fa
Feedback
نقد فرهنگی

نقد فرهنگی

رفتن به کانال در Telegram

🔶یادداشتهای کوتاه فرهنگی علیرضا دباغ(دکترای فرهنگ و ارتباطات- پژوهشگر و منتقد فرهنگی) ⬅️نقدهای فرهنگی ومطالب منتخب سایرنویسندگان باذکرمنبع نیزمنتشر می شود. ⬅️ارتباط با ادمین @alirezadabbagh49 ✔️Honarland.ir

نمایش بیشتر
366
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
به یاد حضور گرم و صمیمی زنده یاد جمشید جم در غرفه سرزمین هنر در نمایشگاه مطبوعات سال 1395- سرزمین هنر درگذشت این هنرمند متواضع و مردمی را به بازماندگان داغدارش تسلیت می گوید. honarland.ir

خداحافظ یار دبستانی من...... اللهم لا نعلم منها الا خیرا...
خداحافظ یار دبستانی من...... اللهم لا نعلم منها الا خیرا...

📻 مشکل رادیو از کجاست؟ 🎤گفتگویی بدون تعارف🎤 چندی قبل به دعوت رسانه ای نوپا که به همت جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی راه اندازی شده به بررسی وضعیت رادیو در عصر دیجیتال پرداختم. گفتگویی تخصصی که نشان می دهد مشکل رادیو در ایران بیش از آنکه متوجه تغییرات تکنولوژی ارتباطات باشد، به عوامل محتوایی و مدیریتی مربوط می شود. متن کامل این گفت‌وگو به زودی در سایت آثاروما منتشر می شود. @asaroma 👇برای پیوستن به کانال نقدفرهنگی، لطفا اینجا کلیک کنید👇 ✅ @DrAlirezaDabbagh

🔸جهان، مولوی، سال نو میلادی ✍علیرضادباغ در آغاز سال ۲۰۲۴ میلادی با مروری کوتاه و باسرعت به مهمترین رخدادهای این سال، در ویدئوی تکان دهنده ای که می بینیم، ناخودآگاه به یاد این غزل از دیوان شمس افتادم و نگاهی که مولانا به جهان پر فتنه و آشوب داشته است.... راستی انسان کی به ساحل آرامش‌ خواهد رسید؟ سرانجام چه خواهد شد؟ چه سرنوشتی در انتظار ماست وهزاران پرسش دیگر که شاید مولانا تلاش دارد ما را به پاسخ آن راهنمایی کند... اگر مر تو را صلح آهنگ نیست مرا با تو ای جان سر جنگ نیست تو در جنگ آیی روم من به صلح خدای جهان را جهان تنگ نیست جهانیست جنگ و جهانیست صلح جهان معانی به فرسنگ نیست هم آب و هم آتش برادر بدند ببین اصل هر دو به جز سنگ نیست که بی این دو عالم ندارد نظام اگر روم خوبست بی‌زنگ نیست مرا عقل صد بار پیغام داد خمش کن که فخرست آن ننگ نیست  

🔸​‌یک تابلوی نقاشی که شهری را از جنگ نجات داد ✍️#گوشه ممکن است يک تابلوی نقاشی، یک اثر هنری یا اساساً هنر بتواند جلوی گلوله و بمب و کشتار و خونریزی را بگيرد و شهر و شهروندان را نجات دهد؟ سال ۱۹۴۴ میلادی در روزی از روزهای جنگ جهانی دوم، زمانی که نیروهای بریتانیایی به شهر کوچک و زیبای «سانسه‌پُل‌کرو» در ناحیه توسکانی ایتالیا رسیدند، فرمانده «آنتونی کلارک» در حالی که بالای تپه‌های مُشرف به شهر، سنگر گرفته بود به نیروهایش دستور آتش نداد. فرمانده کلارک، نیروهای بریتانیایی را از حمله بازداشت چون مقاله‌ای خوانده بود از نویسنده مشهور هم‌وطنش آلدوس هاکسلی که نوشته بود نقاشی (فرسکو) «رستاخیز» اثر «پی‌یرو دِلا فرانچسکا»، نقاش دوران رنسانس بر دیوار تالار شهر «سانسه‌پُل‌کرو» در ایتالیا «بهترین تصویر دنیاست.» فرمانده کلارک نمی‌خواست سربازانش به «بهترین تصویر جهان» آسیبی برسانند. کنجکاوی این فرمانده ارتش در مورد هنر و عطش او برای دیدن این نقاشی باعث شد گلوله‌ای به سمت شهر شلیک نشود و مثل بچه آدم شهر را تصرف کنند و یک راست بروند جلوی نقاشی «رستاخیز» تا این اثر هنری را همراه با سربازانش از نزدیک ببیند. کسی چه می‌داند، شاید اگر فرمانده‌های نظامی یا حاکمان، خلبان‌های جنگنده، رهبران و سیاست‌مداران از این جور مقاله‌ها بیشتر می‌خواندند یا اصلاً کششی به سمت هنر داشتند یا به جای متخصص‌شدن در زمینه چگونه آتش‌سوزاندن و چطور فریب‌دادن و قلدری‌کردن و چه‌جور تصاحب‌کردن شهر و کشور و آدم‌ها و ویرانه‌ساختن از آبادی‌ها، به کسی، چیزی، ایده‌ای، متفکری، اندیشه‌ای، اثری، فلسفه‌ای یا جمله‌ای در زمینه هنر علاقه‌ای داشتند، آن‌وقت فِرت و فِرت گلوله و بمب و موشک روی سر شهرها نمی‌ریختند و قبل از لت و پارکردن شهر و آدم‌ها و کشتن و با خاک یکسان‌کردن، اول یک سَری به آنجا می‌زدند شاید آنجا هم «بهترین تصویر دنیا» را داشت. نقاشی: «رستاخیز» اثر «پی‌یرو دلا فرانچسکا»، دوران رنسانس، ۱۴۶۰ میلادی؛ اشاره به نام شهر (به معنی آرامگاه یا قبر مقدس) و برگرفته از دو یادگار از دو زائر در قرن نهم میلادی‌ست. تصویر عیسی مسیح بر روی نشان شهر هم وجود دارد. @DrAlirezaDabbagh @gooshe - The Resurrection, painting by the Italian Renaissance master Piero della Francesca, finished around 1460. It is housed in the Museo Civico of Sansepolcro (Tuscany), the artist's hometown. @gooshe

