fa
Feedback
شیرین

شیرین

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
إيران638 623دسته بندی مشخص نشده است
179
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
#بهشتشو_اپیلاسیون_میکنه💦🔞 #موهای_بهشتشو_میکنه_تا_تمیزش_کنه♨️🔥 لای #پاهامو باز کرد و #موم داغ روی #بهشتم ریخت که #جیغ بلندی کشیدم. پد کوچیکی روش گذاشت و آروم روشو #مالید. بدنم از ترس میلرزید و با گریه دستشو گرفتم که چوچولمو با انگشتاش گرفت و آروم مالش داد. انگشتشو وارد سوراخ کلوچم کرد که آه بلندی کشیدم.👄♨️ داخل #سوراخم با انگشتاش #تلمبه میزد و #چوچولمو میمالید. با چند تکون محکم، آبم از سوراخم بیرون پاچید که با لبخند #انگشتاشو از داخلم بیرون کشید.🚫🍑 : هیشششش آروم کوچولوی حشری. میخوام بهشت تپلتو تمیز و سفید ببینم. دیلدوی بزرگی از داخل کشو برداشت و لای پره های بهشتمو باز کرد.👅📛 کل دیلدو رو واردم کرد و دستشو گوشه پد گذاشت. : هر چی خیس تر باشی دردت کمتره. پس شل بگیر تا ارضا شی😈❌💧 پد رو محکم کشید که... https://t.me/joinchat/iWkAy9ZnjFBjYmFk https://t.me/joinchat/iWkAy9ZnjFBjYmFk

Repost from N/a
س.ک.س داغ تو اتوبوس😍🚌🔥💦 #داغ💥 #سکسی👅 #عاشقانه❤️‍🩹 #هیجانی🧻 https://t.me/joinchat/TRUYhDNoEAEHbK5k دختره میشینه تو اتوبوسی که خالیه و راننده میبرش یجا خفتش میکنه و س.ک.س میکنه💦🌚 با برخورد دست #داغش به #ک.صم #آهی کشیدم. پرده ها رو کشید و کف اتوبوس انداختم. ک.یرشو از تو شلوارش درآورد و ضربه ای به ک صم زد و بهش مالیدش. آهی کشیدم که انگشت #فاکشو داخلم کرد و تو #سوراخم تکون داد. یکی یکی به انگشتاش اضافه میکرد و بیشتر آه میکشیدم و خودمو #منقبض کردم و رو دستش #ار.ضا شدم. جونی گفت و ک.یرشو با ی ضرب واردم کرد و... https://t.me/joinchat/TRUYhDNoEAEHbK5k

Repost from N/a
س.ک.س وسط پارک توی زمستون💦🍌🔞 اومد تو سرسره و #خمار نگاهم کرد و #لباشو رو لبام گذاشت . هیچکی هم این موقعه نبود، بله دیگه آخه کی خره که هفت صب زمستون بیاد پارک اونم برای س.ک.س!😈 اومد روم و دستامو بالای سرم نگه داشت و#لیسی از #گردنم تا زیر گوشم زد که #آهی کشیدم. مشغول #لب بازی شدیم و اون ی دستش به #م.مه هام و با دست دیگشم ک.صمو میمالید. دستشو از تو شلوارم رد کرد و انگشت #فاکشو تو سوراخم چرخوند که #آه #دردناکی کشیدم و یهو برم گردوند و داگ استایلم کرد و ک.یرشو از توی شلوار درآورد و لباسای منم دراورد.🔥 تو زمستون کو.نم داشت یخ میزد که یهو ، ک. یرشو خشک و تا ته کرد توم و با جیغی که کشیدم گرم شدم...💦 https://t.me/joinchat/iWkAy9ZnjFBjYmFk

Repost from N/a
تحلیل گر بازارهای مالی مدت #۸_سال_سابقه در زمینه بازار کریپتو کارنسی و ارزهای دیجیتال دارم #مدیریت_دو_کانال_vipوگروه_عمومی_رو _به_عهده_دارم ک برآیند هرروزه کانال vip جهت اطلاع شما دوستان در کانال قرار داده میشود. #خدمات_ارائه_شده : 🚀_ ارائه بهترین سیگنال های روزانه فیوچرز و اسپات 👩‍💻_ تحلیل مارکت 👩‍🏫_ تحلیل ارزهای درخواستی _ آموزش 💥_ چیدن سبد هولد کوتاه و بلند مدت 🌟_ معرفی شت کوین 💫_ معرفی ایردراپ معتبر https://t.me/+5aaXOCeHajgyNTM8

