fa
Feedback
تکه هایی از یک کل منسجم

تکه هایی از یک کل منسجم

رفتن به کانال در Telegram

روزی دو اپیزود لینک میانبر اپیزود اول https://t.me/Ebookpouyan/4 @pouyanarmand ارتباط با ادمین

نمایش بیشتر
إيران46 811دسته بندی مشخص نشده است
6 112
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+337 روز
+11030 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
نوامبر '25
نوامبر '25
+168
در 1 کانال‌ها
اکتبر '25
+212
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+239
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+264
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+275
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+215
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+339
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+324
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+212
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+162
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+117
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+171
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+181
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+230
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+213
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+154
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+138
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+133
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+149
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+125
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+113
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+115
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+114
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+105
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+134
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+104
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+93
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+88
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+68
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+110
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+81
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+93
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+131
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+104
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+102
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+132
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+166
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+117
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+119
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+170
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+120
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+163
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+166
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+175
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+205
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+171
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+211
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+197
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+190
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+148
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+159
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+282
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+186
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+1 809
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
22 نوامبر+2
21 نوامبر+9
20 نوامبر+2
19 نوامبر+6
18 نوامبر+10
17 نوامبر+15
16 نوامبر+10
15 نوامبر+9
14 نوامبر+13
13 نوامبر+10
12 نوامبر+7
11 نوامبر+5
10 نوامبر+7
09 نوامبر+7
08 نوامبر+5
07 نوامبر+2
06 نوامبر+12
05 نوامبر+2
04 نوامبر+11
03 نوامبر+12
02 نوامبر+4
01 نوامبر+8
پست‌های کانال
به لبه ی پرتگاه که رسیدم به زیرپایم نگاه میکنم… همه چیز در انتهای شکافی بی انتها در مهی سنگین فرو رفته! بعد از پرتاب چه میشود؟ به کجا خواهم رفت؟ صدایم میزد: من نجاتت دادم! باز هم نجاتت میدم… اینکارو نکن… به سمتش نگاه میکنم و به کلمه ی نجات فکر میکنم. تمام قلبم سنگین میشود، از پرتگاه فاصله میگیرم و به سمتش میروم… با اشک و آه یکدیگر را در آغوش میکشیم. موهایم را نوازش میکند و مرا با محبت به خود میچسباند و زیر گوشم میگوید: دوستت دارم… سرم را از پیچ گرم گردنش جدا میکنم و به چشمان زیبای غمگینش نگاه میکنم، فقط خدا میدانست چقدر دوستش داشتم و دارم، من به او مدیون بودم! خیلی زیاد… دستم را به سمت خودش میکشد و میگوید: برگردیم پس؟ دستش را جدا میکنم و همچنان که اشک هایم از چشمانم فرو میریزد از او جدا میشوم و با شتاب به سمت پرتگاه میروم… من دیگر احتیاج به نجات داده شدن نداشتم. خیلی وقت بود میدانستم باید از او خداحافظی کنم. اما گاهی خداحافظی از ورژنی از خودمان شبیه پرتاب شدن به دره‌ای بی‌انتهاست. در ان مرحله ی سقوط، شما دیگر هیچ رابطه، اداب، رفتارها، و تفکرات قدیمی‌تان را نمیتوانید با خود ببرید. شما پرتاب میکنید…انچه که از خودتان و گذشته‌تان عبور کرده…و نمیدانید بعد از ان چه در انتظار شماست. سقوط میکنم… گذشته ام از مقابلم عبور میکند… آیا لحظات قبل از مرگ است؟ آدمها، عشق‌ها، اشکها، شکست‌ها، خنجر‌ها، دردها و رنج‌ها، دوستی‌ها و رابطه‌ها، زندگی ام… آه آیا این زندگی‌ام بود که از مقابل چشمانم گذر میکرد؟ میگویند آدمها قبل از مرگ، زندگی‌شان از جلوی چشمانشان عبور میکند… اما من میدانستم آنچه که تجربه کرده بودم تا قبل سقوط، زندگی نبود، نجات یافتن بود! آیا ممکن است زندگی‌ای که خودم میخواهم بسازم در انتهای این سقوط منتظرم باشد؟ از مه سنگینی گذر میکنم… از سرعت سقوط میترسم… اما گاهی برای برنگشتن به انکه بودید، سقوط تنها راه شماست! چه کسی خواهم شد؟ انکه در این سقوط پرتاب میشود تنهاست، ترسیده اس اما مطمئن است که میداند دیگر احتیاج به نجات ندارد! میداند دیگر آدمهای زیادی از او خوششان نخواهد امد چون نگاه دوست داشتنی بودن در سقوط هایمان تغییر میکند اما میداند میتواند زندگی کند! آیا همین کافی‌ست؟ در امتداد سقوط کسی در حال نزدیک شدن به من است. کسی شبیه به خودم میگوید: آماده ای برای برخورد به زندگی‌ای که میخواستی؟. . . چشمانم را باز میکنم. ترس جایش را به شجاعت داده و انفعال جایش را به انتخاب! بله، این دقیقا زندگی‌ای بود که میخواستم. @Ebookpouyan