👈دوشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۲ /رسانه ها: مدیرکل دفتر توسعه کتاب وزارت ارشاد درباره مجموعه شعر نامه ای به آسمان استاد شفیعی کدکنی اعلام
👈دوشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۲ /رسانه ها: مدیرکل دفتر توسعه کتاب وزارت ارشاد درباره مجموعه شعر نامه ای به آسمان استاد شفیعی کدکنی اعلام کرد: "کتاب را به چند نفر از اهالی شعر داده‌ایم تا بخوانند و نظرشان را بگویند. ان‌شاءالله درباره کتاب تصمیم‌گیری شود." 👈شنبه ۲ دی صفحه اینستاگرام استاد شفیعی کدکنی: زمانه ای که پلید و پست و مسخره شد عیارسنجی خورشیدکار شب پره شد درای هرزه دران درآمد از در شهر به کبریا و به هرنیک در مکابره شد ✅ @DrAlirezaDabbagh

شب یلدا و فال حافظ سالهاست رفقا به یمن همشهری بودن ما با حافظ در شب یلدا می خواهند تفالی برایشان به دیوان خواجه اهل راز حافظ
شب یلدا و فال حافظ سالهاست رفقا به یمن همشهری بودن ما با حافظ در شب یلدا می خواهند تفالی برایشان به دیوان خواجه اهل راز حافظ شیراز بزنم. اگر شما هم مایلید فاتحه ای بخوانید و نیت کنید واسم شریف تان را برایم ارسال کنید. نیمه شب امشب فالتان را برایتان ارسال می کنم. شادباشید و مانا ✅ @DrAlirezaDabbagh

هیاهویی برای هیچ ✍️علیرضادباغ سکوی سرد دورترین نقطه طبقه دوم ورزشگاه آزادی چهره خندان این بانوی سالخورده ای که پس از چهل و چن
هیاهویی برای هیچ ✍️علیرضادباغ سکوی سرد دورترین نقطه طبقه دوم ورزشگاه آزادی چهره خندان این بانوی سالخورده ای که پس از چهل و چندسال انتظاربرای نخستین بار موفق به تماشای شهرآورد (دربی) سرخابی های پایتخت شد را از یاد نخواهد برد. ورود بانوان به ورزشگاه برای تماشای یک مسابقه فوتبال نه حرام شرعی بود نه خلاف قانون، که اگر حرام بود چه یک زن چه سه هزار زن نباید هیچگاه به استادیوم پای می گذاشتند و اگر خلاف قانون بود تجمعات تبلیغات سیاسی که بارها پیش از این در همین محل برقرارشده بود نباید اتفاق می افتاد. تابویی که در بیست و سومین روز آذر ۱۴۰۲ شکست، هیاهویی بود برای هیچ.. ✅ @DrAlirezaDabbagh

