رمان های مهلا.خ
کانال بسته
کانال رسمی مهلا.خ خالق رمانهای... 🍃رمان جاری خواهم ماند👈🏻آنلاین~در دست چاپ🍃 🌒رمان سیاهی مطلق👈🏻در کانال VIP🌒 ⛔️کپی حتی با ذکر منبع ممنوع⛔ 👇🏻آدرس پیج اینستاگرام نویسنده👇🏻 http://Instagram.com/mahlanovels ⭐ @mahlanovels ⭐
نمایش بیشتر2 545
مشترکین
-924 ساعت
-577 روز
+22130 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+581
در 187 کانالها
ژوئیه '26
+888
در 239 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+614
در 213 کانالها
Get PRO
مه '260
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+27
در 32 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+8
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+34
در 41 کانالها
Get PRO
اوت '25
+27
در 32 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+21
در 31 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+12
در 30 کانالها
Get PRO
مه '25
+45
در 50 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+30
در 48 کانالها
Get PRO
مارس '25
+31
در 61 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+36
در 62 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+38
در 64 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+37
در 71 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+40
در 72 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+31
در 66 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+45
در 79 کانالها
Get PRO
اوت '24
+45
در 88 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+65
در 88 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+56
در 74 کانالها
Get PRO
مه '24
+78
در 80 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+10
در 76 کانالها
Get PRO
مارس '240
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '240
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '240
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '230
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '230
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '230
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '230
در 0 کانالها
Get PRO
مه '230
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+23
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+16
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+25
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+27
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+21
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+27
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+25
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+27
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+30
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+21
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+31
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+28
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+28
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+15
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+36
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+100
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+38
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+49
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+201
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+5 918
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 26 اوت | 0 | |||
| 25 اوت | 0 | |||
| 24 اوت | 0 | |||
| 23 اوت | 0 | |||
| 22 اوت | +1 | |||
| 21 اوت | 0 | |||
| 20 اوت | +2 | |||
| 19 اوت | +1 | |||
| 18 اوت | 0 | |||
| 17 اوت | 0 | |||
| 16 اوت | 0 | |||
| 15 اوت | +2 | |||
