-تجربم کن!
رفتن به کانال در Telegram
9 944
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-487 روز
-27230 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
فوریه '25
فوریه '250
در 0 کانالها
ژانویه '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+3
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+1
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+2
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+2
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+1
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+13
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+19
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+12
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+12
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+24
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+32
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+155
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+42
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+29
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+33
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+128
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+1 315
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+1 924
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+33
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+3 410
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+530
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+608
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+93
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+2
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+196
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+1 064
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+1 680
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+2 900
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+5 275
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+3 615
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+5 724
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+6 475
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+4 251
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+5 228
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+2 586
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+17 085
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 06 فوریه | 0 | |||
| 05 فوریه | 0 | |||
| 04 فوریه | 0 | |||
| 03 فوریه | 0 | |||
| 02 فوریه | 0 | |||
| 01 فوریه | 0 |
پستهای کانال
نه اینکه تو را مرور نکنم؛ نه. قاب عکس خاک گرفته را پاک نمیکنم که نکند غبار قدمهایی که برای دور شدن از من بر میداشتی - تنها باز ماندههای تو - هم از دستم برود.
-امیر محمد ندرلو
| 2 | چنانچه دوازده شب به خانه میرسم، تن لشم را به تخت میسپارم و لباس از تنم جدا میکنم تا پوستم لطافت پتو را بچشد، این عمل گاهی باعث ترشح تستوسترون میشود و پتو را برای یک ثانیه، زنی لطیف میپندارم.
یکی از چندین فندکی که اطرف تختم افتادهاند را پیدا میکنم تا سیگارم را روشن کنم.
اولین، دومین، سومین…هفتمین سیگار متوقفم میکند.
اگر خیال را از سرم برهانم، تن لشم را وادار میکنم تا خودش را از تخت جدا کند و به آشپزخانه برود تا لیوانی آب برای خوردن قرص فراهم کند.
از ماهی قرمزهایی که عید از جوب گرفته بودم
تا نجاتشان دهم فقط یکی زنده مانده که درون تنگی بزرگ روی اپن زندگی میکند. هر چه باشد من چند ماه بیشتر به آنها زندگی بخشیدم؛ شاید خدا خیلی هم بزرگ نیست.
به مکالمه نهچندان جذابی که با ماهی آغاز کردم، خاتمه میدهم.
نیم نگاهی به ظرفهای نشستهی کپک زده در سینک میاندازم، چنان بوی کثافتی میدهند که باز از شستنشان منصرف میشوم.
بین ظرفها چاقوی بزرگ و کندی هم هست که آخرین بار با آن هویج خرد کردهام؛ به این فکر میکنم که یا باید تو را از سرم یا سرم را از تنم جدا کنم.
به اتاق برمیگردم و روی تکه کاغذی مینویسم: «اگر خانه یا درخت یا کوه بودی نمیرفتی» کاغذ رو مچاله و به هدف پرتاپ میکنم.
خود را به گوشه تخت میرسانم تا قرص، زندگیام را تا هشت و بیستوهشت دقیقه صبح تعطیل کند. | 830 |
| 3 | +1 از خانوم نیمشناسِ عزیز برای قدمهای سستِ زیر بارون. | 2 082 |
| 4 | شبنامه اطلاعات
یکشنبه ۲۵ شهریور ماه ۱۴۰۳
#مهسا_امینی #اعتصابات_سراسری #زن_زندگی_آزادی
#MahsaAmini #WomenLifeFreedom | 2 915 |
| 5 | شبنامه اطلاعات - ضمیمه
جمعه ۲۶ اسفند ماه ۱۴۰۱
#مهسا_امینی #اعتصابات_سراسری
#MahsaAmini #WomenLifeFreedom | 544 |
| 6 | خوبی نبودنت اینه که دیگه ترس نداشتنت رو ندارم. | 3 211 |
| 7 | بدون متن... | 2 526 |
| 8 | هشتم سپتامبر 1941 در اوج جنگ جهانی دوم، نیروهای آلمان نازی که فنلاندیها رو هم کنار خودشون داشتن، محاصرهی خودشون دور شهر لنینگراد (سنتپترزبورگ فعلی) رو شروع کردن. شهری که بیش از سه میلیون نفر جمعیت داشت، حالا تمام راههای ورودی و خروجیش مسدود شده بود. روزها و هفتهها و ماهها رفتن و کار به سالها کشید. لنینگراد 871 روز مقابل نیروهای نازی مقاومت کرد و تسلیم نشد. اما خب خیلیها از جمله حدود یک میلیون غیرنظامی این بین تلف شدن. غذا جیرهبندی و شرایط زندگی بسیار بد شده بود.
