ری رآ🍃
رفتن به کانال در Telegram
دفترچه ی خاطره هام..:)
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
339
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
339
تا حالا فکر کردین کلمهی دلتنگی چجوری بوجود اومده؟
مثلا چجوری یه نفر حس اینکه چیزی درونش داره کم میشه رو با کلمهی دلتنگی بیان کردن؟ جای کلمهی دلتنگی مثلا میشد گفت
«درون مچالهگی»
#ناشناس
@rey_raaaa 🍂
339
تا حالا فکر کردین کلمهی دلتنگی چجوری بوجود اومده؟
مثلا چجوری یه نفر حس اینکه چیزی درونش داره کم میشه رو با کلمهی دلتنگی بیان کردن؟ جای کلمهی دلتنگی مثلا میشد گفت
«درون مچالهگی»
#ناشناس
@rey_raaaa 🍂
339
گفته بودی از آغوش برایت بگویم.
گفتم:«جسمها کنار هم میایستند، روحها درهم میپیچند و قلبها...»
و قبل از اینکه کلمات من راه پایان را پیدا کنند، تو قلبهایمان را به مقصد رساندی.
#ناشناس
@rey_raaaa
339
.🍁
دکتره میگفت وقتی یکی حمله عصبی بهش دست میده اختلال تنفسی پیدا میکنه و از ترسش هی تند تند نفس میکشه
این باعث میشه حجم اکسیژن بدن بره بالا و عضلات قفل بشن و راهش اینه تو پاکت نفس بکشه تا خوب بشه
میخوام بگم حتی اکسیژن هم که وجودش برای بقا ضروریه زیادیش مضره
حالا هی محبت زیادی بکن....
#ناشناس
@rey_raaaa
339
تا حالا فکر کردین کلمهی دلتنگی چجوری بوجود اومده؟
مثلا چجوری یه نفر حس اینکه چیزی درونش داره کم میشه رو با کلمهی دلتنگی بیان کردن؟ جای کلمهی دلتنگی مثلا میشد گفت
«درون مچالهگی»
#ناشناس
@rey_raaaa 🍂
339
.🍁
به بعضیا هم باید گفت سکوت ما نشونه حماقتمون نیست، صبر کردیم ببینیم تا کجا میخوای فکر کنی زرنگی :)
🍂
339
پاییز رسید...🍁🍂
یکی اینجا میره تو لاکش...که تنها تنها کیف کنه ..نفس بکشه پاییزشو...تا آخرای فصل..🙋🏻♀️
339
پاییز رسید...🍁🍂
یکی اینجا میره تو لاکش...که تنها تنها کیف کنه ..نفس بکشه پاییزشو...تا آخرای فصل..🙋🏻♀️
339
🍃☀️
اگر بهت سلام میکنم..
اگر لبخند دارم همیشه..
اگر هربار صدام زدی جان دلم شنیدی ازم..
اگر حال ت رو پرسیدم..
اگر احوال و روزگارت مهم بود برام..
اگر با دیدن رنگی که دوستش داری یادت افتادم و یادت کردم..
اگر خاطره هات مهم بود بود برام
..
اگر نگران نگرانی هات شدم و سعی کردم رفعشون کنم..
نشونه ی ضعیف بودنم نیست...
نشونه قدرته..
قدرت یه قلب قوی..
که تنها نقطه ضعفش لحظه هاییه که میبینه
سلامش جواب نمیگیره..
لبخندش انعکاسی رو لبهات نداره..
جواب جان دلم هاش دل شکستنشه..
جواب احوالپرسیش
خوبم خدارو شکره...
و حالش رو نمیپرسی..
خبر از روزهاش نمیگیری..
به رنگی که دوستش داره با تمسخر نگاه میکنی..
نگران نگرانی هاش نمیشی..
اصلا حواست نیست..
و متاسفانه این تنها نقطه ضعف..اونقدر بزرگه که هربار میشکنتش..خوردش میکنه..
.
.
خوردم میکنه..
از پادرم میاره..
هم خودم رو
هم لبخند هام رو
و باز هم سعی میکنم به روت نیارم..
صدات میاد..
صدام میزنی..
به زور رو لبهام لبخند میکشم و میچرخم طرفت
_صدام زدی؟جان دلم..
#خط_خطی_های_ری_را
☀️🍃
@rey_raaaa
339
🍃☀️
إذا مرّ يومٌ ولم أتذكّرْ
به أن أقولَ: صباحُكِ سُكّرْ...