2
🎙فضانوردان 🎼دست بر نمی داشت ◉ #تلفیقی @geramafonpouyan |گرامافون ━━━━━━◉──────. ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
3 558
3
بیرون آمدن از قفسی که مغزمان برایمان ساخته آسان نیست. آسان نیست چون هر زمان که تصمیم بگیریم چیزی را در خودمان و زندگی مان تغییر دهیم احساس امنیت را از ما میگیرد! پس در پروسه ی رشد و تغییر خودمان طبیعی‌ست که احساس امنیت نداشته باشیم در کارهای جدیدی که قرار است انجام دهیم اما هر چقدر بیشتر تمرین کنیم و منتظر احساس امنیت و راحتی نباشیم بیشتر مغز متوجه میشود که واقعا خطر عجیبی آن بیرون منتظرمان نیست و کم کم در قفس را شل‌تر میکند و آزادی بیشتری به ما میدهد. میدانم بدن‌های زیادی هستند که نه تنها هیچ احساس امنیتی ندارند بلکه هیچ امیدی هم به آینده ندارند. اما لطفا به آنچه که ذهنتان در این بازه ی زمانی به شما میگوید خیلی با دقت گوش ندهید! فعلا این ذهن در یک بدن خسته و ترسیده است که نمیداند شرایط چه میشود. ذهن در بدن برزخی، نمیتواند تصمیم‌های درستی به شما بدهد. فعلا فقط بر روی کم کردن اضطراب انباشته شده در ریه‌ها، شانه‌ها، پاها و شکم و لگنتان کار کنید. سعی کنید هر روز کمی به این اندامها حرکت بدهید. نفس های عمیق همراه با توقف های چند ثانیه ای برای ریه هایتان. و تکان دادن و کشیدن و حرکت دادن برای دیگر اندام‌هایتان. در معرض افتاب بودن، در طبیعت راه رفتن، رقصیدن، شنا کردن یا پیاده روی، و کارهای خلاقانه با دست هایتام انجام دادن(سفال، نقاشی، گلکاری..) بهترین روش ارام کردن اضطراب است. هر روز کمی اضطراب را کم کنید تا بعد بتوانید با بدنی ارام تر و ذهنی شفاف تر تصمیم های مهمتان را بگیرید. دنبال این نباشید که خلق و انرژی‌تان برای این کارها اماده شود! منتظر نترسیدن و احساس امنیت هم نباشید که بعدا مثلا بخواهید از خانه بیرون بروید. این روزها، مغزتان به شما احساس امنیت نمیدهد پس باید با کمی سختی و مقاومت کارهایتان را انجام دهید. و انجام دهید لطفا! بعد از چند هفته، مغزتان با ان کار اشنا میشود و دیگر اینقدر عذابتان نمیدهد برای یک بیرون رفتن ساده! فعلا فقط انجام دهید، هر چقدر کم هر چقدر کوتاه. انجام دهید، با عذاب انجام دهید، با مقاومت نتیجه را چند هفته بعد خواهید دید. @Ebookpouyan
4 110
4
🎙Sun 🎼Derik Fein ◉ #Papa @geramafonpouyan |گرامافون ━━━━━━◉──────. ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
3 422
5
برای تو که این روزها خسته‌ای ولی ته دلت امید داری ... @geramafonpouyan |گرامافون ━━━━━━◉──────. ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
4 234
6
آتش‌بس بیرون و ادامه‌ی جنگ در درونِ بدن‌ها آتش‌بس یعنی توقف بمب. یعنی: بس است، آتش. با اینکه این جمله می‌تواند مرهمی بر بدن‌ها و روان‌هایمان باشد، اما از آتش اضطرابی که هنوز درونمان شعله می‌کشد، غافل نشویم. آتش‌بس می‌تواند پایان بمب‌ها باشد، اما پایان اضطراب نیست. وقتی مغز برای چند روز یا چند هفته در حالت آماده‌باش بماند، شبکه‌های عصبی‌ای که مسئول حس خطر هستند، تقویت می‌شوند. به‌ویژه بخش‌هایی مثل آمیگدال، همچنان فعال می‌مانند. و این یعنی بدن، حتی در نبود خطر واقعی، همچنان در وضعیت جنگی باقی می‌ماند. از دید مغز، اگر خطری چند روز ادامه داشته باشد، احتمال بازگشتش زیاد است. پس مغز تصمیم می‌گیرد «الگوی بقا» را نگه دارد، حتی وقتی دیگر صدایی