- 𝑀𝑈𝐿𝑇𝐼 𝑝𝑢𝑟𝑝𝑜𝑠𝑒 -
رفتن به کانال در Telegram
821
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
یه چندبار که دلت بشکنه و بند بخوره میرسی به اونجا که حمید سلیمی میگه:
"نوشته بود: کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟
نوشتم: از جنگها برگشتهام، با زخمها و موی سپید
و یاد گرفتهام صبور باشم و به تماشا قانع."
نسل ما فکر میکنه اگه اهمیت نده خیلی جذابه، نه اینطور نیست تلاش کردن جذابه اهمیت دادن جذابه، وفادار موندن جذابه، امتحانش کن
کاش میشد یه هفته دور از هر چیز و هر کسی باشم یه جای ساکت یه خونه تو دل جنگل بدون هیچ فکری.
واقعیت اینه که هر محبتی به بقیه بکنی، قرار نیست بهت برگرده پس اگه کاری کردی برا دل خودت بکن و به حس خوبی که از خوشحال کردنشون میگیری قناعت کن منتظر جبران شدنش نباش.
فقط اونجا که شهریار میگه:
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد
دیوانه من میبینمش:)
بزرگترین باگ من اینه که وسط دعوا یا وقتی دارم یه چیزی رو توضیح میدم لبخند میزنم یا خندهم میگیره
بعد طرف فکر میکنه دارم دروغ میگم یا جدیش نگرفتم انسانی!؟ چه مرگت اخه!؟
