fa
Feedback
زاخاریسم

زاخاریسم

رفتن به کانال در Telegram

مطالب کانال گویای همه چیز هستند اینجا نیازی به نوشتن چیزی نیست

نمایش بیشتر
114
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1030 روز
آرشیو پست ها
البته اگر پسر هستید و دوست دارید بدید، به من ربطی نداره. انتخاب خودتونه و قابل احترامه. وضعیت زندگی من رو ببین توروخدا. بدون هیچ برنامه‌ای از کارم استعفا دادم. بیکار و فروپاشیده، ساعت ۴ صبح نشستم دارم در مورد پسرهایی که تمایل به دادن دارن صحبت می‌کنم. عاقبت هممون ختم به خیر بشه انشالله. شب بخیر.

امیدوارم بخاطر وجود ۳۵ درصدی پسرها در کانال اون‌ها نباشن که شلوارشون رو در آوردن. خیلی واضحه که منظور و مخاطب پیام دخترها بودن. اگر پسر هستید و شلوارتون رو درآوردید که بدید، یه فکری به حال وضعیتتون بکنید. نگران‌کننده‌ست واقعاً. شب بخیر.

واقعاً گوش دادن به این آهنگ کافی نیست. لطفاً بیاید شلوارهامون رو در بیاریم و به معنای واقعی کلمه به این آهنگ و شعر و صدا بدیم. این پیشنهاد فقط واسه افراد علافی که تا این ساعت بیدار بودن معتبره. فرصت رو از دست ندین. ممنون. اگر مایل به دادن نیستید هم که هیچی. زندگی رو برای خودتون سخت کردین الکی. شب بخیر. (عزیزانی که شلوارشون رو در آوردن دنبال من بیان اونطرف. اون «شب بخیر» واسه افراد حوصله‌سربر و با حیا بود)

از اون آهنگ‌ها که به هر کسی نمی‌دادم و به هر کسی نباید داد ولی خب چه فرقی داره دیگه. قراره بمیریم آخرش. شب عشقه امشب مثلاً. البته اگر دختر خوشگلی در آغوشم بود این آهنگ رو فقط به اون می‌دادم و نمی‌ذاشتم اینجا ولی خب از این نظر خوب شانس آوردید. ۸۰درصد این آهنگ‌ها در این دسته قرار می‌گیرن ولی خب... چه می‌شه کرد. هرچی آهنگ که یک زمانی فقط برای یک نفر بود، الان برای همه‌ست... زیادی غمگین شد. ببخشید. اجازه بدید جو سنگین محیط رو عوض کنم. [دستانش را مثل بال مرغ تکان می‌دهد و صدای مرغ از خود ساطع می‌کند]

Just follow me

نیاز دارم برم. برم گم بشم. عوض بشم. از اول شروع کنم. از این حالت جامد خارج بشم و مایع بشم و شکل و فرمم رو عوض کنم. برم یه جایی که غریبه باشم. برم باغبون بشم. نمی‌دونم این غم و تنهایی چیه که سال‌هاست توی وجودم هست و هیچ کار و هیچ کسی نمی‌تونه ازم دورش کنه. این همه اضطراب و ترس از کجا میان و واسه چی‌ان. واقعاً این زندگی انقدر مهم نیست که انقدر دارم واسش عذاب می‌دم به خودم و زجر می‌کشم. روز به روز از طبیعت جهان و انسانی دارم دورتر می‌شم. تا کیلومترها دورم اجسام مصنوعی وجود داره؛ یه جنگل خاکستری بتنی. حس می‌کنم دارم پوست میندازم. نیاز دارم برم یه جایی و پوست‌اندازیم رو در آرامش و دور از دنیای ماشینی انجام بدم. مثل حیوونا، یه جای راحت و آروم پیدا کنم و فصل زمستون وجودم رو بگیرم بخوابم فقط. تلاش برای جنگیدن با زمستون و یأس و استیصال بیهوده‌ست. باید ول کنم و بگیرم بخوابم و بذارم بگذره. البته کاش همینقدر راحت بود. نه می‌تونم برم، نه می‌تونم شکل و فرمی رو عوض کنم، نه می‌تونم گم بشم، نه می‌تونم در آرامش پوست بندازم، نه می‌تونم ول کنم و بگیرم بخوابم تا این زمستون و خزون تموم بشه. چی بگم والا. برم یه کم به دریا نگاه کنم. کیرم تو این زندگی‌ای که برای ما ساختین.

