1 184
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-2530 روز
آرشیو پست ها
1 184
نه دیگر میخواهم به روالِ قبل برگردم و نه دیگر توانش را دارم. انگار زمان ایستاده و همهچیز، تا مغزِ استخوان، بوی خون گرفته است.
میدانم که شما هم همینطورید؛ میدانم که این خفقان، تقدیرِ مشترکِ تمامِ ما شده است. رنجِ شما، زخمِ بازِ تنِ من است؛ ما در این سوگ، رگهایمان به هم گره خورده است.
@whispetofdth