Repost from N/a
منبع رمان های تصویری سک.سی رو آوردم براتون 🤤🔞 https://t.me/+x9mx7O67KlUzOGE0 پی دی اف جدیدترین و بهترین رمان های ممنوعه و ص
منبع رمان های تصویری سک.سی رو آوردم براتون 🤤🔞 https://t.me/+x9mx7O67KlUzOGE0 پی دی اف جدیدترین و بهترین رمان های ممنوعه و صحنه دار 😻♨️ اوففف سک.س خاله و خواهر زاده💦💢 https://t.me/+x9mx7O67KlUzOGE0 اینم مدرک✨🔞 شفق💋🔥 حرمسرای ارباب♨️💦 هوس💢👙 و کلی رمان تصویری و صحنه دار دیگه 😍🔥 تا لینک باطل نشده عضو بشید 🔞❌ https://t.me/+x9mx7O67KlUzOGE0

Repost from N/a

Repost from N/a
⚠️خدمتکار هات🔥خونشون ارباب جنسیش می‌شه 😋😍🔞 - صبح خیلی بهم #سخت گرفتی بخاطر امرو نهی جنابعالی #اربابت خیلی خسته شده❗️باید از دلم در #بیاری💦 پاهام رو باز #کردم چشم‌هاش برق زد سریع شلواررو از پاهاش کند قبل از اینکه #کلفت #سسکیشو داخلم کنه مانعش شدم. - نچ نچ یادت رفته #تنبیه شدی❗️هیچ #ارضــ💦ـای در کار نیست، #بخورش👅 اووم خیلی خوب می‌خوری #برده‌ی ڪیــ🍆ــر کلفتم ⚠️قاتل خطرناکی که تنها اسمش باعث لرز می‌شه ولی قبول می‌کنه تا برده‌ی، خدمتکار عمارتش شه🔞⛔️ https://t.me/+iBeIA1hzKMNkN2I0 https://t.me/+iBeIA1hzKMNkN2I0 https://t.me/+iBeIA1hzKMNkN2I0 پیشنهاد ویژه‌ی ادمین کاپوچینو😁💦 این چنل مخصوص بکن‌هاست💦🔞

Repost from N/a
⚠️دونفر زنشو جر می‌دن💦📛 #تریسام🍑💦👅 - #قمبل کن برام ســ.ـاک💦بزن، می‌خوام #سوراخت راحت تو دسترس #داداشم باشه. - به توام میگن آدم من زنتم، ازم می‌خوای برای داداشت #قمبل🍑 کنم؟ #آیی با چکی که به صورتم زد خشکم زد از موهام گرفتو #سالارشو تو دهنم👅 جا کرد🔞 اجازه نمی‌داد #سالارشو🌶 از دهنم در بیارم تو کلنجار رفتن با #کــیـ...ـر ساواش بودم که داداشش #ناغافل از پشت #کلفتشو🍆 تو بهشتم کوبید💦 - به این میگن یه #ســ..ـکس عالی. زنمو اوردم #فورسام می‌ریم دوتا جــ.ـنده‌هامونو #پاره می‌کنیم🔥⛔️ https://t.me/+eIc4_gQ27ScyZmRk https://t.me/+eIc4_gQ27ScyZmRk https://t.me/+eIc4_gQ27ScyZmRk

Repost from N/a
با حس گرمی و #خیسی عجیبی روی #لاله‌ی گوشم متعجب به عقب برگشتم که با چشم های #خمار مهرداد رو به رو شدم❌⛔️💦 لبخند #دلبرانه ای زدم که لبم هام رو با عطش #بوسید.با #ناز خندیدم و تو بغلش خزیدم👅👙 همونطور که #لب‌هام رو میبوسید مشغول مالیدن #سینه‌های گرد و سفیدم شد😈🍒 ناله ای کردم که جوونی زمزمه کرد و من رو از آب بیرون کشید💦 روم #خیمه زد و همونطور لبهام رو میخورد دستش رو روی #تپلم گذاشت و #نیشگون ریزی ازش گرفت که آه عمیقی کشیدم🤤🍆🚫 مهرداد_جوونم،جوجه حشری من دلش‌ سالارم و میخواد هومم؟ #حشری آره ای زمزمه کردم که بی هوا #سالارش رو توی #تپلم فرو کرد که ...🤫🍑🍷 دختره رو توی استخر جر میده تا اینکه مامان و بابای دختره این صحنه رو میبینن و ...🤤😂🔞 https://t.me/joinchat/TRUYhDNoEAEHbK5k

