fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Evidence

Evidence

رفتن به کانال در Telegram

مرور سیستماتیک، جستجوی پیشرفته، آمار و روش تحقیق، مدیریت رفرنس و تولید محتوا ادمین: رسول معصومی @rasoul911 https://evidence.ir

نمایش بیشتر
6 020
مشترکین
+124 ساعت
+67 روز
+630 روز
جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+247
در 1 کانال‌ها
سپتامبر '260
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '260
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '260
در 13 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '260
در 15 کانال‌ها
Get PRO
مه '260
در 10 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+58
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+34
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+152
در 11 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+877
در 30 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+243
در 19 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+105
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+107
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+131
در 16 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+52
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+174
در 14 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+126
در 15 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+258
در 15 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+376
در 25 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+74
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+87
در 5 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+232
در 8 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+263
در 19 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+80
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+89
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+158
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+87
در 9 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+49
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+162
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+367
در 20 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+184
در 15 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+737
در 7 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+111
در 6 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+82
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+31
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+266
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+75
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+540
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 159
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
17 اکتبر+1
16 اکتبر+3
15 اکتبر+4
14 اکتبر+1
13 اکتبر+4
پست‌های کانال
قبلاً پستی تحت عنوان "اشتباه شایع در استفاده از گایدلاین PRISMA در مرورهای سیستماتیک" در کانال نوشته بودم. بطور خلاصه در آن پست آمده بود که:
بیانیه PRISMA یک گایدلاین گزارش‌دهی برای مرورهای سیستماتیک و متاآنالیزهاست، نه راهنمای طراحی یا اجرای آنها. اشتباه رایج این است که پژوهشگران می‌نویسند مطالعه، متاآنالیز یا جستجوی منابع «بر اساس PRISMA انجام شد»، در حالی‌که PRISMA فقط نحوه گزارش فرایند و نتایج را مشخص می‌کند. برای اجرای مرور سیستماتیک باید از منابعی مانند دستنامه کاکرین یا راهنمای JBI استفاده کرد. همچنین PRISMA-P مخصوص گزارش پروتکل مرورها و PRISMA-S برای گزارش جستجوست، نه انجام آنها. بنابراین عبارت درست این است که مرور «مطابق PRISMA گزارش یا آماده شده است». این خطا در مقالات زیادی دیده می‌شود.
جالب بود که تقریباً همین ایده به تازگی توسط Østengaard و همکارانش بصورت یک مقاله در مجله Cochrane Evidence Synthesis and Methods منتشر شده است. عنوان مقاله: PRISMA 2020 Is a Reporting Guideline for Systematic Reviews but Is Often Misused to Guide Review Content (Link) آن‌ها به‌طور تصادفی 200 مرور سیستماتیک منتشر شده بین سال‌های 2021 تا 2024 را که به PRISMA 2020 استناد کرده بودند بررسی کردند. سپس نحوه استفاده از PRISMA را در سه گروه استفاده صحیح، استفاده مبهم و استفاده نادرست طبقه‌بندی کردند. 📊 نتیجه قابل ‌توجه بود: 55.5 درصد مقالات، PRISMA 2020 را خارج از کاربرد اصلی آن استفاده کرده بودند؛ 24 درصد توضیح مبهمی داشتند و فقط 20.5 درصد آن را به‌درستی به‌عنوان یک راهنمای گزارش‌نویسی به کار برده بودند. نویسندگان قید کرده‌اند که PRISMA 2020 یک Reporting Guideline است، نه یک Methodological Guideline. یعنی به شما می‌گوید چه چیزهایی را درباره مرور سیستماتیک خود گزارش کنید، اما قرار نیست روش جست‌وجو، انتخاب مطالعات، استخراج داده یا ارزیابی ریسک سوگیری را تعیین کند. در جدول 1 مقاله، مثال‌هایی از استفاده صحیح، مبهم و نادرست آورده شده است. یک نکته دربارۀ عنوان مقاله:
در عنوان مقاله نوشته شده: Misused to Guide Review Content به نظرم باید نوشته می‌شد Conduct نه Content!
#systematic_review #PRISMA #reporting_guidelines 🆔 @irevidence

2
«تحریم» به ارسال مقالات رسید/ آخوندزاده: این دیگر تحریم علمی نیست، «جنگ علمی» است! این عنوان خبری است که خبرگزاری ایسنا در 21 شهریور 1405 منتشر کرده است و در سایت‌ها و خبرگزاری‌های دیگر هم خیلی وایرال شده است. دکتر آخوندزاده (معاون تحقیقات وزارت بهداشت) گفته: «برای مجله نوروسایکوبایولوژی مقاله‌ای آماده ارسال کردم. به محض آغاز ارسال مقاله، با این صفحه مواجه شدم که ایرانی‌ها و چند کشور دیگر به دلیل تحریم حتی نمی‌توانند از این داشبورد، به این مجله مقاله ارسال کنند.» وی سپس تصویری از شرکت Salesforce ارائه کرده مبنی بر این که به علت تحریم نمی‌توانیم به ایرانیان خدمات ارائه بدهیم. به ادعای دکتر آخوندزاده، امکان ارسال مقاله به این مجله وجود ندارد. وی آن را نه تحریم علمی، بلکه جنگ علمی نامیده است. رفتم بگردم ببینم اصل ماجرا چیست؟ مجله Neuropsychobiology متعلق به ناشر Karger ست. این ناشر برای ثبت‌نام و ارسال مقاله از زیرساخت شرکت Salesforce استفاده می‌کند. وقتی اکانت ایجاد می کنیم از مسیر آی پی این شرکت می‌گذرد و سپس ریدایکرت می شود به سایت ناشر. در حقیقت این مسیر تحریم شده است. اما در سایت مجله و ناشر هیچ پیامی پیدا نکردم مبنی بر اینکه مقالات ایرانیان را نمی‌پذیریم. در کل 22 مقاله از نویسندگان ایرانی در این مجله منتشر شده است که یکی از آنها در سال 2026 بوده است. من فیلترشکن را روشن کردم و رفتم بدون هیچ مشکلی اکانت جدید ایجاد کردم. حتی لیست دانشگاه‌های ایرانی و کشور ایران هم بود، آنها را انتخاب کردم. به صفحه سابمیت مقاله رسیدم و تا آن مرحله مشکلی نداشتم. (عکس پیوست را مشاهده کنید) این موضوع نشان می‌دهد مانع مشاهده‌شده ظاهراً به موقعیت جغرافیایی اتصال و محدودیت Salesforce مربوط است و به‌خودی‌خود اثبات نمی‌کند که Karger یا مجله Neuropsychobiology، نویسندگان یا مقالات ایرانی را تحریم کرده‌اند. برای اینکه مطمئن شویم این مجله و ناشر واقعاً مقالات ایرانی را دریافت و بررسی نمی‌کند، به جناب آقای دکتر آخوندزاده توصیه می‌کنم -حالا که دستنوشته آماده سابمیت دارند-این بار با فیلترشکن، ثبت‌نام و سابمیت را انجام دهند و منتظر نتیجه نهایی باشند. این بررسی صرفاً برای مجله Neuropsychobiology است و شامل سایر مجلات نمی‌شود. در اینکه برخی محدودیت‌ها برای نویسندگان ایرانی وجود دارد، شکی نیست. #publishing #sanction 🆔 @irevidence
4 941
3
▫️کشف یخ، تماشای یخ، یافتن یخ، اکتشاف یخ، پیدا کردن یخ، تماشای کشف یخ و ... رمان صد سال تنهایی که گابریل گارسیا مارکز به خاطر خلقِ آن، جایزه نوبل گرفت، با این جمله آغاز می‌شود: Muchos años después, frente al pelotón de fusilamiento, el coronel Aureliano Buendía había de recordar aquella tarde remota en que su padre lo llevó a conocer el hielo. مترجمان مختلفی این اثر را به فارسی ترجمه کرده‌اند، البته که ترجمه بهمن فرزانه معروف‌تر از بقیه است. در طاقچه 15 ترجمه مختلف را پیدا و مقایسه کردم. محمدرضا سحابی سال‌ها سال بعد، زمانی که سربازان جوخه‌ی آتش برای اجرای حکم در مقابل سرهنگ آئورلیانو بوئندیا صف کشیده بودند، وی بعد از ظهر روزی را به یاد آورد که پدرش او را برای یافتن یخ همراه خود برده بود. کاوه میرعباسی خیلی سال بعد، جلوی جوخه آتش، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا بی اختیار بعد از ظهر دوری را به یاد آورد که پدرش او را برد تا یخ را بشناسد. حبیب گوهری راد بعد از گذشت سال‌ها، زمانی که سرهنگ اورلیانو بوئندیا، در برابر سربازانی که حکم تیربارانش را داشتند ایستاده بود، خاطرات دوری را به خاطر آورد که پدرش او را به تماشای قالب یخ برده بود. بهمن فرزانه سال‌ها سال بعد، هنگامی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، در مقابل جوخۀ اعدام ایستاده بود، بعد از ظهر دور دستی را به یاد آورد که پدرش او را به کشف یخ برده بود. اسماعیل قهرمانی‌پور سال‌ها بعد، وقتی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در مقابل جوخه‌ی آتش قرار گرفت، آن بعد از ظهر دوردستی را به یاد آورد که پدرش او را برای یافتن یخ برده بود. زهره روشنفکر بعد از گذشت سال‌های طولانی، هنگامی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا مقابل گروهی از سربازان جوخه اعدام قرار گرفت تا حکم مرگ را در موردش اجرا کنند، به یاد عصر یک روز افتاد که با پدرش برای اکتشاف یخ رفته بود.   رسول اکبری پس از گذشت سال‌های سال زمانی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، در مقابل جوخه اعدام در انتظار فرمان آتش بود به یاد گذشته‌هایش افتاد، وقتی که برای پیدا کردن یخ در بعد از ظهری زیبا همراه پدرش به دهکده ماکوندو رفت. رضا دادویی سال‌های سال بعد، وقتی سرهنگ آئوره‌لیانو بوئندیا، روبروی سربازان جوخه آتش که قرار بودن تیربارانش کنند ایستاد بود، آن بعد از ظهر دوری را به یاد آورد که پدرش او را به مراسم کشف یخ برده بود. سحر عزتی پس از گذشت سال‌ها، سرهنگ اورلیانو بوئندیا، در حالی که در برابر جوخه آتش ایستاده بود، بعد از ظهری را به یاد می‌‌آورد که پدرش او را برای تماشای یخ با خود برده بود. محمد صادق سبط‌الشیخ س از گذشت سال‌ها، وقتی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، در مقابل سربازانی ایستاده بود که حکم اعدامش را داشتند، خاطرات دوری را به یاد آورد. خاطره روزی که پدرش او را به تماشای صخرۀ یخ برده بود. سمانه دلاوری سال‌ها بعد، هنگامی که در برابر جوخۀ اعدام ایستاده بود، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا به آن عصر دوردست بهاری به خاطر آورد که پدرش دستش را گرفت و برای کشف یخ با خود برد. احسان بابایی‌فر سال‌ها بعد، هنگامی کلنل آئورلیانو بوئندیا روبروی سربازانی که قرار بود تیربارانش کنند، ایستاده بود، عصر یک روز در سال‌های گذشته را بیاد آورد که پدرش او را برای کشف یخ برده بود. جهانپور ملکی‌الموتی چندین سال بعد، زمانی که کلنل آئورلیانو بوئندیا روبروی سربازانی که قرار بود تیربارانش کنند، ایستاده بود، بعد از ظهر دوردستی را که پدرش او را برای کشف یخ برده بود، از خاطر گذراند. پریزاد خضری و حسین دهقانی سال‌ها بعد، وقتی سرهنگ آئورلیانو بوئندیا در برابر جوخۀ اعدام ایستاد بود، به روزی دور و خاطره‌ای فراموش نشدنی فکر می‌کرد، همان‌روزی که پدرش او را برای نخستین بار به تماشای کشف یخ برده بود. کیومرث پارسای چندین و چند سال بعد، در لحظاتی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، در برابر جوخه‌ اعدام ایستاده و در انتظار فرمان آتش بود، به یاد گذشته‌ی دور افتاد، هنگامی که برای تماشای مراسم کولی‌ها در مورد یافتن یخ در یک بعدازظهر زیبا همراه با پدرش، به دهکده‌ی ماکوندو رفت. هیچ وقت با کشف یخ راحت نبودم. چرا باید یخ را کشف کنند؟ مشکل را ChatGPT حل کرد: سال‌ها بعد، در برابر جوخهٔ اعدام، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا آن بعدازظهر دوردست را به یاد می‌آورد که پدرش او را برده بود تا با یخ آشنا شود. یکی از معانی کلمه conocer در زبان اسپانیایی، برای نخستین بار دیدن، تجربه کردن و آشنا شدن است. پدرش او را برده بود تا برای اولین بار یخ را ببیند. کاوه میرعباسی درست درک کرده. خضری و دهقان هم ترجمه کرده‌اند: تماشای کشف یخ. یعنی عده‌ای داشتند یخ را کشف می‌کردند و بوئندیا و پدرش رفته بودند برای تماشا! ‏LLM‌ها در ترجمه، خیلی توانمند شده‌اند. ترکیب ترجمه AI + چک نهایی توسط مترجم حرفه‌ای شاید آینده ترجمه باشد. #AI 🆔 @irevidence
4 252
4
