1 906
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
1 905
باید خودمان نوری بر تاریکیمان بتابانیم این را هیچکس دیگری برای ما انجام نخواهد داد؛
تردید نکن که نوری هست
شاید چندان نباشد که گفتهاند
اما آنقدر هست که از تاریکیات برآید...
1 905
ببار ای بارون ببار؛ با دلم گریه کن خون ببار…
در شبهای تیره چون زلف یار…
بهر لیلی؛ چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار؛ بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار… به یاد عاشقای این دیار
به کام عاشقای بی مزار؛ ای بارون…
ببار ای بارون ببار؛ با دلم گریه کن خون ببار…
در شبهای تیره چون زلف یار…
بهر لیلی؛ چو مجنون ببار ای بارون
1 905
راستش من خیلی کار دارم هنوز
خیلی چیزها هم برای
از دست دادن دارم
ولی اگه بهم بگن همین الان
میتونی چشماتو ببندی
و دیگه بیدار نشی
با آرامش تمام چشمامو میبندم.
1 905
میانه ی راه ایستاد و از خودش پرسید: یعنی تمام زندگی همین است؟
«همین تحمل کردن ها، صبر کردن ها و دوام آوردن های اجباری»
1 905
اینایی که تا استوری تلگرام فعال شد پریدن استوری گذاشتن، اینا یه لول خوبی از امید و زندگی رو هنوز دارن تو دلشون. هنوز با چیزای کوچیک ذوق میکنن.
1 905
اگه نمیتونید درس بخونید،
اگه خواب ندارید،
اگه نمیتونید کار کنید،
اگه تمرکز ندارید،
اگه نای بلند شدن ندارید،
اگه چند وقتیه از همه چی عقب موندید،
از “انسان” بودنه.
خودتون رو سرزنش نکنید.
1 905
اَمن باشید و قابل اعتماد
که اگر روزی تمامِ جهان برای آدمی سیاه شد
و امیدی اگر نبود
تنها قسمتِ روشنِ جهانش شما باشید
و روزنهی نور و امیدی شوید
در بینهایت تاریکی...
