کانال شعر سپیدار
رفتن به کانال در Telegram
499
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-930 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+1
در 0 کانالها
اوت '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 0 کانالها
Get PRO
مه '260
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+13
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+8
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+13
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+12
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+29
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+26
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+13
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+10
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+22
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+23
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+17
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+20
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+87
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+14
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+17
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+51
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+47
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+18
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+28
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+28
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+28
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+24
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+21
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+32
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+22
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+42
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+36
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+39
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+27
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+22
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+32
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+152
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+28
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+38
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+18
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+17
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+34
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+17
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+22
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+5 226
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
Repost from N/a
با توجه به وضعیت کنونی کشور، برای برگزاری نشستهای ادبی (بهویژه نشست شعر)، کدام مورد را ترجیح میدهید:
| 2 | اکنون که تابستان در گذر است
زیر چنار روبهروی خانهات
سایه
چگونه تُنُک میشود
و انتظار
چگونه رنگ میبازد؟
در نهر پای چنارها
سنگی بینداز و ببین
چگونه صدا میکند؟
واژهای که از گلویی برنیامده میمیرد
پس
شاخهٔ ارغوانی پرتاب کن
تا بیصدا به پرواز درآید و بر موجها سوار شود
پندار
که به دوردستها خواهد رفت
و جایی
کنار درختی به ساحل خواهد افتاد
که مرد خستهٔ نومیدی
بر کُندهٔ گز کهنی تکیه داده
به شاخهٔ ارغوانی میاندیشد
که هرگز
به سویش پرتاب نشد
اکنون که تابستان در گذر است
زیر چنار جلوی خانهات
سایه
چگونه سبک میشود؟
تا چون چکاو کمرنگی
پروا کند
بی آن که دیده باشیاش
و عاشق
چگونه فراموش میشود؟
بی آن که ارغوانی از بوسه
دریافت کرده باشد
از آب یا خیال
#منوچهر_آتشی
#شعر #شعر_آزاد
@sepidar_poetry | 63 |
| 3 | من میبينم
و سرانگشتم را كه به تاراج میبريد
با پلكم مینويسم
با مژههايم نقاشی میكنم
با تكان سرم
سرودی میسازم
پلنگی آرام بودم
فرزندانم را خوردهايد
با چرمينهای از پوستشان
برابر من راه میرويد
چمدانی پرم
كه تحمل هيچ قفلی را ندارم
شيپوری از ياد رفتهام كه همهمهای شنيدم
و از هيجان نبرد
بر خود میلرزم
#شمس_لنگرودی
#شعر #شعر_آزاد
@sepidar_poetry | 105 |
| 4 | از بس که شکست و باز بستم توبه
فریاد همی کند ز دستم توبه
دیروز به توبهای شکستم ساغر
امروز به ساغری شکستم توبه
#سلمان_ساوجی
#شعر #رباعی
@sepidar_poetry | 148 |
| 5 | تلفن زنگ میزند
و چند دقیقه بعد
موشک خاطرات عروسکها را پاک میکند
این کوچه از کدام طرف شروع میشد؟
و شمارهٔ مرگ
در کدام پلاک بیهوش مخفی است؟
عکسها را پشت و رو میکنم
نه، منصفانه نیست
در عکس روزنامهها
هیچ خونی به رنگ اصلی چاپ نمیشود
و در تلویزیون