▫️داستان روایی محتوا: از CVR لاوشه تا نظریات جدید در پست قبلی چند سؤال مطرح کردم و راستش خودم را گرفتار کردم! قرار بود در پست بعدی پاسخی کوتاه به آن‌ها بدهم، اما وقتی دنبال مستندات و منابع بیشتر رفتم، حاصل کار یک فایل PDF سی‌وشش‌صفحه‌ای شد؛ البته اعتراف می‌کنم که حاشیه‌های صفحات کمی بازتر و فاصله سطرها هم بیشتر از حد معمول است! بحث را از مقاله لاوشه آغاز کرده‌ام: اینکه این مقاله در چه فضای فکری و حرفه‌ای نوشته شد، لاوشه با چه مسئله‌ای روبه‌رو بود و چرا CVR را پیشنهاد کرد. سپس نحوه محاسبه این نسبت و جدول شماره ۱ مقاله را توضیح داده‌ام. پس از آن، به نقدهایی پرداخته‌ام که طی سال‌های بعد بر CVR وارد شده است؛ بخشی که برخلاف انتظارم، حسابی مفصل و پُروپیمان شد. در ادامه نیز CVI به معنای امروزی آن و برخی روش‌های جایگزین را معرفی کرده‌ام. در بخش دیگری از فایل، با استفاده از آمار و اطلاعات اسکوپوس، میزان استفاده از CVR در پژوهش‌های ایرانی را بررسی کرده‌ام و در نهایت به این سؤال رسیده‌ام: چرا CVR در ایران تا این اندازه محبوب است؟ برای این محبوبیت دلایلی مطرح کرده‌ام؛ اما حرف اصلی را در پایان مطلب زده‌ام: شاید مسئله مهم‌تر از انتخاب بین CVR، CVI و شاخص‌های دیگر، این باشد که باید نگاهمان را به مفهوم «روایی» تغییر دهیم. به‌نظر می‌رسد در بسیاری از پژوهش‌های ما هنوز برداشت سنتی از روایی حاکم است؛ برداشتی که روایی محتوا، روایی سازه، روایی ملاکی و مانند آن‌ها را انواعی جداگانه می‌داند که باید یکی‌یکی «تأیید» شوند. در دیدگاه‌های معاصر، روایی مفهومی واحد تلقی می‌شود و مسئله اصلی، گردآوری و یکپارچه‌سازی شواهدی است که از تفسیر و کاربرد موردنظر نمرات پشتیبانی می‌کنند. اگر فرصت و علاقه داشتید، خوشحال می‌شوم فایل را بخوانید و هر نقد، پیشنهاد یا نکته‌ای  دارید، در بخش دیدگاه‌های همین پست یا به‌صورت خصوصی برایم ارسال کنید. شاید با بازخوردهای شما و اصلاحاتی که در ادامه انجام می‌شود، بتوانیم در آینده این نوشته را به یک راهنمای آموزشی دقیق‌تر و مفیدتر تبدیل کنیم. #validity #Research 🆔 @irevidence
3 810
5
▫️نسبت روایی محتوا: عشق پژوهشگران ایرانی لاوشه در سال ۱۹۷۵، نسبت روایی محتوا (Content Validity Ratio) یا همان CVR را برای کمی‌سازی روایی محتوا مطرح کرد. در کنار آن، از شاخص روایی محتوا (Content Validity Index) یا CVI هم صحبت کرد. درباره این شاخص‌ها بعداً توضیح میدم؛ فعلاً بریم سراغ یک یافته جالب. رفتم سراغ دیتابیس Scopus و هرکدام از این دو شاخص را جداگانه جست‌وجو کردم. در جست‌وجوی سوم هم دنبال مقالاتی گشتم که هر دو را با هم به کار برده‌اند. اول CVR: ABS("Content Validity Ratio") این عبارت در چکیده ۱۶۷۱ رکورد دیده می‌شود. ایران با ۸۵۶ رکورد (بیش از ۵۱٪) با اختلاف در رتبه اول است. بعد از ایران، هند با ۱۲۵، آمریکا با ۱۲۴، کره جنوبی با ۱۰۹ و برزیل با ۹۳ رکورد قرار دارند. حالا CVI: ABS("Content Validity Index") از ۶۸۳۱ رکورد، ایران با ۱۰۳۲ رکورد (بیش از ۱۵٪) باز هم رتبه اول را دارد. برزیل (۱۰۰۴)، چین (۹۴۹)، آمریکا (۷۵۰) و ترکیه (۵۶۵) در رتبه‌های بعدی‌اند. البته CVI امروزی با آنچه لاوشه مطرح کرده تفاوت‌هایی دارد که بعداً به آن می‌پردازم. اما بخش جالب‌تر، جست‌وجوی همزمان این دو شاخص است: ABS("Content Validity Index" AND "Content Validity Ratio") از ۱۰۲۷ رکورد بازیابی‌شده، ۷۳۳ رکورد (بیش از ۷۱٪) متعلق به ایران است! بعد از ایران و با فاصله‌ای چشمگیر، آمریکا (۵۸)، مالزی (۴۹)، هند (۴۷) و استرالیا (۴۶) قرار دارند. حالا سؤال جالب اینجاست: چرا پژوهشگران ایرانی این‌قدر به این دو سنجه، بخصوص CVR، علاقه دارند؟ آیا این شاخص‌ها هنوز در پژوهش‌های روز دنیا جایگاه و اعتبار دارند؟ چه شاخص‌های جایگزینی برایشان وجود دارد؟ در پست دیگری سعی می‌کنم به این سؤال‌ها پاسخ بدم. #Research #my_discovery 🆔 @irevidence
4 543
6
▫️اصول نگارش علمی و انتشار آثار زیست‌پزشکی: راهنمای سردبیران JAMA برای نویسندگان عنوان انگلیسی: Principles of Scientific Writing and Biomedical Publication: A JAMA Editors Guide for Authors راستش یه کم عجیب است که کتابی به این خوبی در سال ۲۰۲۴ منتشر شده و من تازه دارم باهاش آشنا می‌شوم! کافیست چند پاراگراف اول فصل اول را بخوانید تا کیفیت بالای کار دستتان بیاید. این کتاب یک راهنمای کاملاً کاربردی برای تقریباً تمام مسیر تبدیل یک پژوهش به مقاله چاپ‌شده است؛ از شکل‌دادن به استدلال علمی و نوشتن مقاله گرفته تا انتخاب مجله، ارسال مقاله، فرآیند داوری، پاسخ‌دادن به داوران و در نهایت انتشار. هدفش هم فقط آموزش انگلیسی آکادمیک نیست، بلکه می‌خواهد نشان بدهد یک مقاله‌ علمیِ قابل‌چاپ از نگاه سردبیرها دقیقاً چه شکلی باید باشد. چیزی که این کتاب را متفاوت می‌کند همین نگاه سردبیری آن است. نویسندگانش سردبیران فعلی یا سابق مجلات مهم زیست‌پزشکی هستند، از جمله JAMA و مجلات شبکه JAMA، یا افرادی با تجربه‌ی طولانی در حوزه‌ نشر زیست‌پزشکی. کتاب ۴۱ فصل دارد و روی‌هم‌رفته نویسندگانش سابقه‌ خیلی زیادی در چاپ مقاله و سردبیری مجلات علمی دارند. به نظر من ارزش اصلی کتاب این است که سه موضوعی را که معمولاً جدا از هم آموزش داده می‌شوند، یک‌جا کنار هم گذاشته: نگارش علمی (Scientific Writing)، فرآیند انتشار (Publication Process)، و اخلاق نشر (Publication Ethics). یعنی خواننده فقط یاد نمی‌گیرد چطور جمله‌ها یا بخش Discussion را بهتر بنویسد، بلکه می‌فهمد سردبیر و داور وقتی دارند مقاله را داوری می‌کنند دقیقاً دنبال چه چیزهایی هستند. یک نکته‌ خوب دیگر این‌ است که کتاب فقط روی "چطور بنویسیم" تمرکز نکرده. مثلاً فصل‌های مجزایی دارد درباره‌ انتخاب مجله، پرهیز از اغراق در بیان نتایج، استفاده از جدول و شکل، پاسخ‌دادن به داوران، مشکلاتی که سردبیرها ازشان بیزارند، معیارهای نویسندگی، سرقت علمی، تعارض منافع، و پری‌پرینت. تازه نگم برایتان که بصورت اوپن اکسس و رایگان توسط انتشارات آکسفورد منتشر شده است. این یعنی نور ‌علی ‌نور! 🔗 برای دانلود به این لینک مراجعه کنید: https://academic.oup.com/book/58841 #book #academic_writing #publishing  🆔 @irevidence
7 548
7
