Lyrics Notes
رفتن به کانال در Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
نمایش بیشتر1 793
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
+2230 روز
آرشیو پست ها
1 795
فصل اول برنامهی موزیکنووا را در سالهای ۹۷ و ۹۸ ساختیم. بهروز صفاریان تهیهکننده بود، مهدی وحیدیان، کارگردان و نویسندگی و اجرا هم بر عهدهی من بود و البته با همراهی تیمهای کاربلد تصویر و صدا و دکور و گریم و تدارکات که مجموعهای حرفهای ساخته بودند. با توجه به پخش روزانه و مرتب برنامه از شبکهی PMC بازخورد خوبی هم گرفتیم. آنزمان زیاد در بند انتشار مرتب برنامهها در صفحات شخصی خودمان نبودیم اما اینروزها فکر میکنم که مرور لحظاتی از آن برنامهها خالی از لطف نیست. از این پس سعی میکنم گاهی مروری بر گفتوگوهای موزیکنووا هم داشته باشم.
@LyricsNotes
1 795
در زادروز هفتادوسهسالگی «زویا زاکاریان» بنابر رویهی سالهای گذشته برای تبریک تولد با ایشان همکلام شدم. مثل همیشه بخش مهمی از گفتوگوی ما حول اتفاقات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی بود. اینبار خانم زاکاریان به یکی از ترانههایش که در سال دوهزاروچهاده میلادی سروده اشاره کرد و اینکه: «چه اندازه این ترانه وصف حال این روزهای اپوزیسیون خارجنشین است و انگار حدود یک دهه پیش اتفاقات امروز را توصیف کردهام». بعد هم تمام ترانه را برایم با صدای مخملینش خواند و البته به این نکته اشاره کرد که قرار است به زودی این ترانه با صدای خوانندهی صاحبنامی اجرا و منتشر شود. از ایشان اجازه گرفتم تا این اشاره را همراه با متن ترانه منتشر کنم. نام ترانه، «دموکراسی» است و مصداقی است برای این ادعای همیشهی من که او صاحب روشنترین نگاهها در میان همکارانِ همنسل خویش است:
«دموکراسی»
ترانهسرا: زویا زاکاریان
اومدیم اینورِ دنیا صاحبِ صدا بشیم
به رهایی برسیم و چه کنیم! چهها بشیم!
اومدیم اینجا که زنجیر بِتَکه از دستوپامون
بیخبر بودیم که در ما ریشه داره عادتامون
اگه دولت هم نباشه خودمون دغدغهسازیم
خودمون گزمهی شهر و خودمون محکمهبازیم
بین ما دموکراسی یعنی: «همین که من میگم!
هر کی غیر از این بگه روی غضب نشون میدم!»
خبری از گفتوگو نیست
گفتوگو نیست بین ما
حرف ما شلیک خشمه
انفجار بیصدا!
تا یکی حرف میزنه میره به باد
رو سرش بارون برچسب، سیلِ اتهام میاد
تیرِ پادشاهی و تفنگِ جمهوری نمیخواد
این مَن و مَنمَنِ کهنه بین ما سر نمیاد
ما که هیچی نشده روی همه خط میکشیم
خوبه مرئوسیم هنوز، وای! وای اگه رئیس بشیم!
خبری از گفتوگو نیست
گفتوگو نیست بین ما
حرف ما شلیک خشمه
انفجار بیصدا!
@LyricsNotes
1 795
Repost from Lyrics Notes
در هفتادمین زادروز «زویا زاکاریان» بشنوید پیام این بانوی ترانهسرای خاطرهآفرین را به مراسم جشن هشتادمین زادروز «واروژان» در آذر ۹۵.
دغدغههای زویا زاکاریان حتی از همین چند خط پیام او پیداست. او که به دام هیچ یارکشی و خط و ربطی نیافتاد. او که بزرگوارانه و همواره از هر ترانهای فارغ از سال تولد ترانه و ترانهسرا با معیارهای هنر و معرفت حمایت میکند.
او که سالهاست کنج عزلت را به هیاهوی شهرت ترجیح داده و اما ترانههایش تاریخ را درنوردیدهاند و نامش بر تارک هنر این سرزمین تا ابد خواهد درخشید.
زادروز زویا زاکاریان مبارک 🌺
@lyricsnotes
1 795
از این پس گاهی پستهایی از سالهای آغازین فعالیت این کانال که مخاطبان کمتری آنها را شنیده و خوانندهاند را به تدریج بازنشر میکنم.
1 795
Repost from Lyrics Notes
شاهكارى خاطره انگيز از "محمد شمس":
در سالهای آغازین انقلاب، بسیاری از آهنگسازان برجسته و عمدتاً جوان در مواجهه با محدودیتهایی که برای موسیقی به وجود آمده بود در پیفرصتهای تازهای برای ارائهی هنر خویش بودند و آهنگسازی برای فیلمها و سریالها یکی از بهترین عرصهها برای فعالیت آنان بود. متولدین دههی پنجاه شمسی و پیش از آن خاطرات زیادی با موسیقی تیتراژهای آن زمان که به شکل شگفتانگیزی باکیفیت بودند دارند. سریال "باز مدرسهم دیر شد" با نقشآفرینی "اکبر عبدی" نوجوان با این که مضمونى کودکانه/نوجوانانه داشت اما برای موسیقی تیتراژ از آهنگساز برجسته و جوانی بهره برد که پیشاز آن در موسیقی پاپ آثار خاطرهانگیز زیادی خلق کرده بود. غربت و خلیج فارس با صدای ابی، گرفتار و یار دبستانیمن با صدای فریدون فروغی از جملهی آثار اين آهنگسازند كه نمونه هاى مناسبى براى شناخت نوع سازآرايى و شكوه اركسترهايى است كه نوشته است. در موسیقی باز مدرسهم دیر شد استفاده از زنگ مدرسه در سازآرايى آهنگ و حرکات سریع آرشهی زهیها در تلفيق با نواى دلشوره آفرين "نى" به خوبی و زیبایی، حس دیر شدن و نرسیدن سر موقع به مدرسه را با همراهى تصاويرى از دويدن عبدى در كوچه و خيابان با كيف مدرسه در بغل به مخاطب منتقل میکند. هنوز هم شنیدن این موسیقی زیباى #محمدشمس برای همهی نسلها لذتبخش و خاطره ساز است.