| 14 اوت | +105 | |||
| 13 اوت | +12 | |||
| 12 اوت | 0 | |||
| 11 اوت | 0 | |||
| 10 اوت | 0 | |||
| 09 اوت | +216 | |||
| 08 اوت | 0 | |||
| 07 اوت | +4 | |||
| 06 اوت | +112 | |||
| 05 اوت | 0 | |||
| 04 اوت | 0 | |||
| 03 اوت | +98 | |||
| 02 اوت | +22 | |||
| 01 اوت | +6 |
پستهای کانال
| 2 | نصیحت از کتاب بامداد خمار:
امیدوارم هیچ وقت کسی که دوستش دارید تبدیل به درس عبرتتون نشه❗️
🌻
#رمان_جاری_خواهم_ماند | 154 |
| 3 | تقریبا شخصیت جدید داریم🫠
❤️🌻 | 173 |
| 4 | پارت جدید از جاریخواهمماند👆🏻😍
🌻👇🏻میانبر پارت اول👇🏻🌻
https://t.me/c/1266193301/18
💛ریاکشن #قلب بزنید پارتمون رو💛 | 171 |
| 5 | . | 180 |
| 6 | . | 1 |
| 7 | تو یه کلمه برام خلاصه میشی " آرامش "😋🔥
اینجا پر از رمانای قلم قوی و VIP😱❤️🔥
قبل اینکه پاکش کنم بمال رو لینک و جوین شو خوشگلـه🫢❌
https://t.me/addlist/s9JNd3g3V0QwNjA0
#عاشقـــ🍓ــٰانه #اربابرعیتی #بزرگسـٰ🔥ـال #مافیایی
https://t.me/addlist/s9JNd3g3V0QwNjA0
۱۳ پاک❌ | 22 |
| 8 | پارت جدید از جاریخواهمماند👆🏻😍
🌻👇🏻میانبر پارت اول👇🏻🌻
https://t.me/c/1266193301/18
💛ریاکشن #قلب بزنید پارتمون رو💛 | 308 |
| 9 | پارت جدید از جاریخواهمماند👆🏻😍
🌻👇🏻میانبر پارت اول👇🏻🌻
https://t.me/c/1266193301/18
💛ریاکشن #قلب بزنید پارتمون رو💛 | 30 |
| 10 | #پارت_۵۳۰
📌رمان جاری خواهم ماند
📌به قلم: مهلا.خ
📌کپی حتی با ذکر منبع ممنوع
و حالا هفت روز از دیدار مجدد با خانوادهام میگذشت و تک تکشان در این چند روز به هر روشی نگرانی و دلتنگیهایشان را به رخم میکشیدند. از هر کدام سعی میکردم به شیوهای دلجویی کنم. دلم برای مادرم، کژال هم تنگ شده بود. هر چند همان روز اول بعد از بازگشتم به آن سنگ سرد سری زده بودم؛ اما حتی نگرانی و خوشی او را هم از برگشتنم حس میکردم. دایی سروش و سیروس هم به دیدارم آمدند. گویی نقش دایی بودنشان را به جای آوردند. هر چند دایی سروش احساساتش واقعیتر بود. سیروان هم که گفتن ندارد که چطور با نفرت و نیشخند پر سخرهای از برگشتنم استقبال کرد و با نگاهش برایم خط و نشان کشیده بود.
با خستگی روی پلههای ورودی عمارت نشستم و باغ عمارت را تماشا کردم که امروز بالاخره بعد از هفت روز مهمانی و جشن بازگشتم از ازدحام جمعیت خالی شده بود. تنها تعدادی کارگر مشغول تمیز کاری بعد از جشن و صفا دادن به باغ بودند. پلک فروبستم و نفس عمیقی کشیدم. کُردستان با همین سوز و سرمایش جمال و شکوه داشت. با برفهایی که کم کم بر دامان کوه انباشته و دنیای مردم کُرد را سفید رنگ میکرد. خمیازهای از خستگی کشیدم و با انگشت پشت پلکهای بستهام را فشردم. سوزش چشمانم نالهام را درآورده بود و دلیلش بیشک بیخوابی این چند وقت بود. کسی کنارم نشست و با حضور لطیف و پَر مانندش هم میتوانستم حدس بزنم که کیست. بیآنکه زحمتی به خودم بدهم و چشم باز کنم، با خستگی تنم را کج کرده و سر به شانهی کوچکس تکیه دادم. شانههایش تحمل وزنم را داشتند؟
_میتونم ازت سوالی بپرسم؟
_اگر سوالت مثل سوالات بقیهست که یک هفته جواب پس دادم؛ نه، نپرس.
مکث طولانیاش نشان از این داشت که سوال ذهنش تا پشت لبهایش آمده و باخواستهام لبهایش را بهم دوخت تا مبادا به زبان بیاورد؛ ولی گویی شهرزاد قصهگو قصد داشت دقایقی را هم صحبتم بشود.
_با دانیار که تلفنی حرف زدم، میگفت آسو حالش زیاد خوب نیست، نمیخوای بهش سر بزنی؟
قصد داشتم اما او اعتصاب کرده و پا از خانهی حاج رضا بیرون نمیگذاشت. اگر صبرم برای دیدارش لبریز میشد، احتمالا بار دیگر پا به خانهای که از آن رانده شده بودم میگذاشتم.
_به نظرت برگشتن من به روستا برای آسو بد بیاری آورده؟ چرا باید همیشه شاهد بدترین اتفاقات باشه؟ مرگ هوراز خبر تلخیه، چه برسه به اینکه خودت با چشمای خودت اون خبر رو دیده باشی.
_چه بد بیاری داداشم. نوید روزهای خوب، پشت تموم این اتفاقات خوابیده.
بار دیگر نفس عمیق کشیدم و به چشمانم اجازهی تماشا کردن را دادم. سر از شانهاش بلند کردم. نگاهم را دوختم به لبخند بر لبش و چشمان آرامش. بالاخره چشمان پر از اشکش امروز آرام گرفته بودند.
