Just Truth
رفتن به کانال در Telegram
3 216
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-127 روز
-4430 روز
آرشیو پست ها
3 216
شاهین نجفی این استوری رو گذاشته و نوشته “این کیه؟”
یعنی باید خون گریست به حال مملکتی که روشنفکر و هنرمندش، شاهین نجفی و امثال اونه…
اگر با توجه به گذشته افراد بخوایم امروزشون رو قضاوت کنیم که خیلی هارو باید به سطل آشغال بیندازیم و این یعنی سیاست زباله سازی که دقیقا حکومت دنبال همینه .
شگفتا که در جمجمه شاهین و امثال او، جایی برای تغییر و دگرگونی وجود نداره. آیا انسان تغییر نمیکند؟ آیا هیچکس دگرگون و منقلب نمیشود؟ آیا کمونیستی که در سن ۵۰ سالگی منقلب شده و به راست گرایش پیدا کرده، یک شارلاتان است؟
آیا به دلیل گذشته او، سخنان امروزش را نباید باور کرد؟
سوال فلسفی این است: آیا انسان “نمیشود”
3 216
یکی از بزرگترین گناهان شما همین است که مردمی بی تفاوت و هویج صفت و خودخواه را پرورش داده اید که در برابر هر گونه ظلم و جنایت و رنجِ دیگری و دیگران، راه سکوت و بی تفاوتی را در پیش گیرند! در صورتی که جامعه طوری باید پرورش یابد و آموزش ببیند که در برابر هر گونه جهل و ظلم و بیداد و فقر و رنج ، یک صدا فریاد برآورد و آن را در نطفه خفه سازد. من به عنوان یک عصیانگر و معترضی که از نظر مذهبی و ایدئولوژیک قانع نشده و از بیداد و ناشایستگی و جهل و خرافات و فساد و تکبرِ حاکمان زمان خود، جانش به لب رسیده، خواهان یک روش امن و مسالمت آمیز هستم جهتِ ابراز اعتراض و انزجار از تئوکراسیِ عصر خویش. اما این حکومت مستبد و خودکامه است که مرا به خیابان ناامن و خشونت بار هول میدهد. رسانه ی معاند ، همین صدا و سیمای انحصاری شماست که تنها باور و صدا و سیمای( تصویر ) خود را می رساند و تبلیغ میکند و جایی برای صدا و تصویر و عقاید من و امثال من ندارد. بنابراین شما خودتان مرا به سمت ایران اینترنشنال و من و تو هول میدهید.
شما آنقدر کثیف و حقیر و متعصب و گوه.. اید که اگر شخصی دست به قران سوزی بزند، او را سریعا اعدام خواهید کرد زیرا شغلتان همین است. اما اگر من جای شما بودم ، او را با ناز و نوازش به مقابل دوربین می آوردم و دلایل رفتارش را میپرسیدم و با منطق خود و استدلال آیین خود، او را شکست می دادم و سپس او را آزاد میگذاشتم. اینگونه توسط اقناع ، انسانیت و منطق و حقانیت دین و عقیده خود را به رخ جهان میکشاندم نه توسط ارعاب و زور و ترور.
جمع کنید بساطتان را ای جنایتکاران کودک کش.
دیر یا زود خواهید رفت و به زباله دان تاریخ خواهید پیوست. ننگ و نفرین بر شما جانیانِ مومن
3 216
در روزهاى پس از جنگ درگیر افغانستانى ستيزى بيشتر شديم.
برخى ناراحت مى شوند و مى گویند نگویید افغانستانى ستيز. مى گویند ما ايرانى ها افغانستانى ستيز نيستيم.
به نظرم براى سنجش اينكه آيا واقعا همه ی ما دچار اين ستيز هستیم يانه، نيازى نيست كه تنها به اين بنگریم كه آيا موافق اخراج آنها هستيم يا نه؟ آيا مى گوییم (غيرقانونى )ها اخراج شوند و (قانونى) ها بمانند يا نه؟ یعنی براى سنجش اينكه آيا واقعا«رگه» هايى از نژادپرستی در ما هست يا نه، بهتر است به چنین گزاره هايى فكر كنيم: آيا مى توانيم تصور كنيم ايرانى را که به افغانستانى های شهروند ايران اين مجوز را مى دهد
که مدیریت شرکتی را عهدهدار شوند؟ ریاست یک مکانی را در دست بگیرند؟نماینده مجلس ایران شوند؟آیا میتوانیم برای شهروندی/تابعیت ایران جز خون قائل به شروطی دیگر شویم؟
3 216
خطای چند نفر، نباید جرم یک ملت شود.
نژادپرستی را نمیشود پشتِ “وطندوستی” پنهان کرد.
چرا امروز، فرزندان رنج را از خاکی میرانیم که در آن زاده شدهاند؟
کودکانی که خیابانهای ما را از بر دارند،
به زبان ما سخن میگویند،
و رویاهای کودکانهشان را در همین کوچهها دویدهاند…
نه افغانستان را بهخاطر دارند،
نه جایی جز اینجا را خانه میدانند.
و با اینهمه، باید بروند؟ چون نام شناسنامهشان شبیه ما نیست؟
ما فراموش کردیم…
که وارثان تمدنی هستیم
که پناهدادن را افتخار میدانست،
و بی پناه گذاشتن را ننگ.
3 216
رفتار و عقاید مردم اعم از راننده، فروشنده، همکار، مدیر، فامیل و سایرین را که میبینم دلم میخواست برای اسرائیل ایمیل بفرستم و التماسشان کنم که شهرها و ساختمانهای مسکونی را نیز بزنید.