هنرگویندگی در رادیو.pdf

کتاب هنر مصاحبه در رادیو حمل1401.pdf

🔸خبر خوب از کابل ✍علیرضادباغ مدتهاست به شنیدن خبرهای ناگوار از افغانستان عادت کرده ایم، کشوری که پیوندهای ناگسستنی با ایران
🔸خبر خوب از کابل ✍علیرضادباغ مدتهاست به شنیدن خبرهای ناگوار از  افغانستان عادت کرده ایم، کشوری که پیوندهای ناگسستنی با ایران زمین دارد. همین هفته گذشته خبر تعطیلی اجباری مدارس دخترانه موجی از اندوه درباره سرنوشت دختران باهوش افغان برای ما به همراه داشت، اما در میان تمام این خبرهای بد یک پیغام خوب از دوست فرهیخته ای از کابل بارقه های امید را برایم به ارمغان آورد. جناب آقای رسول خان امین، استاد دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه خصوصی خورشید،خبرچاپ سه کتاب تخصصی درحوزه رسانه به زبان فارسی در کابل را به من داد. چاپ این کتاب‌ها از دو منظر اهمیت دارد: اول از نظر تخصصی علوم ارتباطات دوم از نظر نشر به زبان فارسی در کشوری که حتی تکلم به زبان فارسی برای شهروندان اتهام جاسوسی برای ایران را به همراه دارد،انتشار کتاب‌های تخصصی ارتباطات به این زبان همت والایی می طلبدکه باید پاس داشته شود. عناوین این سه کتاب عبارتنداز: هنر گویندگی در رادیو هنرمصاحبه در رادیو وخبرنگاری خوشبختانه مولف محترم موافقت ناشر ارجمند را با دریافت فایل pdf این کتاب‌ها از طریق کانال نقدفرهنگی گرفته است که باتشکر ازایشان منتشر می شود. ✅ @DrAlirezaDabbagh

✔️‍ کوه خواری با انفجار مهیب و ترسناک انفجاری مهیب با این وسعت در میان جنگل های زاگروس بدون شک اعلان جنگ است، جنگی بە تمام معنا علیه جنگل‌ها و منابع طبیعی این سرزمین که جزو اندک سرمایه ی عمومی مردمان این دیار است. سالیان درازیست که کارخانه شن و ماسه اطراف روستای " ساوا " از توابع بخش خاو میرآباد شهرستان مریوان بدون در نظر گرفتن اصول زیست محیطی و به دلخواه خود اقدام به کوه خواری نموده و اینگونه کوهستان جنگلی را بدون هیچ محدودیت و واهمه‌ای جلوی چشم همگان با انفجاری مهیب و ترسناک، در دل طبیعت و حیات وحش، زیست بوم گیاهی و جانوری و در همسایگی مخازن قیر و مشتقات نفتی و جادە‌ بین‌المللی باشماق مورد تجاوز قرار می دهند. انجمن سبز چیا تاکنون چندین بار خواستار ورود مسئولین ذیربط استانی و دادستانی شهرستان مریوان برای بررسی وضعیت  و نحوه برداشت کارخانه های شن و ماسه در مریوان شد تا بلکه فعالیت این تخریبگران منابع ملی متوقف شود اما گویا اراده و خواستی برای برخورد با اینان وجود ندارد و با دهن کجی به همه، بدینسان کوه و جنگل را منفجر می‌کنند. نهادها و مسئولان شهرستانی، استانی و کشوری که موظف به حفاظت از این سرزمین هستند به جای برخورد شدید و توبیخ عاملان این فاجعه، چگونه مجوز اینگونه انفجارها را می‌دهند! چگونه می توانید چشمانتان را در برابر خسارت و جنایتی که علیە منابع طبیعی انجام می‌گیرد را ببندید و بدون برخورد بازدارنده از کنار آن بگذرید. وقتی که بارها و بارها وضعیت اسفبار جنگل‌های منطقه را که هر روز بخشی از آن مورد تجاوز، تاراج، جنگل خواری و آتش‌سوزی قرار می‌گیرد و با روشن گری اعلام نمودیم؛ اما متاسفانه  هیچ نهاد و ارگانی عاملان و امران را دستگیر و مورد مواخذه قرار نمی‌دهند؛  نتیجه‌اش این می‌شود که احدی بدون توجه به خواست و منافع عمومی و ملی اقدام به کوە خواری و انفجار در روز روشن بدون هیچ واهمه‌ای می‌نماید. یقینا انجمن سبز چیا اقدامات خود را از طریق مسئولین کشوری، به ویژه در سازمان بازرسی کل کشور پیگیری نموده تا ضمن توقف این هیولای تخریب، فرد، افراد و نهادهایی را هم که منابع ملی را فدای مطامع خود نموده و پشت این قضیه هستند برای افکار عمومی آشکار خواهد نمود و از دستگاه قضا به جد خواستار برخورد با تمامی عاملان این جنایت در مریوان می باشد. انجمن سبز چیا ۲۱ آذرماه ۱۴۰۲ @chya_ngo

