-استیصال🍃
«وابسته به کلمات و دنیایشان» استیصال: به معنی درماندگی و بیچارگیِ زیستن. ارتباط: https://t.me/HarfChatBot?start=a5d7cb95b7d7
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام -استیصال🍃
کانال -استیصال🍃 (@estiisal) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 479 مشترک است و جایگاه 2 211 را در دسته کتب و رتبه 20 056 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 479 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 03 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 8 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 45 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 25.42% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.73% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 4 192 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 275 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ترجمه, بهرام, وقت, چیز, آغوش تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“«وابسته به کلمات و دنیایشان»
استیصال: به معنی درماندگی و بیچارگیِ زیستن.
ارتباط:
https://t.me/HarfChatBot?start=a5d7cb95b7d7”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 04 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | +48 | |||
| 02 سپتامبر | +58 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
| 2 | ساقی غمِ من بلندآوازه شدهاست
سرمستیِ من برون ز اندازه شدهاست
با مویِ سپیدْ سرخوشم کز میِ تو
پیرانهسرم بهارِ دل تازه شدهاست
- خیام؛ نسخهی هدایت | 1 259 |
| 3 | تنها در دل شهری شلوغ، تنها میان دوستان و خانوادههای فراوان، تنها چنان، که تنهاتر از آن،
نه در ته دریا ممکن بود نه روی زمین...
- تولستوی؛ مرگ ایوان ایلیچ
ترجمهی سروش حبیبی | 1 499 |
| 4 | - میای یه نوشیدنی بزنیم؟
+ ما حرفی برای گفتن نداریم
- خب... در سکوت مینوشیم. | 2 451 |
| 5 | چقدر میتوانم بیدار شوم و ببینم که پهلویم نیستی و زندگیام یخ کرده و منجمد است. چقدر؟ تا کی؟ تا کجا؟
- از میان نامههای فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان | 1 981 |
| 6 | « گاهی مراقبت کردن از دیگری، دفاعیست در برابر دردِ مراقبت نشدن... از تو مراقبت میکنم چون کسی از من مراقبت نکرد! » | 2 121 |
| 7 | متشکرم از همهی کسانی که دوستم ندارند.
قلبم را به درد نمیآورند:
- دنیا میخائیل؛ ترجمهی سینا کمال آبادی | 2 327 |
| 8 | «چه سودی دارد، چندین عاشق داشته باشی؛ امّا هیچکدام به تو جهانی نبخشند؟»
- ژاک لکان | 2 457 |
| 9 | « دوستت دارم. حس میکنم بیشتر از هرکس دیگری در این جهان دوستت دارم: تو همان چیزهایی را میگویی که دلم میخواهد بشنوم و همان سوالاتی را که دوست دارم جواب دهم.»
- کورت ونهگات؛ نامه به ووفی | 2 688 |
| 10 | دلم میخواهد همه چیز را بنویسم تا کسانی که ما را پیدا میکنند بدانند آنها هم مقصرند، مگر اینکه خودشان هم قربانی باشند.
- آفتابگردانهای کور؛ آلبرتو مندس | 2 832 |
| 11 | من میدانم که شعر و هنر برایم خوشبختی نیاورد، همچنان که برای هیچکس نیاورده،
ولی من باز هم با تمام قوا آن را طلب میکنم.
- از نامهی فروغ فرخزاد به پرویز شاپور | 3 189 |
| 12 | یادداشتی در ۱۹ سپتامبر:
«به این نتیجه رسیدم که آدم باید عشق بورزد و کار کند؛ همین و بس.»
یادداشتی در ۲۰ سپتامبر:
«خسته بودم. نه عشق ورزیدم و نه کار کردم.»
- تولستوی | 3 077 |
| 13 | امیدوارم گاهی زندگی تو را از قوی بودن معاف کند و اجازه دهد که
فقط خوشحال باشی🤍
+ این از اون موزیکاست که هر موقع پخشش کنی به همون لحظه خیلی میاد! | 3 444 |
| 14 | هر طرف چشم میندازم، تا مَدِّ نظر، همهاش خرابههای سیاه عمر میبینم. حیفِ این همه سال، حیفِ عمر عزیز، که تلف شد درین خراب آباد.
- کنستانتین کاوافی؛ صبح روان
به فارسیِ بیژن الهی | 3 830 |
| 15 | - کسی که بودم باعث شد خیلی روزها و سالها و فرصتهای زندگیمو از دست بدم. از کسی که بودم ناراحتم. زندگی نکردم.
- از کسی که تمرکزش روی زنده نگه داشتنت بوده ناراحتی؟
- اوه...
- ورژن قدیمیت بهت کمک کرد زنده بمونی،
حالا تو کمکش کن که زندگی کنه.
- پونه مقیمی | 3 501 |
| 16 | سالها بی بودنت بودم
تن به هر بیهوده فرسودم
جمع این مطلب زدم من زندگانی شد🖤 | 3 322 |
| 17 | «کافیست صدایم کنی.
بگویی فروغ و من به دنیا بیایم
و درختها و آفتابها و گنجشکها
با من به دنیا بیایند.
دوستت دارم.
دوستت دارم و دلم تابِ تحملِ این همه عشق را ندارد.»
- فروغ فرخزاد در نامهای به ابراهیم گلستان | 3 389 |
| 18 | گاهی برای از دست دادن یک آدم لازم نیست ترکش کنیم، کافیست او را آنطور که هست نپذیریم.
- ماگدا سابو | 4 053 |
| 19 | هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر... | 4 037 |
| 20 | واژگان در شرحِ سکوتِ آدمها، چهقدر اندک و
چه مایه بیبضاعتند.
- محمود دولت آبادی | 3 662 |