«تانیا ساویچِو» دختری نوجوان که عادت به نوشتن خاطراتش داشت ساکن همین شهر بود. در یکی از روزها، تانیا در دفترش مینویسه «خواهرم ژنیا امروز مرد»، به همین شکل نوبت به مادربزرگ، برادرش لِکا، عموش واسیا و عموی دیگهش لِشا میرسه. بعد مادرش میمیره.
در آخرین برگ دفتر خاطرات نوشته شده: «ساویچوها همه مردن. فقط تانیا باقی مونده.»
کسی تانیا رو از اون خونه نجاتش میده اما در حالی که محاصره تمام شده بود، دخترک بر اثر ضعف و بیماری، در بیمارستان جان میده.
برگههای دفتر یادداشت تانیا، از نمادهای انسانی جنگه.
-آقا معلم | 2 542 |
| 9 | تو اگر
بستهای بار سفر
تو اگر
نیستی دیگر
پس چرا از همه جا
من صدای تپش قلب تو را میشنوم.
-عمران صلاحی | 2 475 |
| 10 | «دلتنگ یک حس، یک نگاه، یک لمس کوچک. میرویم و گاهی آنچه از ما میماند، تکهای از چیزیست که هرگز نبودهایم.» | 3 170 |
| 11 | Often, life won't be gentle with you, so you
have to become gentle with yourself. | 3 123 |
| 12 | همین مجازات تو را بس، که من تو را آنطور که میدیدم، نمیبینم.
-محمود درویش | 3 768 |
| 13 | :)))))) | 3 254 |
| 14 | آدم یک روز از خواب بیدار میشود و احساس میکند بالاخره پاهایش جرأت پریدن از یک جای بلند را پیدا کردهاند. احساس میکند باید چیزی بنویسد برای آدمهایی که پیش از پریدن عزیز بودهاند و امیدوار است پس از پریدن هم عزیز بمانند؛ بعد ناگهان احساس میکند چقدر دستخطش را دوست دارد. میخواهد بیشتر بنویسد اما میترسد با گذشت زمان، جرأت پیدا شده دوباره برود و پنهان شود. آدم قصه پیراهن آبی پریدهرنگش را تن میکند، چون همیشه دلش میخواست در آن لباس بمیرد. یادداشتهایش را مینویسد، در انتهای آخرین کلمه ویرگولی میگذارد و میرود که،
-رافائل | 3 427 |
| 15 | اونقد نزدیک ک دم تو بازدم من باشه!
-مسیخ | 3 693 |
| 16 | مقابلم نشسته بود و میگفت: آدمی درخت نیست که ریشه داشته باشد و بماند؛ آدمی دو پا دارد و میرود. تایید کردم و از میوهی امسالم که گیلاس بود به او تعارف کردم.
-امیرمحمد ندرلو | 4 290 |
| 17 | تو رفتنت هم کار ساز بود، کار من را ساخت.
-راشین بهمنی | 4 319 |
| 18 | خودمم | 4 269 |
| 19 | https://t.me/himhidi | 4 119 |
| 20 | کوچکترین لبخند تو
مرا از تمام بدبختیها نجات میدهد.
-احمد شاملو | 4 480 |