_تو که لالایی بلدی، چرا برای خودت لالایی نمیخونی؟ آدمی که حاضر نیستی ببخشیش و باهاش حرف بزنی، مثل من خودش رو به خطر انداخت. حالا پیداش شده و میگه ببخشید که نبودم. چطور پارتی بازی رو قبول میکنی و برادرت رو میبخشی و مهر به پاش میریزی؛ ولی کار مهراد قابل بخشش نیست؟ اون خطا کرده، من نکردم؟
https://t.me/mahlanovels | 434 |
| 11 | _شلیک کن خانزاده. من و بزن به جای حاج بابا.
سر اسلحه از روی پدربزرگ برداشته شد و روی قلبم نشست. چشم بستم و ترسیده منتظر صدای گلوله موندم که به جاش به گردنم حمله کرد و مقابل چشمهای حاج بابا مثل یک گرگ درنده گردنمو گاز گرفت.
_تا وقتی که زنم نشدی، نه کوچولو. خونریزیش از شلیک اسلحه هم بیشتره.🙊
حاج بابا با دست و پای بسته شده خودش رو به در و دیوار میکوبید جلوی چشمای پدربزرگم به کمرم چنگ زد و اسلحه رو روی شقیقهم گذاشت.
_من و ببوس دختر تا سر اسلحه رو جای دیگه نگرفتم
لال شده سری به چپ و راست تکون دادم. مقابل چشمای پدربزرگ، لب لرزونم…⛔️
https://t.me/+C6NWXvUhFMxmNGU0
https://t.me/+C6NWXvUhFMxmNGU0
18pak
حقوق فولدر‼️ | 1 |
| 12 | VIP تمام رمانهای عاشقانه با قلم قوی در فولدر زیر❤️🔥
بـرای خونـدن رمـانهـا لینک زیـر رو کـلیک کـن... 😍
رمانهایی با ژانر های:
#تخیلی #مافیایی #عاشقانه #درام #پزشکی و...
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
10sobh‼️ | 36 |
| 13 | لینک زیر مختص انواع ژانر های:
#عاشقانه💓 #VIP🤌🏻 #اربابرعیتی🔞 #مافیایی #خانوادگی😍 #بزرگسـٰ‼️ـال
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
اگر به هر کدوم از این ژانر عا علاقه داری، با کلیک روی لینک میتونی به انواع رمان ها و رابطه های عاشقانه دست پیدا کنی🤌🏻😍🫦
عشق و عاشقی داره فراوون🥵🍷
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
00pak | 30 |
| 14 | منبع رمانهای عاشقانه که حق چاپ دارن در فولدر زیر😍📒
از رمانهای آبکی و تکراری خسته شدی؟پیشنهاد میکنم حتما در چنلای زیر عضو بشید😁❤️🔥
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
#مناسب_تمام_سنین
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
18‼️ | 40 |
| 15 | #مدرسهایی #عاشقونه🍷🔥 #مافیایی #بزرگسـٰ🔞ـال
از اعتياد اورترين مخدرها، میتونم به بغلت اشاره کنم‼️🤤
وقتشه یه عشق و حالی به مغزت بدی!
چجوری؟با چند تا رمانVIP لو رفته🥵🪵
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
https://t.me/addlist/4FH-k_Bl-Ys4NTk0
13‼️ | 12 |
| 16 | پارت جدید از جاریخواهمماند👆🏻😍
🌻👇🏻میانبر پارت اول👇🏻🌻
https://t.me/c/1266193301/18
💛ریاکشن #قلب بزنید پارتمون رو💛 | 225 |
| 17 | #پارت_۵۲۹
📌رمان جاری خواهم ماند
📌به قلم: مهلا.خ
📌کپی حتی با ذکر منبع ممنوع
***
(شهریار)
یک هفته گذشته بود!
هفت روزی که هر روز و هر ساعتش برای من پر از شلوغی و ماجرا بود. هفت روزی که من به وطن خود به روستای اجدادیام بعد از شناسایی و دستگیری مرد سیاهپوش برگشته بودم.