Repost from N/a
🔞🔞🔞🔞🔞 🔞🔞🔞🔞 🔞🔞🔞 🔞🔞 🔞 #part28 زبونم و همه جای # ک*ص*ش میکشیدم و رون های پاشو #گاز می‌گرفتم و #میک می‌زدم به طوری که چند جاش کبود شد. مونا به کاناپه تکیه داده بود و سرش به سمت بالا بود و #آه و #ناله میکرد و موهای من و توی دستش گرفته بود و سرم و به ک*ص*ش میفشرد. دستام م بالا بردم و #سینه هاشو گرفتم و محکم فشار دادم که گفت: آخخخ کثافت #تند تر. تند زبونم و روی #سوراخش میکشیدم و #نوک #سینه هاش گرفته بودم و انقدر #ماساژ دادم که سیخ شده بود مونا نفسش بریده بود و بی طاقت شده بود. از جام بلند شدم و روی کاناپه دراز کشیدم و مونا هم به صورت برعکس روم دراز کشید و #پوزیشن 69 گرفتیم. دوباره مشغول #خوردن ک*ص*ش شدم و یه انگشتم و با آب ک*ص*ش خیس کردم و وارد #سوراخ #کونش کردم که آهی کشید و منم انگشت دومی و #واردش کردم و بعد مشغول بالا و پایین کردنش شدم. یکم که جا باز کرد انگشت سومی رو هم توی #سوراخ #تنگش جا دادم و همین طور که با انگشتام تند تند تلمبه میزدم ک*ص*ش*م #میخوردم که یهو تنش لرزید و با #جیغی #ارضا شد و آبش روی دهنم پاشید که منم یه #ک*ص #لیسی حسابی کردم واسش. مونا که روی من و کاناپه وا رفته بود توان حرکت کردن نداشت. وقتی کارم تموم شد از زیر بیرون اومدم و کنار سرش روی زمین نشستم و لباش و بوسیدم که #گازی از لبام گرفت که با درد گفتم: - #کبود میشه دیوونه. مونا بی حال گفت: خیلی خوب بود، مرسی #عشقم. لباش و #بوسیدم و گفتم: - قابل تو رو نداشت. از جاش بلند شد و نشست و دستش و باز کرد که منم رفتم توی #بغلش نشستم. پیشانیم و بوسید و با خنده گفت: - خوب راه افتادی. تو گلو خندیدم و گفتم: این خوبه یا نه؟ جوابم و نداد و در عوض گفت: - شدی مثل یه #ج*ن*د*ه واقعی. اما فقط واسه من. خندیدم و چیزی نگفتم و اونم دستش و توی موهام تکون میداد. - بریم #حموم؟ - اوووم اگه بریم اونجا هم باید یه دست #ب*گا*مت هااا، من تحمل ندارم با این وضعیت ببینمت و هیچ کار #نکنمت. نگاهی بهش انداختم و در عوض جواب دادن زیر بازوش و گرفتم تا کمکش کنم به #حموم بریم. 💋🔞💦 #پارت_واقعی #نبود_لفت_بده❌ #صحنه_دار🔞 #هات♨️🔥 https://t.me/joinchat/AAAAAEbhkGnpl-xYr7aVnw

