1 201
مشترکین
-224 ساعت
-17 روز
-1630 روز
آرشیو پست ها
1 198
قبل تر فکر میکردم من برای غمگین بودن زاده شده
اما الان خوب میدونم که من از دل غم زاده شدم.
1 198
این جا اخرین جایی بود که خوش بودم[بودیم]و خندیدم[خندیدیم]
قرار بود بعدش بریم سینما.
و ما خوشحال بودیم از این که میتونیم اون فیلم رو ببینیم.
نه هزینه اش رو داده بودیم و نه با اختیار خودمون بود.
اما از وقتی که فیلم شروع شد…
حالمون بد شد و میخواستیم زودتر فیلمه خوب بشه و از این غم و عصبانیت دربیاد..
اما ترسناک هم شد..
تو هنوز امید داشتی که فیلم خوب میشه پس منم امید داشتم
گذشت و گذشت بهتر نشد..
اما تو هنوز امید داری و من فقط میخواستم فیلم همونجا تموم بشه
میخواستم بخوابم…
تا پایان فیلم
یه خواب ابدی
تا دیگ ادامه این رنج رو نبینم اما یه قانونی بود توی اون سینما.. که اگه میخواستی ازش خارج بشی و دیگ نبینی یه بار دیگ باید هرچی که دیدی رو تو لحظه اخر میدیدی…
این روزا فقط دلم میخواد این فیلم تموم بشه
۲۲ ساله که تموم نشده
ومن میدونم که پایان خوشیم نداره..
شخصیت پردازی های خوبی هم نداشت جز چن مورد 🖤
پایان خوبی ن
و تو زودتر از من نشسته بودی و فک کنم الان برای تو قشنگ تر شده
فک میکنم همه بفهمن که راجب فیلم حرف نمیزدم راجب زندگیم حرف میزدم…
و من از مرگ میترسم چون که قبلش یه بار دیگ باید هرانچه که دیدم رو ببینم.
1 198
So tired, so tired...
I need to feel the freezing blue
Leave me here!
Let the coming of spring
Carry me back to earth.
Leave me here!