🔸صدای بازنشستگان صداوسیما را بشنوید ✍علیرضا دباغ بعداز ظهر ششمین روز آذرماه تهران حوالی چهارراه پارک وی ساختمان بلندبالای اداری، مالی صداوسیما مهمان آزرده خاطری داشت که بنابر شنیده ها برای دریافت مطالبات وپاداش بازنشستگی خود پابه آنجا گذاشته بود، دقیقاً مشخص نیست چه برخوردی باعث شد که آن مردتصمیم بگیرد خود را از بالای آن ساختمان به پایین پرتاب کند ، اما این اتفاق رخ داد وهنوز مغرب نشده، خورشید عمر رضا جهانی خواه غروب کرد،در حالی که همسر و فرزندانش منتظر بودند با دست پر به خانه برگردد. خبر درگذشت اومانند سایرخبرهای اینچنینی درصفحه حوادث برخی از رسانه ها منعکس شد،مثل هزاران خبر حوادثی که می آید تأثری برمی انگیزد و بعد از مدتی فراموش می شود، اما این خبر نمی تواند به سادگی فراموش شود حتی اگر خبرگزاری صداوسیما آن را بازتاب ندهد. چندسالی است حال صداوسیما خوب نیست، اما نجابت ذاتی کارکنانش نمی گذارد که مشکلات داخلی این سازمان به گوش غیر برسد. کارکنان و بازنشستگان آهسته در کنارگوش مسؤلان صدا می زنند ما را ببینید، آنگونه که شایسته مقام فرهنگی مان است به ما نگاه کنید، نیازهای مادی و معنوی اصحاب رسانه را برآورده کنید تا ببینید از خامه اهل قلم و اشارات اهل نظر چه اندیشه های نابی می تراود و چه پیوندی میان فرهنگ و سیاست،معنویت و هنر در جامعه رقم می خورد اما ظاهراً ضروریات روزمره نیروی انسانی رسانه در معادلات مدیریتی جایگاه شایسته ای ندارد. در طی دوسال این سومین مورد خودکشی است که درسازمان صداوسیما اتفاق می افتد. چرا یک بازنشسته  درمحلی به زندگیش پایان می دهد که سالها د آن نه تنها کار بلکه زندگی کرده است. کارکنان صداوسیما لحظه های شادی و غم، جنگ و زلزله، سیل و خشکسالی، شکست و پیروزی ، جشن وعزا و هر مناسبتی را پا به پای مردم کشورشان از دوردست ترین روستاها تا قلب پایتخت در این سازمان زندگی کرده اند. نه شب را می شناسند و نه روز را. از مأموران حراست درب ورودی تا مجریانی که روبروی دوربین نشسته یا در استودیوهای رادیویی پشت میکروفون قرار می گیرند و کارکنانی که در نقاط صعب العبور کوهستانی فرستنده ها را روشن نگه می دارند با کار خود زندگی می کنند. و اکنون برخی از بازنشستگان این جمع، به طور معنا داری محل مرگ خود را نیز در صداوسیما انتخاب می کنند . خودکشی اقدامی مذموم و ناپسند است، اما چه اتفاقی افتاده است که برخی از کارکنان صدیق این رسانه دراین محل به چنین عمل هولناکی دست زده اند؟ اگر قائل به نظام علت ومعلولی باشیم یا اگربخواهیم نشانه ها راجستجو کنیم، به چرخه ای از علل مواجه می شویم که زنگ خطر را برای رییس این سازمان به صدا در آورده است و امید است که با گوش جان بشنود تا جانهای عزیز بازنشستگان اینچنین به خطر نیفتد. آنگونه که شنیده شده برخی از مدیران جدید سازمان صداوسیما با داعیه تغییر نسل رسانه ای ، با ادبیاتی کم سابقه منکر اقدامات مثبت رسانه ملی در چهل سال گذشته شده اند که دلزدگی بخشی از کارکنان شریف و بازنشستگان معتقد به نظام ولایی را به همراه داشته است. کسانی که سالهای سخت جنگ و فتنه های داخلی و خارجی مردانه پای انقلاب و رهبری ایستادگی کرده اند، نباید آماج تحقیر نسل جدیدی شوند که خود را مدافع ارزشها می دانند. از سوی دیگر براساس تحقیقات انجام شده، مطالبات بازنشستگان که در گروههای مجازی، وبسایتها و همچنین تجمع مسالمت آمیز صنفی دوشنبه های بلالی  مقابل درب بلال صداوسیما مطرح می شود و گاهی نیز در قالب نامه به نمایندگان مجلس شورای اسلامی تقدیم شده است، بر محورهایی نظیر موارد زیر اشاره می کند: ✅ انجام کامل مصوبه های افزایش حقوق سالهای ۹۳ و ۹۸ و پرداخت مابه التفاوت آن ✅ پرداخت کامل ۵۰ درصدفصل دهم از قانون خدمات کشوری و شفاف سازی ۳۰درصد پرداخت شده در نیمه دوم سال ۹۹ و شفاف سازی در نحوه محاسبه ۲۰درصد باقی مانده ✅پرداخت ۵۰٪فوق العاده ویژه دولت درسال۱۴۰۱ ✅ ترمیم و متناسب سازی حقوق ها بر اساس افزایش های ناشی از تورم سالیانه همتراز با دیگر نهادها و دستگاههای دولتی ✅ شفاف سازی موضوع همسانسازی بازنشستگان با شاغلین و درج مبلغ عددی همسانسازی شده در فیش ها و احکام حقوقی ✅اختصاص یک گروه تشویقی (معادل جدول امتیازات) هنگام بازنشستگی همانند سایر دستگاههای لشکری و کشوری ✅ رفع محدودیت ورود بازنشستگان به سازمان و احترام به پیشکسوتان ✅ارتقا خدمات پزشکی مرکز بهداشت صداوسیما و تمدید قرارداد با بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در تهران و مناطق مختلف کشور ✅ برچیدن صندوقهای پرحاشیه ای مانند صندوق جام جم ✅شفاف سازی و تقویت جایگاه صندوق بازنشستگان صداوسیما با پرداخت حق بیمه و بازنشستگی کارکنان جدید الاستخدام به حساب این صندوق  به جای تأمین اجتماعی ✅ پرداخت به موقع سنوات و پاداش پایان خدمت بازنشستگان  متن کامل👇 didarnews.ir/fa/news/159262@DrAlirezaDabbagh