از بیرون نمی‌آید. اینجاست که دچار نوعی ناهماهنگی درونی می‌شویم. بخشی از مغز می‌گوید بمبی نیست، همه چیز آرام شده، اما بدن هنوز در اضطراب جنگ است. تنفس تند است، تمرکز پایین آمده، و بی‌قراری ادامه دارد. این ناهماهنگی بین پیام مغز و واکنش بدن، خودش به یک منبع اضطراب مزمن تبدیل می‌شود. برای همین، تمام‌شدن جنگ در بیرون، به‌تنهایی کافی نیست برای آرام شدن بدن در درون. بازیابی از این وضعیت به زمان نیاز دارد. مطالعات نشان می‌دهند که سیستم عصبی بعد از یک دوره اضطراب شدید، برای رسیدن به سطح پایداری جدید، گاهی تا چند ماه زمان می‌خواهد. به‌ویژه اگر فرد هنوز اخبار، تصاویر یا افکار مرتبط با خطر را دریافت کند. وضعیت بدن در این روزها الزاماً طبیعی نیست، حتی اگر بازگشت به زندگی عادی اتفاق افتاده باشد. بازگشت به روتین، به معنای بازگشت تنظیم عصبی نیست. ممکن است بدن شما بین دو قطب متفاوت حرکت کند. گاهی خسته، گاهی پرانرژی. گاهی بی‌خواب، گاهی خواب‌آلود. گاهی بی‌اشتها، گاهی پرخور. گاهی بی‌حس و گاهی بیش‌برانگیخته. بدن در حال تقلا برای بازیابی تعادل است، اما هنوز از شدت اضطراب گیج است و نمی‌تواند درست فرمان بدهد. فردی را تصور کنید که مدام در گوشش زده‌اند و شکنجه‌اش کرده‌اند. آیا می‌تواند با سرگیجه‌ی بعدش، راحت به کارهای روزمره‌اش برگردد؟ در این روزها بدن بین فازهای مختلف گیر کرده. بین ترس و بی‌حسی. بین تلاش برای ادامه دادن و فروپاشی. این نوسانات نشانه‌ی از دست رفتن تعادل سیستم عصبی هستند. و تنها با مهربانی، مراقبت، تمرین‌های کوچک و مداوم، و کاستن از فشارهاست که می‌توان دوباره مسیر بازگشت به تعادل را پیدا کرد. پس مهم است که با خودتان مهربان باشید. از بدنتان انتظار آرامش فوری نداشته باشید. و با تمرین‌های بدنی، تنفسی، و ایجاد ریتم روزانه کمکش کنید تا قدم‌به‌قدم به سمت امنیت برگردد. @Ebookpouyan
4 436
7
همه چیز آسان‌تر شد وقتی با بدنم تصمیم گرفتم. . . . . . فهمیده‌ام زندگی، رابطه‌ها و شرایط از آنچه فکر میکردم ساده‌ترند وقتی که با بدنم جلو می‌روم نه داستان‌های ذهنی‌ام که یا سعی می‌کنند توجیه کنند یا فاجعه‌سازی. بدن، این معبد جادویی که خیلی زودتر‌ از ذهنم جواب‌ها را با علایم فیزیکی‌اش نشان می‌دهد، بهترین قطب‌نمای زندگی‌ست. @Ebookpouyan
4 549
8
🎙حمید رضا آیین 🎼زود است حالا ◉ #پاپ @geramafonpouyan |گرامافون ━━━━━━◉──────. ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
4 396
9
نفس‌ عمیقی میکشم و دوباره به خالیِ پر آرامش رو به رویم برمیگردم. نه اجازه نخواهم داد آن ورژن قدیمی‌ زخم‌خورده‌ای که همیشه رنج را به همه‌ی بخش‌های زندگی‌ام دعوت میکرد اینجا هم فرمانروایی کند. اکنون بعد از سالها متعهد بودن به درمان، میدانم حاکم کیست. با خودم فکر میکنم سخت‌ترین بخش درمان آن بود که چطور‌ با آرامشی که خودم با دستان خودم ساخته ‌بودم، بنشینم و خلوت کنم و دوباره با همین دستان رنج‌هایم را بر سر میز دعوت نکنم. سخت‌ترین بخش، تحملِ شادیِ آرامی بود که در زیر پوست بدنم جریان داشت. همچون رودخانه‌ای عمیق اما باریک که از قلبم به سمت تک تک اندام‌هایم حرکت میکرد. سخت‌ترین بخش، پیدا کردن ورژن زخمی و درک کردن آنچه که بر او گذشته بود، نبود؛ بلکه اجازه ندادن به حاکمیت دوباره‌ی او بود. سخت‌ترین بخش‌ها، غم‌ها، ناامیدی‌ها، خشم‌ها، بخشش‌ها، مرهم‌ها و درک‌کردن‌ها و عبور کردن‌ها نبود ….