Repost from N/a
#رمانی‌سراسر‌هیجان‌سکسی😍🙈 #معشوقه‌هات🙊 #لزبین‌و‌سکسی♨️😪 🔞🔞🔞🔞🔞 🔞🔞🔞🔞 🔞🔞🔞 🔞🔞 🔞 #part39 جلوی آینه ایستادم و مشغول گرفتن آب #موهام شدم و بعد از این که #تنم توسط #حوله خشک شد حوله ی #تن پوشم و در آوردم و گوشه ای انداختم. دستام و روی لبه ی میز گذاشتم و خم شدم و به خودم و بدن لختم از داخل آینه نگاه کردم. بدنم سفید بود و برق میزد موهای خیسم ریخته بود توی صورتم و تصویر توی آینه رو سک*سی تر کرده بود. با وسواس و حرارت کشوی لباس زیرام و باز کردم و مشغول پیدا کردن یه ست خوشگل از بینشون شدم. تصمیم داشتم یه رنگ خوب و مدل قشنگ بپوشم. یه لباس زیر ست مشکی انتخاب کردم. مدلش هم فوق العاده بود. شورتش و که دو وجب بیشتر نمیشد و پام کردم و سوتینم و هم تنم کردم و به خودم توی آینه خیره شدم. سشوار و توی برق زدم و مشغول خشک کردن موهام شدم. جوری موهام و خشک کردم که هنوز یکم نم داشته باشه و چهرم و دلنشین کنه. بعد از خشک کردن# موهام رفتم سر کمد لباسم تا یع لباس خوب انتخاب کنم. دو دل بودم که لباس تنم کنم یا نه اما می‌ترسیدم مامانم یهو سر برسه و اینجوری ببینه منو واسه همین یکی از تاب و شلوارک های# لختیم و که رنگش سفید بود و انتخاب کردم و پوشیدم. جلوی آینه ایستادم و به صورتم خیره شدم. نمی‌خاستم آرایش #غلیظ و زیادی بکنم برای همین فقط یه #رژ# قرمز# آتیشی یه لبام زدم. به خودم داخل آینه نگاه کردم خیلی #هوس انگیز شده بودم و خودم داشتم #شل می‌شدم. ادکلن 212 و برداشتم و خودم و باهاش دوش گرفتم و گوشیم و برداشتم و شماره ی مونا رو گرفتم. بعد از چند بوق گفت: الو جانم؟ - سلام کجایی مونا؟ - سر کوچتون عشقم. - تنهایی؟ - آره عزیزم بیا در و باز کن که رسیدم. - باشه فعلا. گوشیم و روی میز گذاشتم و از اتاق خارج شدم. مامان و دیدم که توی آشپزخونه مشغول ناهار درست کردن بود. همین طور که سمت آیفون میرفتم گفتم: مامان مونا اومده اینجا. باشه ای گفت و منم در و با دکمه ی روی آیفون باز کردم و جلوی در ایستادم. بعد از چند ثانیه در حیاط کاملا باز شد و مونا اومد داخل و در بست. به محض دیدن من از همین جا هم ستاره های توی #چشماش دیده میشد. دمپایی های جلوی در و پام کردم و چند قدم جلو رفتم. نزدیکم که شد یه #سوت بلند بالا زد و زیر لب گفت: چه کردی #توله. خودم و انداختم توی #بغلش و خودم محکم بهش چسبوندم و #بغل گوشش گفتم: #دلم واست تنگ شده بود. دستش و دور #کمرم انداخت و #باسنم و توی دستش گرفت و فشرد و گفت: منم دلم واست #تنگ شده بود #عشق #سک*سی من. دستش و کشیدم و گفتم: بیا بریم تو. با هم وارد خونه شدیم و مونا رو بعد از احوالپرسی با مامان کشیدم توی اتاقم و در و بستم. به محض بستن در مونا من و به دیوار تکیه داد سرش و توی #گردنم فرو کرد و #فوت کرد. که از #لذت و #شهوت به خودم #لرزید. دستم و توی #موهاش فرو کردم که بوسه ی ریز و داغی روی #گلوم نشوند و دستش و روی بدنم کشید و روی #ک*ص*م متوقفش کرد. مشغول نوازش #ک*ص*م شد و در همون حال گفت: دلم واسه #بدنت یه ذره شده بود. منم به #تبعیت ازش دستم و روی #ک*ص*ش گذاشتم و چشمام و #خمار کردم و گفتم: اوف فداتشم. بعد از چند ثانیه از هم جدا شدیم و مشغول در آوردن لباس های #مونا شدیم. خودش دکمه های مانتوش و بار میکرد و من نشستم پایین پاش و دکمه# شلوارش و باز کردم. دستام و دور رون های پاش #حلقه کردم و با #دندون شلوارش و پایین کشیدم که #ک*ص #تپلش زیر شرت توری سفیدش نمایان شد. از روی شرت زبونم و روش کشیدم که آهی کشید. سرم و بین پاش و روی# ک*ص*ش فشردم و عمیق بو کشیدم که دستش و توی #موهام فرو کرد و سرم و محکم به خودش چسبوند. لامصب #بویی میداد #بیهوشت میکرد. #محدودیت‌سنی‌داره🔞 #زود‌عضو‌شو‌که‌لینکش‌باطل‌میشه😈😋 https://t.me/joinchat/AAAAAEbhkGnpl-xYr7aVnw

