fa
Feedback
با‌ حُسین باش.

با‌ حُسین باش.

رفتن به کانال در Telegram

«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash ارتباط با من: https://t.me/SendHarfBot?start=fc0660a19fec

نمایش بیشتر
8 592
مشترکین
+324 ساعت
+1267 روز
+40730 روز
آرشیو پست ها
تا ابد و یک روز، حرف من همین است.

تا ابد همین.

به عالم روسفیدم زین سیاهی، نبخشم این سیاهی را به شاهی!

خوشا به ‌حال غلام سیاهِ سیدالشهداء...

خاکِ فراق خوردم و آبِ عِراق هم، منّت‌پذیرِ مُلکِ عراقم، فراق هم... ختمِ مرا بگیر و بگو بی‌کس است این، تابوتِ من بسوز و به پا کن اجاق هم.

آقا جان، من حرم لازمم دلم تنگ است، روزگارم ببین به هم خورده...

حسین جانم... یک عمر کنار ِ مردم بی‌دست‌و پا بوده، خودش هنگام جان دادن، به زیر دست و پا بوده...

#تلمود پرده‌ی هفتم. عهدشکنی با مسلمین. یهودیان پس از آن‌که در جنگ‌ها نتوانستند اسلام را به زانو دربیاورند و منحرف کنند، مجبور به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز با مسلمین شدند. هم‌زیستی مسالمت‌آمیز با مخالفان، از جمله یهود و دیگر پیروان ادیان، یکی از معیارهای مهم سیرۀ رسول‌ خدا است. از اول هجرت، این رویکرد در سیره‌ی پیامبر بود که با یهود، پیمان هم‌زیستی و معاهده منعقد نمود، اما یهودیان بارها عهد خود را شکستند. بنی‌قریضه و جمعی از یهودیان، تا آن‌جا که می‌توانستند برای نابودی پیامبر و محو کامل اسلام به انواع توطئه‌ها و حیله‌ها دست بردند، علی‌رغم پیمان هم‌زیستی و حمایت از پیامبر که با رسول‌الله در اول ورود به مدینه بستند و عهدنامه را امضا کردند که مفاد آن در منابع تاریخی گزارش شده است! از جمله مفاد و بندهای آن این بود که هرگاه مدینه مورد حمله و تاخت و تاز دشمن قرار گیرد، هر دو با هم در دفاع از آن شریک مساعی خواهند کرد. در توطئه‌ای ابوسفیان به نزد کعب‌ بن‌ اسد قُرظی، رئیس بنی‌قریظه، که از طرف قبیلۀ خود با رسول‌خدا قرار داد بسته بود، رفت، اما کعب ابتدا از همکاری با او امتناع می‌ورزید، ولی پس از تحریکات او عهدنامه را شکسته و برای جنگ با پیامبر آماده شدند. پس از بازگشت پیامبر از بدر، یهودیان شورش کردند و عهد خود را شکستند. اعلام جنگ یهودیان با مسلمانان، برای اهالی مدینه، سخت گران بود، چون بنی‌قینقاع با گروه‌هایی از مدینه، هم‌پیمان بودند. حضرت تصمیم گرفت پاسخ این خیانت را باقدرت بدهد. مسلمانان پانزده روز آنان را در میان دژهایشان محاصره کردند و بنی‌قینقاع ناچار به تسلیم شدند. رسول خدا دستور بازداشت همه را صادر کرد و قصد مجازات جدی آنان را داشت و به گفته‌ی مورخّان، تصمیم کشتن همه‌ی آنان را داشت. اما یهودیان و هم‌پیمانانشان وارد میدان شدند و آنقدر وساطت کردند که حضرت، دست از خونشان شست و راضی به کوچاندن آنان شد. پس از نبرد اُحد و بازگشت سپاهیان اسلام به مدینه، بنی‌نضیر پیمان خود را با پیامبر شکسته و اعلان جنگ کردند. شرایط این نبرد بسیار بحرانی بود و روحیه مردم چندان مناسب دفاع نبود. نکته مهم در این رویارویی، نقش هم‌پیمانان یهود در مدینه است که با وعده‌ی یاری یهود، آنان را به اعلان جنگ تشویق می‌کردند. - ادامه دارد. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

