fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

PDF چه؟

PDF چه؟

رفتن به کانال در Telegram

محل ِ انتشار ِ #چه؟ و پی_دی_اف_خانه تلگرامی ِ #کتاب_چه؟ مرتبط به: فروش_گاه کتاب های ِ: @ketaab_che? و @NAGHD_CHE ‌ و متصل به منبع ِ اصلی: #اشتراکآرت @Eshterakart

نمایش بیشتر
1 033
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
برای گونگادین بهشت نیست نوشته‌ی: علی میردریک‌وندی فارسی‌یِ: غلامحسین صالحیار (یک‌چاپ - اطّلاعات - ۱۳۴۴) @pdf_che

Repost from N/a
| در ژرفنای تاریکی یا بلوف سورئالیستی | نویسنده: آنتونن آرتو مترجم: عدنان نگاری |□●□| @nekroize

اوسانه صادق هدایت @pdf_che

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج (فارسی و طبری) گردآوری و تدوین سیروس طاهباز با نظارت شراگیم یوشیج @pdf_che

آیین میترا نویسنده: مارتین وِرمازِرن ترجمه: بزرگ نادرزاده @pdf_che

آستانه شن (دیوان کامل اشعار) نویسنده: ادمُن ژابس مترجم: محمود مسعودی @pdf_che

Repost from N/a
| در ژرفنای تاریکی یا بلوف سورئالیستی | نویسنده: آنتونن آرتو مترجم: عدنان نگاری |□●□| @nekroize

دیوان رودکی سمرقندی بکوشش سعید نقیسی #شعر #شعر_کلاسیک_فارسی @pdf_che

هلاک عقل به وقت اندیشیدن #یدالله_رویایی درباره #شعر @pdf_che

اشاره‌ای بر پارکِ جوان #پل_والری #یدالله_رویایی #شعر @pdf_che

چهره پنهان حرف #یدالله_رویایی درباره #شعر @pdf_che

حتای مرگ هفتاد تفسیر از هفتاد سنگ قبر رویایی تحلیل #شعر @pdf_che

هفتاد سنگ قبر #یدالله_رویایی #شعر مدرن @pdf_che

فولکلور نوین، تفسیری از بوف کور صادق هدایت نویسنده: جیسون رضا جرجانی ترجمه: پروین خندان @pdf_che

اژدها در اساطیر ایران #منصور_رستگار_فسایی #اسطوره @pdf_che

مینوی خرد ترجمه: #احمد_تفضلی @pdf_che

آخرین مسیحا #پیتر_وسل_زاپف ترجمه: #فردین_نافعی_اسکوئی @pdf_che

Repost from EshterakArt
۶ سپتامبر ۱۹۵۱ — مکزیکوسیتی ویلیام باروز در مهمانی‌ای مست بود و می‌خواست مهارتِ تیراندازی‌اش را نشان دهد. از همسرش جوآن ولمر
+9
۶ سپتامبر ۱۹۵۱ — مکزیکوسیتی ویلیام باروز در مهمانی‌ای مست بود و می‌خواست مهارتِ تیراندازی‌اش را نشان دهد. از همسرش جوآن ولمر خواست لیوانِ جینی روی سرش بگذارد — بازیِ «ویلهلم تل». جوآن خندید، گفت تحملِ دیدنِ خون را ندارد، سرش را کج کرد، و باروز از فاصله‌ای حدود دو متر شلیک کرد. گلوله به‌جای لیوان، به پیشانیِ جوآن خورد. لیوان، بی‌آسیب، روی زمین چرخید. باروز سه روایتِ متفاوت تعریف کرد: اسلحه از دستش افتاد؛ داشت بازیِ ویلهلم‌تل می‌کرد؛ ایستاده بود ببیند اسلحه پر است. ۱۳ روز بازداشت بود تا برادرش با رشوه آزادش کرد. دادگاهِ مکزیک غیابی به قتلِ غیرعمد محکومش کرد؛ هرگز محاکمه نشد. هفتاد سال است مناقشه ادامه دارد: حادثه بود یا عمد؟ باروز تیراندازِ ماهری بود — چطور از این فاصله خطا کرد؟ برخی به شایعاتِ طلاق و رابطه‌ی جوآن با صاحب‌خانه اشاره می‌کنند. و... باروز بعدها نوشت: «من هرگز نویسنده نمی‌شدم، مگر به‌خاطرِ مرگِ جوآن... آن مرگ من را با روحِ زشت در تماس گذاشت و به نبردی مادام‌العمر واداشت که در آن چاره‌ای جز نوشتن نداشتم.» #ویلیام_باروز #اشتراکآرت @EshterakArt

Repost from EshterakArt
صفحاتی از کتاب فرج بعد از شدت با صدای زنده‌یاد بهروز رضوی @EshterakArt

آوازهای زن بی‌اجازه #گراناز_موسوی طرح جلد #قباد_شیوا نشر سالی چاپ اول سال ۱۳۸۱ قیمت: ۴۵٠ @ketaab_che
آوازهای زن بی‌اجازه #گراناز_موسوی طرح جلد #قباد_شیوا نشر سالی چاپ اول سال ۱۳۸۱ قیمت: ۴۵٠ @ketaab_che