@lyricsnotes
1 795
Repost from هممیهن
پرونده گروه فرهنگ هممیهن به مناسبت هفتمین سال درگذشت غریبانه حبیب در وطن
♦️هنوز با زخم تن تو داره میسوزه تن من
✍فرزاد نعمتی، خبرنگار گروه فرهنگ
https://b2n.ir/z67135
♦️از شهر فرشتگان تا باغ کالپرست
✍حمید ناصحی، منتقد موسیقی
https://b2n.ir/w38057
♦️مردی که صدای خودش بود
✍آرش افشار، خواننده و آهنگساز
https://b2n.ir/f36952
♦️نفسم گرفت از این شهر، درِ این حصار بشکن
✍حسن علیشیری، ترانهسرا
https://b2n.ir/m70106
♦️از دلایل دوستداشتن موسیقی حبیب
✍حسین قلیپور، منتقد موسیقی
https://b2n.ir/x18942
#هممیهن
@hammihanonline
1 795
«دلتنگ»
خواننده: سیاوش قمیشی
ترانهسرا: محمدرضا روزبه
ملودی: سیاوش قمیشی
تنظیم: اشکان آریا
@LyricsNotes
1 795
در هفتمین سالگرد درگذشت «حبیب» یادداشت من در روزنامهی هممیهن را از این لینک بخوانید:
از شهر فرشتگان تا باغ کالپرست
@LyricsNotes
1 795
«فردا تومیآیی»
خواننده: هوشمند عقیلی
ترانهسرا: جهانبخش پازوکی
ملودی: جهانبخش پازوکی
تنظیم: ناصر چشمآذر
@LyricsNotes
1 795
«زبانآشفتگی» در معنای اختلاط ناموجه زبانهای محاوره و رسمی (یا هر نوع زبان دیگر) یکی از نشانههای فرمی ضعف تألیف است و به همین دلیل در نقد و بررسی و ارزیابی ترانهها بسیار به آن اشاره میشود. نکتهی مهم (که پیش از این هم بارها به آن پرداختهام) اینکه در ترانهی فارسی گاهی «زبانآشفتگی» نه در کلام، بلکه در اجرا اتفاق میافتد. یعنی غلطخوانی خواننده موجب زبانآشفتگی ترانه میشود. یک نمونهی جالب که بهانهی این یادداشت شد، ترانهی «طعنه» سرودهی بیژن سمندر با موسیقی صادق نوجوکی و صدای دلنشین «مهستی» است. بیژن سمندر، ترانهسرایی آگاه به اصول ادبی و زبانی است و زبانآشفتگی در آثار او بسیار کمیاب است. ترانهی طعنه هم از این منظر ترانهای پاکیزه است. اما اجرای غلط ترانه در همان سطرهای اول که ترجیعبند ترانه هم شدهاند، زبان ترانه را آشفته کرده است:
«اینجور به من نگاه نکن، آتیش به هستیَم نزن
مست از می عشق توام، طعنه به مستیَم نزن»
مهستی، واژههای «هستیم» و «مستیم» را با «فتح یا» خوانده و زبان ترانه را از آن محاورهی دلنشین به زبان معیار برده است. حال اینکه در زبان محاورهی این ترانهی زیبا نیاز به آن فتحه نیست.
این خدشهی زبانی، عموما حاصل ناآگاهی ادبی و تمرکز بیش از حد بر ویژگیهای ملودیک و ریتمیک ترانه با تغییر در مصوتهای بلند و اضافهکردن یک مصوت کوتاه برای نشستن کلام در سرضربهای مشخص است. عادت بدی که در تصنیف کلاسیک ایرانی بسیار دیده میشود و مثالهای بیشماری از آن میتوان آورد مانند این سطر از ترانهی منسوب به ناصرالدینشاه:
امشب به برِ من استُ آن مایهی ناز ...
کارکرد ضمهای که روی حرف ت از فعلِ «است» نشسته دقیقا همان است که گفته شد. اتفاقی که در ترانهی طعنه هم افتاده است.
@LyricsNotes
1 795
«من باید میرفتم»
خواننده: محسن چاووشی
ترانهسرا: امید روزبه
ملودی: محسن چاووشی
تنظیم: اشکان عرب
@LyricsNotes
1 795
«آخرین کوکب»
خواننده: شکیلا
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
موسیقی: بابک افشار
@LyricsNotes
لای لایی، من به جای تو شکستم
تو نبودی من به سوگ من نشستم
از ستاره تا ستاره گریه کردم
از همیشه تا دوباره گریه کردم