١٠ میلیون و سیصد هزار تومان مانده، امام رضا یارتون.✨

رفقای با‌‌حسین‌باش؛ دو نفر از عزیزان خیلی نیازمند و موردهای همیشگی کانال که در موعدهای شیمی درمانی‌شون بهشون کمک می‌کنیم، موعد شیمی درمانی‌شون رسیده و نیاز دارند برای انجام امورشون به کمک و دست‌گیری ما. یکی ۵/۶۰۰ هزار تومان هزینه شیمی درمانیش هست و یکی دیگر ۴/۵۰۰ هزار تومان. هم‌چنین خانواده‌ای هستند که هیچ درآمدی به جز یارانه و کمک خواهرشون ندارند و نیاز به ۲ میلیون تومان برای هزینه‌های خود دارند، در مجموع ۱۲ میلیون و صد هزار تومان نیاز هست که ۱ میلیون و صد هزار تومان توسط عزیزان جمع آوری شده و ۱۱ میلیون نیاز داریم تا کار این سه مورد انجام بشه. مثل همیشه تو این ایام سخت کنار هم باشیم و کمک کنیم این عزیزان که حال مناسبی هم ندارند، درمان بشن ان‌شاءالله. ۵۰۴۱۷۲۱۲۳۸۳۹۰۹۵۷ روحنواز.

دعای ٢٢ صحیفه سجادیه: وقتی کارها خیلی سخت شدن برات، این دعا رو بخون.

دعای ٢١ صحیفه سجادیه: هر موقع از چیزی در دنیا ناراحت شدی، این دعا رو بخون.

هرچیزی که خداوند به ما در این دنیا داده امانته، هیچ چیزی به ما نبخشیده، مدتی در دست ماست و بعد هر موقع که بخوان‌، امانتشون رو از ما می‌گیرند. ما صاحب چیزی در عالم نیستیم و هرچه هست برای اوست. - استاد رستم‌پور.

از خداوند «عافیت» بخواه همیشه، نه خِیر، چون هرچیزی خداوند می‌دهند خِیره. گاهی خِیر در از دست دادن فرزند یا فقره! - استاد رستم‌پور.

شخصی میاد میگه آقا مگه نمیگن سوره واقعه برای زیاد شدن روزیه؟ پس چرا من هرچقدر می‌خونم روزیم‌ زیاد نمیشه؟ چون تو عبدِ دعا شدی، نه عبدِ خدا! عبدِ خدا شدن یعنی کار رو انجام دادن و نتیجه رو به خدا سپردن و این رو دونستن که نتیجه هرچیزی باشه برای من خِیره و اگر با واسطه‌ی سوره واقعه، روزیِ من زیاد شد، چون خداوند خواستند، این شد! - استاد رستم‌پور.

ما فعلِ افراد رو می‌تونیم داوری کنیم، می‌گیم فلان کار فلانی بده یا خوبه! نه این‌که درمورد بهشتی و جهنمی بودن هیچ کس نظر بدیم! کسی چه می‌دونه از عاقبت انسان‌ها جز خداوند؟ - استاد رستم‌پور.

«به خدا امیدت ١٠٠٠ باشه، اما توقعت ازش ٠ باشه.»

از خداوند هرچیزی رو می‌خواید، بخواید، خداوند جز خِیر به شما نمی‌ده. دعا می‌کنی به درگاه خدا، نگو اگر خیره بهم بده! هرچیزی که خداوند به ما میده، خیره. هرچیزی که در عالم هست از مشیّت خداست، شیطان در عالم حکومت نمی‌کنه که! این حرف با توحید یکی نیست که چون جنگه یا هرچیزی پس امورات در دست خداوند نیست نعوذ بالله! ما پس پرده عالم رو نمی‌دونیم! خدا خواسته اگر هر اتفاقی افتاده در عالم، جنگ یا هرچی، جز به اراده پروردگار نیست. هیچ چیزی در عالم اثرگذار نیست مگر اراده خدا. - استاد رستم‌پور.