▫️تعلیق قضاوت جان دیویی (1859-1952)، یکی از برجسته‎ترین فیلسوفان قرن بیستم در آمریکا و از پیشگامان مکتب عمل‌گرایی، تعبیری دارد به این مضمون که تعلیق قضاوت (suspended judgment) جوهر و اساس تفکر نقادانه است. از نظر او، آموزش‌وپرورش باید عادتِ تعلیق قضاوت، شک‌ورزی و طلبِ شواهد را در انسان پرورش دهد. منظور از تعلیق قضاوت این نیست که اساساً قضاوت نکنیم؛ بلکه این است که در داوری شتاب نکنیم. قضاوت را تا زمانی که مسئله را به‌قدر کافی بررسی نکرده‌ایم و شواهد و مدارک مرتبط را نسنجیده‌ایم، به تعویق بیندازیم؛ تا سرانجام به یک داوری سنجیده‌تر، مستدل‌تر و متکی بر شواهد برسیم. واقعاً اکثرمان، افراد یا مسائل را خیلی سریع داوری می‌کنیم و حکم هم صادر می‌کنیم. نمونه‌اش خود من. در پستی تحت عنوان فاصله بین ادعا و عمل در اشتراک‌گذاری داده‌های پژوهشی اشاره کردم که به نویسنده یک مقاله ایمیل زده بودم تا کدهای برنامه‌شان را در اختیارم قرار بدهند. چون خودشان گفته بودند ایمیل بزنید، ارسال می‌کنیم. من دو هفته منتظر ماندم ولی ارسال نکردند و آن پست را نوشتم. اما ظاهراً قضاوت عجولانه‌ای کردم و قضاوت را تأخیر نینداختم. امروز ایمیل‌شان را دریافت کردم. بخاطر دیر پاسخ دادن، عذرخواهی کرده بود. چون کدها هم بصورت کامل در گیت‌هاب منتشر شده بود، بنابراین لینکش را فرستاد. از این‌که قضاوت زودهنگامی در خصوص این نویسندگان داشتم، شرمنده شدم. رفتم دانلود و نصب کردم. دنگ و فنگِ زیادی داشت. یک پیش‌نیاز اختیاری بالای 10 گیگاباتی هم باید دانلود می‌کردم که از خیرش گذشتم. رفرنس‌های برخی PDF ها را نمی‌تواند استخراج کند تا آنها را راستی‌آزمایی نماید. در کل خوشم نیامد. به نظرم اگر قرار است رفرنس‌های مقالات، راستی‌آزمایی شوند از همان LLM‌ها می‌توان کمک گرفت. این هم لینکش: https://github.com/Noise477/Claricite  🆔 @irevidence
3 211
8
▫️مترجم ChatGPT قبلاً باید پرامپت می‌دادیم تا ChatGPT متنی را ترجمه کند. اما به‌تازگی سرویس مترجم‌اش راه افتاده که شبیه Googl
▫️مترجم ChatGPT قبلاً باید پرامپت می‌دادیم تا ChatGPT متنی را ترجمه کند. اما به‌تازگی سرویس مترجم‌اش راه افتاده که شبیه Google Translate است. یعنی هر متنی را بدید، بصورت بلادرنگ و بدون نیاز به پرامپت، سریعاً به زبان مقصد ترجمه می‌کند. بیش از 40 زبان را پشتیبانی می‌کند که خوشبختانه یکی از آن‌ها زبان فارسی است. 🔗برای استفاده به لینک زیر بروید: https://chatgpt.com/translate/ #AI #ChatGPT #translation 🆔 @irevidence
4 462
9
▫️فیلم ضبط شده وبینار غربالگری، استخراج داده و ارزیابی خطر سوگیری با Rayyan این وبینار در 11 مرداد 1405 برگزار شد. فیلم آن ضب
▫️فیلم ضبط شده وبینار غربالگری، استخراج داده و ارزیابی خطر سوگیری با Rayyan این وبینار در 11 مرداد 1405 برگزار شد. فیلم آن ضبط شد و مورد ویرایش قرار گرفت. اگر دوست داشتید می‌توانید از طریق لینک زیر تهیه فرمایید. https://pay.evidence.ir/link/776594 مدت زمان فیلم: 1 ساعت و 34 دقیقه حجم: 536 مگابایت نمونه کیفیتِ فیلم ضبط شده را می‌توانید مشاهده کنید. 🎁 کد تخفیف 15 درصدی برای 5 نفر اول: rayyan15 #rayyan 🆔 @irevidence
3 658
10
▫️توئیکینگ: خطرناک‌ترین نوعِ تقلب علمی دانشگاه MIT به تازگی کتابی را منتشر کرده که نگاه جدیدی دارد به مقوله تقلب در پژوهش و بحران اعتبار علم. این کتاب را Thomas Plümper و Eric Neumayer نوشته‌اند: The Credibility Crisis in Science: Tweakers, Fraudsters, and the Manipulation of Empirical Results   دو نوع تقلب در پژوهش وجود دارد که خیلی آشکار و واضح هستند و در غیراخلاقی بودن آنها شکی نیست. یکی داده‌سازی (Data Fabrication) است؛ یعنی ساختن داده‌هایی که اصلاً وجود ندارند و دیگری دستکاری داده‌ها (Data Manipulation)؛ یعنی داده وافعی وجود دارد ولی پژوهشگر آنها را تغییر می‌دهد تا نتیجه دلخواهش حاصل شود. اما نویسندگان، Tweaking را نوع سوم و البته خطرناک‌ترین نوع تقلب می دانند. یک پژوهشگر در Tweaking، بدون اینکه که داده‌ها را بطور مستقیم تغییر دهد، می‌آید طراحی پژوهش یا مدل آماری را طوری تغییر می‌دهد که نتیجه دلخواهش بدست آید. حذف داده‌های نامناسب، تغییر تعریف متغیرها، انتخاب زیرنمونه خاص، اضافه یا حذف متغیرهای کنترل، آزمودن مدل‌های متعدد و انتشار فقط نتایج معنادار، همگی می‌توانند نتیجه را تغییر دهند. همچنین پژوهشگر ممکن است پس از مشاهده داده‌ها، فرضیه‌ای بسازد، اما در مقاله وانمود کند که فرضیه از ابتدا وجود داشته است؛ رفتاری که HARKing نام دارد (Hypothesizing After Results are Known). هدف اصلی معمولاً افزایش معنی‌داری آماری، بزرگ‌تر شدن اندازه اثر و تأیید فرضیه پژوهشگر است پژوهشگران ممکن است برای کسب منافع شخصی مانند چاپ مقاله بیشتر، چاپ در مجلات معتبرتر، افزایش استناد، گرفتن گرنت، ارتقای شغلی، افزایش حقوق و شهرت علمی دست به توئیک بزنند.   چرا توئیک خطرناک‌تر است؟ چون بسیار رایج‌تر است، کشف آن بسیار دشوار است، معمولاً مجازاتی ندارد و ظاهر آن کاملاً علمی است. به همین دلیل نویسندگان معتقدند: بزرگ‌ترین تهدید برای اعتبار علم، توئیک است؛ نه داده‌سازی. تعریف تقلب علمی از نگاهی دیگر نویسندگان تعریف دیگری از تقلب علمی ارائه می‌دهند که متفاوت از تعاریف موجود است: تقلب علمی یعنی هر گونه دستکاری عمدی نتایج آماری برای کسب منفعت پژوهشگر. بنابراین معیار اصلی قصد است، نه نوع روش.     عناوین بخش‌ها و فصول کامل کتاب در ادامه آمده است. بخش سوم کتاب، در خصوص مقابله با تقلب است که راهکارهای مفیدی را ارائه کرده است. راه‌حل محوری نویسندگان، شفافیت است: انتشار داده خام، کد تحلیل، روش‌ها و تمام تصمیم‌های پژوهشی. هر پژوهش باید از سه جهت ارزیابی شود: بازتولیدپذیری با همان داده و کد (Reproducibility)، تکرارپذیری با داده‌های جدید (Replicability)، و استحکام (Robustness Test) در برابر تغییرات منطقی مدل. بخش اول: آیا علم دچار بحران شده است؟ ۱. سلامت پژوهش (Scientific Integrity) و نارضایتی‌های پیرامون آن ۲. انگیزه‌های متقلبان ۳. نوکِ نوکِ کوه یخ ۴. عوامل کشف تخلف بخش دوم: درجات آزادی پژوهشگر (Researcher Degrees of Freedom) ۵. توئیکینگ در تحلیل داده‌های مشاهده‌ای ۶. توئیکینگ در طرح‌های پژوهش تجربی ۷. توئیکینگ در مدل‌های علّی بخش سوم: مقابله با تقلب ۸. سیاست‌های بازدارندگی ۹. برنامه‌های پیشگیری ۱۰. راهبردهای کشف ۱۱. دو گام به پیش ۱۲. و یک گام به عقب #research_ethics #research_misconduct #book 🆔 @irevidence
10 054
11