Repost from N/a
باترس میرم عقبو میچسبم به درماشین. همونطور که داشت رانندگی میکرد نیم نگاهی بهم میندازه. _میخوای پیک رو رونه کنم؟ با ترس سرمو تکون میدم. _پس زود باش...شلوارت کنده باشه. زوددد.. با #گریه #شلوارمو درمیارم. _#شورتت هم دربیار🔞.خوبه..مانتوت رو یکمی جمع کن و پاهاتو باز کن...❌ _تورو خدا مردم میبینن دوباره میزنه تو دهنم و میگه:خفهههه... کاری که میگمو بکن.شیشه ها دودیه کسی نمیبینه زوددد.. با ترس یکمی پاهامو باز میکنم که چنگ میزنه به رون پام و صدای آخم بلند میشه. _چرا حرف گوش نمیدی؟؟ میگم پاهاتو باز کن. این اداها چیه هاانننن؟؟؟ _تو..تورو خدا.. ولم کن... تو..تو کی هستی؟؟ از کجا پیدات شد یهو؟ تو رو خدا .. اذ..یتم ..نک..نکن ❌ بدون توجه به زار زدنام با یه دستش فرمون رو گرفته بود و دست دیگه اش رو رسوند #لای_پام و گذاشت رو#شرمگاهم.🔞 ناخودآگاه پاهامو جفت کردم که صدای دادش تو ماشین پیچید... _مگه من با تو نیستم کره خرررر؟؟ باز کن تا همینجا جرت ندادمممم.🔞 از ترس یکمی پاهامو باز کردم. با دستش میکشید رو جای حساسم. https://t.me/joinchat/RpuebyqCO2tIFyqt #پارت۹ سرچ بزن نبود لفت بدع❌ پارت واقعی❌ از دستش نده💯https://t.me/joinchat/RpuebyqCO2tIFyqt

Repost from N/a
به زور منو برد داخل خونه و درم پشت سرش قفل کرد.❌ دستمو میگیره و میبرتم سمت مبل، با خونسردی میشینه رو مبلو منم رو پاهاش مینشونه.خیلی برام سخت بود بااون وضعیت جلوش وایسم اما چاره ای نداشتم. دستشو به پایین بولیزم میگیره و بولیز و سوتینمو درمیاره. 🔞 دستشو میگیرمو میخوام از پاش بلند شم که اجازه نمیده و میزنه تو دهنم.🚫❌ _نکنه میخوای سگ بشم؟؟ با چشمای اشکی نگاهش میکنم.اما اون بی توجه کامل لختم میکنه... 🔞 منو محکم نگه میداره و تلویزیون و روشن میکنه و شروع میکنه به تماشای تلویزیون. توهمین هین با دستاش بدنمو لمس میکرد.. حواسش به تلویزیون بود اما دستش رو روی #شرم*گاهم گذاشته بود و هی... مستاصل شده بود و از ترس نمیتونستم کاری کنم. به هق هق میافتم که میگه: هیششش.. الان داره دردت میاد؟؟؟چرا زر زر میکنی؟ _توروخدا ولم کن.چی میخوای تا بذاری برم؟هرچی بخوای بهت میدم. _کجا بری؟تو تا ابد جات بین دستای منه❌ #پسره_بخاطر_انتقام_دختره_رو_حامله_میکنه_پارت_واقعی_رمانه💯🔞 https://t.me/joinchat/RpuebyqCO2tIFyqt https://t.me/joinchat/RpuebyqCO2tIFyqt