🔸صدای بازنشستگان صداوسیما را بشنوید ✍علیرضا دباغ بعداز ظهر ششمین روز آذرماه تهران حوالی چهارراه پارک وی ساختمان بلندبالای اداری، مالی صداوسیما مهمان آزرده خاطری داشت که بنا¬بر شنیده¬ها برای دریافت مطالبات و پاداش بازنشستگی خود پا به آنجا گذاشته بود، دقیقاً مشخص نیست چه برخوردی باعث شد که آن مرد تصمیم بگیرد خود را از بالای آن ساختمان به پایین پرتاب کند ، اما این اتفاق رخ داد و هنوز مغرب نشده، خورشید عمر رضا جهانی خواه غروب کرد، در حالی که همسر و فرزندانش منتظر بودند با دست پر به خانه برگردد. خبر درگذشت او مانند سایر خبرهای اینچنینی در صفحه حوادث برخی از رسانه ها منعکس شد، مثل هزاران خبر حوادثی که می آید تأثری برمی انگیزد و بعد از مدتی فراموش می شود، اما این خبر نمی تواند به سادگی فراموش شود حتی اگر خبرگزاری صداوسیما آن را بازتاب ندهد. چندسالی است حال صداوسیما خوب نیست، اما نجابت ذاتی کارکنانش نمی گذارد که مشکلات داخلی این سازمان به گوش غیر برسد. کارکنان و بازنشستگان آهسته در کنارگوش مسؤلان صدا می زنند ما را ببینید، آنگونه که شایسته مقام فرهنگی مان است به ما نگاه کنید، نیازهای مادی و معنوی اصحاب رسانه را برآورده کنید تا ببینید از خامه اهل قلم و اشارات اهل نظر چه اندیشه های نابی می تراود و چه پیوندی میان فرهنگ و سیاست،معنویت و هنر در جامعه رقم می خورد اما ظاهراً ضروریات روزمره نیروی انسانی رسانه در معادلات مدیریتی جایگاه شایسته ای ندارد. در طی دو سال این سومین مورد خودکشی است که در سازمان صداوسیما اتفاق می افتد. چرا یک بازنشسته  در محلی به زندگیش پایان می دهد که سالها در آن نه تنها کار بلکه زندگی کرده است. کارکنان صداوسیما لحظه های شادی و غم، جنگ و زلزله، سیل و خشکسالی، شکست و پیروزی ، جشن وعزا و هر مناسبتی را پا به پای مردم کشورشان از دوردست ترین روستاها تا قلب پایتخت در این سازمان زندگی کرده اند. نه شب را می شناسند و نه روز را. از مأموران حراست درب ورودی تا مجریانی که روبروی دوربین نشسته یا در استودیوهای رادیویی پشت میکروفون قرار می گیرند و کارکنانی که در نقاط صعب العبور کوهستانی فرستنده ها را روشن نگه می دارند با کار خود زندگی می کنند. و اکنون برخی از بازنشستگان این جمع، به طور معنا داری محل مرگ خود را نیز در صداوسیما انتخاب می کنند . خودکشی اقدامی مذموم و ناپسند است، اما چه اتفاقی افتاده است که برخی از کارکنان صدیق این رسانه در این محل به چنین عمل هولناکی دست زده اند؟ اگر قائل به نظام علت و معلولی باشیم یا اگر بخواهیم نشانه ها را جستجو کنیم، به چرخه ای از علل مواجه می شویم که زنگ خطر را برای رییس این سازمان به صدا در آورده است و امید است که با گوش جان بشنود تا جانهای عزیز بازنشستگان اینچنین به خطر نیفتد. آنگونه که شنیده شده برخی از مدیران جدید سازمان صداوسیما با داعیه تغییر نسل رسانه ای ، با ادبیاتی کم سابقه منکر اقدامات مثبت رسانه ملی در چهل سال گذشته شده اند که دلزدگی بخشی از کارکنان شریف و بازنشستگان معتقد به نظام ولایی را به همراه داشته است. کسانی که سالهای سخت جنگ و فتنه های داخلی و خارجی مردانه پای انقلاب و رهبری ایستادگی کرده اند، نباید آماج تحقیر نسل جدیدی شوند که خود را مدافع ارزشها می دانند. از سوی دیگر بر اساس تحقیقات انجام شده، مطالبات بازنشستگان که در گروههای مجازی، وبسایتها و همچنین تجمع مسالمت آمیز صنفی دوشنبه های بلالی  مقابل درب بلال صداوسیما مطرح می شود و گاهی نیز در قالب نامه به نمایندگان مجلس شورای اسلامی تقدیم شده است، بر محورهایی نظیر موارد زیر اشاره می کند: ✅ انجام کامل مصوبه های افزایش حقوق سالهای ۹۳ و ۹۸ و پرداخت مابه التفاوت آن ✅ پرداخت کامل ۵۰ درصدفصل دهم از قانون خدمات کشوری و شفاف سازی ۳۰درصد پرداخت شده در نیمه دوم سال ۹۹ و شفاف سازی در نحوه محاسبه ۲۰درصد باقی مانده ✅پرداخت ۵۰٪فوق العاده ویژه دولت درسال۱۴۰۱ ✅ ترمیم و متناسب سازی حقوق ها بر اساس افزایش های ناشی از تورم سالیانه همتراز با دیگر نهادها و دستگاههای دولتی ✅ شفاف سازی موضوع همسانسازی بازنشستگان با شاغلین و درج مبلغ عددی همسانسازی شده در فیش ها و احکام حقوقی ✅اختصاص یک گروه تشویقی (معادل جدول امتیازات) هنگام بازنشستگی همانند سایر دستگاههای لشکری و کشوری ✅ رفع محدودیت ورود بازنشستگان به سازمان و احترام به پیشکسوتان ✅ارتقا خدمات پزشکی مرکز بهداشت صداوسیما و تمدید قرارداد با بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در تهران و مناطق مختلف کشور ✅ برچیدن صندوقهای پرحاشیه ای مانند صندوق جام جم ✅شفاف سازی و تقویت جایگاه صندوق بازنشستگان صداوسیما با پرداخت حق بیمه و بازنشستگی کارکنان جدید الاستخدام به حساب این صندوق  به جای تأمین اجتماعی ✅ پرداخت به موقع سنوات و پاداش پایان خدمت بازنشستگان  متن کامل👇 didarnews.ir/fa/news/159262

