گفتم:
مامان مونا اومده اینجا.
باشه ای گفت و منم در و با دکمه ی روی آیفون باز کردم و جلوی در ایستادم.
بعد از چند ثانیه در حیاط کاملا باز شد و مونا اومد داخل و در بست.
به محض دیدن من از همین جا هم ستاره های توی #چشماش دیده میشد.
دمپایی های جلوی در و پام کردم و چند قدم جلو رفتم.
نزدیکم که شد یه #سوت بلند بالا زد و زیر لب گفت:
چه کردی #توله.
خودم و انداختم توی #بغلش و خودم محکم بهش چسبوندم و #بغل گوشش گفتم:
#دلم واست تنگ شده بود.
دستش و دور #کمرم انداخت و #باسنم و توی دستش گرفت و فشرد و گفت:
منم دلم واست #تنگ شده بود #عشق #سک*سی من.
دستش و کشیدم و گفتم:
بیا بریم تو.
با هم وارد خونه شدیم و مونا رو بعد از احوالپرسی با مامان کشیدم توی اتاقم و در و بستم.
به محض بستن در مونا من و به دیوار تکیه داد سرش و توی #گردنم فرو کرد و #فوت کرد.
که از #لذت و #شهوت به خودم #لرزید.
دستم و توی #موهاش فرو کردم که بوسه ی ریز و داغی روی #گلوم نشوند و دستش و روی بدنم کشید و روی #ک*ص*م متوقفش کرد.
مشغول نوازش #ک*ص*م شد و در همون حال گفت:
دلم واسه #بدنت یه ذره شده بود.
منم به #تبعیت ازش دستم و روی #ک*ص*ش گذاشتم و چشمام و #خمار کردم و گفتم:
اوف فداتشم.
بعد از چند ثانیه از هم جدا شدیم و مشغول در آوردن لباس های #مونا شدیم.
خودش دکمه های مانتوش و بار میکرد و من نشستم پایین پاش و دکمه# شلوارش و باز کردم.
دستام و دور رون های پاش #حلقه کردم و با #دندون شلوارش و پایین کشیدم که #ک*ص #تپلش زیر شرت توری سفیدش نمایان شد.
از روی شرت زبونم و روش کشیدم که آهی کشید.
سرم و بین پاش و روی# ک*ص*ش فشردم و عمیق بو کشیدم که دستش و توی #موهام فرو کرد و سرم و محکم به خودش چسبوند.
لامصب #بویی میداد #بیهوشت میکرد.
#محدودیتسنیداره🔞
#زودعضوشوکهلینکشباطلمیشه😈😋
https://t.me/joinchat/AAAAAEbhkGnpl-xYr7aVnw
179
Repost from N/a
باترس میرم عقبو میچسبم به درماشین.
همونطور که داشت رانندگی میکرد نیم نگاهی بهم میندازه.
_میخوای پیک رو رونه کنم؟
با ترس سرمو تکون میدم.
_پس زود باش...شلوارت کنده باشه. زوددد..
با #گریه #شلوارمو درمیارم.
_#شورتت هم دربیار🔞.خوبه..مانتوت رو یکمی جمع کن و پاهاتو باز کن...❌
_تورو خدا مردم میبینن
دوباره میزنه تو دهنم و میگه:خفهههه... کاری که میگمو بکن.شیشه ها دودیه کسی نمیبینه زوددد..
با ترس یکمی پاهامو باز میکنم که چنگ میزنه به رون پام و صدای آخم بلند میشه.
_چرا حرف گوش نمیدی؟؟ میگم پاهاتو باز کن. این اداها چیه هاانننن؟؟؟
_تو..تورو خدا.. ولم کن... تو..تو کی هستی؟؟ از کجا پیدات شد یهو؟ تو رو خدا .. اذ..یتم ..نک..نکن ❌
بدون توجه به زار زدنام با یه دستش فرمون رو گرفته بود و دست دیگه اش رو رسوند #لای_پام و گذاشت رو#شرمگاهم.🔞
ناخودآگاه پاهامو جفت کردم که صدای دادش تو ماشین پیچید...
_مگه من با تو نیستم کره خرررر؟؟ باز کن تا همینجا جرت ندادمممم.🔞
از ترس یکمی پاهامو باز کردم. با دستش میکشید رو جای حساسم.
https://t.me/joinchat/RpuebyqCO2tIFyqt
#پارت۹ سرچ بزن نبود لفت بدع❌
پارت واقعی❌
از دستش نده💯https://t.me/joinchat/RpuebyqCO2tIFyqt
179
Repost from N/a
به زور منو برد داخل خونه و درم پشت سرش قفل کرد.❌
دستمو میگیره و میبرتم سمت مبل،
با خونسردی میشینه رو مبلو منم رو پاهاش مینشونه.خیلی برام سخت بود بااون وضعیت جلوش وایسم اما چاره ای نداشتم.