Repost from N/a
وقتی #لباش رو دور آل.ت #محکم فشرد و آل.تس رو توی #دهنش بالا پایین کرد لبام رو محکم روی هم فشردم و از لذت# آهی عمیق کشیدم و #لب زدم.🍌💦🔥 - کیاااا...اوممم...#آههه... سیلی به هر دو #رون هام زد و گفت: - وقتی اینجور با شهوت صدام #میزنی نمیخوام یه لحظه هم ازت دل #بکنم توله ی شکلاتیم!🤤🍇 https://t.me/+3eTxhv8EGHNhZTY0

Repost from N/a
پسری که میخواست از مرز فرار کنه و گیر داعشی ها میوفته و رییسشون عاشقش میشه و مجبورش میکنه باهاش بخوابه و... 🔞🔥🩸🔞🔥🩸🔞🔥🩸🔞🔥🩸🔞🔥 یهو #برگردوندم... سریع #شلوارم رو #پاره کرد... از چونه ام گرفت و #لبام رو بلعید... نتونستم وقتی #گاز محکمی از شونه و #گردنم گرفت تحمل کنم... #نالیدم... #آه کشیدم... درد چنگی به #ملافه ی روی تشک انداختم!:/:( وقتی دستام رو بست... چون #پشتم بود چیزی نمیدیدم... اما حدس میزدم داره خودش رو آماده میکنه... وقتی اومد روم متوجه #تنه #برهنش شدم... و بدون هیچ وقفه ای تا #ته واردم شد... از شدت #شوک نه میتونستم حرکت کنم... نه میتونستم داد بکشم... #درد بود و درد... وقتی اولین #ضربه رو توم زد... 🔞🔥🩸🔞🔥🩸🔞🔥🩸🔞🔥🩸🔞🔥 مرد داعشی تشنه ی خون شکنجه اش میکنه❗️ https://t.me/+3eTxhv8EGHNhZTY0 https://t.me/+3eTxhv8EGHNhZTY0

Repost from N/a
وقتی ذهنت منحرفه و نمیشه کاری کرد🍌🔞💦😂🤦🏻‍♀️ https://t.me/+TM-pQ4tzfH81NzRl با دیدن میوه ها #چشمام برقی زد و یدونه موز برداشتم و رفتم #کنار سهیل نشستم🍌 بیتوجه به #اطرافم پوست موز و کامل کندم و طبق عادت بچگیم #مثل ابنبات کامل کردم #دهنمو درش اوردم 🍭👄 با صدای سرفه بلند آرمان ترسیده نگاهی بهش کردم که با چهره ی سرخ شده نگاهی بهم کرد با تعجب لب زدم: ×چیشدی؟ سریع خودش جمع و جور کرد و لب زد : +چه قشنگ میخوریش با چشمای درشت شده لب زدم:×چی! اشاره ایی به موز دستم کرد و چشمکی زد با این حرفش لبخند وا رفته ایی زدم و خودم و جمع و جور کردم و گازی به موزم زدم که با حرفش موز پرید تو گلوم و شروع کردم به سرفه کردن +بیا واس منم بخور 🔞💦 با خجالت نگاش کردم و لب زدم: ×بیشور نشو دیگه ♨️❗️ با تعجب نگاهی بهم کرد و#اشاره ایی به موزی که تو دستش بود #کرد و لب زد: +میگم بیا موز منم بخور بیشورم؟🍌🔞 به خاطر #سوتی که دادم خنده وا رفته ایی کردم و لب زدم: ×اهاا #اینو میگی نه مرسی 🔞🍌 چشماش شیطون شد و لب زد: +میخواستی جز #موز چیزی دیگه ایی باشه عزیزم!💦 با این حرفش جیغ خفه ایی کشیدم و......🔞 https://t.me/+TM-pQ4tzfH81NzRl بعضیا باید مغزاشونو با صابون شست😂😈🧼🚿🔞💦