TA KEY- SINAYAGA, COOKING MASTER.mp33.36 MB

زندگی واقعاً سخته. افسردگی، رخوت، تنهایی، بیهودگی،... یادتون نره عشق بورزید. انسان‌ها ضعیف‌تر از چیزی هستن که نشون می‌دن. همدیگه رو بیشتر لمس کنید. باشید برای عزیزانتون. نیازی نیست کار خاصی بکنید. بودنتون کافیه. راستش خسته شدم از اینجور کسشر نوشتن و گفتنا. نمی‌دونم چیکار کنم. بی‌حوصله و خسته‌ام. درد و رنجی پنهان توی وجودمه که فقط از درون حسش می‌کنم. کارم شده دنبال کار گشتن. نمی‌تونم مثل باقی دردها بیانش کنم و بروزش بدم. شاید هم خوابم میاد و مغزم کسخل شده. شاید هم عوارض قرصه. شاید هم زندگی همینه و از یه طریقی باید باهاش کنار اومد. نیاز دارم یک انسان فرهیخته مشت بزنه توی صورتم. به هر حال...، این‌ها هم می‌گذره. خدا رو شکر زمان کارش رو خوب بلده.

پیام صوتی00:56

.

من خودم سیگاری‌ام ولی الان بحث بحث تریاکه.

بهت فکر می‌کنم و مچ خودمو که لبخند زدم و نیشم تا بناگوش باز شده می‌گیرم.

photo content

خیر مقدم به خانم دهقان و SaM عزیز نقاش و خاننده مورد علاقه بنده.🫶

[بعد از نوشتن ۲۰ خط مانیفست، با خودش می‌گوید «بنویسم که چی بشه، این همه نوشتم، چی شد؟ اونایی که باید بفهمن می‌فهمن، اونایی که نمی‌فهمن هم نخواهند فهمید» و سپس تمام متن را پاک می‌کند. شروع می‌کند به نوشتن متنی در مورد پاک کردن متن قبلی، یک نفر در ذهنش می‌گوید «ملت دارن جون می‌دن، تو نشستی در مورد خودت کسشر می‌گی؟»، به نظرش منطقی میاید، این متن را هم می‌خواهد پاک کند که با خودش می‌گوید «اگر اینا رو می‌خوای پاک کنی، پس واسه کی داری می‌نویسی؟» و پژواک جملهٔ «پس واسه کی داری می‌نویسی» در ذهنش می‌پیچد. جملهٔ شاهرخ مسکوب را به خاطر می‌آورد که می‌گفت «نوشتن، درمان درد بیهودگی‌ست». به زندگی بیهوده‌اش نگاهی می‌اندازد و پی می‌برد چرا و برای چه کسی می‌نوشت، می‌نویسد و، شاید، خواهد نوشت. بله آقاجان، نوشتن، درمان درد بیهودگی‌ست. اندکی به کسشر بودن زندگی و انسان‌ها فکر می‌کند و سپس پیام را ارسال می‌کند]

شانه‌ات را زود بُردی، سرم را باد برد.

Haydeh - Shanehayat (Remix).flac15.18 MB

کانال هایده و مهستی - Hayedeh_ Shanehayat.mp310.38 MB

پام ساکن اروپاست دستم ساکن صحرای عربستان *ایلان ماسچک* @OfficialPersiaTwiter
پام ساکن اروپاست دستم ساکن صحرای عربستان *ایلان ماسچک* @OfficialPersiaTwiter