برگشتنم این بار برعکس بار قبل که پا به روستا گذاشتم همراه با استقبال بینظری که محمدخان تدارک دیده بود همراه بود و حتی جملهی حاج رضا هنوز هم در ذهنم تداعی میشد که با غرور و تکبر بیآنکه کسی بشنود در خلوت تنها گفت:
_لهشت ساق بیت! (تنت سلامت باشه)
پاییز روستا را رنگی کرده و یاقوتهای انار دلربایی میکردند و حیفم آمده بود که در بهار بهشتی و تابستان با صفای روستا در خاکی از آن متولد شدم حضور نداشتم. نبودن من در این چند ماه تنها لطفی که داشت فعلا میان پدربزرگم و حاج رضا آتش بس بود و با پخش شدن خبر دستگیری مرد سیاهپوش که اخبار خرابکاریهایش میان اهالی هم پخش شده و ترس به جانشان انداخته بود، باعث شده بود عزت و احترام ویژهای نزد اکثر اهالی پیدا کنم. آنا از خانوادهام و واکنششان نگویم از مادری که جگر کباب شدهاش را با چشم دیده و اندوه نبودنم به تارهای سفید موهای سرش اضافه کرده بود و آغوشش وقتی مرا در برگرفت برای من خود آرامش و امنیت بود و نفسی که با خیال راحت کشید و خدا را شکر شد مرا سرافکنده کرده و روی نگاه به چشمانش را نداشتم. از برادرمنگویم که در نبود من مر انگی به خرج داده و اوضاع خانواده را کنترل کرده و دلتنگی من برای شهراد ویژه بود وقتی که با هر دو دستش صورتم را قاب گرفت و گفت:
_میدونستم داداشم. قلبم میگفت تو آدمی نیستی که به راحتی میدون رو خالی کنی.خوش اومدی به خونهت خان داداشم.
اما دخترک ملوس و پروانهی رنگارنگ زندگیام، دخترکی که با او برای اولین بار معنای مواظبت کردن از خواهر را آموختم. شهرزاد قصهگوی من که بعد از چندین ماه دیدنم اشک چشمانش انقلاب کرده و قرمزی چشمانش خش به دلم انداخت. دخترک لرزان را وقتی به آغوش کشیدم گویی نیمی از جانم زنده شد. هق هقهایش درون قفسهی سینهام خفه میشد و مست دست کوچکش از من گله میکرد و ضرباتش را به جان میخریدم. اولینجملهای که او هم به زبان آورد را به خاطر دارم.
_دلم برات لَه لَه میزد داداش.
محمد خان، مردی پر اقتدار که با دیدنم بعد از چندین ماه نقش خان بودنش را فراموش کرده و همچون هزاران پدربزرگ در جهان هستی نوهاش را با افتخار و دلتنگی تماشا کرد. دستی بر شانهام زد و وقتی مرا در آغوش کشید زیر گوشم تنها خواند.
_حالا میتونم یه نفس راحت بکشم.
فرهاد خان! مرد صبور و از خود گذشته زندگیام، تنها فردی که از تمام ماجرای این چند وقت خبر داشت طبق قولی که به من داده بود راز چند ماه نبودنم را فاش نکرده بود؛ ولی گویی این پند ماه به او هم فشار آورده که خوشی و امید را میتوانستم از چشمانش بخوانم. وقتی خم شدم تا دستانش را ببوسم عقب کشید و دست پر محبتش بر سرم نشست و موهایم را نوازش کرد و دست دیگرش بر قفسهی سینهام نشست و جایگاه قلبم را با غصه لمس کرد و خیره در چشمانم با اشکی که کنترل میکرد از چشمانش سرازیر نشود زمزمه کرد:
_نباشم پسرم. نباشم روزی که این قلب نزنه.
https://t.me/mahlanovels | 551 |
| 18 | از اونجایی که از پارت قبل خوب استقبال و حمایت کردید با ریاکشن قلب....❤️
فردا پارت داریم😍
میانبر پارت اول👇🏻
https://t.me/c/1266193301/18 | 164 |
| 19 | آیا ندیدی؟
خورشید از انگشتانِ کسی که دوستش میداری طلوع میکند!
💬محمود درویش
❤️
#جاری_خواهم_ماند | 498 |
| 20 | 🦋کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/0z9uyjOghdtlZGU0
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯
تا تکمیل ظرفیت #۱۵نفر باقیمانده❌ | 6 |