🔸درسی که باید از یک ماهیگیر بیاموزیم ✍علیرضادباغ گاهی برای یادگیری نیازی نیست راهی طولانی رفت، در دانشگاهی مشهور درس خواند، تئوري های دشوار را فراگرفت، پندارخوب، گفتار خوب و کردار خوب نیاز به مدرک و عنوان ندارد، چه عنوانی بهتر از «انسان» بودن؟ «عبدالله باقرزاده» ماهیگیر جنوبی یک «آدم خوب» است که با گفتار ساده و کردار انسانیش به ما درس مهمی می دهد، مهربانی با طبیعت، گذشتن از منافع زودگذر مادی خود به نفع فردای نسلی که در این آب و خاک زندگی خواهند کرد. در زمانی که سوداگران بی انصاف طبیعت کشور را به قهقرا می برند و مجوز صید ترال به صیادان چینی دلالان بازارهای عربی ریشه آبزیان آب‌های ساحلی کشورمان را تهدید می کند، صد شکر که فضای مجازی و تکنولوژی ارتباطی این امکان را به ما داد تا شاهد گفتار شیرین و بی غل و غش عبدالله و چشمان مهربان و دستان نوازشگرش باشیم که باله های گرانقیمت گیتار ماهی از گونه نادری از کوسه های خلیج فارس را با مهر نوازش می کند. در هر کجا که یک «آدم خوب» پندار و گفتار و کردار نیکی داشت زانوی ادب برزمین بنهیم تا فرهنگ ایرانی بالنده تر شود. ✅ @DrAlirezaDabbagh