▫️بر اساس نتایج به‌دست‌آمده با جست‌وجوی استراتژی زیر در اسکوپوس: TITLE-ABS-KEY ("Based on the obtained results") تعداد 7784 رکورد بازیابی می‌شود که 1488 مورد (حدود 20 درصد) آن به نویسندگان ایرانی تعلق دارد. پس از ایران، کشورهای لهستان با 824 رکورد، چین با 674، روسیه با 636، هند با 366، صربستان با 307 و ژاپن با 289 رکورد در رتبه‌های بعدی قرار دارند. اما نکته زبانی چیست؟ در بافت پژوهشی، واژه results معمولاً به یافته‌ها یا داده‌هایی اشاره می‌کند که از اجرای روش پژوهش و تحلیل داده‌ها به دست آمده‌اند. بنابراین، obtained در عبارت Based on the obtained results اطلاعات تازه‌ای اضافه نمی‌کند و تا حدی حشوآمیز است؛ چون از خودِ واژه results و بافت مقاله مشخص است که این نتایج به دست آمده‌اند. به‌جای آن می‌توانیم از عباراتی مثل این‌ها استفاده کنیم: Based on these results … Based on the results … The results indicate that … The findings suggest that … These findings show that … البته این عبارات همیشه از نظر ساختار و معنا کاملاً جایگزین هم نیستند. مثلاً Based on these results یعنی "بر اساس این نتایج"، اما The results indicate that یعنی "نتایج نشان می‌دهند که…". اما نمودار پیوست را ببینید. سال ۲۰۲۳ اوج استفاده از این عبارت در مقالات ایرانی بوده است؛ اما در سال‌های ۲۰۲۴، ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، کاربرد آن افت چشمگیری پیدا کرده است. احتمالاً یکی از علل این کاهش، رواج استفاده از مدل‌های زبانی بزرگ برای ترجمه فارسی به انگلیسی است. چون این مدل‌ها معمولاً این نکته زبانی را رعایت می‌کنند. چندین پست از این جنس، قبلاً در این کانال ارسال شده است که با دنبال کردن هشتگ #my_discovery می‌توانید به آن‌ها دسترسی داشته باشید. این‌ها مهم‌ترین کشفیات زندگی‌ام هستند! #my_discovery #academic_writing 🆔 @irevidence
3 573
12
▫️فاصله بین ادعا و عمل در اشتراک‌گذاری داده‌های پژوهشی مقاله‌ای از مجله JASIST می‌خواندم که درباره طراحی ابزاری برای شناسایی رفرنس‌های جعلی تولیدشده توسط مدل‌های زبانی بزرگ بود و نویسندگان ادعا کرده بودند که دقت ابزارشان خیلی بالاست. در بخش Data Availability Statement هم نوشته بودند: The reference verification application and source code can be downloaded from https://claricite.com رفتم آن سایت، دیدم نوشته‌اند فعلاً در حال اصلاحش هستیم و بعداً دوباره در دسترس قرارش می‌دهیم. البته گفته بودند اگر کسی خواست، ایمیل بزند تا نسخه پیش‌انتشار (Pre-release) را همراه با مستندات در اختیارش بگذارند. من هم ایمیل زدم، ولی هنوز هیچ پاسخی نگرفته‌ام. این ماجرا من را یاد مقاله‌ای در Journal of Clinical Epidemiology انداخت: Many researchers were not compliant with their published data sharing statement: a mixed-methods study (Link) در این پژوهش، محققان به ۱۷۹۲ نویسنده ایمیل زدند؛ به همان نویسندگانی که در مقاله‌شان نوشته بودند اگر درخواست بدهید، داده‌های پژوهش را در اختیارتان قرار می‌دهیم. اما نتیجه واقعاً جالب بود: ۸۱٫۵ درصد (۱۴۶۱ نفر) اصلاً هیچ پاسخی ندادند. ۴٫۳ درصد (۷۷ نفر) ایمیلشان برگشت خورد. فقط ۱۴٫۲ درصد (۲۵۴ نفر) به ایمیل پاسخ دادند. از بین همین ۲۵۴ نفر هم فقط ۱۲۳ نفر داده‌ها را ارسال کردند و ۱۳۱ نفر با وجود پاسخ دادن، داده‌ای در اختیار پژوهشگران نگذاشتند. یعنی در نهایت، حدود ۹۳٪ از نویسندگان یا اصلاً به ایمیل پاسخ ندادند، یا پاسخ دادند اما داده‌ها را ارسال نکردند. بنابراین، صرف نوشتن یک Data Availability Statement در مقاله، هیچ تضمینی برای اشتراک‌گذاری واقعی داده‌ها نیست. گاهی بین آنچه در مقاله نوشته می‌شود و آنچه در عمل اتفاق می‌افتد، فاصله قابل‌توجهی وجود دارد. به نظر می‌رسد بحران شفافیت داده‌ها جدی‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم. #Research 🆔 @irevidence
4 546
13
🔘 عنوان وبینار: غربالگری، استخراج داده و ارزیابی خطر سوگیری با Rayyan ⌛️ تاریخ برگزاری: یکشنبه 11 مرداد 1405 ⏰ ساعت برگزاری:
🔘 عنوان وبینار: غربالگری، استخراج داده و ارزیابی خطر سوگیری با Rayyan ⌛️ تاریخ برگزاری: یکشنبه 11 مرداد 1405 ⏰ ساعت برگزاری: 17:30 تا 19:30 👨🏻‍🏫 مدرس: رسول معصومی آخرین بار در ۲۵ خرداد ۱۴۰۳ وبیناری با عنوان «غربالگری آسان مقالات با سامانه Rayyan» برگزار کردم. طی بیش از دو سال گذشته، این سامانه پیشرفت‌های چشمگیری داشته است. Rayyan اکنون علاوه بر غربالگری مقالات، از دو مرحله مهم دیگر در مرورهای نظام‌مند، یعنی استخراج داده‌ها و ارزیابی خطر سوگیری (فعلاً برای ابزار RoB 2) نیز پشتیبانی می‌کند. همچنین قابلیت‌ها و امکانات متعددی به آن اضافه شده که مهم‌ترین آن‌ها، بهره‌گیری از هوش مصنوعی در بخش‌های مختلف این سامانه است. در این وبینار، ضمن آشنایی با قابلیت‌های جدید Rayyan، به‌صورت عملی با امکانات آن برای غربالگری، استخراج داده‌ها و ارزیابی خطر سوگیری آشنا خواهیم کرد و نکات و ترفندهای کاربردی استفاده از این سامانه را یاد خواهیم گرفت. به‌روزرسانی (11-5-1405) مهلت ثبت‌نام تمام شد. اگر نتوانستید در وبینار شرکت کنید، بجای آن می‌توانید فیلم ضبط شده را تهیه کنید که بعداً اطلاع‌رسانی خواهد شد. 🆔 @irevidence
4 162
14
▫️دوازده نکته برای آموزش مهارت‌های پژوهشی در عصر هوش مصنوعیِ عامل‌محور: راهنمایی برای مدرسان حرفه‌های سلامت مقاله زیر در 7 جولای 2026 در مجله Medical Teacher منتشر شده است: Twelve tips for teaching research skills in the age of agentic AI: A guide for health professions educators متن کامل را در پیوست این پست بخوانید و اما خلاصه‌ای از 12 نکته:    1. فرض را بر این بگذارید که دانشجویان از AI استفاده می‌کنند؛ به‌جای ممنوعیت، استفاده از آن را در قالب چارچوب‌های مشخص سامان‌دهی کنید. شواهد نشان می‌دهد بسیاری از دانشجویان از AI استفاده می‌کنند. بنابراین، به جای منع کامل، باید مشخص شود کدام فعالیت‌های پژوهشی با کمک AI مجاز است، کدام مهارت‌ها ابتدا باید بدون AI آموخته شوند و دانشجو چگونه استفاده از AI را مستند و راستی‌آزمایی کند.    2. چشم‌انداز هوش مصنوعی در پژوهش را برای دانشجویان ترسیم کنید. دانشجویان باید بدانند AI از ابزارهای کمکی ساده تا عامل‌های خودمختار را دربرمی‌گیرد. همچنین لازم است تفاوت بین کارهایی که AI به‌خوبی انجام می‌دهد و وظایفی که همچنان به قضاوت، تجربه و تعامل انسانی نیاز دارند را بشناسند.    3. چارچوبی برای سطوح مختلف نظارت انسان بر AI آموزش دهید. به دانشجویان بیاموزید که برخی وظایف هرگز نباید به AI واگذار شوند، برخی نیازمند بررسی مداوم انسان هستند (human-in-the-loop) و در برخی موارد تنها نظارت کلی کافی است (human-on-the- loop). بدون درک یک فرایند، نظارت مؤثر بر عملکرد AI نیز امکان‌پذیر نیست.    4. درباره خطر "دید تونلی پژوهشی" ناشی از AI هشدار دهید. هوش مصنوعی ممکن است منابع جعلی، تحلیل‌های نادرست یا متن‌های روان اما فاقد استدلال علمی تولید کند. همچنین معمولاً پژوهش را به سمت موضوعات داده‌محور سوق می‌دهد و مسائل انسانی، اخلاقی و عدالت سلامت را کمتر مورد توجه قرار می‌دهد.    5. تدوین سؤال پژوهش و اخلاق پژوهش را به‌عنوان مهارت‌های غیرقابل واگذاری حفظ کنید. انتخاب اینکه چه سؤالی ارزش تحقیق دارد و تصمیم‌گیری درباره ملاحظات اخلاقی، حریم خصوصی، رضایت آگاهانه و پیامدهای پژوهش باید همواره بر عهده پژوهشگر باشد؛ AI فقط می‌تواند در نگارش یا سازمان‌دهی این موارد کمک کند.  6. تفسیر آماری را مهم‌تر از انجام محاسبات بدانید. با توجه به اینکه AI می‌تواند بسیاری از محاسبات و کدنویسی‌های آماری را انجام دهد، آموزش باید بر درک نتایج، تشخیص سوگیری‌ها، ارزیابی طراحی مطالعه و تفسیر صحیح یافته‌های آماری متمرکز شود.    7. آموزش پژوهش‌های کیفی و مبتنی بر زمینه را حفظ کنید. اگرچه AI در کدگذاری داده‌های کیفی کمک‌کننده است، اما هنوز نمی‌تواند تفسیر عمیق، درک زمینه، تأمل‌ورزی انتقادی و قضاوت پژوهشگر را جایگزین کند. بنابراین آموزش روش‌های کیفی باید همچنان بخش مهمی از برنامه درسی باشد.    8. ارزیابی نقادانه را به مهم‌ترین مهارت پژوهشی تبدیل کنید.   