دستشو به پایین بولیزم میگیره و بولیز و سوتینمو درمیاره. 🔞
دستشو میگیرمو میخوام از پاش بلند شم که اجازه نمیده و میزنه تو دهنم.🚫❌
_نکنه میخوای سگ بشم؟؟
با چشمای اشکی نگاهش میکنم.اما اون بی توجه کامل لختم میکنه... 🔞
منو محکم نگه میداره و تلویزیون و روشن میکنه و شروع میکنه به تماشای تلویزیون. توهمین هین با دستاش بدنمو لمس میکرد..
حواسش به تلویزیون بود اما دستش رو روی #شرم*گاهم گذاشته بود و هی...
مستاصل شده بود و از ترس نمیتونستم کاری کنم. به هق هق میافتم که میگه: هیششش.. الان داره دردت میاد؟؟؟چرا زر زر میکنی؟
_توروخدا ولم کن.چی میخوای تا بذاری برم؟هرچی بخوای بهت میدم.
_کجا بری؟تو تا ابد جات بین دستای منه❌
#پسره_بخاطر_انتقام_دختره_رو_حامله_میکنه_پارت_واقعی_رمانه💯🔞
https://t.me/joinchat/RpuebyqCO2tIFyqt
https://t.me/joinchat/RpuebyqCO2tIFyqt
179
Repost from N/a
وقتی #لباش رو دور آل.ت #محکم فشرد و آل.تس رو توی #دهنش بالا پایین کرد لبام رو محکم روی هم فشردم و از لذت# آهی عمیق کشیدم و #لب زدم.🍌💦🔥
- کیاااا...اوممم...#آههه...
سیلی به هر دو #رون هام زد و گفت:
- وقتی اینجور با شهوت صدام #میزنی نمیخوام یه لحظه هم ازت دل #بکنم توله ی شکلاتیم!🤤🍇
https://t.me/+3eTxhv8EGHNhZTY0
179
Repost from N/a
179
Repost from N/a
وقتی ذهنت منحرفه و نمیشه کاری کرد🍌🔞💦😂🤦🏻♀️
https://t.me/+TM-pQ4tzfH81NzRl
با دیدن میوه ها #چشمام برقی زد و یدونه موز برداشتم و رفتم #کنار سهیل نشستم🍌
بیتوجه به #اطرافم پوست موز و کامل کندم و طبق عادت بچگیم #مثل ابنبات کامل کردم #دهنمو درش اوردم 🍭👄
با صدای سرفه بلند آرمان ترسیده نگاهی بهش کردم که با چهره ی سرخ شده نگاهی بهم کرد
با تعجب لب زدم: ×چیشدی؟
سریع خودش جمع و جور کرد و لب زد : +چه قشنگ میخوریش
با چشمای درشت شده لب زدم:×چی!
اشاره ایی به موز دستم کرد و چشمکی زد
با این حرفش لبخند وا رفته ایی زدم و خودم و جمع و جور کردم و گازی به موزم زدم که با حرفش موز پرید تو گلوم و شروع کردم به سرفه کردن
+بیا واس منم بخور 🔞💦
با خجالت نگاش کردم و لب زدم: ×بیشور نشو دیگه ♨️❗️
با تعجب نگاهی بهم کرد و#اشاره ایی به موزی که تو دستش بود #کرد و لب زد:
+میگم بیا موز منم بخور بیشورم؟🍌🔞
به خاطر #سوتی که دادم خنده وا رفته ایی کردم و لب زدم: ×اهاا #اینو میگی نه مرسی 🔞🍌
چشماش شیطون شد و لب زد: +میخواستی جز #موز چیزی دیگه ایی باشه عزیزم!💦
با این حرفش جیغ خفه ایی کشیدم و......🔞
https://t.me/+TM-pQ4tzfH81NzRl
بعضیا باید مغزاشونو با صابون شست😂😈🧼🚿🔞💦
179
Repost from N/a
طنز خونا بیاید ببینم 😌
َطنزترین رمانو براتون پیدا کردم 🤣
با هر پارتش شر❌تت جر میخوره 🤌🏼
https://t.me/+TM-pQ4tzfH81NzRl
_حالا حرص نخور شیرت خشک میشه توله هام بیچاره میشن.
