1 906
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
1 906
ازم پرسید:جای مورد علاقت کجاست؟
گفتم:جای مورد علاقه ندارم.
آدم مورد علاقمو دارم؛
هرجا که با اون باشم اونجا میشه جای موردعلاقم.
1 906
تنها چیزی که این روزا
عمیقا بهش اعتقاد دارم اینه که:
هیچوقت هیچکس و نمیشه واقعا شناخت و در لحظه باید انتظار ضربه از هرکسی رو داشته باشی...
1 906
متاسفانه روانم دیگه یاری نمیکنه صبوری
کنم، تذکر بدم، یادآوری کنم یا قهر کنم که
باهام درست رفتار بشه، فقط حذف میکنم.
1 906
چه حوصلهای دارین برای تلافی!
به قول محمود درویش:
همین تو را بس که من دیگر تو را آنطور که میدیدم نمیبینم.
1 906
در زندگی، دیگر تقریبا هیچچیز را حس نمیکنم. نمیدانم چه سرم آمده. درد، اقتامگاه شده. درد روی درد. بی حسی به آنچه میگزد، میتوانی بفهمی؟
1 906
بدنم انقدر در حالت بقا بوده دیگه استرس و غم رو اونطور که باید حس نمیکنم، فقط نظارهگر و خشمگینم.
1 906
تا می تونيد تنها بمونيد؛
واقعا تنها بمونيد،
مگر اينكه يكى باشه كه از تنهايى تون
با ارزش تر باشه...