دانشجویان باید بتوانند نه ‌تنها مقالات علمی، بلکه خلاصه‌ها، تحلیل‌ها، پروتکل‌ها و متن‌های تولیدشده توسط AI را از نظر صحت منابع، استدلال، شواهد و اهمیت عملی به‌صورت نقادانه بررسی کنند.    9. راستی‌آزمایی خروجی‌های AI را به یک عادت آموزشی تبدیل کنید.   دانشجویان باید به‌طور منظم استنادها، خلاصه‌ها، کدها، تحلیل‌های آماری و نتایج تولیدشده توسط AI را با منابع اصلی تطبیق دهند و این فرایند را مستند کنند تا راستی‌آزمایی بخشی از رفتار حرفه‌ای پژوهش باشد.    10. نگارش پرامپت و دستوردهی به عامل‌های AI را مانند طراحی پژوهش آموزش دهید.   پژوهشگران آینده باید بیاموزند چگونه دستورهای دقیق، هدفمند و دارای زمینه کافی برای AI طراحی کنند و در صورت استفاده از عامل‌های هوشمند، جریان کار و نقاط مداخله انسانی را نیز مشخص نمایند.    11. افشای استفاده از AI، نویسندگی و مسئولیت‌پذیری را جزئی از حرفه‌گرایی پژوهشی بدانید.   دانشجویان باید بدانند استفاده از AI باید شفاف گزارش شود، AI نویسنده مقاله محسوب نمی‌شود و مسئولیت علمی و اخلاقی تمام محتوای منتشرشده همواره بر عهده پژوهشگران انسانی است.    12. ارزشیابی پژوهش را بازطراحی کنید تا عملکرد واقعی دانشجو مشخص باشد.   روش‌های ارزیابی باید به گونه‌ای طراحی شوند که هم توانایی مستقل دانشجو و هم نحوه استفاده مسئولانه او از AI قابل سنجش باشد؛ به‌ویژه در مهارت‌هایی مانند تدوین سؤال پژوهش، استدلال علمی، تفسیر نتایج و ارزیابی نقادانه. خلاصه اینکه: ‏AI آموزشِ پژوهش را منسوخ نمی‌کند، بلکه مهارت‌های موردنیاز آن را تغییر می‌دهد. بنابراین، برنامه‌های آموزشی باید به‌جای ممنوعیت AI، برای استفاده مسئولانه از آن بازطراحی شوند. مهم‌ترین شایستگی پژوهشگر در عصر AI، ارزیابی نقادانه، راستی‌آزمایی و پذیرش مسئولیت نتایجی است که با AI تولید می‌شوند. #AI #Research #tips 🆔 @irevidence
7 855
15
▫️آیا هوش مصنوعی انتشار مقالات علمی را کندتر، بدتر و گران‌تر کرده است؟ جواب پروفسور Herbert Holden Thorp- سردبیر ارشد کل مجلات گروه Science- به سوال فوق، مثبت است. وی در قالب یک سرمقاله در شماره جدید مجله ساینس (Vol 393, Issue 6808) سعی کرده به این موضوع بپردازد که خلاصه‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید: دنیل گولدین (Daniel Goldin) مدیر ناسا در دهه 1990 گفته بود: هدف پیشرفت فناوری این است که محصولات را "سریع‌تر، بهتر و ارزان‌تر" (Faster, Better, Cheaper) کند. طرفداران AI نیز همین وعده را می‌دهند؛ اینکه AI، کار پژوهش و انتشار علم را سریع‌تر، بهتر و ارزان‌تر خواهد کرد و انسان‌ها را از بخش زیادی از کارهای تکراری و زمان‌بر رها می‌کند. اما در حوزه انتشار مقالات علمی، واقعیت فعلی تقریباً عکس این وعده است. ‏AI می‌تواند مقاله بنویسد، داده‌ها را تحلیل کند و حتی در طراحی پژوهش کمک کند، ولی اشتباهات زیادی هم تولید می‌کند؛ مثل: ساختن رفرنس‌های جعلی، نتیجه‌گیری‌های نادرست، استدلال ضعیف و حتی رفتارهایی شبیه تخلف پژوهشی، مثل انتخاب گزینشی داده‌ها یا دستکاری تحلیل‌ها برای رسیدن به نتیجه دلخواه. چون این خطاها زیاد شده‌اند، ناشران و داوران باید زمان بیشتری صرف بررسی مقاله‌ها کنند. یعنی: مقاله‌های بیشتری ارسال می‌شود، اما بررسی هر مقاله سخت‌تر و طولانی‌تر شده است و بنابراین هزینه انتشار علمی بالا می‌رود و فرآیند کندتر می‌شود. حتی ابزارهای AI برای تشخیص خطا هم کافی نیستند. ممکن است رفرنس‌های جعلی را پیدا کنند یا سرقت علمی و دستکاری تصویر را تشخیص دهند، اما خودشان هم اشتباه می‌کنند و گاهی مقاله سالم را به اشتباه مشکوک اعلام می‌کنند. بنابراین در نهایت باز هم یک انسان مجبور است همه‌چیز را بررسی کند. اگر جامعه علمی این وضعیت را مدیریت نکند: پژوهش‌های معتبر دیرتر منتشر می‌شوند، اطلاعات جعلی و بی‌کیفیت بیشتر وارد متون علمی می‌شود و در نتیجه اعتماد به علم کاهش پیدا می‌کند. در این فرایند، شرکت‌های سازنده AI سود می‌برند، اما هزینه اضافی بر دوش پژوهشگران، داوران و ناشران می‌افتد. البته که AI دستاوردهای بزرگی داشته است؛ مثلاً در پیش‌بینی ساختار پروتئین‌ها و کشف مواد جدید تحول ایجاد کرده است و حرف این نیست که AI بی‌فایده است، بلکه این است که در فرآیند انتشار مقالات علمی، استفاده گسترده از AI در وضعیت فعلی، بار کاری انسان‌ها را نه تنها کاهش نداده، بلکه حتی آن را افزایش هم داده است. خلاصه اینکه هوش مصنوعی در پژوهش می‌تواند بسیار مفید باشد، اما در نگارش و انتشار مقالات علمی هنوز هزینه نظارت انسانی آن‌قدر بالاست که وعده سریع‌تر، بهتر و ارزان‌تر را محقق نکرده است. #AI #publishing #Science 🆔 @irevidence
7 202
16
▫️ماکس پلانک و شیرین‌کاری انتشارات اشپرینگر ماکس پلانک (1947-1858)، برنده‌ نوبل فیزیک و مشهور به پدر فیزیک کوانتوم، دو مقاله
▫️ماکس پلانک و شیرین‌کاری انتشارات اشپرینگر ماکس پلانک (1947-1858)، برنده‌ نوبل فیزیک و مشهور به پدر فیزیک کوانتوم، دو مقاله در سال‌های 1940 و 1942در مجله‌ Die Naturwissenschaften منتشر کرده بود. انتشارات Springer Nature در سال 2011 (یعنی بعد از 70 سال) این دو مقاله را به اتهام "نقض کپی‌رایت" ریترکت کرده است. اما حالا در 6 جولای 2026 و بعد از 15 سال اعلام کرده که ببخشید تصمیم‌مان اشتباه بوده و خطای انسانی رخ داده! در قبر هم نمیذارن دانشمندان راحت بخوابند. #retraction #springer 🆔 @irevidence
6 070
17