بوی دود
چشمان هیچ بینندهای را نمیسوزاند
به خیابان برمیگردم
به عربدهٔ موشک
و به شلیک ایمان به ایمان
ایکاش با کنترل تلویزیون
میتوانستم دنیایم را عوض کنم
#بکتاش_آبتین
#شعر #شعر_آزاد
@sepidar_poetry | 166 |
| 6 | سپیدی را ستودن در خفا هجو سیاهی نیست
که تنها دست ناآلوده حکم بیگناهی نیست
دو روی سکه پیدا نیست با هم، سکه را بگذار
میان خیر و شر راهی مجو، جز این دوراهی نیست
شبان خونچکان را دیدی و گفتی نمیبینم
عصا بردار، این کوریست، حتی روسیاهی نیست
به یاد آور شب خون و خیابان را، به یاد آور
به خود برگرد، شغل آدمیت گاهگاهی نیست
به سوگ شیر میسازیم با لبخند کفتاران
نه انسان، هیچ حیوان لایق اینسان تباهی نیست
سپیدی روی مو، با روزگاران مینشیند، هی
شرف با رنج حاصل میشود، لطف الهی نیست
#مهدی_فرجی
#شعر #غزل
@sepidar_poetry | 152 |
| 7 | چشمهها خشکیدهاند
از شتربانان شنیدم، دیدهاند
من به گَرد آغشته روی
در پی آب روانم کو به کو
شمعها افسردهاند
تیرگی آکنده این محراب را
من به امّید شراری دیرسوز
شام را سر میبرم در پای روز
آسمان، بر من بِگِرْیْ
در زلال اشک خویشم تن بشوی
این منم اینک به گَرد آغشته تن
در پی آبی شتابان کو به کو
آسمان، با من بخند
آتشی در پیش چشم من بسوز
این منم اینک که با این آرزویْ
شام را سر میبُرم در پای روز
#منوچهر_نیستانی
#شعر #نیمایی
@sepidar_poetry | 137 |
| 8 | ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
عارفان را همه در شُرب مدام اندازد
ور چنین زیر خم زلف نهد دانهٔ خال
ای بسا مرغ خرد را که به دام اندازد
ای خوشا حالت آن مست که در پای حریف
سر و دستار نداند که کدام اندازد
روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز
دلِ چون آینه در زنگ ظَلام اندازد
آن زمان وقت می صبح فروغ است که شب
گِرد خرگاه افق پردهٔ شام اندازد
زاهد خام که انکار می و جام کند
پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد
باده با محتسب شهر ننوشی حافظ
بخورد بادهات و سنگ به جام اندازد
#حافظ
#شعر #غزل
@sepidar_poetry | 253 |
| 9 | آه تاریخ خونین این باغ
داستان دراز زمستان و پاییز و ویرانی و باد بود
داستان هزاران ردیف شقایق که در پای دیوار خشکید
داستان هزاران شکوفه که بر دار رفت
آه تاریخ خونین این باغ
داستان قیام گل سرخ از نسترنهای پر خار بود
داستان غریبیست
داستان زمستان تاریخی ما
طوق بینغمگی بر گلوی خروسان میخانهٔ آرزوها
خار در پای هر بوتهٔ پامچال
برف بر سقف پوسیدهٔ کوههای صلابت
بوی مسموم گلهای تزویر
در چارراه خیانت
داستان غریبیست
گاه دور از هیاهوی زاغان
بلبلی در دل بوتهای خانه میکرد
صبح، پیش از طلوع خطرناک خورشید
داستان قدیمی یک عشق را نغمه میکرد
بعد در اجتماع کلاغان در آوار مردار بیهودگیها
وعظ یک زاغ بر تپهٔ استخوانهای محکوم
از پس و پشت یک کوچه در جستجوی گل سرخ میراند
آه تاریخ خونین این باغ ویران
ازدحام کلاغان
انزوای گل سرخ
انهدام مدام درختان آزادهٔ سرو
انفجار صداهای مسکوت
بادهای قدیمی در ایوان
تکرار باران و سیل است و توفان
#سیروس_شمیسا
#شعر #نیمایی
@sepidar_poetry | 149 |
| 10 | سوگند به آفتاب یعنی رویت
وانگاه به مُشکِ ناب یعنی مویت
خواهم که ز دیده هر شبی آب زنم
مأوای دل خراب یعنی کویت
#مهستی_گنجوی
#شعر #رباعی
@sepidar_poetry | 164 |
| 11 | سوگند به آفتاب یعنی رویت
وانگاه به مُشکِ ناب یعنی مویت
خواهم که ز دیده هر شبی آب زنم
مأوای دل خراب یعنی کویت
#مهستی_گنجوی
#شعر #رباعی
@sepidar_poetry | 1 |
| 12 | سوگند به آفتاب یعنی رویت
و آنگاه به مُشکِ ناب یعنی مویت
خواهم که ز دیده هر شبی آب زنم
مأوای دل خراب یعنی کویت
#مهستی_گنجوی
#شعر #رباعی
@sepidar_poetry | 1 |
| 13 | آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید،
یک نفر در آب دارد میسپارد جان
یک نفر دارد که دستوپای دائم میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید
آن زمان که مست هستید از خیالِ دست یابیدن به دشمن
آن زمان که پیشِ خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا تواناییّ بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد میکُند بیهوده جان قربان
آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید،
نان به سفره، جامهتان بر تن
یک نفر در آب میخواند شما را
موج سنگین را به دست خسته میکوبد
باز میدارد دهان با چشمِ از وحشت دریده
سایههاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بیتابیاش افزون
میکند زین آبها بیرون
گاه سر، گه پا
آی آدمها
او ز راه دور این کهنهجهان را باز میپاید
میزند فریاد و امّید کمک دارد
آی آدمها که روی ساحل آرام در کارِ تماشایید،
موج میکوبد به روی ساحل خاموش
پخش میگردد چنان مستی به جای افتاده؛ بس مدهوش
می رود نعرهزنان، وین بانگ باز از دور میآید:
«آی آدمها...»
و صدای باد هر دم دلگَزاتر
در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آبهای دور و نزدیک
باز در گوش این نداها:
«آی آدمها...»