4_5999352061563506822.mp42.73 MB

🔸نخبه ای که  می خواهد پوپولیست شود علیرضا دباغ * پدیده عجیبی است، این که برخی از نخبگان یک ملت بخواهند پوپولیست شوند. فرهنگستان زبان و ادب فارسی درمورد واژه پوپولیسم (Populisme)، عوام گرایی رابه عنوان معادل فارسی معرفی کرده است. در برخی از لغتنامه ها آمده است که: "پوپولیسم آموزه و روشی سیاسی است در طرفداری کردن یا طرفداری نشان دادن از حقوق و علایق مردم عامه در برابر گروه نخبه." گرچه ظاهرا تقابل لفظی مانند  «عوام» در برابر واژه ای همچون «نخبه» به نوعی نامطلوب به نظر می رسد اما واقعیت این است که «پوپولیسم» چنانکه در تعریف متبتی که بیان شد علاقمندان زیادی در جوامع مختلف داشته و دارد. داریوش آشوری در دانشنامه سیاسی می نویسد: " عوام‌گرایی خواست مردم را عین حق و اخلاق می‌داند و بر آن است که می‌باید میان مردم و حکومت رابطهٔ مستقیم وجود داشته باشد. هم چنین با ایمانی ساده فضایل مردم را در برابر منش فاسد طبقهٔ حاکم یا هر گروهی که موقعیت سیاسی و منزلت اجتماعی برتر داشته باشد قرار می‌دهد و می‌ستاید.  عوام‌گرایی را در جنبش‌های روستایی اروپای شرقی پیش از ۱۹۳۹ و نیز در فاشیسم و نازیسم و در بسیاری ار جنبش‌های آزادی‌بخش جهان سوم می‌توان یافت. " شواهد تاریخی نشان می دهدپوپولیسم زمینه ساز تغییرات زیادی در حوزه های سیاسی و اجتماعی در گوشه گوشه جهان بوده است، در کشور ما نیز می توان ردپایی از آن را در منش سیاسی برخی از سیاستمداران معاصر مشاهده کرد. این که تعاریف و دیدگاه‌های نظری پوپولیسم، چه میزان ترازوی قدرت را به نفع خواسته های  اقشار مختلف مردم به معنای واقعی عوام (نه معنای تقابلی آن با نخبگان) کشانده است تردیدهایی وجود دارد اما در این نکته که برخی از سیاستمداران با ادبیاتی خارج از عرف معمول تلاش کرده اند تا با گفتارهای غیر کارشناسی وگاه سخیف، عوام را به همراهی با کنش‌های سیاسی و اجتماعی خویش بکشانند تردیدی نیست. هنوز حافظه تاریخی ما آنقدر ضعیف نشده که یادمان برود، رئیس جمهور وقت کشورمان در سخنرانی‌ رسمی خود در جمع نخبگان چگونه از لولو و ممه یاد کرد، و نخبگان حاضر در جمع با لبخند ملیحشان وی را همراهی کردند. همین چند روز پیش نخبه دیگری که از قضا در همان جلسه کذایی که ذکر شد نیز حضور داشت، درباره تاثیر انقلاب اسلامی در نامگذاری کودکان به نام شخصیت‌های مذهبی در سال‌های اخیر گفته است:"کسی را نمی‌شناسم که در ایران قبل از انقلاب نام فرزندانشان را زینب را گذاشته باشد.،!" فارغ از لطیفه ها و کنایه هایی که مردم در فضای مجازی دراین باره گفته اند، مصادیق فراوانی در نقض فرمایش ایشان وجود دارد و بسیاری از بانوان محترم سالخورده کشورمان به نام  «زینب» در شناسنامه خود مفتخر هستند که سنی بیشتر از سن انقلاب اسلامی دارند. این نظر غیر کارشناسی از زبان یک نخبه فرهنگی که سالهاست بر مسند یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی کشور تکیه زده و به معادل سازی واژه های بیگانه با واژگان فارسی به عنوان یکی از مشاغل متکثر خویش اشتغال دارد، زنگ خطری را برای جامعه فرهنگی به صدا در می آورد که ورود نخبگان فرهنگی به عالم سیاست بدون تکیه بر داشته های نخبگی خود، ممکن است آنها را به کنش‌های عامیانه کشانده و با تکرار مسائل غیرکارشناسی سرانجام وی را به یک پوپولیست مبدل کند، آن هم نه در معنایی که اشاره کردیم بلکه در معنای دیگری که محققان متأخر به آن اشاره کرده اند. محمدرضا سرگلزایی در یادداشتی می نویسد: پوپولیسم همان‌طور که از ریشه‌ی لغوی‌اش (Popular) برمی‌آید، ادّعای "مردمی‌بودن" دارد ولی کدام مردم؟ مردمی که نگاهی غیر کارشناسانه، بدوی، روزمره و عرفی-عادتی- عاطفی، به همه چیز دارند. من اگر بخواهم پوپولیسم را در یک عبارت کوتاه بیان کنم آن را نظام فکری‌ای می‌دانم که بر فضیلت بی‌سوادی پای می‌فشارد! پوپولیست‌ها هم عوام‌زده‌اند، هم عوام‌فریب! آن‌ها به‌زبان توده‌های کم‌سواد سخن می‌گویند و توده‌های کم‌سواد را در مقابل طبقه‌ی باسواد و نخبه تهییج و تحریک می‌کنند. هرکدام از ما به درجاتی دچار پوپولیسم هستیم. هر وقت که نظر عوامانه را بر نظر کارشناسی و تخصّصی ترجیح می‌دهیم یک پوپولیست هستیم!" این تعبیر تکان دهنده در جامعه امروز ما به واقعیتی ملموس تبدیل شده است که نباید از دید منتقدان و نخبگان فرهنگی نادیده گرفته شود. اینکه یک یا دو نخبه بخواهند به پوپولیست تبدیل شوند در عرصه سیاست امری قابل پذیرش است اما، اگر همین امر بخواهد به فرهنگ جامعه تعمیم بیابد نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه مخاطرات جدی درحوزه فرهنگ را به دنبال خواهد داشت. صحیح آن است که نخبگان با زبانی با توده مردم صحبت کنند که برای آن‌ها قابل فهم باشد اما دقت کنند و مواظب باشند که خود دچار عوام‌زدگی و عوام‌فریبی نشوند. عوام زدگی نخبگان در هر مقامی که باشند مصیبتی جبران ناپذیر است. @DrAlirezaDabbagh