ورحتُ أخطّ كطفلٍ صغير
كلاماً غريباً على وجه دفترْ
فلا تَضْجري من ذهولي وصمتي
ولا تحسبي أنّ شيئاً تغيّرْ
فحين أنا لا أقولُ: أحبّ..
فمعناهُ أني أحبّكِ أكثرْ...
اگر روزی گذشت و فراموشم شد
که بگویم: «صبحت بخیر»
و مثل کودکان
مشغول خط خطی کردن دفتر بودم
از بهت و سکوتم دلگیر نشو
و فکر نکن چیزی میان ما عوض شده است؛
وقتی نمیگویم: «دوستت دارم»
یعنی: «بیشتر دوستت دارم»...
#نزار_قبانی
☀️🍃
@rey_raaaa
339
🍁
گفتی منو می خوای چیکار؟
تابستونه..
خورشید برق میزنه وسط آبی آسمون..
برو تفریح ..قاطی جمع شو..
این همه آدم دور و برتن!
خانواده..دوست..رفیق..همکار..
من چه فرقی دارم با بقیه؟
گمم بین اونا..
گفتم میدونی فرقت چیه؟
مابین اینهمه آدم
تو تنها کسی هستی..
که بدون اینکه بترسم قضاوتم کنه..
دستم بندازه یا جدی نگیرتم..
زیر همین آفتاب ..
چله ی تابستون..
میتونم خودمو برسونم بهش و تو گوشش بگم
بدجوری پاییزم..گرمم کن..
ببوستم..آروم وسحرآمیز..جوری که هیچکس حتی نتونه بو ببره چجوری دنیام تو یه لحظه از پاییز به تابستون برمیگرده...
#خط_خطی_های_ری_را
@rey_raaaa
339
🌙
«كيف لايشتاقون الا يوجد في مدينتهم ليل...؟»
چگونه دلتنگ نمیشوند، مگر شهرشان شب ندارد...؟
🌙 @rey_raaaa
339
🌱
همه چی عادی بود بینمون..
زیادی عادی..
دوتا دوست کاملا معمولی..
از یه هیجان شروع شد..
یه پیام امشب میام پاتوق.هستی که؟
پیامی که مثل همیشه بعد چند ثانیه با یه حله میبینمت جواب داده نشد..
به خودم اومدم دیدم بار سومه که دارم جواب مینویسم و نمیپسندمش..
مینویسم و پاک میکنم..
مینویسم و از اول..
همینجور که لاکهامو چیده بودم جلوم ودرحال انتخاب رنگ ناخن میجویدم یه دور تمام لباسهام تو کمد جلوی چشمم رد شد..
یه دلشوره شیرین..یه استرس ناآشنا نشسته بود گوشه قلبم برای دیدن یه آشنای همیشگی..!
اینکه چطور ببینتم..چجوری به چشمش بیام..:)
فک میکردم همه ی عاشقی همینه..
قشنگ باشم..
قشنگ بخندم..
بی نقص به نظر بیام..
بعد ها برام گفت اونم اون شبها همین دلشوره رو گذرونده..
بارها پیرهن عوض کرده..
و سر انتخاب عطرش کلی وقت تلف کرده..
فک میکرده باید بی نقص باشه تا عاشقش بشم..
گذشت..
یک..
دو..
شش سال فوق العاده..
تاامروز بعد از یه طبیعت گردی طولانی..
وقتی کفش هامو موقه رد شدن از رود خونه جا گذاشته بودم اون سمت..
وداشتم از ذوق طبیعتی که فکر میکردم اولین آدمایی هستیم که پیداش کردیم بالا پایین میپریدم
تو طبیعی ترین..
کودک ترین..
و کناراینها..بهم ریخته و خسته ترین حال ممکنم..
چیزی تو چشماش دیدم که توهیچکدوم اون لحظه های بی نقص دوتاییمون تا این حد شدید..تااین حد عمیق ندیده بودمش..
چیزی که مطمئنم اونم تو چشمام پیداش کرد..
وقتی خسته از اونهمه پیاده روی..
موهاش روی پیشونیش تاب میخوردو دکمه های بالای پیراهن خاکی شدش باز مونده بود
و سعی داشت یواشکی..بدون اینکه بفهمم
ازم تو همون حال بهم ریخته..
ولی تو خودم ترین حالت ممکن..
عکس بگیره..
حسی که نشون داد قشنگ بودن خوبه..
اما در نهایت تو عاشق کسی میشی که کنارش بتونی خودت باشی..
و ببینی که کنارتو واقعا خودشه..
بی سانسور..
بی نقاب..
#خط_خطی_های_ری_را
@rey_raaaa