نه… سخت‌ترین بخش حتی دوست داشتن خودم هم‌ نبود. در‌نهایت هر کسی در پروسه‌ی درمان آنقدر می‌تواند دلایل و ریشه‌های آسیب را درک کند که بتواند دوباره عشق را در‌ درون خودش حتی نسبت به ورژن آسیب‌رسان گذشته‌اش هم حس کند. سخت‌ترین بخش، همین دستان ظریف و باریک و کوچکم بودند! دستانی که اکنون میدانند «رنج کشیدن» و «آرام‌ماندن» هر دو آن سوی حیاط ایستاده‌اند و منتظر دعوت هستند. منتظر اشاره‌ای از‌ سمت آنها. کافی‌ست فقط انگشتانم را اندکی تکان دهم. دستانم را بر روی‌ میز روی هم‌ میگذارم. به آن سوی حیاط نگاه میکنم. نفس عمیقی میکشم. مدت‌هاست میدانم آن کسی که باید سر میز بنشیند کیست. دعوت‌نامه، فقط برای اوست. @Ebookpouyan
3 464
10
به امتداد نخ که نگاه کرد به دستانش رسید. دستانی ظریف که محکم نخی بلند را نگه داشته بودند. حالا زمانِ متقاعد کردن دستانش بود. همه ی آنچه باید انجام میداد درست همانجا بود، نیرویی در میان انگشتانش، در دستانش. دستانش که متقاعد شدند، نخ را رها کردند. و رنج همچون بادکنکی سبک‌بار از او دور و دور‌تر شد. @Neeegaah
3 900
11
🎙J.E. Sunde 🎼 I Don't Care to Dancee ◉ #Romance @geramafonpouyan |گرامافون ━━━━━━◉──────. ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
3 763
12
به امتداد نخ که نگاه کرد به دستانش رسید. دستانی ظریف که محکم نخی بلند را نگه داشته بودند. حالا زمانِ متقاعد کردن دستانش بود. همه ی آنچه باید انجام میداد درست همانجا بود، نیرویی در میان انگشتانش، در دستانش. دستانش که متقاعد شدند، نخ را رها کردند. و رنج همچون بادکنکی سبک‌بار از او دور و دور‌تر شد. متن #پونه_مقیمی
1
13
@Memtonix
68
14
دوست داشتن، گاهی تنها راه ادامه ی راه در یک زندگی غیرقابل پیش بینی ست. عمیق دوست بدارید، با تمام سختی‌ها، با تاریکی‌ها و روشنایی‌ها… دوست بدارید تا بهتر ادامه دهید. یادمان باشد، خشمگین بودن اسان‌ترین راه است و عشق ورزیدن سخت‌ترین. @Ebookpouyan
2 872
15
🎙J.E Sunde 🎼 I Don't Care to Dance ◉ #classic @geramafonpouyan |گرامافون ━━━━━━◉──────. ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
2 649
16
عجیب است که هیچگاه بحران‌های زندگی‌ام مرا از پای نیانداخت. آنچه مرا همواره به سمت نابودی کشاند، چالش‌های زندگی نبود، بلکه رویاهای خودم بود! . . . در رابطه‌ها آنچه ما را به سمت نابودی میکشاند، شخصیت طرف مقابل نیست بلکه رویاهای ما از آن شخص است. رویاهایی که اندازه‌ی واقعیت آن فرد نیست. و من عمیقا باور دارم هر وقت کسی میگوید «ولی او ناگهان تغییر کرد، ناگهان یکی دیگر شد، ناگهان رفت. ناگهان از این رو به این رو شد. ناگهان خیانت کرد، ناگهان تمام کرد»؛ کودکی ناپخته و ناتوان است در درون آدمی بزرگسال که طاقتِ تاب آوردنِ واقعیت را ندارد به همین علت به جای دیدن شواهد و الگوهای رفتاری بسیاری زیادی که قبل از «ناگهان‌ها» وجود داشته مجبور است به «رویاهای نامرتبط و یک نابودی یک‌شبه» پناه ببرد. چون در دنیای یک کودک، رویاساختن در مورد یک ادم، ناگهانی نابود شدن آن رابطه و بعد سالها در سوگ بودن، راحت ترین راه فرار از درد است. تمام هدف کودک این است که درد نکشد و اگر آن کودک در یک بستر خانوادگی پخته بزرگ نشود و یاد نگیرد چطور با دردها و اضطراب‌ها کنار بیاید و چطور واقعیت‌ها را ببیند، همچنان کودکی درمانده در مقابل دردها باقی خواهد ماند حتی اگر پنجاه سال داشته باشد. پس اگر احساس میکنیم، کودکی در درونمان همچنان ما را در یکی از این سه مرحله نگه داشته: یک: رویاهایی