Expirdo
رفتن به کانال در Telegram
-و آدمی که قدم میزند در تنهایی؛ تمام شده است… https://t.me/BChatBot?start=sc-167039-Wq9u4UM
نمایش بیشتر455
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
455
تو یه دنیای دیگه، راننده کامیونم.
دارم از اصفهان میرم نوشهر. دم غروبی کامیونم رو تو گاراژ حسن خاله حسابی شستم، ماشین سر حال، من سر حال. حسن خاله ریش و سیبیل نداره، ما راننده ها بهش میگیم خاله. تو این دنیا، مردونگی هنوز به ریش و سیبیله. عوام الناسیم دیگه، هنوز نفهمیدیم مردترینها همیشه زن بودن تو شناسنامه.
بطری عرق بغل دستم، عکس نوه خوشگلم روی فرمون، جاده ها قرق من و رخش خوشگل قرمزم. آهنگای جمال وفایی و ساسان و عهدیه گوش میدم و قر میدم پشت فرمون، گور پدر دنیا. شب شده، جاده خلوته، ماه اومده پایین درست روبرومه. به سلامتیت، مهتاب.
بعد یاد یه مردی میفتم که تو دنیای دیگه نشسته پای لپ تاپش، بی جاده و بی مهتاب، داره پشت قصه من قصه خودشو قایم می کنه. دلم می گیره براش. بطری عرق رو برمیدارم و میگم سلامتی جفتمون، من اینجور، تو اونجور. بعد براش اهنگ میذارم، آهنگ برادرجان داریوش.
همه دنیا ساکت میشه و من و مهتاب و اون یکی من که پای لپ تاپه، سه تایی داریوش گوش میدیم و مست و ساکت راه رو گز می کنیم تا برسیم به فردا. که فردا روز دیگه ایه. کی میدونه بهتره یا بدتر؟ مهم همینه که روز دیگه ایه.
حبیب داره تو ضبط کامیون می خونه: به من می گفت که این برف زمستون، همین که آب بشه فرداش باهاره .....
#حمیدسلیمی
@expirado
455
📝
تو یه دنیای دیگه، راننده کامیونم.
دارم از اصفهان میرم نوشهر. دم غروبی کامیونم رو تو گاراژ حسن خاله حسابی شستم، ماشین سر حال، من سر حال. حسن خاله ریش و سیبیل نداره، ما راننده ها بهش میگیم خاله. تو این دنیا، مردونگی هنوز به ریش و سیبیله. عوام الناسیم دیگه، هنوز نفهمیدیم مردترینها همیشه زن بودن تو شناسنامه.
بطری عرق بغل دستم، عکس نوه خوشگلم روی فرمون، جاده ها قرق من و رخش خوشگل قرمزم. آهنگای جمال وفایی و ساسان و عهدیه گوش میدم و قر میدم پشت فرمون، گور پدر دنیا. شب شده، جاده خلوته، ماه اومده پایین درست روبرومه. به سلامتیت، مهتاب.
بعد یاد یه مردی میفتم که تو دنیای دیگه نشسته پای لپ تاپش، بی جاده و بی مهتاب، داره پشت قصه من قصه خودشو قایم می کنه. دلم می گیره براش. بطری عرق رو برمیدارم و میگم سلامتی جفتمون، من اینجور، تو اونجور. بعد براش اهنگ میذارم، آهنگ برادرجان داریوش.
همه دنیا ساکت میشه و من و مهتاب و اون یکی من که پای لپ تاپه، سه تایی داریوش گوش میدیم و مست و ساکت راه رو گز می کنیم تا برسیم به فردا. که فردا روز دیگه ایه. کی میدونه بهتره یا بدتر؟ مهم همینه که روز دیگه ایه.
حبیب داره تو ضبط کامیون می خونه: به من می گفت که این برف زمستون، همین که آب بشه فرداش باهاره .....
#حمیدسلیمی
455
اگر خوش شانس باشی توی سرنوشتت یه اتفاق بزرگ طراحی میشه که زندگیتو به قبل و بعد تقسیم میکنه.
میشه بهش گفت معجزه،
اما من به معجزه اعتقاد ندارم.
دلم میخواد اگر قرار هست اتفاقی زندگیمو به دو بخش تقسیم کنه، همون آرزویی باشه که برای بدست آوردنش سالهای زیادی رو از دست دادم...
#شیما_سبحانی
@expirado