7-4.pdf7.36 KB

📰راه اندازی شبکه خبر ۲ در فضای تک صدایی، ضرورتی ندارد. 🎤گفتگوی روزنامه خراسان با علیرضا دباغ🎤 علیرضا دباغ در گفتگو با روزنامه خراسان در پاسخ به سؤال مائده کاشیان خبرنگار این روزنامه درخصوص ضرورت‌های راه اندازی شبکه خبر ۲ گفت: «حذف یا ایجاد یک شبکه جدید، نشان‌دهنده پویایی رسانه ملی در راستای اهداف آن است که به برنامه‌ریزی نیاز دارد، در غیر این صورت ممکن است تصمیمات ما احساسی یا لحظه‌ای باشد که در این صورت برنامه ریزی را مختل می کت. اگر از این جهت به شبکه «خبر 2» نگاه کنیم، به نظرمی رسد با یک سری تصمیمات متناقض در رسانه ملی مواجه هستیم. در دهه‌های اخیر بعد از آقای ضرغامی، همه مدیران صداوسیما وقتی روی کار آمدند به مسئله بزرگ شدن سازمان اشاره کردند و گفتند بسیاری از این شبکه‌ها غیرضروری هستند، آقای سرافراز هم شروع به کوچک‌سازی سازمان کردند که کار بسیار درست و صحیحی بود، اما چون بدون برنامه‌ریزی انجام شد، آن‌چنان که  انتظار می رفت موفق نشدند. در دوران آقای علی‌عسگری  سازمان نه تنها حرکت رو به جلویی نداشت، بلکه گاهی هم عقب‌گرد داشت و شاید هم همین امر باعث تمدید نشدن حکم ریاست ایشان از سوی مقام معظم رهبری شد. امید می‌رفت با حضور آقای جبلی بازنگری در ساختار حجیم سازمان صداوسیما به طور دقیق انجام شود، حذف دو شبکه «شما» و «ایران کالا» شروع خوبی برای بهینه سازی محیط رسانه از امور موازی یا غیرضروری بود، اما الان صحبت از تولد یک شبکه جدید است. طبعاً اگر این شبکه با توجه به برنامه‌ریزی دقیق راه‌اندازی شده باشد، کار بسیار مثبتی است. برنامه‌ریزی دقیق برای تشکیل شبکه جدید چند محور اساسی دارد که از همه مهم‌تر نیاز مخاطب است. بعد مسائل درون‌سازمانی مانند این که هدف از تشکیل این شبکه چیست؟ آیا نیروی انسانی، تجهیزات، امکانات و بودجه لازم برای این کار وجود دارد؟ اگر همه این‌ها وجود داشت، تشکیل هر شبکه‌ای می‌تواند بلااشکال و در جهت اهداف باشد. وی سپس با بررسی دلایلی که آقای حسن عابدینی سرپرست خبرگزاری صداوسیما  در بدو تأسیس این شبکه بیان کرده است، نتیجه می گیرد که  استدلال‌هایی که برای ایجاد «شبکه خبر 2» برشمرده‌شده استدلال‌های منطقی، کارشناسی شده و مخاطب‌پسندی نیست و به موازی کاری ها دامن می زند. وی با تاکید بر کارنامه غیرقابل قبول صداوسیما در ایجاد فضای چندصدایی مطابق گفتمان اصیل انقلاب، با اشاره به دلایل متعدد کارشناسی از جمله نارضایتی های نیروی انسانی حاضر و بازنشسته رسانه ملی از وضعیت حقوقی خویش که به گفته مدیران سازمان ریشه در  کمبود بودجه و ضیق منابع مالی صداوسیما دارد، راه اندازی یک شبکه خبری جدید که به هرحال بودجه جدیدی را مصروف خود می کند، غیر موجه توصیف کرده است. متن کامل این مصاحبه را در فایل زیر مطالعه فرمایید. ✅ @DrAlirezaDabbagh