3 216
آری سیاست، زمینِ بخشش نیست
زمانی که وارد زمین اخلاق میشویم، باید لباس و عینکِ سیاست را از تن و چشم درآورد زیرا حوزه ، حوزه ای دیگر است و قواعد و قوانین ، عوض میشوند.
دلیل شگفت زندگی ما از تصمیمات سیاسی، این است که سیاست، حوزه و زمینی ست که قواعد خود را دارد. شما در زمین هندبال باید لباس فوتبال را درآورید و عقاید فوتبالی را کنار بگذارید. در غیر اینصورت شکست میخورید و شگفت زده خواهید شد.
در زمین سیاست ، میبایست با لباس و کفش و عینک سیاست وارد شد و بازی کرد. اگر با عینک اخلاق و حقوق بشر و… وارد شوید، جا میخورید و میانِ جمعیتی سیاست زده و منفعت طلب و حرام زاده ، مات و مبهوت خواهید شد. خروس بازها بر روی خروس قوی تر شرط بندی میکنند. سیاست حوزه و زمین مصلحت و منفعت اندیشی است لذا آنان بر روی برگ برنده و خروس قوی تر و سود آور تر سرمایه گذاری و شرط بندی خواهند کرد.
سیاست میدانید؟ بسم الله
این ماییم که باید معادلات را برهم زنیم و برگ برنده باشیم و همه چیز را به نفع خود تغییر دهیم.
3 216
هرکسی، هر حکومتی که از شما در برابر دشمن خارجی دفاع کند، دوست شما نیست.
دشمنِ دشمن من، دوست من نیست!
دشمنِ دشمن من ، میتواند دشمن من نیز باشد
منطق و فلسفه ، فحش ناموسی نیست
که سمتاش نمیروید
بخوانید، مطالعه کنید
3 216
ما و جمهوری اسلامی، دوتا هستیم و یکی نخواهیم شد.
سعی بر این است که توسط ابزاری چون “ وحشت از لولوی خارجی ( دشمن ) “ مردم و حکومت را یکی و یکپارچه کنند.
بله وطن ، پایگاه و خانه ای مشترک و کارخانه ای وحدت ساز است اما نه بین مردم و حکومت. ما و این حکومت، هیچ وجه اشتراکی باهم نداریم.
ما و رژیم جمهوری اسلامی، دوتا ایم.
3 216
آنچه که این کشور را میسازد و آباد میکند ، نه خامنه ای است و نه رضا پهلوی. آنچه که کشور را آباد میکند، اندیشه و اندیشمندان اند.
3 216
جهنم همان زندگی اجباری با احمقهاست
خصوصا اگر این احمقها ، بر کشوری حاکم شوند
جهنم جایی است که حاکمانش وجودِ جهنم را پیشفرض گرفته اند و آنرا حقیقت محض میدانند درحالی که وجود چنین چیزی را هنوز نه به خود اثبات کرده اند و نه به دیگران، برای نمایش این مضحکه ، خدا تومن از سرمایه مملکت را به فنا میدهند.
جهنم آنجاست که یک حکومت و طرفدارانش تمامیتِ یک کتاب قدیمی و کلِ یک دین و مکتب را بی هیچ چون و چرا و بدون پرسشگری و تفکر نقادی ، به مثابه یک منبع تغذیه، پذیرا شده و توسط آن کشوری را اداره میکنند.
جهنم آنجاست که “ترس از جهنم را فرهنگ سازی مینامند.” درحالی که این اقدام و تفکر کثیف ، دقیقا ضد فرهنگ و اخلاق است. چرا که اخلاق در بستر اختیار و آزادی عمل تولید میشود و عمل خیری که به امید پاداش بهشت یا ترس از مجازات و جهنم باشد، ذره ای ارزشمند و اخلاقی نخواهد بود
جهنم آنجاست که حاکمانی با پیشفرض گرفتن وجود جهنم ، این پیام را ارسال میکنند که در جمجمه ما چیزی به نام عقلانیت، تفکر و خرد نیست و تنها چیزی که برای ما اهمیت ندارد ، حقیقت است.
3 216
تئوکراسی به سمت علم نمیرود
تئوکراسی(دین سالاری) ، علم را نیز خودی و غیر خودی می کند و چون علم، علم است و خودی و غیر خودی و آشنا و غریبه نمی شناسد و بالذات رو به سوی حقیقت دارد ، لذا یک نظم تئوکراتیک و ایدئولوژیک مانند جمهوری اسلامی را به هیچ عنوان نمی توان علم گرا یا دانش محور دانست
"منظور از دانش، صرفا ساینس نیست"
چنین نظمی قادر به تولید علم نیست زیرا اصلا اهمیتی برای حقیقت قائل نیست. اما چطور؟ در قرون وسطا ، سیستم مسیحی(کلیسایی) ، با امضای علمِ حاکم بر زمانه که همان سیستم بطلمیوسی(زمین مرکزی) بود، نشان داد که کلیسا تنها قادر است علمی را قبول و تایید و امضا کند که با عقیده کلیسا یا کتاب آسمانی تناقض و تعارضی نداشته باشد. بنابراین این رویکرد ، نمی تواند علمی و دانش محور باشد چرا که از اصول تحقیق و مطالعه، یکی این است که بدون پیشفرض باید حرکت کرد. با این حساب، دیدگاه، نظر یا علمی مورد تایید است که خود را با دین و عقاید حاکمه سازگار کند.
آیا این علم است؟! آیا این دانش جویی و حقیقت طلبی است؟!
ما هنوز هم در قرون وسطای اروپایی به سر میبریم اما نه به آن شدت!
3 216
نیت خیر، مستلزم فهم و شعور است
اگر اهل مطالعه و اندیشه نیستید،بسیاری از کارهای خیر شما شر محسوب میشود.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