#تلمود پرده‌ی ششم. جنگ با اسلام. (قسمت دوم) - جنگ خندق: خاندان یهودی بنی‌قریظه، هیئتی را به مکه فرستادند. آن‌ها با ابوسفیان مذاکره و او را تحریک به گردآوری نیرو کردند. انگیزه تحریک آن‌ها نیز نزدیک بودن پیروزی در عملیات اُحُد بود. پس از عملیات اُحد، یأسِ مشرکان که در جنگ بدر حاصل شده بود، تبدیل به بارقه‌ی امید شد، امید به این‌که می‌توانند پیامبر را از میان بردارند! در عملیات گذشته نیز یهودیان بنی‌نضیر به مشرکان قول داده بودند، اما عمل نکرده بودند. اما این بار قول دادند که هم‌زمان عملیات انجام دهند. پس از رفت و آمد فراوان، مشرکان توانستند ده هزار نیرو جمع کنند. پیامبر اکرم همه‌ی مردم را جمع کردند و نظر خواستند. سلمان پیشنهادِ کندنِ خندق داد و پیامبر پذیرفت. مسلمانان بین کوه اُحد و کوه صلع را خندق کندند. پیامبر اکرم سه هزار نیرو را در مدینه بسیج کرده بودند. در همین زمان، از پشت مدینه، یهود بنی‌قریظه با اعلان جنگ، امنیت مسلمانان را حتی درون مدینه هم سلب کردند! این اوج خیانت و سوءاستفاده یهودیان از رأفت پیامبر اسلام بود و نشان از عمق کینه‌ی آن‌ها به اسلام داشت. - جنگ موته: در سال هشتم هجری، مکه به دست پیامبر فتح شد. با فتح مقرّ شرک، یهود جناح عظیمش را از دست داد و می‌رفت تا آخرین تیغ خود، یعنی روم را از نیام درآورد. برای بار دوم در طول تاریخ، یهود سراغ ابرقدرت زمان خود رفت. بار اول، در عصر حضرت عیسی، فیلاتوس رومی را ضد حضرت عیسی، وارد عمل کردند و این‌بار، هنگامی که از مشرکان مأیوس شدند، از رومیان کمک گرفتند. رومیان، سپاه خویش را در موته که حدود هزار کیلومتر از مدینه فاصله داشت، مستقر کردند. قاعدتاً پس از فتح مکه به دست پیامبر، جمعیت بسیاری باید با ایشان همکاری می‌کردند، اما شرکت‌کنندگان در برابر نیروی پنجاه هزار نفره روم، تنها سه هزار نفر بودند! در این جنگ، هر سه فرمانده تعیینی پیامبر اکرم، شهید شدند و عملیات به شکست انجامید. در این‌جا جای این پرسش است که چگونه نیروی شصت یا هفتاد هزار نفره عُمر، خلیفه دوم، در برابر نیروهای هشتصد هزار نفره‌ی ایران در نبردهای بعدی پیروز می‌شود اما در این نبرد، سپاه اسلام شکست می خورد؟! موته، آخرین نبرد عصر حیات پیامبر اسلام است که حضرت در آن شرکت نداشتند! در این‌که در این عملیات، ارتباطی بین شرک، نفاق و یهود وجود دارد، تردیدی نیست و جالب است که در این جنگ تنها سه فرمانده‌ی تعیین شده از سوی پیامبر و سه نفر دیگر شهید شدند! - ادامه دارد. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

#گزارش پُر کردن کپسول اکسیژن و تهیه مانومتر. ( پنجاه هزار تومان بیشتر جمع شد که خرج همین مورد شد.) خیر ببینید.
+1
#گزارش پُر کردن کپسول اکسیژن و تهیه مانومتر. ( پنجاه هزار تومان بیشتر جمع شد که خرج همین مورد شد.) خیر ببینید.