با چشمایی که مطمئنم اندازه گردو شده بودن گفتم
_ها! خیلی بی چشم و رویی پاشو از اتاق من بیرون ببینم پسره ی خل!
بی توجه به حرفم روتختم دراز کشید و گفت
_تو که اینقدر افاده میای یکم از خودت بگو ببینم چی داری!
پوزخندی زدمو گفت
_خوشگلم،جذابم،اهل مشروب و این چیزا نیستم،حتی یدونه دوست پسرم نداشتم خونه هیچ پسریم نرفتم و...
وسط حرفم پرید و با خنده گفت
_د آخه لامصب تو با اون سیبیلات بری خونه پسری مامان پسره برمیگرده میگه پسرم مگه نگفتم با این لات و لوطا نگرد...
و بعد زدن این حرفش قهقه ای زد و خودشو کوبید رو تخت...
https://t.me/+TM-pQ4tzfH81NzRl
خواستگارم انقدر بیشعور آخه؟ 🤣🤣🤣
جوینشو از خنده بمیری 🤣🤣
179
Repost from N/a
با برادر ناتنیاش سک.س میکنه🤤👅🔥💦
یهو دیوید منو به #دیوار کوبوند و عصبی داد زد:
- مگه بهت نگفته بودم جلو اونا انقدر #عشوه نیان دلت میخواد بدی چرا به #من نمیدی و میخوای با اون سگای #نجس سک.س #کنی؟😏🐶
دستشو پس زدم.
- ولم کن روانی! تو #برادر منی بفهم!
- نه بیبی من برادرت نیستم من #فا.کرتم من همونیم که قراره شب و روز زیرش #جر بخوری و #ناله کنی🤤🔥💦
تو باشگاه حشری میشه و برادرشو میکنه🍌💦
https://t.me/+kgyp6na-TXQ0MGVk
179
Repost from N/a
رمانی پر از صحنه های خشن و اسمات و هات!
برادر ناتنیش رو برده خودش میکنه و هر شب باهاش بازی میکنه و میخوابه تا جایی که بیهوش میشه و...
💥💥💥🔞🔞🔞🔥🔥🔥🏳🌈🏳🌈🏳🌈
#پوزخندی زدم و خیره به #بتریه #الکل کنار #تخت به سمتش رفتم...
خیره به حرکاتم بود که...
یهو #کوبیدمش به دیوار و از وسط نصف شد
خواست به سمتم گام برداره که #تیزی بتریه شکسته رو سمت #گردنم بردم و چشام رو بستم و گفتم:
#جلو نیا...من تمومش میکنم و تو هم دیگه نمیتونی به #عذاب دادنم ادامه بدی!
آروم و #جدی گفت:
#تونی #بچه نشو تو حق نداری اینکار رو بکنی!
#خندیدم و گفتم:
تو هم حق نداشتی بهم #تجاوز بکنی و #خردم بکنی!
🔥🔥🔥🔞🔞🔞💥💥💥🌈🌈🌈
از برادر ناتنیش باردار میشه...😱👇❤️🔥
https://t.me/+kgyp6na-TXQ0MGVk
https://t.me/+kgyp6na-TXQ0MGVk
179
Repost from N/a
توی دریاچه اونم توی جنگل سک*س میکنن💦⛔️♨️
یه نفر سک*سشون رو میبینه و مجبورشون میکنه سه نفری سکس کنن😱🔥🔞
⚠️🔞⚠️🔞⚠️🔞⚠️🔞⚠️
دستم رو رسوندم به کیـ🍆ـرش که زیر #آب بود و حسابی #لیز شده بود، #فشارش دادم و توی گوشش #نالیدم
- بُکنش توی #بهشت #داغ تشنهام.
با #شهوت لب زد:
- میخوایش #جنده؟
#گازی از #لالهی گوشش گرفتم و جواب دادم:
- تا #خایههات میخوام توی کصـ🍑ـم حسش کنم.
منتظر حرف دیگهای نموند و #وحشی تا ته #ک_م فرو کرد داخلم. #جیغ بلندی کشیدم که #یکدفعه یک نفر لخت با
کیـ🍆ـر #شق شده پرید توی #دریاچه و گفت:
- منم باید #کونش رو #جر بدم
یکدفعه...
https://t.me/+PD8Gydi3APwwZTc0
https://t.me/+PD8Gydi3APwwZTc0
دختره زیر هردوشون جر میخوره😨❌🔥
تا کسی ندیده با احتیاط وارد شو🚷⚠️
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