▫️ آیا دوران چت‌بات‌ها به سر رسیده؟ نسل بعدی هوش مصنوعی در راه است! تا الان شرکت‌های تکنولوژی فکر می‌کردند برای باهوش‌تر کردن هوش مصنوعی، فقط کافیه مدل‌های زبانی (مثل ChatGPT یا Gemini) را بزرگ‌تر کنند و متن‌های بیشتری به خوردشان بدهند. اما این روش کم‌کم دارد به بن‌بست می‌خورد! چرا مدل‌های متنی کافی نیستند؟ بحران داده و انرژی: متن‌های باکیفیت اینترنت در حال تمام شدن است و دیتاسنترها برق وحشتناکی مصرف می‌کنند. فقدان عقل سلیم: این مدل‌ها دنیا را تجربه نمی‌کنند، بلکه فقط کلمه بعدی را حدس می‌زنند! به قول یکی از دانشمندان بزرگ (یان لوکان): «هوشمندترین سیستم‌های فعلی ما حتی از یک گربه خانگی هم خنگ‌ترند!» چون گربه قوانین فیزیک را درک می‌کند، اما هوش مصنوعی نه. 🌟 راه‌حل جدید: ورود به «مدل‌های جهانی» (World Models) به جای اینکه به هوش مصنوعی فقط متن بدهند، دانشمندان در حال ساخت محیط‌های شبیه‌سازی‌شده (مثل بازی‌های ویدیویی) هستند. هوش مصنوعی در این دنیاهای مجازی رها می‌شود تا مثل یک کودک خردسال، با آزمون و خطا قوانین فیزیک، فضا و علت‌ومعلول را یاد بگیرد. شرکت‌هایی مثل گوگل و انویدیا و آزمایشگاه AMI روی این حوزه دارند کار می‌کنند. 💡در آینده چه اتفاقی می‌افتد؟ احتمالاً مدل‌های متنی و مدل‌های جهانی با هم ترکیب می‌شوند. یعنی در آینده با هوش مصنوعی‌ای روبرو می‌شویم که هم خوب حرف می‌زند (مثل چت‌بات‌های فعلی) و هم مثل انسان، دنیای فیزیکی اطرافش را کاملاً درک می‌کند. متن کامل مقاله را در مجله Science بخوانید. عنوان مقاله کلمات در برابر دنیاها است (Words vs. worlds) و به قلم Matthew Hutson نوشته شده. (لینک) #AI #LLM 🆔 @irevidence
5 991
18
▫️مجله CA: A Cancer Journal for Clinicians و چرایی عامل تأثیر شگفت‌انگیز آن چندین سال است که مجله CA: A Cancer Journal for Clinicians از نظر عامل تأثیر (IF) در رتبه نخست قرار دارد. در JCR نسخه 2026، IF این مجله به عدد چشمگیر 685.2 رسیده است. این عدد در سال گذشته 232.4 و در سال قبل از آن 521.6 بود. در رتبه دوم، مجله Nature Reviews Molecular Cell Biology با عامل تأثیر 118 قرار دارد و رتبه سوم به The Lancet با عامل تأثیر 109 تعلق گرفته است. به این ترتیب، IF مجله CA حدود شش برابرِ مجله دوم و بیش از شش برابرِ مجله سوم است. سوال اصلی این است: چرا IF این مجله تا این اندازه بالاست؟ برای پاسخ، باید به شیوه محاسبه IF نگاه کنیم. IF یک کسر است:. مخرج کسر، تعداد مقالات قابل استناد منتشرشده در دو سال قبل از سال گزارش است؛ یعنی مقالات اصیل و مروری منتشرشده در سال‌های 2023 و 2024. مجله CA در این دو سال، 40 مقاله قابل استناد منتشر کرده است. بنابراین عدد مخرج، 40 است. صورت کسر، مجموع استنادهایی است که در سال 2025 به همه مقالات منتشرشده در سال‌های 2023 و 2024 داده شده است. این عدد برای مجله CA برابر با 27,406 استناد است. اگر 27,406 را بر 40 تقسیم کنیم، عدد 685.2 به دست می‌آید؛ همان IF مجله. نکته مهم این است که در صورت کسر، استنادهای همه انواع مقالات، از جمله ادیتوریال، نامه‌ها و غیره، محاسبه می‌شود؛ اما در مخرج فقط مقالات اصیل و مروری قرار می‌گیرند. بنابراین IF از نظر آماری همه ویژگی‌های یک میانگین حسابی دقیق را ندارد، چون صورت و مخرج آن کاملاً هم‌جنس نیستند. از سوی دیگر، می‌دانیم که میانگین به‌شدت از داده‌های پرت اثر می‌پذیرد. اگر در یک مجموعه داده، چند مقدار بسیار بزرگ وجود داشته باشد، میانگین به‌طور جدی منحرف می‌شود و دیگر نماینده مناسبی برای کل داده‌ها نیست. در چنین شرایطی، میانه معمولاً تصویر دقیق‌تری از وضعیت کلی ارائه می‌دهد. در مجله CA، چند مقاله سهم بسیار بزرگی در استنادها دارند: 1. Global cancer statistics 2022: GLOBOCAN estimates of incidence and mortality worldwide for 36 cancers in 185 countries (15,335) 2. Cancer statistics, 2024 (5,605) 3. Cancer statistics, 2023 (2,894) 4. Colorectal cancer statistics, 2023 (1,222) 5. Breast cancer statistics, 2024 (457) هر پنج مقاله درباره آمار سرطان‌اند. مقاله اولی 15,335 استناد دارد؛ یعنی به‌تنهایی باعث افزایش 384 واحدی IF مجله شده است. به بیان دیگر، 56 درصد IF مجله حاصل فقط یک مقاله است. مقاله دوم نیز حدود 140 واحد و مقاله سوم حدود 72 واحد به IF مجله افزوده‌اند. از مجموع 27,406 استناد، سهم سه مقاله اولی 23,834 استناد است؛ یعنی حدود 87 درصد کل استنادها. اگر این سه مقاله را حذف کنیم، ضریب تأثیر مجله از 685.2 به حدود 96 سقوط می‌کند. اگر پنج مقاله پراستناد را با هم در نظر بگیریم، مجموع استنادهای آن‌ها به 25,513 می‌رسد؛ یعنی حدود 93 درصد کل استنادهای مجله. بنابراین بخش عمده IF مجله CA محصول تعداد بسیار اندکی مقاله است، نه عملکرد یکنواخت همه مقالات مجله. این موضوع وقتی روشن‌تر می‌شود که به میانه استنادها نگاه کنیم. میانه استنادهای مجله CA فقط 31 است. در مقابل، مجله Nature Reviews Molecular Cell Biology با اینکه IF بسیار کمتری نسبت به CA دارد، یعنی 118، اما میانه استنادهایش 66.5 است؛ بیش از دو برابر مجله CA. حتی میانه استنادهای The Lancet نیز از CA بالاتر است. هرچه میانه به میانگین نزدیک‌تر باشد، توزیع داده‌ها نرمال‌تر و چولگی کمتر است. اما توزیع استنادها در بسیاری از مجلات چولگی مثبت دارد؛ یعنی تعداد کمی از مقالات، استنادهای بسیار زیادی دریافت می‌کنند، در حالی که بیشتر مقالات، استنادهای نسبتاً کمی دارند. این چولگی در برخی مجلات، مانند CA، بسیار شدیدتر است. بنابراین در تفسیر IF باید محتاط بود. بالا بودن IF یک مجله لزوماً به این معنا نیست که همه مقالات آن از مقالات مجلاتی با IF پایین‌تر بهترند. این مثال همچنین نشان می‌دهد که برای ارزیابی یک مقاله، نباید به IF مجله تکیه کرد. ارزیابی مقاله باید بر پایه شاخص‌های سطح مقاله انجام شود، نه شاخص‌های سطح مجله. البته علاوه بر شاخص‌های کمی، باید شاخص‌های کیفی هم برای ارزیابی مقاله مورد استفاده قرار بگیرند. خود Clarivate نیز بر همین نکته تأکید می‌کند: شاخص‌هایی مانند JIF برای ارزیابی عملکرد مجله طراحی شده‌اند، نه برای سنجش کیفیت تک‌تک مقالات یا عملکرد پژوهشگران. #research_metrics #impactfactor #JCR #webofscience #journal #clarivate 🆔 @irevidence
5 418
19
📊 گزارش جدید JCR 2026 و وضعیت مجلات ایرانی گزارش استنادی مجلات 2026 به‌تازگی منتشر شده است. در این پست نگاهی کوتاه دارم به وضعیت مجلات ایرانی. در مجموع، 163 مجله از ایران در JCR 2026 فهرست شده‌اند. توزیع مجلات ایرانی بر اساس چارک استنادی: ‏Q1: تعداد 9 مجله | 5.5٪ ‏Q2: تعداد 19 مجله | 11.7٪ ‏Q3: تعداد 36 مجله | 22.1٪ ‏Q4: تعداد 95 مجله | 58.3٪ بدون Q: تعداد 4 مجله | 2.5٪ بنابراین، بیش از 80 درصد مجلات ایرانی در چارک‌های سوم و چهارم قرار دارند. از سوی دیگر، بیش از 17 درصد نیز در چارک‌های اول و دوم جای گرفته‌اند. توزیع بر اساس نمایه استنادی: ‏ESCI: تعداد 123 مجله | 75.5٪ ‏SCIE: تعداد 39 مجله | 23.9٪ ‏SCIE, SSCI: تعداد 1 مجله | 0.6٪ بیش از سه‌چهارم مجلات ایرانی در نمایه استنادی منابع نوظهور (ESCI) قرار دارند. در نمایه استنادی هنر و علوم انسانی (AHCI) هیچ مجله‌ای از ایران دیده نمی‌شود و در نمایه استنادی علوم اجتماعی (SSCI) نیز تنها یک مجله حضور دارد که هم‌زمان در نمایه استنادی علوم (SCIE) هم نمایه شده است. 10 مجله ایرانی با بالاترین JIF 1. Journal of Nanostructure in Chemistry ‎ناشر: OICC Press | JIF: 19.2 | Q1 2. International Journal of Health Policy and Management ‎‌‏ناشر: د.