در مورد فردی یا موقعیتی که با واقعیتش تطابق ندارد، دو: داستان ناگهان تغییر کردن و تمام شدن سه: سوگی که سالها بعد از تمام شدن یک رابطه یا موقعیت همچنان باقی‌ست؛ به خودمان کمک کنیم تا بتوانیم از کودکی‌ بی‌تاب به بزرگسالی تاب‌آور تبدیل شویم. اکنون ما میتوانیم همان بزرگسالی شویم که در کودکی از داشتنش محروم بودیم. بزرگسالی که بر روی بدنش و اضطراب‌هایش کار‌ میکند و یاد میگیرد چطور با واقعیت‌ها و دردها کنار بیاید. چه هدیه‌ای از این باارزش‌تر میتوانید به خودتان بدهید که بدانید «میتوانید» با واقعیت‌ها تنظیم شوید و با دردهای واقعیت رو به رو شوید و «تمام شدن‌ها» را تاب بیاورید بدون اینکه به مرزفروپاشی برسید؟ چه توانمندی بزرگتر از این که بتوانید رویاهایتان را «تمام کنید» قبل از آنکه آنها شما را «تمام کنند»؟ @Ebookpouyan
3 823
17
🎙La Zarra 🎼 Amour de quartier ◉ #French Pop رمانتیک فرانسوی @geramafonpouyan |گرامافون ━━━━━━◉──────. ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
3 460
18
تمام عمرش تا به امروز برای شناخت خودش تلاش کرده بود. و هیچ رابطه‌ای را سخت‌تر، عمیق‌تر، دوست‌داشتنی تر و دردناک‌تر از رابطه با خودش نیافته بود. میدانست که این رابطه‌ را تحت هیچ شرایطی رها نخواهد کرد که رسالت او، رسیدن به خودش بود. @Ebookpouyan
3 996
19
بله، این همان زنی‌ست که میخواستم تمام عمرم را با او سپری کنم. زنی که می‌توانم با او تنها باشم، بدون اینکه نگران ترسیدن یا مضطرب شدنش باشم. با او صحبت کنم و درک شوم، بدون اینکه سرزنشم کند. با او خوش بگذرانم، بدون اینکه برایم از فلسفه‌ی مفید بودن سخنرانی کند. با او بخندم بدون اینکه به من تذکر دهد سنگین باشم. با او گریه کنم بدون اینکه اشک‌ها را نقطه ضعف ببیند. با او فریاد بزنم، بدون اینکه بخواهد خشم مرا بی ارزش کند. با او برقصم و مست کنم، بدون اینکه بخواهد مرا شرمنده‌ی بی‌پروایی‌هایم کند. با او در مورد شکل آن ابر کوچک، ساعت‌ها صحبت کنم، بدون اینکه نگران باشم قرار است حوصله‌اش سربرود. با او در خیابان‌ها قدم بزنم و از تصویرش در قاب پنجره‌ها عکس بگیرم، بدون اینکه نگران ژست و لباس و تصویرش باشد. این درست همان زنی‌ست که عاشقش هستم. : . . پ.ن: و آیا واقعا تمام عاشقانه‌های ما برای دیگران، به نوعی تلاشی برای پیدا کردن همان انسان در درون خودمان نیست؟ اگر تمام حرف‌ها و رفتارهای عاشقانه‌ای که از دیگران میخواهیم، فریادی برای آزادی آدمی در درون خودمان باشد که دقیقا می‌تواند همان خصوصیات را داشته باشد چه؟ آدمی که در نهایت اگر بتوانیم با او تنها باشیم و از او در تنهایی‌مان فرار نکنیم، همان عشقی‌ را به ما خواهد داد که از دیگران میخواستیم. مهم‌ترین رابطه‌ی عاشقانه‌ی زندگی شما، خودتان هستید. و تمام روابطی که تجربه میکنید قرار است شما را به آن عشق واقعی نزدیک کند. به محض اینکه رابطه‌ی عاشقانه‌ی شما با خودتان به معنای واقعی شروع میشود، همه چیز تغییر میکند! حتی نوع رابطه‌های عاشقانه‌ی شما با دیگران. آن کسی که در روابط‌تان به دنبالش هستید، اکنون در درون شماست، فقط به آن وصل نیستید. و راه وصل شدن، راهی مملو از، از دست دادن، سوگ، شجاعت، غم، ترس و تنهایی است. راهی سخت و دردناک اما باارزش. @Ebookpouyan
4 909
20
🎙 Joe Dassin 🎼 it si tu n existais pas با این موزیک فرانسوی خودتون یه قهوه دعوت کنید. @geramafonpouyan |گرامافون ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
2 879