مرکزآموزشی استادعطایی شعبه اول چوک سینما مقابل لیسه انقلاب
رفتن به کانال در Telegram
مرکزآموزشی استادعطایی باسابقه ۱۸ساله تدریس زبان انگلیسی توانسته هزاران شاگردان را به زبان انگلیسی مسلط بسازد و این مرکزبرعلاوه زبان انگلیسی زبان های پشتو, ترکی, عربی , آلمانی, فرانسوی, اردو,چینایی, هالندی روسی برنامه های مختلف کمپیوتر,تدریس مینماید.
نمایش بیشتر4 156
مشترکین
-224 ساعت
-227 روز
-7630 روز
آرشیو پست ها
+3
چند تصویراز هنر فوق العاده زیبا از استاد نقاشی مان محترمه خانم سعیده حبیبی.....
وایشان افتخار هری زمین هستند. استعداد وهنر ایشان یک ماه قبل به کشور ترکیه به نمایش گذاشته شده بود.
آموزش نقاشی ویژه بانوان -شعبه چهارم (جاده محبس ابن سینا 6)
جهت ثبت نام به ای دی مرکز پیام نمایید.
👇
@information1818
مرکزآموزشی استاد عطایی شعبه اول دایر مینماید دو صنف جدید آلمانی صفری بانوان : تایم 12:30 الی 1:30 تایم آقایان 5الی 6 عصر شروع صنوف امروز دوشنبه 29 اسد ادرس : شعبه اول - چوک سینما مقابل لیسه انقلاب
صنوف جدید در شعبه چهارم مخصوص بانوان
صنوف کامپیوتر
ICDL
تایم:
۹ تا ۱۰
۳ تا ۴
فتوشاپ:
۱ تا ۲
۴ تا ۵
کورل
تایم ۲ تا ۳
انگلیسی
تایم صبح و بعد از ظهر
نقاشی
تایم ۱۰ تا ۱۱
ترکی
تایم ۴ تا ۵
تجوید
روخوانی
تفسیر و ترجمه
تایم صبح و بعد از ظهر
آدرس: جاده محبس، ابن سینا ۶
شماره تماس: ۰۷۹۷۰۷۴۵۰۷
برنامه های متفاوت کامپیوتر با اساتید مجرب
اطلاعیه
بر اساس مکتوب ریاست کار و امور اجتماعی فردا یکشنبه 28 اسد رخصتی عمومی می باشد. مراکزآموزشی استاد عطایی نیز فردا یکشنبه تعطیل می باشد. تمامی صنوف روز دوشنبه طبق معمول ادامه پیدا خواهد داشت.
مراکز آموزشی استاد عطایی
صنف جدید کامپیوتر مخصوص بانوان
8 الی 9 صبح
شعبه اول چوک سینما
ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﺤَﻤﺪٍﷺ,ﻭَﻋَﻠﻰ ﺁﻝِ و اصحابِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍﷺ
مراكزآموزشی استاد عطایی فردا 5
شنبه رخصت نمیباشد.
دروس بصورت نورمال جریان خواهد
داشت دانش آموزان گرامی مان مطلع باشند.
Glimpse of Us — Joji
She'd take the world off my shoulders if it was ever hard to move
She'd turn the rain to a rainbow when I was living in the blue
Why then, if she's so perfect, do I still wish that it was you?
Perfect don't mean that it's working, so what can I do? (Ooh)
When you're out of sight in my mind
'Cause sometimes I look in her eyes, and that's where I find a glimpse of us
And I try to fall for her touch, but I'm thinking of the way it was
Said, "I'm fine" and said, "I moved on"
I'm only here passing time in her arms
Hoping I'll find a glimpse of us
Tell me he savors your glory, does he laugh the way I did?
Is this a part of your story? One that I had never lived
Maybe one day, you'll feel lonely
And in his eyes, you'll get a glimpse
Maybe you'll start slipping slowly and find me again
When you're out of sight in my mind
'Cause sometimes I look in her eyes, and that's where I find a glimpse of us
And I try to fall for her touch, but I'm thinking of the way it was
Said, "I'm fine" and said, "I moved on"
I'm only here passing time in her arms
Hoping I'll find a glimpse of us
'Cause sometimes I look in her eyes, and that's where I find a glimpse of us
And I try to fall for her touch, but I'm thinking of the way it was
Said, "I'm fine" and said, "I moved on"
I'm only here passing time in her arms
Hoping I'll find a glimpse of us❇️similar words = کلمات مشاب
✅ Beard = ریش
✅ Bread = نان
✅ Bored = خسته
✅ Board = تخته
✅ Broad = وسیع
✅ Abroad = خارج
Great thoughts lead to great actions
افکار بزرگ به اقدامات بزرگ منجر می شوند
#Music_Time🎧
In all the good times I find myself longing for change...
#Shallow🎶
ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﺤَﻤﺪٍﷺ,ﻭَﻋَﻠﻰ ﺁﻝِ و اصحابِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍﷺ
Don't let go of your dreams, no matter how tough the road gets. Stay committed and keep working hard towards your goals.
رویاهایتان را رها نکنید، مهم نیست که راه چقدر سخت است. متعهد باشید و برای رسیدن به اهدافتان سخت کار کنید.
اعلان کاریابی-هرات
ارگان: مرکز آموزشی استاد عطایی
شعبه اول – چوک سینما مقابل لیسه انقلاب
عنوان بست: استاد ریاضی
جنسیت:آقا وخانم
تحصیلات: لیسانس یا مدرک معتبر
#موقعیت: هرات
#معاش: طبق پالیسی مرکز
#تایم: فول تایم
#تعداد بست:2 بست
تجربه: حداقل 2 سال سابقه کار در زمینه مرتبط
مدت قرارداد: 2 سال
مهلت درخواست: اول سنله
ostadatayee@yahoo.com
0797131214
روش درخواست : علاقه مندان جهت درخواست میتوانند همراه با CV خویش بصورت حضوری به اداره مرکز تشریف بیاورند یا به شماره های ذیل تماس حاصل فرمایند.
پسری برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید.
آن جوان بعد از بسیار فکر پیش استادش رفت و با خجالت گفت: در سن یک سالگی پدرم مرد ومادرم برا اینکه خرج زندگی ما را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس میشست.
حالا دختریرا که خیلی دوست دارم شرط مانده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است نه فقط این بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است به نظرتان چی کار کنم؟
استاد به او گفت:از تو یک تقاضا دارم به خانه ات برو و دست مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و برایت میگویم چکار کنی
جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستهای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود شست زیرا اولین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چرک شده وتماما تاول زده و ترک برداشته بود را دید
طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز ه میفتاد.
پس از شستن دستان مادرش نتوانست تا فردا صبر کند و همان موقع به استاد خود زنگ زد و گفت:
ممنونم که راه درست را برایم نشان دادی من مادرم را به امروزم نمیفروشم چون او زندگی اش را برای آینده من تباه کرد . . .
کسیکه دیروزش را بخاطرشمافداکرد اورا به بخاطرامروزخویش نفروشید.
لایک و شریک ساختن را فراموش نکنید