ع.پ کرمان | JIF: 4.9 | Q1 3. Civil Engineering Journal-Tehran ‎‌‏ناشر: CEJ Publishing Group | JIF: 4.9 | Q1 4. Advanced Pharmaceutical Bulletin ‎‌‏ناشر: د.ع.پ تبریز | JIF: 4.7 | Q1 5. Health Promotion Perspectives ‌‎‌‏ناشر: د.ع.پ تبریز | JIF: 4.4 | Q1 6. International Journal of Environmental Research ‌‎‌‏ناشر: Springer | JIF: 4.3 | Q2 7. Journal of Environmental Health Science and Engineering ‎‌‏ناشر: Springer | JIF: 3.9 | Q3 8. Journal of Applied and Computational Mechanics ‎‌‏ناشر: دانشگاه شهید چمران اهواز | JIF: 3.5 | Q2 9. International Journal of Environmental Science and Technology ‎‌‏ناشر: Springer | JIF: 3.4 | Q3 10. Iranian Journal of Basic Medical Sciences ‎‌‏ناشر: د.ع.پ مشهد | JIF: 3.2 | Q2 عدد خام IF به تنهایی ارزش خاصی ندارد، رتبه و صدک مجله در یک طبقه موضوعی مهم‌تر است. مثلاً مجلات شماره 7 و 9 با اینکه IF بالایی دارند ولی در Q3 قرار دارند. تنها مجله ایرانی که در بین 10 درصد برتر مجلات طبقه موضوعی خود در جهان قرار گرفته، Journal of Nanostructure in Chemistry با صدک 92.9 است. 9 مجله Q1 ایرانی: 1. Journal of Nanostructure in Chemistry | IF: 19.2 2. Iranian Journal of Fuzzy Systems | IF: 1.6 3. Health Promotion Perspectives | IF: 4.4 4. International Journal of Health Policy and Management | IF: 4.9 5. Journal of Mathematics and Computer Science-JMCS | IF: 1.5 6. Civil Engineering Journal-Tehran | IF: 4.9 7. Journal of Research in Applied Linguistics | IF: 2.4 8. Advanced Pharmaceutical Bulletin | IF: 4.7 9. Bulletin of the Iranian Mathematical Society | IF: 1.2 نکته قابل توجه، حضور دو مجله ریاضی در فهرست مجلات Q1 ایران است.‌‌‌‌‌ ‎ #research_metrics #impactfactor #JCR #webofscience #journal #clarivate 🆔 @irevidence
6 699
20
‏📊 CiteScore 2025 و وضعیت مجلات ایرانی در اسکوپوس متأسفانه در بخش Sources پایگاه اسکوپوس، فیلتری برای محدود کردن مجلات به یک کشور خاص وجود ندارد. به همین دلیل، فهرست مجلات ایرانی نمایه‌شده در اسکوپوس را از پایگاه Scimago استخراج کردم، سپس شماره‌های ISSN آن‌ها را جدا نموده و در قالب دسته‌های 25تایی برای جست‌وجو در اسکوپوس آماده کردم. در نهایت، 398 مجله ایرانی بازیابی شد. 🔝 10 مجله ایرانی با بالاترین CiteScore 1. International Journal of Health Policy and Management ‎دانشگاه علوم پزشکی کرمان CiteScore: 8 (Q1) 2. Journal of Applied and Computational Mechanics ‎دانشگاه تهران CiteScore: 7.9 (Q2) 3. Advanced Pharmaceutical Bulletin ‎دانشگاه علوم پزشکی تبریز CiteScore: 7.7 (Q1) 4. Civil Engineering Journal ‎مؤسسه آموزش عالی صالحان CiteScore: 7.3 (Q1) 5. Journal of Soft Computing in Civil Engineering ‎ انتشارات پویان CiteScore: 6.3 (Q1) 6. Global Journal of Environmental Science and Management ‎ مستقل CiteScore: 5.8 (Q1) 7. Journal of Advances in Medical Education and Professionalism ‎دانشگاه علوم پزشکی شیراز CiteScore: 5.5 (Q1) 8. Progress in Color, Colorants and Coatings ‎پژوهشگاه رنگ CiteScore: 5.3 (Q2) 9. Iranian Journal of Basic Medical Sciences ‎دانشگاه علوم پزشکی مشهد CiteScore: 5.2 (Q2) 10. International Journal of Engineering, Transactions A: Basics ‎پژوهشگاه مواد و انرژی CiteScore: 5.1 (Q1) سه مجله با اینکه CiteScore بالایی دارند ولی در چارک دوم قرار گرفته‌اند. 📈 توزیع مجلات ایرانی در چارک‌های استنادی 🔹 چارک اول (Q1): 31 مجله (7.8٪) 🔹 چارک دوم (Q2): 68 مجله (17.1٪) 🔹 چارک سوم (Q3): 159 مجله (40٪) 🔹 چارک چهارم (Q4): 139 مجله (34.9٪) 🔹 بدون چارک: 1 مجله (به دلیل توقف نمایه‌سازی در اسکوپوس) در مجموع، حدود 75 درصد مجلات ایرانی (298 عنوان) در چارک‌های سوم و چهارم قرار دارند و 25 درصد (99 عنوان) در چارک‌های اول و دوم جای گرفته‌اند. این نسبت در سال گذشته به‌ترتیب 78 درصد و 22 درصد بود؛ بنابراین اندکی بهبود را نشان می دهد. 🌟 10 مجله ایرانی برتر بر اساس بالاترین صدک موضوعی: ده مجله ایرانی در بین 10 درصد برتر مجلات حوزه موضوعی خود قرار دارند؛ به این معنا که عملکرد آن‌ها از دست‌کم 90 درصد مجلات هم‌رشته در سطح جهان بهتر بوده است. 1. Archives of Academic Emergency Medicine — صدک 97 | CiteScore: 4.4 2. International Journal of Health Policy and Management — صدک 94 | CiteScore: 8.0 3. Advanced Pharmaceutical Bulletin — صدک 93 | CiteScore: 7.7 4. Journal of Soft Computing in Civil Engineering — صدک 93 | CiteScore: 6.3 5. Journal of Advances in Medical Education and Professionalism — صدک 93 | CiteScore: 5.5 6. Persica Antiqua — صدک 93 | CiteScore: 1.1 7. Global Journal of Environmental Science and Management — صدک 92 | CiteScore: 5.8 8. Journal of Medical Ethics and History of Medicine — صدک 91 | CiteScore: 1.5 9. Iranian Journal of Language Teaching Research — صدک 90 | CiteScore: 3.7 10. International Journal of Community Based Nursing and Midwifery — صدک 90 | CiteScore: 3.8 🏅 بالاترین صدک (97) متعلق به Archives of Academic Emergency Medicine از انتشارات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است. همچنین مجله Persica Antiqua متعلق به گروه پژوهشی باستان‌کاوی تیسافرن، با وجود CiteScore برابر با 1.1، در صدک 93 حوزه «ادبیات و نظریه ادبی» قرار گرفته است. 📌 یک نکته مهم بالاتر بودن CiteScore لزوماً به معنای جایگاه علمی بهتر نیست. جایگاه هر مجله باید در چارچوب حوزه موضوعی خودش ارزیابی شود. به همین دلیل، برخی مجلات ایرانی با CiteScore حدود 1 تا 2 در بین 10 درصد برتر رشته تخصصی خود در جهان قرار دارند، در حالی که مجلاتی با CiteScore بالاتر ممکن است رتبه موضوعی پایین‌تری کسب کرده باشند. بنابراین در ارزیابی مجلات، توجه هم‌زمان به CiteScore، چارک (Quartile) و صدک (Percentile) و البته طبقه موضوعی ضروری است. 📎 در فایل اکسل، عناوین مجلات به همراه شاخص‌های CiteScore، SJR، SNIP و صدک موضوعی (Percentile) ارائه شده است. برای دانلود فایل، روی این لینک کلیک کنید. #citescore #research_metrics #scopus #journal #Iran 🆔 @irevidence
5 569