#نیما_یوشیج
#شعر #نیمایی
@sepidar_poetry | 170 |
| 14 | به یاد دندانها
به یاد ناخنها
به یاد پرهایم
گلی کبود شکفت
شکفت و گفت «سلام
شکنجهگرهایم»
هزار سر دارم
هزار سودا نیز
ولی خدای عزیز
میان اینهمه چیز
حواله میدهدم
به دردسرهایم
میان رویاها
و چینهدانِ خودم
همیشه در سفرم
چنان که در سفرند
گلولهها بینِ
من و سفرهایم
سلام شلیکِ
تفنگ تنهایی
سلام حجلهٔ شب
که ریسههایت را
به خاک میریزی
به یاد پرهایم
سلام تنهایی
که دور میکنیام
ازین جماعت کور
چه میشد از این «دور»
کشانکشان ببری
به دورترهایم؟
هزار دفتر را
به آب دادم رفت
منی که هیچزمان
نه از خودم آبی
به جوی مردم ریخت
نه از هنرهایم
عمارتی کُهَنم
که نور، نور که هیچ
هوا، هوا حتی
بر اندرونی من
نمیتراود از
شکاف درهایم
سلام پرسشها
سلام پاسخها
سلام بایدها
سلام شایدها
سلام اماها
سلام اگرهایم
سلام ای غمها
که از شما در من
گلی کبود شکفت
گلی که گفت «سلام
سلام بر همهٔ
شکنجهگرهایم»
#حسین_صفا
#شعر #غزل
@sepidar_poetry | 179 |
| 15 | به جستجوی تو
بر درگاه کوه میگریم،
در آستانهٔ دریا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها میگریم
در چارراه فصول،
در چارچوب شکستهٔ پنجرهای
که آسمان ابرآلوده را
قابی کهنه میگیرد
□
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟
□
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است
و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد
پس به هیأت گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از اینسان
دلپذیر کرده است
□
نامت سپیدهدمیست که بر پیشانی آسمان میگذرد
-متبرک باد نام تو-
و ما همچنان
دوره میکنیم
شب را و روز را
هنوز را...
#احمد_شاملو
#شعر #شعر_آزاد
@sepidar_poetry | 183 |
| 16 | گرگ، آری گرگ، آنَک چنگ و دندان آخته
در شبیخون سیاهش بر سر ما تاخته
غم که لختی بیرق شومش به خاک افتاده بود
بار دیگر بیرقِ افتاده را افراخته
قصه تکراریست؛ گرگِ میشصورت باز هم
خویشتن را در میان برّگان انداخته
این تغافل بین ازین خوشباورانِ سادهلوح
خصم را در هیأت تکراریاش نشناخته
همچنان تا خون سرخم شطّ شنزاران شود
دشمن خونریز من با گلّهبانم ساخته
مهرهٔ ماریست با این دد وگرنه از چه رو
هرکه چوپان بوده، نرد عشق با او باخته؟
□
حقِ خیل ماست آزادی، که با خون پیشپیش
قیمت سنگین آزادیش را پرداخته
پس کجایی؟ کی میآیی؟ ای عزیز، آیا هنوز
نعلمان در آتش سرخ ستم نگداخته؟
#حسین_منزوی
#شعر #غزل
@sepidar_poetry | 200 |
| 17 | تمام دیوارهای این خانهٔ بزرگ
ویترینهای کلکسیون پروانهاند
شیشه و قفل و پروانههای مکلّف
نه
آنها نمردهاند
پروانهها تنها چشمشان را بر این جنایت بزرگ بستهاند
به احتمال قوی
در آیندهٔ نزدیک
این خانه پرواز خواهد کرد
#علیرضا_راهب
#شعر #شعر_آزاد
@sepidar_poetry | 182 |
| 18 | درد عشقی کشیدهام که مپرس
زهر هجری چشیدهام که مپرس
گشتهام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیدهام که مپرس
آنچنان در هوای خاک درش
میرود آب دیدهام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیدهام که مپرس
سوی من لب چه میگزی که مگوی
لب لعلی گزیدهام که مپرس
بی تو در کلبهٔ گدایی خویش
رنجهایی کشیدهام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیدهام که مپرس
#حافظ
#شعر #غزل
@sepidar_poetry | 178 |
| 19 | حالا که میروی
حس میکنم نیامده بودی تو هیچگاه
و چشمهای من شبحی گنگ دیدهاند
حالا که میروی
حس میکنم تمامی درها را
تنها برای رفتن تو آفریدهاند
#محمدرضا_روزبه
#شعر #نیمایی
@sepidar_poetry | 217 |
| 20 | چند گلوله شلیک شد
و حالا
جای خالی چند پرنده
در آسمان پرواز میکنند
باد
کلمهای که میوزد
و ساعت دیوار
مجسمهای از زمان
که با باتری کار میکند
جای خالی کسی
از روبهرویم کنار نمیرود
و با این قاب
وزن سمت چپم بیشتر است
سمتی از من
که بیشتر به تو فکر میکند
بیشتر تنها میماند
ای کسی که مرا دعوت میکنی به تنهایی
تنهایم
نیمی از من زنیست
که نیم دیگرم را
در آغوش گرفته است
#مهدی_اشرفی
#شعر #شعر_آزاد
@sepidar_poetry | 201 |