Repost from N/a
طنز خونا بیاید ببینم 😌 َطنزترین رمان‌و براتون پیدا کردم 🤣 با هر پارتش شر❌تت جر می‌خوره 🤌🏼 https://t.me/+TM-pQ4tzfH81NzRl _حالا حرص نخور شیرت خشک میشه توله هام بیچاره میشن. با چشمایی که مطمئنم اندازه گردو شده بودن گفتم _ها! خیلی بی چشم و رویی پاشو از اتاق من بیرون ببینم پسره ی خل! بی توجه به حرفم روتختم دراز کشید و گفت _تو که اینقدر افاده میای یکم از خودت بگو ببینم چی داری! پوزخندی زدمو گفت _خوشگلم،جذابم،اهل مشروب و این چیزا نیستم،حتی یدونه دوست پسرم نداشتم خونه هیچ پسریم نرفتم و... وسط حرفم پرید و با خنده گفت _د آخه لامصب تو با اون سیبیلات بری خونه پسری مامان پسره برمیگرده میگه پسرم مگه نگفتم با این لات و لوطا نگرد... و بعد زدن این حرفش قهقه ای زد و خودشو کوبید رو تخت... https://t.me/+TM-pQ4tzfH81NzRl خواستگارم انقدر بی‌شعور آخه؟ 🤣🤣🤣 جوین‌شو از خنده بمیری 🤣🤣

Repost from N/a
با برادر ناتنی‌اش سک.س میکنه🤤👅🔥💦 یهو دیوید منو به #دیوار کوبوند و عصبی داد زد: - مگه بهت نگفته بودم جلو اونا انقدر #عشوه نیان دلت میخواد بدی چرا به #من نمیدی و میخوای با اون سگای #نجس سک.س #کنی؟😏🐶 دستشو پس زدم. - ولم کن روانی! تو #برادر منی بفهم! - نه بیبی من برادرت نیستم من #فا.کرتم من همونیم که قراره شب و روز زیرش #جر بخوری و #ناله کنی🤤🔥💦 تو باشگاه حشری میشه و برادرشو می‌کنه🍌💦 https://t.me/+kgyp6na-TXQ0MGVk

Repost from N/a
رمانی پر از صحنه های خشن و اسمات و هات! برادر ناتنیش رو برده خودش میکنه و هر شب باهاش بازی میکنه و میخوابه تا جایی که بیهوش میشه و... 💥💥💥🔞🔞🔞🔥🔥🔥🏳‍🌈🏳‍🌈🏳‍🌈 #پوزخندی زدم و خیره به #بتریه #الکل کنار #تخت به سمتش رفتم... خیره به حرکاتم بود که... یهو #کوبیدمش به دیوار و از وسط نصف شد خواست به سمتم گام برداره که #تیزی بتریه شکسته رو سمت #گردنم بردم و چشام رو بستم و گفتم: #جلو نیا...من تمومش میکنم و تو هم دیگه نمیتونی به #عذاب دادنم ادامه بدی! آروم و #جدی گفت: #تونی #بچه نشو تو حق نداری اینکار رو بکنی! #خندیدم و گفتم: تو هم حق نداشتی بهم #تجاوز بکنی و #خردم بکنی! 🔥🔥🔥🔞🔞🔞💥💥💥🌈🌈🌈 از برادر ناتنیش باردار میشه...😱👇❤️‍🔥 https://t.me/+kgyp6na-TXQ0MGVk https://t.me/+kgyp6na-TXQ0MGVk

Repost from N/a
توی دریاچه اونم توی جنگل سک*س می‌کنن💦⛔️♨️ یه نفر سک*سشون رو میبینه و مجبورشون می‌کنه سه نفری سکس کنن😱🔥🔞 ⚠️🔞⚠️🔞⚠️🔞⚠️🔞⚠️ دستم رو رسوندم به کیـ🍆ـرش که زیر #آب بود و حسابی #لیز شده بود، #فشارش دادم و توی گوشش #نالیدم - بُکنش توی #بهشت #داغ تشنه‌ام. با #شهوت لب زد: - می‌خوایش #جنده؟ #گازی از #لاله‌ی گوشش گرفتم و جواب دادم: - تا #خایه‌هات می‌خوام توی کصـ🍑ـم حسش کنم. منتظر حرف دیگه‌ای نموند و #وحشی تا ته #ک_م فرو کرد داخلم. #جیغ بلندی کشیدم که #یک‌دفعه یک نفر لخت با کیـ🍆ـر #شق شده پرید توی #دریاچه و گفت: - منم باید #کونش رو #جر بدم یک‌دفعه... https://t.me/+PD8Gydi3APwwZTc0 https://t.me/+PD8Gydi3APwwZTc0 دختره زیر هردوشون جر می‌خوره😨❌🔥 تا کسی ندیده با احتیاط وارد شو🚷⚠️